معیارهایی برای ازدواج در بازخوانی یک پیوند آسمانی

معیارهایی برای ازدواج در بازخوانی یک پیوند آسمانی
اول ذیحجه سالروز ازدواج عصاره عفت و مردی الهی است که ثمره آن منشور هدایت نسل بشر را به ارمغان آورده‌است و این خود دلیلی بر جستجوی معیار خوشبختی در این پیوند آسمانی است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از قابوس نامه، در این نوشتار با تکیه بر روایات متعدد در باب ازدواج بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه(س) و امیرمومنان حضرت علی(ع)، سخن رانده شده است و در مسیر بیان شکل‌گیری این پیوند آسمانی درس آغازی درست برای زندگی مشترک را عنوان می کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , قابوس نامه،, قابوس نامه،, قابوس نامه،, قابوس نامه,

خواستگارى امیرالمؤمنین از حضرت زهرا(س)

, خواستگارى امیرالمؤمنین از حضرت زهرا(س), خواستگارى امیرالمؤمنین از حضرت زهرا(س),

على علیه السلام مى دانست که پیغمبر دخترش را به عنوان ازدواج نمى فروشد، متاع ناپایدار دنیا در پیش رسول خدا (ص) آن ارزش و اعتبار را ندارد که جانشین فضل و کرامت شود.
رسول خدا (ص) نماینده خدا است و از طرفى در پیشگاه خداوند تعالى سرمایه امتیاز و فضیلت فقط تقوى و دانش است و فرستاده خدا هرگز غیر از آنچه را که خدا دوست دارد نمى خواهد و به آن اعتبار نمى دهد.

,
,

على پیغمبر خدا را بیش از هرکس مى شناسد که روح او آسمانى و ملکوتى است هرگز گرفتار قید و بند مادیات زودگذر نشده و نمى شود اما لازم است در این عقیده از دیگران نیز گواهى و اعتراف بگیرد لازم است آنها که در امر ازدواج رقیب او هستند و به غرور مال و دارایى خود از فاطمه (س) خواستگارى کرده اند اقرار کنند که درهم و دینار، ملاک فضیلت نیست.

,

ملاک، تقوى است که آنها فاقد آن مى باشند این اعتراف، بر آنها حجتى بزرگ بوده باشد. حجتى بزرگ براى روزهایى که در پیش خواهد بود.

,

آنها که به آن حضرت گفته بودند که شما در مورد خواستگارى دختر پیامبر (ص) قدم به جلو بگذارید، در دنباله سخنان خود گفتند اى على! تو از ما بهتر مى دانى که رسول خدا (ص) در بند مال و متاع دنیا نیست آنچه در نظرش گرانبها است در تو وجود دارد او جز به تقوى و دانش به چیزى اهمیت نمى دهد.

,

على علیه السلام که در مزرعه اى مشغول آبیارى درختان بود از کار دست کشید و شتر خود را به خانه آورد و سر و صورت خود را شستشو داد و به خدمت رسول خدا (ص) شرفیاب شد و درب خانه آن حضرت را کوبید، رسول خدا (ص) به ام سلمه فرمود ببین کیست درب خانه را مى کوبد؟ ام سلمه پرسید کیست؟ بانگى دلنشین شنیده شد که باز کنید منم.

,

این صدا از هر چیز خوش تر براى پیامبر (ص) بود فرمود: باز کن اى ام سلمه زودتر این، آن کس است که خدا و رسولش دوستدار او هستند.

,

ام سلمه عرض کرد: کیست او یا رسول اللَّه که این چنینش بلند مى ستایى؟ فرمود: اى ام سلمه آرام باش او مردى است که در حوادیث سخت و بزرگ هرگز ناتوان و زبون نمى شود و اظهار ضعف و سستى نمى کند او برادر و پسر عموى من، محبوبترین خلق خدا در نزد من است.

,

ام سلمه با شتاب رفت و در را گشود على علیه السلام وارد شد و سلام کرد و به اذن رسول خدا (ص) نشست اما سر بزیر انداخت.

,

رسول خدا (ص) فرمود: پسر عموى عزیز، گویا به حاجتى آمده است و از حیاء اظهار نمى کند ولى دوست دارم که آشکارا هر چه هست بگویید قصه چیست؟

,

على علیه السلام که گویى منتظر صحبتى بود عرض کرد: آرى یا رسول اللَّه مرا حاجتى است که از على علیه السلام شرم دارم ولى کرامت رسول خدا (ص) و محبت خاصى که به من دارد اجازه مى دهد که آشکارا بگویم.

,

اى رسول خدا پدر و مادرم فداى تو باد، تو همان بزرگوارى هستى که مرا در کودکى از پدر و مادرم گرفتى، و مرا از غذاى خود پروراندى، به آداب خود مؤدبم فرمودى. تو براى من از پدر و مادر مهربانتر و خوب تر بودى، امروز اندوخته دنیا و آخرت من نیز تو هستى، دوست دارم همانطور که خداوند بازوى مرا به وجود تو نیرومند کرد، از برکت تو مرا به همسرى نیکو نیز برساند، من به این امید به سوى حضرتت شتافته ام زیرا دخترى را که من خواستار او هستم در خانه صاحب اختیار من زندگى مى کند.

,

رسول خدا (ص) از خوشحالى چهره اش شکفته و متبسم گشت، آرى على جان چنین است که مى گویى ولى براى این کار چه تهیه کرده اى؟

,

علی (ع) فرمود: یا رسول اللَّه بر آنچه مالک آن هستم شما داناتر هستید و شما خوب مى دانید که جز یک زره و شمشیر و شتر آبکش چیزى از متاع دنیا برنگرفته ام.

,

رسول خدا (ص) فرمود: بسیار خوب من امشب با فاطمه (س) در این مورد صحبت مى کنم امید است فردا تو را آنچنان که دوست دارى ملاقات نمایم.

,

همواره به حکم قرآن پاکان نصیب پاکان هستند الطیبات للطیبین والطیبین للطیبات.

, همواره به حکم قرآن پاکان نصیب پاکان هستند الطیبات للطیبین والطیبین للطیبات.,

زنان پاک طینت مخصوص مردان پاک نهاد و مردان پاک براى زنان پاک سرشت ذخیره شده اند.

,

در برخى از کتب اینگونه آورده اند.
برخى از صحابه از امیرالمؤمنین على علیه السلام پرسیدند که چرا به خواستگارى حضرت زهرا علیهاسلام نمى روید؟
ایشان در جواب فرمودند که من چیزى ندارم، گفتند: پیغمبر (ص) از شما چیزى نمى خواهد و پس از آن على علیه السلام به خانه پیغمبر (ص) رفت و از شرم و حیا نتوانست چیزى بگوید و منظور خود را به عرض برساند بدون نتیجه برگشت.

,
, برخى از صحابه از امیرالمؤمنین على علیه السلام پرسیدند که چرا به خواستگارى حضرت زهرا علیهاسلام نمى روید؟,
,

روز دوم به محضر رسول خدا (ص) شرفیاب شد. باز هم عرق شرم بر پیشانى مبارکش نشست و بدون نتیجه برگشت. ولى روز سوم که به حضور سرور کاینات رسید پیغمبر (ص) خودش فرمود: یا على آیا حاجتى دارى؟ عرض کرد آرى. رسول خدا بلافاصله فرمود بگو گمانم به خواستگارى زهرا آمده اى! عرض کرد آرى، یا رسول اللَّه در این موقع جبرئیل نازل شد و گفت یا محمد خداوند سبحان امر فرموده است که فاطمه را به ازدواج على مرتضى درآورى. [چهارده معصوم/ 257 نقل از ینابیع الموده قندوزى باب 55]

, [چهارده معصوم/ 257 نقل از ینابیع الموده قندوزى باب 55],

کفویت و همشأنى حضرت زهرا با امیرالمؤمنین
حضرت صادق علیه السلام در این زمینه بیان روشن و واضحى فرموده اند:
لو لا ان اللَّه عز و جل خلق امیرالمؤمنین، لم یکن لفاطمة کفو على وجه الارض، آدم فمن دونه .
[بحارالانوار ج 43/ 107.]
اگر خداى عز و جل امیرالمؤمنین را نمى آفرید،- از اولین و آخرین- فاطمه را بر روى زمین نظیر و همتائى وجود نداشت .

, کفویت و همشأنى حضرت زهرا با امیرالمؤمنین, کفویت و همشأنى حضرت زهرا با امیرالمؤمنین,
,
, لو لا ان اللَّه عز و جل خلق امیرالمؤمنین، لم یکن لفاطمة کفو على وجه الارض، آدم فمن دونه .,
, [بحارالانوار ج 43/ 107.],
,

على و فاطمه هر دو صاحب ولایت، هر دو داراى مقام عصمت و طهارت و هر دو از ارکان توحید و ایمانند.

,

امام ششم با عبارت دیگرى مى فرماید:
لو لا ان امیرالمؤمنین تزوجها، لما کان لها کفو الى یوم القیامه على وجه الارض، آدم فمن دونه .

,
, لو لا ان امیرالمؤمنین تزوجها، لما کان لها کفو الى یوم القیامه على وجه الارض، آدم فمن دونه .,

[ مرحوم مجلسى این روایت را از کتاب علل الشرائع و خصال و امالى صدوق و دلائل الامامه طبرى نقل مى کند و سپس مى گوید:
این امکان وجود دارد که بتوان به این روایت استدلال کرد و گفت که على و فاطمه علیهماالسلام اشرف از تمامى انبیاء اولوالعزم- بجز پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم- هستند . (بحارالانوار ج 43/ 10، 11).

, [ مرحوم مجلسى این روایت را از کتاب علل الشرائع و خصال و امالى صدوق و دلائل الامامه طبرى,
, (بحارالانوار ج 43/ 10، 11).,

اعتقاد مرحوم علامه امینى نیز همین بوده است چنانکه در منقبت سى و دوم از مناقب چهل گانه ى حضرت زهرا علیهاالسلام که پس از این خواهید خواند مى گویند: اگر بجز این فرمایش از جانب پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم تصریحى در این مورد در دسترس ما نبود (با اینکه وجود دارد)، همین حدیث شریف براى اثبات برترى حضرت صدیقه زهرا علیهاالسلام بر جمیع انبیاء (جز پدر بزرگوارش) کافى بود.

,

تشخیص رکن بودن و یا کفو و همتا بودن بشرى با بشر دیگر، مطلبى است که فهم انسان از درک آن عاجز و ناتوان است، و تنها خداى تعالى (واللَّه یعلم ما خلق) که از ضمائر مخلوقات خویش آگاه است مى داند و مى تواند معین کند چه کسى کفو نظیر و همانند کیست، و همتاى هر موجودى در عالم کدامست.

,

لذا اختیار فاطمه علیهاالسلام براى همسرى على علیه السلام، یک انتخاب الهى است، خداى تعالى خود براى زهرا علیهاالسلام زوجى را که کفو و همتاى اوست برمى گزیند و در این عقد آسمانى خود خطبه مى خواند، و شهود این ازدواج مقدس، پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم جبرئیل و فرشتگان هستند؛ و باید اینچنین باشد، زیرا جز خداى خالق یکتا چه کسى مى داند کفو و همانند زهرا علیهاالسلام کیست؟ زهرایى که همتا ندارد و هیچ بشرى جز على شبیه و نظیر او نیست.

,

پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم نیز در جواب دیگر خواستگاران ایشان چنین مى فرماید: فاطمه از آن خداست و من در این مورد هیچ گونه اختیارى ندارم (اللَّه یعلم ما خلق)، و تنها خدا که خالق زهراست مى داند کفو و همسر و زوج شایسته ى او کیست، و من و دخترم اگر چه صاحب مقام ولایتیم، ولى خداى متعال بر من و او ولایت دارد و انتخاب و تعیین همسر فاطمه علیهاالسلام امرى است خدایى.

,

آزادى در انتخاب همسر و مشورت رسول اکرم با دخترشان
انتخاب همسر یکى از حساس ترین مراحل زندگى هر جوانى اعم از دختر و پسر است. ازدواج مرحله ى انتخاب سرنوشت یکى عمر زندگى مشترک و اساس مهم سازندگى تاریخ چندین نسل بالقوه، و نقطه ى پایه گذارى آینده اى براى فرزندان و نوادگان و سازندگان جامعه ى فرداست.

, آزادى در انتخاب همسر و مشورت رسول اکرم با دخترشان, آزادى در انتخاب همسر و مشورت رسول اکرم با دخترشان,
,

ملاحظه مى شود که بدین گونه، مسأله ى ازدواج از صورت یک امر شخصى، و خصوصى خارج مى شود و جنبه ى اجتماعى و عمومى و تاریخى به خود مى گیرد که چه بسا در سرنوشت و تاریخ و آینده ى ملت یا ملتهایى نقش مهم و تعیین کننده داشته باشد.

,

از این رو انتخاب همسر شایسته کارى است دشوار و به خصوص براى دختران چندان به سهولت و سادگى امکان پذیر نیست. بلکه این امر مهم، باید روى اصول و قوانین حساب شده، و اساس ثابت و لایتغیرى که در طول قرون و اعصار حکومت داشته است استوار باشد و در مسیر آن حرکت کند تا خداى نکرده انحرافى صورت نگیرد.

,

لذا مطمئن ترین اصول در این مود، همانا رعایت قوانین الهى و تعالیم جاودانى آسمانى است که به افراد بشر مى آموزد که پدر و مادر، در شرایط عادى و عمومى، همواره بیش از فرزندان در این باره تجربه و آگاهى دارند و با دلسوزى و دقت بیشترى، بدون تأثیر احساسات آنى و زودگذر مى توانند تصمیمات شایسته و سازنده بگیرند.

,

بر این اساس، مشاوره با پدر و مادر و جلب نظر و رضایت آنان، از شرایط اصلى ازدواج دختران قرار مى گیرد و برخى آن را از جمله ى فرایض و واجبات و ارکان به شمار آورده و تخطى از آن را کارى ناروا و در حد اسقاط واجب دانسته اند.

,

با این همه باید توجه داشت که این اجازه و رضایت هم بایستى جنبه ى صحیح و عقلانى و منطقى داشته باشد و اگر از روى نادانى و دشمنى یا لجاج، مسأله مخالفت پدر و مادر مطرح شود و یا پدر و مادر از این قدرت خود سوءاستفاده کرده و آن را بدون جهت و دلیل عقلانى به کار گیرند و تنها خودخواهى و تمایلات غیر منطقى خود را در نظر داشته باشند، چنین حقى از آنان سلب مى گردد. آنچنان که رضایت و آزادى دختر نیز در انتخاب همسر شایسته و دلخواه، کاملاً مورد نظر و توجه شارع مقدس اسلام قرار گرفته و در این مورد براى دختران مسلمان حقوقى منظور شده است که نظیر آن را با آن همه وسعت و عمق و توجه در هیچ جاى دیگر نمى توان سراغ گرفت.

,

پیامبر اکرم(ص) که خود پایه گذار و مجرى برنامه هاى الهى و پیاده کننده ى قوانین آسمانى در روى زمین است، دخترش فاطمه (ع) را در انتخاب شوهر آزاد گذاشت و بدون این که کمترین تحمیل و فشارى در این باره روا دارد، براى آزادى عقیده ى او و رعایت حقوق اسلامى اش کمال احترام را قائل شد تا این امر، سرمشقى براى جامعه و تاریخ اسلام باشد.

,

نکته ى مهم در اینجا آن بود که پیامبر (ص) به خوبى مى دانست که در امر ازدواج فاطمه، نه فقط سرنوشت آینده ى او، بلکه خیر و مصلحت جوامع بشرى و نسل هاى آتى اسلام مطرح است.

, نکته ى مهم در اینجا آن بود که پیامبر (ص) به خوبى مى دانست که در امر ازدواج فاطمه، نه فقط سرنوشت آینده ى او، بلکه خیر و مصلحت جوامع بشرى و نسل هاى آتى اسلام مطرح است.,

با این که پیامبر اسلام چند دختر شوهر داده بود، ولى هرگز دیده نشده بود که اراده و اختیار را از آنان سلب کرده باشد. هنگامى که على بن ابیطالب (ع) سرباز شجاع و دلاور اسلام براى خواستگارى زهراى مرضیه نزد پیامبر اسلام (ص) رفت، پیامبر اسلام فرمودند: تاکنون چند نفر دیگر به خواستگارى آمده اند و من شخصاً این مسأله را با دخترم در میان گذاشته ام. اما او به علامت نارضائى چهره ى خود را برگردانده است. اکنون نیز خواستگارى تو را به اطلاع او مى رسانم .

,

جواب مثبت حضرت زهرا در ازدواج با امیرالمؤمنین
پس از خواستگارى امیر مؤمنان(ع) پیامبر فرمود: على جان! واقعیت این است که پیش از تو بسیارى دیگر به خواستگارى فاطمه آمده اند و من تقاضاى آنان را با او در میان نهاده ام اما در چهره ى تابناکش به روشنى آثار نارضایتى و عدم موافقت را خوانده ام، اینک شما باش تا برگردم.

, جواب مثبت حضرت زهرا در ازدواج با امیرالمؤمنین, جواب مثبت حضرت زهرا در ازدواج با امیرالمؤمنین,
,

پیامبر برخاست و نزد دخت یگانه و بى همتاى خویش آمد و تقاضاى امیر مؤمنان و دعوت او براى زندگى مشترک با فاطمه را، با او در میان گذاشت و به انتظار پاسخ نشست همانگونه که امیر مؤمنان هم در اطاق دیگرى به انتظار نتیجه ى تقاضاى خویش نشسته بود.

,

در چنین شرایطى، گاه پدر خیرخواه و دلسوز ناگزیر مى‌گردد که ویژگیهاى اخلاقى و انسانى خواستگار، سن و سال و شرایط جسمى، شغل و دیگر خصوصیات او را براى دخترش- در صورتى که آشنا نباشد- روشن سازد تا دخترش از روى بینش و آگاهى و دانایى تصمیم به ازدواج بگیرد اما در مورد خواستگارى على علیه السلام از فاطمه نیاز به این مراحل نبود، چرا که على چهره اى شناخته شده تر از آن داشت که نیاز به معرفى داشته باشد و خود دخت فرزانه ى پیامبر او را به شایستگى مى شناخت و از سابقه ى درخشان و ویژگیهاى اخلاقى و کمالات انسانى و درایت و جوانمردى او آگاه بود.

,

به همین جهت هم، پیامبر گرامى به همین بسنده کرد که بگوید: فاطمه جان! على همین کسى است که خویشاوندى و برترى و پیشتازى اش در اسلام برایت روشن است و من از پروردگار خویش همواره خواسته‌ام که شایسته ترین و محبوب ترین انسانها را به همسرى تو برگزیند و اینک این على است که خواهان توست، نظرت در مورد پیشنهاد او چیست؟ فاطمه سخنان پیامبر را تا آخرین واژه به دقت شنید و بجاى پاسخ صریح، سکوت پرمعنا را برگزید بى آنکه علائم و نشانه هاى نارضایتى و عدم موافقت از خود نشان دهد.

,

پیامبر به دقت بر سیماى دخترش نگریست و نه تنها آثار نارضایتى ندید بلکه از سیماى پرشکوه او شوق و رغبت پیوند با على علیه السلام را خواند. اینجا بود که برخاست و فرمود: اللَّه اکبر… سکوت ها اقرارها. سکوت پرمعناى او نشانگر موافقت اوست، آرى، او با این پیوند موافق است.

, اللَّه اکبر… سکوت ها اقرارها,

پیوند مقدس حضرت زهرا و امیرالمؤمنین در آسمانها
رسول خدا (ص) صبحگاهان براى اینکه على را به رضاى فاطمه بشارت دهد کسى را به دنبال او فرستاد و على (ع) نیز حضور یافت.

, پیوند مقدس حضرت زهرا و امیرالمؤمنین در آسمانها, پیوند مقدس حضرت زهرا و امیرالمؤمنین در آسمانها,
,

پیامبر (ص) به على (ع) فرمود: پسر عموى عزیز فرشته خدا به نزدم آمد و مرا به تزویج آسمانى شما دو نفر آگاه کرد “فابشر یا على ان اللَّه عز و جل اکرمک کرامه لم یکرم بمثلها احدا و ان اللَّه تعالى اذا اکرم ولیه و احبه اکرمه بما لاعین رات و لا اذن سمعت.” [فاطمه/ 90]
بشارت باد بر تو یا على خداوند بزرگ تو را کرامتى فرمود که به هیچکس همانند آن ننموده است و خداى بزرگ چون بخواهد دوستش را مورد تکریم قرار دهد به چیزى او را گرامى خواهد داشت که هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده باشد.
على علیه السلام به منظور تشکر از این موهبت الهى گفت:
رب اوزعنى ان اشکر نعمتک التى انعمت على و على والدى و ان اعمل صالحا ترضیه و اصلح لى فى ذریتى.
پروردگارا مرا یارى کن تا شکر نعمتى را که به من عطا فرمودى به جاى آورم…

, پیامبر (ص) به على (ع) فرمود:, فابشر یا على ان اللَّه عز و جل اکرمک کرامه لم یکرم بمثلها احدا و ان اللَّه تعالى اذا اکرم ولیه و احبه اکرمه بما لاعین رات و لا اذن سمعت.”, [فاطمه/ 90],
,
,
, رب اوزعنى ان اشکر نعمتک التى انعمت على و على والدى و ان اعمل صالحا ترضیه و اصلح لى فى ذریتى.,
,

تاریخ و سن حضرت زهرا در زمان ازدواج
این ازدواج مبارک در روز اول ماه ذى حجة الحرام سال دوم هجرت در مدینه ى طیبه واقع شد. هنگام ازدواج مادرم زهرا علیهاالسلام نه یا ده ساله بود.
اینک بحث ما در سن مبارک زهراى اطهر علیهاالسلام در سال ازدواج است. لذا اقوال مؤید سن حضرت در سال ازدواج بر نه سالگى و حداکثر ده سالگى را از منابع شیعه و عامه با نشانى دقیق ذکر مى کنیم:
1. روضه ى کافى: ص 340، سعید بن مسیب مى گوید: به على بن الحسین علیه السلام عرض کردم: در چه زمان رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را به على علیه السلام تزویج کرد؟ فرمود: یک سال بعد از هجرت در مدینه، و آن روز فاطمه علیهاالسلام نه ساله بود.

, تاریخ و سن حضرت زهرا در زمان ازدواج, تاریخ و سن حضرت زهرا در زمان ازدواج,
,
,
, 1. روضه ى کافى:,

2. حدیقة الشیعة، محقق اردبیلى: ص 174، مى گوید: اصح اقوال آنست که فاطمه علیهاالسلام هنگام ازدواج ده ساله بوده، چون هشت سال با پدر بزرگوارش در مکه بود، و در سال دوم هجرت تزویج واقع شد.

, 2. حدیقة الشیعة،,

3. بحارالانوار: ج 19 ص 116 از روضه کافى.

, 3. بحارالانوار: ج 19 ص 116 از روضه کافى.,

4. بحارالانوار: ج 43 ص 6 از مناقب نقل کرده که جابر مى گوید: وقتى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به مدینه آمد دو سال بعد در اول ذى حجة الحرام فاطمه علیهاالسلام را به على علیه السلام تزویج کرد، و روز ششم ذى حجة نیز روایت شده، در روز سه شنبه ششم ذى حجة بعد از جنگ بدر عروسى فاطمه علیهاالسلام بود.

, 4. بحارالانوار:,

5. مناقب ابن شهرآشوب که بحار از آن نقل کرده همانگونه که گذشت.

, 5. مناقب ابن شهرآشوب که بحار از آن نقل کرده همانگونه که گذشت.,

6. حلیةالابرار، بحرانى: ج 1 ص 96 حدیث کافى را نقل کرده و در وقت ازدواج حضرت را نه ساله ذکر کرده است.

, 6. حلیةالابرار،,

7. نزل الابرار، بدخشانى 1126 ه: در ص 132 مى گوید: پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را در سال دوم هجرت در ماه رجب یا رمضان به على علیه السلام تزویج کرد و در آن روز فاطمه علیهاالسلام نه سال داشت.

,

8. الدمعة الساکبة، بهبهانى 1285 ه: ج 1 ص 235 از کافى نقل کرده: فاطمه علیه السلام هشت سال با پدرش در مکه بود. بعد به مدینه هجرت کرد، و یک سال پس از ورود به مدینه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله او را به على علیه السلام تزویج کرد، و هنگامى که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله از دنیا رفت او هیجده سال داشت، و بعد از پدرش هفتاد و دو روز زنده بود.

,

9. الدمعة الساکبة در همان صفحه از کشف الغمه نقل کرده که فاطمه علیهاالسلام هشت سال با پدرش در مکه بود و بعد به مدینه مهاجرت کرد، و ده سال با پدرش در مدینه بود و عمرش در وفات پدر هیجده سال بود، و بعد از وفات پدر هفتاد و پنج روز با امیرالمؤمنین علیه السلام زندگى کرد.

,

10. ریاحین الشریعة؛ص 77 مى گوید: بنابراین ولادت فاطمه علیهاالسلام در روز جمعه بیستم جمادى الاخرة ششهزار و دویست و هشت سال بعد از هبوط آدم صفى بود، و نزول رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله در مدینه روز شنبه دوازدهم شهر ربیع الاول سال ششهزار و دویست و شانزده هبوط بوده، و از روز ورود فاطمه علیهاالسلام به مدینه تا اول شهر رجب سال دوم هجرت- که ماه تزویج فاطمه علیهاالسلام با على علیه السلام بود- یک سال و ده روز قمرى بود چون سالهاى شمسى را به سال قمرى نقل کنیم، عمر فاطمه در وقت زفاف نه سال و سه ماه قمرى خواهد بود.

,

11. ریاحین الشریعة: ص 77 قول حق این است که ماه ربیع الاول حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله به مدینه هجرت فرمودند، و ابتداى سال هجرت نبوى قرار دادند، و بعد از یک سال که ربیع الثانى دیگر سال هجرت مى شود رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله در ماه رمضان آن سال به غزوه ى بدر رفته و فاطمه ى زهرا علیهاالسلام در این ربیع الثانى از سن مبارکش نه سال گذشته به حد بلوغ رسیده بود.

, ریاحین الشریعة: ص 77,

12. ریاحین الشریعة: ص 79 مى گوید: چون از سن مبارک بتول عذرا علیهاالسلام نه سال گذاشت و در حجره ام سلمه به کمال رشد (جسمى) رسید، از اطراف و اکناف از اهل مدینه و عظماى قبائل رؤساى عشائر به ین قصد و خیال باطل به هیجان آمدند و حرکت کردند…. الخ.

, 12. ریاحین الشریعة: ص,

13. منتخب التواریخ: ص 92 مى گوید: گفته شد ولادت حضرت در جمادى الاخره پنج سال بعد از بعثت، و ظاهراً در آخر سال چهارم بوده، که از روز بعثت تا روز ولادت مخدره چهار سال و دو ماه و بیست و سه روز گذشته است، پس سن مخدره در وقت هجرت هفت سال و هشت ماه و ده روز بوده. پس در حین زفاف مخدره بر مختار ما نه سال و هفت ماه و یک روز مى شود.

, 13. منتخب التواریخ: ص 92,

14. منتخب التواریخ: ص 92 از کافى و دروس نقل مى کند: ولادت حضرت در سال پنجم بعثت، و ولادت حضرت مجتبى علیه السلام در نیمه ى رمضان سال دوم بوده است. بنابراین وقت زفاف، حضرت هشت سال و هفت ماه داشته اند.

, 14. منتخب التواریخ: ص 92 از کافى و دروس,

صاحب منتخب التواریخ بعد از نقل این قول مى گوید: و این بعید است و شاید استبعاد به خاطر این است که در هشت سال و هفت ماه هنوز به سن بلوغ نرسیده، ولى بنا به قول اول استبعاد ندارد زیرا به سن بلوغ رسیده؛ اگر چه در قول دوم مى توان رفع استبعاد کرد زیرا قبل از بلوغ عقد ازدواج جارى مى شود و عروسى متعارف نمى شود، و آن نیز با فاصله بین عقد و عروسى و زفاف حل مى شود.

,

15. ناسخ التواریخ جلد حضرت فاطمه علیهاالسلام: ج 1 ص 35 همان قول اول ریاحین الشریعة: ص 77 است که ظاهراً به خاطر تقدم ناسخ، ریاحین از ناسخ نقل کرده است.

, 15. ناسخ التواریخ جلد حضرت فاطمه علیهاالسلام: ج 1 ص 35 همان قول اول ریاحین الشریعة: ص 77 است که ظاهراً به خاطر تقدم ناسخ، ریاحین از ناسخ نقل کرده است.,

16. فاطمه الزهراء علیهاالسلام (ملا داود کعبى): ص 30 مى گوید: تولد فاطمه علیهاالسلام در مکه، در ساعات آخر شب جمعه، پنج سال بعد از بعثت بوده و هشت سال با پدرش در مکه بود، و بعد به مدینه هجرت کرد و در آنجا دو سال با پدرش بود و بعد از پدرش اندک مدتى با على علیه السلام بود، و ازدواج او با على علیه السلام دو سال پس از ورود به مدینه بود.

, 6. فاطمه الزهراء علیهاالسلام (ملا داود کعبى): ص 30 مى گوید: تولد فاطمه علیهاالسلام در مکه,

17. فاطمه الزهراء علیهاالسلام (ملا داود کعبى): ص 35 مى گوید: ازدواج زهرا علیهاالسلام در ماه رمضان، و زفافش در ذى حجه سال دوم هجرت است.

, 17. فاطمه الزهراء علیهاالسلام (ملا داود کعبى): ص,

18- خصائص فاطمیه، کجورى: ص 352، مى گوید: چون سن مبارک حضرت از نه سال گذشت، و در حجره ى ام سلمه به کمال رشد رسید بدین قصد… و این قول به قرینه ى اینکه عیناً در الفاظ و معانى با ناسخ یکسان است، از او نقل شده است.

, 18- خصائص فاطمیه، کجورى: ص 352،,

در همان صفحه مى گوید: آنچه حقیر حق مى داند این است که در ماه ربیع الاول حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله هجرت به مدینه کرد، و ابتداى سال هجرت نبوى قرار داد و بعد از یک سال که ربیع الثانى دیگر سال دوم مى شود، رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله در ماه رمضان آن سال به غزوه ى بدر رفتند، و فاطمه زهرا علیهاالسلام در این ربیع الثانى دوم از سن مبارکش نه سال گذشته و به حد بلوغ رسیده بود.

,

19. خصائص فاطمیه در همین صفحه یک سال بعد از هجرت و دخول به سال دوم را از کلینى نقل مى کند و مى گوید: حق همین است.

, 19. خصائص فاطمیه,

20- حبیب السیر، خواند میر: جلد اول جزء سوم، مى گوید: در سال دوم از هجرت میان شاه مردان و سیده ى بانوان عقد مناکحت منعقد گشت.
بعد از ص 15 مى گوید: و در آن زمان زهرا علیهاالسلام به روایت اهل بیت علیهم السلام نه ساله بود.

, 20- حبیب السیر، خواند میر: جلد اول جزء سوم،,
,

21. مستدرک السفینة: ج 8 ص 244 مى گوید: ازدواج فاطمه علیهاالسلام در سال اول هجرت بوده، و آن روز حضرت نه سال داشته است.

, 21. مستدرک السفینة:,

22. تذکرة الهداة، میرزا محمد نظام العلماء نائینى؛ ص 20 در حالات حضرت زهرا علیهاالسلام با نظم مى گوید:
قد زوجت من والد الکرام او سادس منها على ما رویا والمجلسى بالروایتان من بعد عام قد مضى فى الطیبة و هى ابنة التسع من السنینا زفافها الى امیر العرب قد کان فى احدى و عشرین کما
فى اوّل ذى حجّةالحرام زوجها بالمرتضى خیر الورى نص و ما صرّح بالرجحان من هجرة کانت زواج فاطمة حال الزواج هکذا روینا قد کان فى محرم فى الاقرب روى الصدوق لیلة فلیعلما
در این نظم تصریح کرده که فاطمه علیهاالسلام هنگام ازدواج نه سال داشته است.

, 22. تذکرة الهداة، میرزا محمد نظام العلماء نائینى؛ ص 20 در حالات حضرت زهرا علیهاالسلام,
, قد زوجت من والد الکرام او سادس منها على ما رویا والمجلسى بالروایتان من بعد عام قد مضى فى الطیبة و هى ابنة التسع من السنینا زفافها الى امیر العرب قد کان فى احدى و عشرین کما,
, فى اوّل ذى حجّةالحرام زوجها بالمرتضى خیر الورى نص و ما صرّح بالرجحان من هجرة کانت زواج فاطمة حال الزواج هکذا روینا قد کان فى محرم فى الاقرب روى الصدوق لیلة فلیعلما,
, در این نظم تصریح کرده که فاطمه علیهاالسلام هنگام ازدواج نه سال داشته است.,

23. سیرة المصطفى صلى اللَّه علیه و آله، هاشم معروف حسنى؛ص 326 از جلد دوم اعیان الشیعة نقل مى کند: عمر زهرا علیهاالسلام بین نه و ده و یازده سال بوده است.
24. اعیان الشیعة؛ جزء دوم، طبق سیرة المصطفى صلى اللَّه علیه و آله همانطور که نقل شد.
25. کشف الغمة؛ جزء دوم همانگونه که از الدمعة الساکبة گذشت.
26. ناسخ التواریخ، جلد حضرت رسول اکرم صلى اللَّه علیه و آله: ج 1 ص 95 مى گوید: تزویج فاطمه علیهاالسلام با على علیه السلام در سال دوم هجرت بود. و سال میلاد فاطمه علیهاالسلام در بیستم جمادى الاخره سال ششهزار و دویست و هشت هبوط بود، و از آن زمان تا ماه رجب سال دوم هجرت نه سال و ده روز قمرى باشد و زفات آنحضرت نیز در این ماه بود. و او از بعضى مخالفان نقل کرده: که اگر فاطمه علیهاالسلام هنگام زفاف نه ساله بوده، لازم مى شود که امام حسن علیه السلام را در ده سالگى آورده باشد و این از عادت زنان بعید است؛ جز اینکه بگوئیم: از پیغمبر زادگان- خاصه از آنحضرت- عجب نباشد.

, 23. سیرة المصطفى صلى اللَّه علیه و آله، هاشم معروف حسنى؛ص 326 از جلد دوم اعیان الشیعة,
,
, 25. کشف الغمة,
, 26. ناسخ التواریخ،,

تعیین و میزان مهریه ى ازدواج حضرت زهرا و امیرالمؤمنین
پیامبر گرامى رو به امیر مؤمنان کرد و فرمود: آیا چیزى از امکانات مالى و اقتصادى براى ازدواج در اختیار دارد؟ آن حضرت پاسخ داد: پدر و مادرم فدایت باد! به خداى سوگند شرایط اقتصادى من بر شما پوشیده نیست. همه ى ثروت من در حال حاضر یک شمشیر ستم سوز است و یک زره براى جهاد و یک شتر آبکش براى کسب و کار.

, تعیین و میزان مهریه ى ازدواج حضرت زهرا و امیرالمؤمنین, تعیین و میزان مهریه ى ازدواج حضرت زهرا و امیرالمؤمنین,
,

آرى! این دارایى على علیه السلام است و این تمامى امکانات مالى و اقتصادى اوست که مى خواهد با دخت یگانه ى پیامبر پیمان زندگى ببندد.

,

پیامبر گرامى در برابر صداقت و جوانمردى وصف ناپذیر امیر مؤمنان در اوج کرامت و بزرگوارى فرمود: على جان! اما در مورد شمشیرت نظرم این است که شما به او نیازمندى تا بوسیله ى آن در راه خدا و دفاع از حقوق و امنیت انسانها به جهاد برخیزى و دشمنان تجاوز کار خدا را سر جایشان بنشانى. در مورد شترت نیز نظرم این است که آن هم وسیله ى کار و درآمد توست. بوسیله ى آن، هم نخلستانت را آب مى دهى و براى خانواده ات هزینه ى زندگى فراهم مى آورى و هم زاد و توشه ى سفرت را جابجا مى نمایى.

,

پس از تعیین زره ى حضرت على علیه السلام به عنوان مهریه حضرت زهرا (س) حضرت رسول اکرم فرمودند:
اما من دخت فرزانه ام را به ازدواج تو در خواهم آورد و در برابر این پیمان براى زندگى مشترک و به نشان صفا و صداقت، اینک زره ات را بفروش و پول آن را بیاور تا ترتیب این کار را بدهم.
امیر مؤمنان به دستور پیامبر به بازار شتافت و زره مورد اشاره را به حدود پانصد درهم فروخت و پول آن را به پیشواى بزرگ توحید و آزادگى تقدیم داشت. و مقرر گردید که این پول، مهر برترین و والاترین بانوى جهان هستى، سالار زنان گیتى و دخت فرزانه ى سالار پیام آوران خدا، محسوب مى گردد.

,
,
,

پیامبر گرامى بدینسان و با این مقدمات، دخت نمونه ى خویش را به ازدواج امیر مؤمنان درآورد و با همین سادگى و سهولت و بزرگمنشى این پیوند پرشکوه انجام پذیرفت تا زنجیرهاى گران اوهام و خرافات و تقلیدهاى احمقانه اى که بر دست و پاى مردم پیچیده شده بود، همه را در هم نوردد و مردم که در مقام و منزلت علمى و عقیدتى و معنوى هرگز با این خاندان شکوهبار قابل مقایسه نیستند، از شیوه ى انسانى و آزادمنشانه ى آنان پیروى کنند.

,

پیامبر دخت گرانمایه اش را که سالار زنان گیتى بود با مهریه اى اندک به عقد شهسوار اسلام درآورد تا دختران آزاده و روشنفکر و اندیشمند مسلمان، خویشتن را از این قید و بندها و آداب و رسوم غلط و مهریه هاى سنگین و تشریفات کمرشکن رها سازند و از ازدواج سهل و آسان و بر اساس صفا و عشق پاک و وفا سر بازنزنند.

,

سند آسمانى یا مهریه حقیقى حضرت زهرا
در بعضى از روایات دیگر آمده که خدا به رسول خویش فرمود:
انى جعلت نحلتها من على (ع) خمس الدنیا و ثلث الجنة و جعلت لها فى الارض اربعة انهار. الفرات، و نیل مصر، و نهروان، و نهر بلخ، فزوجها، انت یا محمد بخمس ماة درهم، تکون سنة لامتک.[ ناسخ التواریخ/ 53]

, سند آسمانى یا مهریه حقیقى حضرت زهرا, سند آسمانى یا مهریه حقیقى حضرت زهرا,
,
, انى جعلت نحلتها من على (ع) خمس الدنیا و ثلث الجنة و جعلت لها فى الارض اربعة انهار. الفرات، و نیل مصر، و نهروان، و نهر بلخ، فزوجها، انت یا محمد بخمس ماة درهم، تکون سنة لامتک.[ ناسخ التواریخ/ 53],

من خمس دنیا و ثلث بهشت را مهر فاطمه قرار دادم که به ازدواج على درآید و در زمین چهار نهر را مخصوص او گردانیدم. نهر فرات، و نیل و نهروان و نهر بلخ را. (نهروان نام شهرى است نزدیک بغداد در اینجا مقصود از نهروان نهر آبى است که نزدیک آن شهر قرار داشت). و تو اى محمد مهر زهرا را پانصد درهم قرار ده تا سنتى باشد از براى امت تو.

,

شایان ذکر است که در آن زمان پانصد درهم نقره معادل دو مثقال و نه نخود زر خالص بود.

,

احمد بن یوسف دمشقى در کتاب خویش اخبارالدول و اثارالاول در این مورد آورده است:
دخت ارجمند پیامبر هنگامى که شنید پدر گرانمایه اش پس از رضایت او، وى را به ازدواج على علیه السلام درآورده و صداق او را بسیار اندک قرار داد، به آن حضرت گفت: اى پیامبر خدا! دختران مردم عادى نیز همینگونه ازدواج مى کنند و مهریه ى آنان از همین درهم ها و دینارهاى دنیوى است، پس فرق ما و آنان چیست؟ من از شما تقاضا مى کنم که این مهریه دنیوى و مادى را به شوى گرانقدرم على علیه السلام بازگردانى و خود از خدا بخواهى که مهریه ى مرا شفاعت گناهکاران امت قرار دهد.

,
,

درست پس از این خواسته ى فاطمه علیهاالسلام بود که فرشته ى وحى فرود آمد و کاغذى از حریر با خود آورد که در آن اینگونه نوشته شده بود:
خداوند مهریه ى فاطمه را شفاعت گناهکاران امت پدرش قرار داد.
و به همین دلیل هم بانوى بانوان آن سند آسمانى را نگاه داشت تا به هنگامه ى مرگ در درون کفن او قرار دهند و فرمود:
هنگامى که در روز رستاخیز برانگیخته شدم، این سند آسمانى را بدست مى گیرم و طبق آن از گناهکاران امت پدرم پیامبر، به اذن خدا و خواست او، شفاعت مى نمایم.

,
,
,
,

این روایت همانگونه که از نظرتان گذشت نمایشگر عظمت و شکوه بانوى بانوان و همت والاى اوست، چرا که او از پدرش مى خواهد که این موقعیت رفیع و این مقام پرفراز را براى او بخواهد و دعاى پیامبر نیز مورد پذیرش قرار مى گیرد و در برابر خواسته ى پیامبر آن سند آسمانى فرود مى آید که به خواست خدا در روز رستاخیز حقیقت آن براى همه روشن مى شود.

,

در این مورد صفورى در کتاب خویش نزهةالمجالس از نسفى آورده است:
فاطمه علیهاالسلام از پیامبر گرامى تقاضا کرد که خداوند مهریه ى او را شفاعت امت پیامبر در روز رستاخیز قرار دهد و پذیرفته شد و در آن روز است که مهریه ى خویش را خواهد خواست.
به هر حال روایات بسیارى از امامان نور بیانگر آن است که خداى جهان آفرین در روز رستاخیز جزء مهریه ى فاطمه علیهاالسلام شفاعت او را در حق گناهکاران امت پیامبر، قرار داده است.
خطبه خداوند متعال در عقد حضرت زهرا
این خطبه بر لوح محفوظ نقش بست و جبرئیل بر رسول خدا (ص) قرائت کرد:
الحمدردائى و العظمه کبریائى و الخلق کلهم عبیدى و امائى یا ملائکتى و سکان جنتى بارکوا على على بن ابیطالب حبیب محمد و على فاطمه بنت محمد فانى قد بارکت علیهما و قد زوجت احب النساء الى من احب الرجال الى من النبین المرسلین. [مناقب ابن شهر آشوب ج 2/ 106.]

,
,
,
, خطبه خداوند متعال در عقد حضرت زهرا, خطبه خداوند متعال در عقد حضرت زهرا,
,
, حمدردائى و العظمه کبریائى و الخلق کلهم عبیدى و امائى یا ملائکتى و سکان جنتى بارکوا على على بن ابیطالب حبیب محمد و على فاطمه بنت محمد فانى قد بارکت علیهما و قد زوجت احب النساء الى من احب الرجال الى من النبین المرسلین. [مناقب ابن شهر آشوب ج 2/ 106.],

ستایش رداى من و عظمت و بزرگى مخصوص من و تمام خلق بده من و کنیز مند اى فرشتگانم و اى ساکنان بهشت من، بر دوستدار محمد یعنى على بن ابیطالب تبریک بگویید و بر فاطمه دختر محمد مبارکباد بگویید زیرا من بر آن دو برکت دادم و محبوبترین زنان را به محبوبترین مردان از انبیاء و رسولان تزویج نمودم.

,

در همان سند آمده که یکى از فرشتگان بنام راحیل عرض کرد بارالها برکت آنها در چیست؟ خطاب شد: محبت آنها را بر جمیع خلایق واجب گردانیدم و آنها را حجت خود بر خلق قرار دادم و به عزت و جلال خودم که ذریه آنها را خزانه دار خود در زمین ساخته و تمام معادن عالم را به دست آن‌ها سپردم و پس از انبیاء به وجود آنها بر خلق احتجاج مى کنم.

,

در کشف الغمه از انس بن مالک روایت مى کند که گفت: من در حضور حضرت خاتم الانبیا (ص) بودم که آثار وحى در جبینش ظاهر گشت و پس از لحظه اى فرمود: اى انس مى دانى که جبرئیل به من چه پیغام آورده؟

,

گفتم: نه یا رسول اللَّه
فرمود: جبرئیل به من از جانب خدا پیغام آورد که خدا فرمان داده تا فاطمه را به على تزویج کنم آنگاه به من فرمود: برو ابوبکر و عمر و عثمان و طلحه و زبیر و انصار را خبر کن تا حاضر شوند من اطاعت کردم چون مجلس به مهاجر و انصار آراسته شد على علیه السلام را خواست و فرمود یا على پروردگار مرا امر فرموده که فاطمه را براى تو عقد کنم به چهار مثقال نقره آیا راضى هستى؟ عرض کرد: یا رسول اللَّه راضى هستم همه حضار مبارکباد گفتند سپس رسول خدا (ص) به منبر رفت خطبه عقد را ایراد فرمود.

,
,

خطبه پیامبر در عقد حضرت زهرا
الحمدلله المحمود بنعمته المعبود بقدرته، المطاع لسلطانه، المرعوب من عذابه المرغوب الیه فیما عنده النافذ امره فى سمائه و ارضه، الذى خلق الخلق بقدرته و میزهم بحکمته و احکمهم بعزته، و اعزهم بدینه و اکرمهم بنبیه محمد ثم ان الله عز و جل قد جعل المصاهره نسبا لاحقا و امرا مفترضا نسخ بها الاثام و اوشح بها الارحام و الزمها الانام فقال عز و جل و هو الذى خلق من الماء بشرا فجعله نسبا و صهرا و کان ربک قدیرا فامر الله یجرى قضائه و قضائه یجرى الى قدره و قدره یجرى الى اجله فلکل قضاء قدر، و لکل اجل کتاب یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب.

, خطبه پیامبر در عقد حضرت زهرا, خطبه پیامبر در عقد حضرت زهرا,
,

ثم ان الله تعالى امرنى ان ازوج فاطمه من على و قد زوجته على اربعماه مثقال فضه، ارضیت یا على؟ فقال على: رضیت عن الله و عن رسوله، فقال (ص) جمع الله شملکما و اسعد جدکما و بارک علیکما و اخرج منکما کثیراً طیباً.
[ناسخ التواریخ زندگانى حضرت فاطمه (س)، ج 1/ 50 فاطمه الزهرا تالیف عمادزاده/ 276.] “سپاس خداوندى را سزاوار است که بندگان را به نعمت عبودیت مقرب داشت و به قدرت اطاعت مکرم فرمود و به سلطنت و صولت مطیع و منقاد ساخت و به عذاب و نعمت بیمناک فرمود خدایى که امرش در آسمانها و زمین نافذ است، خداوندى که موجودات را به قدرت خود آفرید، و به حکمت خود از هم متمایز و مشخص فرمود و به عزت ایمان رشته شخصیت آنها را مستحکم و به دین و فضیلت گرامى داشت و به نبوت محمد (ص) بر آنها منت نهاد.

,
,

آن خدایى که مصاهرت و دامادى را سبب خویشاوندى قرار داد و بدین وسیله افراد و اقوام را به هم ملحق فرموده و الفت داد و امر فرمود این فریضه را همه اطاعت کنند و از سنت هاى خداوندى خویش قرار داد و با این دستور، آثار بت پرستى را محو و معدوم کرد و ارحام مادران را به ازدواج و دامادى زینت داد و مردم را به این دستور و اجراى آن ملزم کرد.
آنگاه فرمود: خداوند عزوجل آن خالقى است که بشر را از آب خلق فرمود و میانشان سبب و نسب قرار داد و پروردگارت توانا است.

,
,

پس فرمان خداست که قضایش را اجرا مى کند، و قضاى او است که بر قدرش جارى مى گردد و قدرش به سوى اجلى روانه مى شود و براى هر اجلى کتابى است با این همه اختیار کل به طور مطلق در دست او است آنچه را بخواهد محو یا اثبات مى کند و نزد او است ام الکتاب (لوح محفوظ) سپس فرمود: پروردگار عالم مرا امر کرد که تزویج کنم فاطمه را به على، و هم اکنون به قصد انشاء و به امر حق، فاطمه را به عقد ازدواج على درآوردم به مهر چهارصد مثقال نقره.

,

آنگاه رو کرد به على علیه السلام و فرمود: یا على آیا راضى هستى؟ على علیه السلام از جاى خود برخاست گفت: از خدا راضى و از رسول او خشنودم. پس از آن رسول خدا (ص) در حق آنها دعا کرد و گفت: خداوند مشکلات شما را برطرف نماید. و شما را خوشبخت کرده و سعادتمند گرداند، و بر شما مبارک باد این ازدواج با میمنت، و فرزندان پاک و پاکیزه از شما به عمل آید. آنگاه از منبر بزیر آمد و فرمود: انما انا بشر مثلکم اتزوج فیکم و ازوجکم الا فاطمه فان تزویجها من السماء خطبة. [ناسخ التواریخ ج 1/ 50 فاطمة الزهرا/ 277]

,

من یک نفر همانند شما هستم به شما زن مى دهم و از شما زن مى گیرم جز فاطمه که تزویج او در آسمان انجام گرفته است.

,

خطبه امیرالمومنین در عقد حضرت زهرا
الحمدالله شکراً لانعمه و ایادیه، و لا اله الا الله شهادة تبلغه و ترضیه و صلى الله على محمد صلوة تزلفه تحطیه، والنکاح مما امر الله عز و جل به و رضیه و مجلسنا هذا مما قضاه الله و اذن فیه و قد زوجنى رسول الله ابنته فاطمة و جعل صداقها درعى هذا، و قد رضیت بذلک فاسئلوه و اشهدوا. [ناسخ التواریخ، ج 1/ 51 و 52] سپاس و شکر خداوندى را سزا است که الطاف و نعمