نگاهی بر مهندسی معکوس( Reverse Engineering)؛

انقلاب و نظام اسلامی تحت تهدید مهندسی معکوس منفی/ مقامات مسئول! راهبرد مهندسی معکوس مثبت و اصول و مبانی آن را جدی بگیرند...

انقلاب و نظام اسلامی تحت تهدید مهندسی معکوس منفی/ مقامات مسئول! راهبرد مهندسی معکوس مثبت و اصول و مبانی آن را جدی بگیرند...
مهندسی معکوس( Reverse Engineering) همانطور که از اسم آن پیداست ؛علمی است در حوزه علوم فنی-مهندسی که بطور خاص در حوزه نظامی و تولیدات سخت افزاری آن پای به این میدان نهاد و رشد پیدا کرد و به دیگر شاخه های این علوم با توجه به اهمیت های تجاری و اقتصادی آن کاربرد فراوان یافت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گلستان ما ؛ حسن بیارجمندی دانشجوی دکتری دانشگاه روابط بین الملل مسکو طی یادداشتی نوشت: مهندسی معکوس( Reverse Engineering) همانطور که از اسم آن پیداست ؛علمی است در حوزه علوم فنی-مهندسی که بطور خاص در حوزه نظامی و تولیدات سخت افزاری آن پای به این میدان نهاد و رشد پیدا کرد و به دیگر شاخه های این علوم با توجه به اهمیت های تجاری و اقتصادی آن کاربرد فراوان یافت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گلستان ما,

اما همین علم  نیز  بطور خاص نیز تحت تاثیر فضای ابتدایی تولد خود و به ویژه تغییر رویکردها نظامی از سخت به نرم و نیازمندی های نرم افزاری آفندی این نوع از جنگ های نوین،به حوزه علوم اجتماعی راه یافت .این نوع از مهندسی با توجه به اهداف آفندی(براندازی نرم) در عمق سیستم ها و ساختارهای اجتماعی،سیاسی،فرهنگی،اقتصادی،امنیتی و...با دور زدن محدودیت‌های دسترسی مستقیم در راستای اهداف آفند،بدست آوردن اطلاعات حساس ، تجزیه و تحلیل اجزای سیستم ها و نظامات مذکور، بررسی کارآیی سیستم و نظامات آن و اجزای اصلی تشکیل دهنده و النهایه بکارگیری از نتایج حاصله جهت طراحی های عملیاتی مبتنی بر تضعیف نقاط قوت  سیستم و نظامات آن و حذف فرصت های موجود آنان بکار می رود.

,

ازینرو از این نوع مهندسی به مهندسی معکوس آفندی یا منفی یاد می کنند و در نقطه مقابل این نوع از مهندسی به مجموعه اقدامات پدافندی شامل بدست آوردن اطلاعات آفندی دشمن و تجزیه و تحلیل اجزای عملیات و اهداف آنان به منظور بازبینی های  امنیتی و حفظ و حراست از کلیت سیستم با درک درست از پایه های اساسی و حیاتی آن و امکان نوسازی ساختارها جهت نیل به یک وضعیت امن تحت استانداردهای پدافند غیرعامل نیز مهندسی معکوس مثبت اطلاق می شود.

,

بنابراین مهندسی معکوس  در این حوزه به علمی گفته می‌شود که از نقاط آفندی عمده در جنگ نرم به بازسازی و بازنویسی پروژه براندازی مهاجم رسیده و براساس آن نیز برنامه پدافند طراحی و اجرا می گردد ؛ در واقع این علم  فرایند کشف مهندسی براندازی یک نظام در آفند  علیه یک یا چند سیستم و زیر سیستم می‌باشد که از طریق مستقیم و مستقل  تجزیه و تحلیل پایه های اساسی و حیاتی ساختار و عملکرد آن  و یا  نقاط عمده و مشترک آفندی حاصل می‌شود.

,

در اکثر مواقع موضوع  این علم  در مهندسی معکوس مثبت  مطالعه یک یا چند مولفه اصلی عام و یا اختصاصی ساختار، یک سیستم، یک برنامه  یا یک فرد یا شخص حقیقی و حقوقی (سازمان،نهاد،حزب،انجمن ،گروه و...)می‌باشد و یا در مهندسی معکوس منفی باز طراحی پروژه براندازی  دشمن بدون  دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده دشمن تنها با جداسازی اجزا و تجزیه و تحلیل نقاط  آفندی آنان.این نوع از مهندسی  به طور عمده در استفاده‌های امنیتی و ضد امنیتی به کار می‌رود و هدف آن تنها کشف مولفه های طراحی یا باز طراحی یک برنامه جامع عملیاتی آفندی و پدافندی بدون داشتن اطلاعات طبقه بندی شده در زمینه طراحی آن عملیات و تنها از طریق فرایند معکوس و به کارگیری تکنیک‌های مشابه  در عملیات های مشابه می‌باشد.

,

1

, 1,

در ایران عمده مهندسی معکوس منفی- که از سوی ایالات متحده طراحی شده است - در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی و پس از پیروزی آن جهت تقلیل آن به یک انقلاب حداقلی و انحراف آن از اهداف متعالی و آرمان های اسلامی آن بود. دولت موقت مهندس بازرگان نماد و اولین نمونه کامل از اجرای چنین مهندسی معکوسی با آفند بر اصول و آرمان های انقلاب اسلامی،ابعاد و ماهیت جمهوری اسلامی،پیش نویس قانون اساسی و اصل ولایت فقیه،مجلس خبرگان قانون اساسی،حفظ و تقویت روحیه انقلابی از صدر تا ذیل دولت با پاک سازی اداری عناصر فاسد و طاغوتی و برخورد با ضد انقلاب، سیاست خارجی با تاکید مبارزه با استکبار جهانی و در راس آن آمریکا و...بود.

,

کارشکنی های دولت موقت ( سه بار استعفا )و در مهمترین مرحله از مراحل انقلاب اسلامی یعنی روز ۱۴ آبان ۱۳۵۸ یک روز پس از تسخیر سفارت استکباری آمریکا در تهران و جالب تر از همه با  رها کردن اقدامات لازم برای1- مقدمات همه‌پرسی قانون اساسی، ۲- مقدمات انتخابات مجلس شورای اسلامی ۳- مقدمات تعیین رییس‌جمهور؛تنها بخشی از این عملیات تقلیل گرایانه است.اما در ادامه چنین راهبردی عنصر جذب شده توسط سازمان جاسوسی ایالات متحده-که با تالیفات بظاهر اسلامی از جمله کتاب «اقتصاد توحیدی» و سخنرانی ها، مصاحبه ها و مناظره های متعدد خود را یک  چهره ای روشنفکر اسلامی معرفی کرده و به شورای انقلاب و نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی نفوذ کرده بود- با استعفای دولت موقت به سمت سرپرست وزارت خارجه و همچنین وزارت امور اقتصادی و دارایی راه یافت و با یک نمایش سیاسی تمام عیار در اولین انتخابات ریاست جمهوری- که در 5 بهمن 1358 برگزار شد- به عنوان اولین رئیس جمهور اسلامی ایران انتخاب گردید.

,

ایجاد جنگ روانی تمام عیارعلیه جریان مومن انقلاب اسلامی، ایجاد دوقطبی در کشور،همسویی با معاندین، لیبرال ها و منافقین ، همگرایی با کشورهای بیگانه و مستکبر، سوزاندن فرصت جایگاه مهمی چون ریاست جمهوری و فرماندهی کل قوا وتبدیل آن به بزرگترین تهدید علیه انقلاب ونظام اسلامی عمده اقداماتی بود که ابوالحسن بنی صدر در کلیت پروژه مهندسی معکوس منفی دنبال و اجرایی نموده بود.

,

در نقطه مقابل این پروژه عظیم دو چهره  متفکر، ژرف اندیش و جریان شناس انقلاب اسلامی یعنی علامه مطهری و حضرت آیت الله دکتر بهشتی –که از آنان باید بعنوان پدران مهندسی معکوس مثبت انقلاب اسلامی یاد کرد- به ترتیب در سخنرانی  مبسوط فروردین 1358 در انجمن اسلامی پزشکان و در محل مسجدالجواد تهران و نامه مورخ 22 اسفند ۱۳۵۹(بعد از غائله ۱۴ اسفند در دانشگاه تهران)- به امام خمینی(ره)اصول و مبانی آن را تبیین کرده اند.ما در این یادداشت با توجه به مقدمه و تاریخچه کلی ای که بیان داشتیم به بررسی و تحلیل  آن می پردازیم.

,

مهندسی معکوس منفی انقلاب اسلامی(آفند نرم)

,

«مهندسی معکوس منفی انقلاب اسلامی » بنا به شواهدی-که البته محل تردید قرار گرفته است- با نام فرانسیس فوکویاما نویسنده کتاب معروف «پایان تاریخ» و یکی از متفکرین عرصه نومحافظه کاری و استاد دانشگاه جان هاپکینز واشنگتن و تحلیلگر موسسه «رند» گره خورده است.

,

براساس محتوی یک سخنرانی در سال 1986 با عنوان «باز شناسی هویت شیعه»-  که بخشی از آن در ایران هم منتشر شد- در کنفرانسی در بیت المقدس؛اصول و مبانی این مهندسی تبیین شده است.در بخشی از این سخنرانی آمده است که  :«شیعه پرنده‌ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیر‌های ماست. پرنده‌ای که دو بال دارد، یک بال سبز و یک بال سرخ، بال سبز این پرنده مهدویت و عدالت‌خواهی و بال سرخ او، شهادت‌طلبی است که ریشه در کربلا دارد.

,

این دو بال شیعه را فنا ناپذیر کرده است.سخنران حرف مهمتری هم می زند و می گوید:« اما این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد که با آن زره قدرتش دوچندان می‌شود...»وی راه برخورد با این جریان را، تضعیف ولایت فقیه می داند و نظریه «مهندسی معکوس» را ارائه داده و توصیه می کند که: « برای مقابله با شیعیان[انقلاب اسلامی] ...ابتدا باید ولایت فقیه را خط بزنید و تا این را خط نزنید، نمی‌توانید بال های سبز و سرخ یعنی کربلا و مهدویت را بی خاصیت کنید.

,

او با پیچاندن این نسخه  که برای پیروزی بر یک ملت باید میل مردم را تغییر داد!!!، می گوید ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید، پس از آن، شهادت‌طلبی به رفاه‌طلبی تغییر می‌کند. اگر این دو تا ـ یعنی ولایت و شهادت ـ را خط زدید خود به خود اندیشه‌های امام زمانی و مهدویت هم از جامعه‌ شیعه رخت بر ‌می‌بندد.سخنران در ادامه می گوید: شما باید ولایت فقیه را بزنید، بعد اگر بپرسید چگونه می شود ولایت فقیه را زد؟ من می گویم در قانون اساسی آنچه موجب قوام و بقای ولایت فقیه است شورای نگهبان است اگر بتوانید این رکن را از قانون اساسی حذف کنید خود بخود ولایت فقیه هم در یک رفراندوم زده می شود! شما باید این فیلتر را از بین ببرید. ..ایشان می گوید: اگر توانستید ولایت فقیه را بزنید بلافاصله پرنده شیعه افت می کند و سقف پروازش کاهش می یابد و تیرهای شما به راحتی به او می خورد؛ آن وقت میکروپولتیک میل های شما، اثر می کند، فنا ناپذیری و تهدید ناپذیری هم به طریق اولی از بین می رود.

,

چنین جامعه ای از درون فرو می ریزد؛ بدون این که یک تیر شلیک کنید...همچنین فوکویاما در این جهت می افزاید:باید تبلیغات گسترده‌ای را بر ضد مراجع و رهبران دینی شیعه صورت دهیم تا آنها مقبولیت خود را در میان مردم از دست بدهند.... ما باید مرجعیت را که سد راه اصلی اهداف ما هستند تضعیف و آنان را بدست خود شیعیان و دیگر مذاهب اسلامی بی تاثیر کرده و در نهایت تیر خلاص را به این فرهنگ و مذهب بزنیم.

,

سال 88 و فتنه آن را که می توان گسترده ترین نمونه عملیاتی مهندسی معکوس منفی با آفند بر علیه مولفه های اصلی انقلاب و نظام اسلامی از آن نام برد با خطوط اصلی این سخنرانی صرف نظر از سخنران آن تطبیق دارد.

,

2

, 2,

هرچند با توجه به پیشینه تاریخی  که در مقدمه اشاره نمودیم این پروژه بصورت محدودتری در دولت بازرگان و ابوالحسن بنی صدر با همین خطوط اجرایی شده بود و با توجه به عمده نقاط آفندی در دستور کار از آن مقطع تا کنون می توان بر صحت و درستی نسخه از مهندسی معکوس منفی انقلاب اسلامی صحه گذاشت.نسخه ای که بصورت تامل انگیزی از سوی« Jaras » -پایگاه اطلاع رسانی جنبش سیز در ایالات متحده-در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹طی مطلبی با عنوان:« فوکویاما پرنده شیعه با بال سرخ و سبز ندیده است» به نقل از یک یادداشت وبلاگر ناشناخته آنرا مورد انکار و تردید قرار می دهد.

,

دلیل اصلی نویسنده وبلاگ تلنگر متن دو ایمیل و پاسخ آن هست که اولین جوابیه آن به :« On Mon, Aug 25, 2008 at 9:15 PM,Francis Fukuyama <f.fukuyama@jhu.edu>; wrote» به دوشنبه 4 شهریور 1387 باز می گردد؛علاوه بر  فقدان آدرس صفحه ارجاعی موضوع آدرس ایمیل فرانسیس فوکویاما و عدم تطبیق آن با صفحه و آدرس کنونی این شخص« f.fukuyama@stanford.edu » اولا جواب آن مبنی برا اینکه او شرکت در چنین بحثی را بخاطر نمی آورد و یا ترکیب چنین عبارت مورد اشاره را خود قابل تامل است ثانیا طرح موضوع ایمیل دوم با فقدان مشخصات  و مستندات ارسال و دریافت جوابیه نیز بر این ابهام افزوده است.

, f.fukuyama@jhu.edu>, f.fukuyama@stanford.edu,

از این دلایل ظاهری بگذریم  افرادی معتقدند با بررسی-  که از طرف اولین شخصی که این محتوی را مطرح کرده است- بعمل آمده است وی اینگونه توضیح داده است که اصل قضیه این بوده که در سال 1984 در تل اویو کنفرانسی برای شناخت شیعه بر پا می شود در آنجا سخنرانان روی جریان کربلا و مهدویت بحثهای مهمی ارائه می دهند که من در برخی سخنرانیهایم به مقالات آن اشارات و استناداتی داشته ام.

,

اصل مقالات ترجمه و توسط وزارت ارشاد وقت در همان سالها به چاپ رسیده است!!؟ و افرادی دیگر با تایید محتوی معتقدند که این گفته از زبان میشل فوکو« Michel Foucault »-که به دلیل شباهت های فامیلی به فوکویاما نسبت داده شد – می باشد و البته کمی هم در اصل مطلب تغییرات داده شده است!

,

از نظر اینان اصلی ترین مبانی این نسخه را می توان در آثار این فیلسوف، تاریخدان و متفکر معاصر فرانسوی و صاحب کرسی «تاریخ نظام‌های فکری» در کالج دو فرانس و همچنین در دانشگاه ایالتی نیویورک در بوفالو و دانشگاه کالیفرنیا و برکلی مشاهده کرد؛فیلسوفی که بیشترین شهرت خود را به جهت طرح نظریات عمیق و دیدگاه انقلابی درباره جامعه، سیاست و تاریخ از جمله در ایران مدیون است.[1]

,

اماصرف نظر از این دیدگاه ؛نقش فوکو در آعازین سالهای پیروزی انقلاب اسلامی  با توجه به تغییر نسبی دیدگاه های او به هر دلیلی و در اثنای دولت موقت مهدی بازرگان قابل تامل و بررسی است ؛از این جهت که علاوه بر خطوط کلی پیش گفته در نسخه ابتدایی،نظریاتی از سوی این متفکر مطرح شده است که از آن مقطع تا کنون هموارده در معکوس سازی منفی انقلاب اسلامی مورد توجه و اهتمام ویژه گردانندگان اپوزیسیون داخلی و خارجی بوده است اولامصاحبه ای که «کلربری یر» و «پی یر بلانشه» (خبر نگاران روزنامه لیبراسیون) با او قبل از پیروزی انقلاب داشتند، و وقتی از او می پرسند که آیا نباید خشمگین و هراسناک از یک انقلاب... دینی باشیم؟ و فوکو ازهراس ناتوانی غرب از فهم و تبیین این انقلاب سخن به میان می آورد و نکته بسیار قابل توجهی را در این ارتباط مطرح می کند«[غرب]تنها در صورتی یک انقلاب را به رسمیت می شناسد که دو دینامیک را در آن مشاهده کند» و آن دو عنصر عبارت اند از «تضاد طبقاتی» یا برخوردهای اجتماعی و دوم «حضور یک نیروی پیشرو»، طبقه، حزب یا ایدئولوژی سیاسی، و در یک کلام نیروی پیشتازی که بتواند کل ملت را بسیج کند»[3] و از آنجا که  این دو دینامیک مورد قبول غرب در انقلاب اسلامی وجود ندارد؛

,

1- در برابر آن موضع گیری می کند و صف آرایی می کند 2-با نفوذ به درون این انقلاب در صدد ایجاد و تقویت این دو عنصر و براندازی آن است. ثانیا  نوشتن نامه سرگشاده به  مهندس بازرگان[2] و تاکید فراوان بر جلب نظر افکار عمومی جهانی!!!و قبولاندن این اصل به رئیس دولت موقت که باید طوری رفتار کند!!! که غرب اعتراض نکند!!![4] اگر عملکرد دولت موقت بازرگان و ابوالحسن بنی صدر را در دو حوزه سیاست داخلی و سیاست خارجی بطور اجمالی مورد بررسی قرار دهیم به این نتیجه اذعان خواهیم کرد که به ترتیب این دولت ها با بوجود آوردن دو عنصر دینامیک مورد قبول غرب در سطح داخلی و اهتمام ویژه به اصل جلب افکار جهان غرب و رعایت ملاحظات لازم در عدم اعتراض غرب به حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی،مهندسی معکوس منفی انقلاب اسلامی را کلید زده و در زمین غرب و براساس قواعد آنان بازی کرده اند.

,

3

, 3,

بنابراین حتی در فرض  عدم انتساب نسخه ابتدایی به فرانسیس فوکویاما،ما براساس متد های این شاخه از علم قادریم با اشراف کامل نسبت به داده ها و اطلاعات آفندی جنگ های نرم کشورهای غربی و عناصر داخلی آنان و همچنین تجزیه و تحلیل اجزای عملیاتی و اهداف آنان ؛به درک درستی از نسخه اصلی مهندسی معکوس منفی انقلاب اسلامی دست یابیم که تمامی این مولفه ها و عناصر را تایید می کند.

,

مهندسی معکوس مثبت انقلاب اسلامی(پدافند نرم)

,

همچنانکه در مقدمه اشاره نمودیم در همان سالهای آغازین   استاد دور اندیش و متفکر شهید علامه آیت الله مطهری رحمه الله علیه در سلسله سخنرانی ها و جلسات پرسش و پاسخ در ارتباط با انقلاب اسلامی- که امروز در قالب کتاب آینده انقلاب اسلامی در دسترس عموم است- بصورت تلویحی از یک« راهبرد مهندسی معکوس مثبت »به منظور حفظ و تقویت انقلاب اسلامی سخن به میان می آورده است.

,

شهید مطهری در سخنرانی خویش در فروردین 1358 در انجمن اسلامی پزشکان و در محل مسجدالجواد تهران با تحلیل جامعی از انقلاب ایران، اصول و مبانی چنین مهندسی را تبیین می نمایند:ایشان با تفسیر آیه الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون... بعنوان یک اصل ،تاریخ اسلام را تحلیل می کنند و از آن بعنوان مبدایی که انقلاب اسلامی صدر اسلام توسط رخنه افراد فرصت طلب و رخنه دشمنانی که تا دیروز با اسلام می جنگیدند؛عوض می شود؛ سخن به میان می آورد.

,

ایشان با استناد به مقطعی از تاریخ اسلام در نیمه دوم قرن اول از کوششی انحرافی که در صدد گردید از این انقلاب اسلامی در صدر اسلام به یک انقلاب ماهیتا قومی و عربی تعبیر نماید به مبانی مهندسی معکوس منفی دشمنان اسلام ناب محمدی(ص) و مهندسی معکوس مثبت در جهت حفظ و تقویت انقلاب اسلامی صدر اسلامی می پردازند:«یعنی یک حرکت اسلامی به صورت یک حرکت عربی و نژادی و قومی تعبیر و تفسیر گردد،به جای این که این طور برداشت داشته باشند که اسلام و نیروی اسلام و ارزشهای اسلامی بود که پیروز شد پس در تدوام این انقلاب هم باید همان معیارها و همان اصول حفظ کرد تا اسلام باقی بماند بلکه روز به روز گسترش بیشتر پیدا کند،این حرکت تعبیر شد به یک ماهیت عربی و قومی ...بدیهی است که همین یکی کافی بود برای این که شکاف در درون جامعه اسلامی به وجود بیاورد به دو صورت مختلف:یکی بازگشت به اسلام اولیه و اسلام حقیقی...و دیگر به صورت تعصب نژادی؛یک گروه دیگر هم گفتند حالا که پای قومیت در میان است چرا قوم عرب ؟قوم ما.»[5]

,

شهید مطهری ضمن تطبیق وضعیت انقلاب اسلامی با وضعیت یاد شده می افزاید:« حالا که بر دشمن بیرونی پیروز شده اید،تمام نیروهای او را متلاشی کرده و شکست داده اید...دیگر ترس نداشته باشید ولی ترس داشته باشید،ترس از خود ،ترس از منحرف شدن این نهضت و انقلاب.روی این جهات ...ما باید انقلاب خودمان را بشناسیم و بشکافیم و همه جنبه هایش را در نظر بگیریم.

,

با شکافتن و شناختن این انقلاب است که امکان نگهداری و حفظ آن و امکان تداوم بخشیدن به آن پیدا خواهد شد.»[6] آنگاه پس از تبیین ماهیت انقلاب اسلامی در نتیجه سخنان خویش بیان می دارند:انقلاب ما یک انقلاب ماهیتا اسلامی است؛یعنی یک انقلاب همه جانبه است...در این صورت تداومش هم در آینده باید بر همین مبنا و اساس باشد...»[7] ایشان از مسیر عدالت خواهی و احترام به آزادیهای مشروع و حفظ استقلال مکتبی بعنوان عوامل تداوم انقلاب اسلامی یاد می کنند و در تبیین عامل اخیر می افزایند« انقلاب ما وقتی پیروز خواهد شد که ما مکتب و ایدئولوژی خودمان را به دنیا معرفی کنیم یعنی جمهوری اسلامی ایران آنوقت موفق خواهد شد که براساس یک تز،یک ایدئولوژی که همان ایدئولوژی اسلامی است ادامه پیدا کند.

,

اگر این مکتب و ایدئولوژی ،اسلامی محض باشد...ما در آینده موفق خواهیم بوداما اگر بنا بشود که یک مکتب التقاطی به نام اسلام درست کنیم...و بگوییم این است مکتب اسلام[در بلند مدت] همین هایی که رو به اسلام آورده اند با شدت بیشتری از اسلام گریزان خواهند بود.

,

این است که این مکتب های التقاطی به عقیده من ضررشان برای اسلام از مکتبهایی که صریحا ضد اسلامی هستند[مکتب لیبرال] اگر بیشتر نباشد کمتر نیست...این است که آینده ما جز این که بر پایه همان عدالت اسلامی و ارزشهای اسلامی با شد قابل بقا نیست.این را من فقط به عنوان یک اندرز به طبقه جوان و پراحساس...عرض می کنم...:این برای آینده انقلاب ما خطرناک است که ما حق اسلام را با باطل مکاتب دیگر بیامیزیم و آز آنها یک معجون به وجود بیاوریم.»[8]

,

شهید مطهری رحمه الله علیه همچنین پیش از این در سخنرانی خویش در اسفند ماه 1357 در مسجد فرشته تهران بصورت مبسوطی نوعی آینده نگری مبتنی بر شناخت ماهیت انقلاب اسلامی را ارائه داده بودند تا براساس یک مهندسی معکوس مثبت نسبت به حفظ ،هدایت و رهبری صحیح آن صورت پذیرد:«می خواهیم یک نوع آینده نگری درباره این انقلاب بکنیم،به چه منظور؟به منظور امکان بیشتر برای حفظ و نگهداری و برای هدایت و رهبری این انقلاب»[9] ایشان عدم توجه به چنین اصلی را منتهی به ورود خواسته یا ناخواسته یک مهندسی معکوس منفی می دانند « ما تا انقلاب خودمان را دقیق نشناسیم،تا تمام ابعاد این انقلاب را نشناسیم نمی توانیم آن را در آینده حفظ و نگهداری ،رهبری و هدایت کنیم.اگر نشناسیم،یک وقت می بینیم دانسته یا ندانسته تحریفش کرده ایم.»[10] که صدرصد به جهت اینکه چنین بازی با قواعد دشمن در میدان انقلاب اسلامی صورت می پذیرد نوعی از مهندسی معکوس منفی است.شهید مطهری مولفه های اصلی این مهندسی معکوس مثبت را به شرح ذیل بر می شمارند:

,

1-حفظ و تقویت ارکان انقلاب روحی مردم

,

شهید مطهری انقلاب روحی را مقدمه هر انقلاب اجتماعی می داند و حفظ و تقویت دگرگونی بنیادی در روحیه مردم را ضامن بقاء و آینده آن انقلاب می دانند[11]ایشان دمیده شدن روح امر به معروف و جهاد و احساس شخصیت مبتنی بر کشف“ من اسلامی“ از راه آشنایی با تاریخ و ایدئولوژی اسلام را ارکان اصلی انقلاب روحی مردم ایران می خوانند و در نتیجه مبحث خویش بیان می دارند:« آینده انقلاب اسلامی در یک قسمت بستگی دارد به این که بتوانیم این روحیه را که بخشی از آن داده شده است به ملتمان بدهیم آن را تکمیل کنیم و مانع شویم از این که در این روحیه خلل یا تحریفی واقع شود و ملت ما به حالت تسلیم و تمکین گذشته برگردد.»[12] گذشته از اینکه تساهل و مدارا در عرصه فرهنگی بالاخص حوزه عفاف و حجاب منجر به اخلال در رکن اول انقلاب روحی مردم(روح امر به معروف) شده است

,

2-حفظ و تقویت ارکان اصلی بقا و تدوام انقلاب اسلامی

,

شهید مطهری از عدالت اجتماعی ، استقلال و آزادی و معنویت اسلامی بعنوان سه رکن اصلی بقا و تداوم انقلاب اسلامی یاد می کنند[13]ایشان با تبیین عدالت اجتماعی در دیگر مکاتب،تفاوت عمده میان مکتب اسلام با سایر مکاتب در این جهت، این است که اسلام معنویت را پایه و اساس می شمارد و می افزاید:«حساسیتی که اسلام در زمینه عدالت اجتماعی و ترکیب آن با معنویت اسلامی از خود نشان می دهد ،در هیچ مکتب دیگری نظیر و مانند ندارد»[14] وی تاکید می کنند:«انقلاب اسلامی ما نیز اگر می خواهد با موفقیت به راه خود ادامه دهد راهی جز اعمال چنین شیوه ها و بسط روشهای عدالت جویانه و عدالت خواهانه در پیش ندارد»[15]شهید مطهری در تبیین استقلال بعنوان دومین رکن بیان می دارد« من روی مسئله استقلال خیلی تکیه می کنم ، استقلال سیاسی ، استقلال اقتصادی ،استقلال فرهنگی و بالخصوص روی استقلال فرهنگی و در استقلال فرهنگی بالاخص روی استقلال مکتبی زیاد تکیه دارم.

,

ما اگر مکتب مستقل خودمان را ارائه نکنیم انقلاب ما به نتیجه و ثمر نمی رسد،جذب مکتبهای دیگر می شویم ولو این که رژیم را عوض کردیم ، استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی به دست آوردیم ما باید کار کنیم باید نشان بدهیم جهان بینی اسلامی نه با جهان بینی غربی می خواند و نه با جهان بینی شرقی.این چه بیماری است که عده ای می خواهند حتی جهان بینی اسلامی را با یکی از جهان بینی های غربی یا شرقی تطبیق بدهند...»[16]

,

ایشان در تبیین سومین رکن از ارکان انقلاب اسلامی یعنی رکن معنویت با تاکید اصلاح همزمان درون و بیرون مبتنی بر آموزهای دین مبین اسلام بیان می دارند« از نظر قرآن ما باید در آن واحد،هم نظام روحی و فکری و اخلاقی و معنوی خودمان را درست کنیم و هم نظام اجتماعی و روابط بیرونی را.اگر تنها به یک طرف توجه شود کاری پیش نمی رود.قرآن در همین زمینه فرموده است:ان الانسان لیطغی ان راه استغنی.انسان وقتی خود را مستغنی و دارای همه چیز می بیند این امر در درونش اثر می گذارد و آن را خراب می کند»[17]ایشان در پاسخ به این سئوال که آیا اومانیسم بدون ایمان به خدا امکان دارد؟ می فرمایند:« از جمله خصوصیات انقلاب ما این است که چون بر پایه ایدئولوژی اسلامی قرار گرفته به معنویتی واقعی متکی است...[لذا]ما در جامعه آینده خودمان باید همواره طور که مسئله عدالت را با شدت مطرح می کنیم ،به همان شدت نیز مسئله معنویت را طرح کنیم.»[18] و سپس می افزاید:«اگر معنویت را فراموش کنیم انقلاب خودمان را از یک عامل پیش برنده محروم کرده ایم»[19]

,

پاورقی

,

1-       نگاه کنید به میشل فوکو(1377)، ایرانی ها چه رویایی در سر دارند؟، ترجمه حسین معصومی همدانی، ،تهران: انتشارات هرمس، چاپ سوم. میشل فوکو(1380)، ایران: روح یک جهان بی روح، ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده، ، تهران: نشر نی، چاپ دوم.شهریار زرشناس(1386)، بازخوانی کوتاه رویکرد فوکو نسبت به انقلاب اسلامی ایران، سایت باشگاه اندیشه.

,

2-       فوکو، میشل، طغیان بی حاصل، مندرج در: حسین راغفر، دولت فساد و فرصت های اجتماعی، تهران، نقش و نگار، 1382.صص 286ـ290.

,

3-       میشل فوکو، ایران روح یک جهان بی روح و 9 مقاله دیگر، ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده، چ2، تهران، نی، 1380.، ص 55.

,

4-       فوکو، میشل، طغیان بی حاصل، ص 284.

,

5-       آینده انقلاب اسلامی ایران.انتشارات صدرا،چاپ سی ام آبان 1388،صص57-58

,

6-       همان صص 58-59

,

7-       همان صص 73-74

,

8-       همان صص96-99

,

9-       همان ص 117

,

10-   همان ص 129

,

11-   مرا جعه کنید همان ص 132

,

12-   همان ص 146

,

13-   همان ص147

,

14-   همان ص 155

,

15-   همان ص 156

,

16-   همان صص 166-167

,

17-   همان صص 176-177

,

18-   همان صص178-179

,

19-   همان ص 179

,

انتهای پیام/ج

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه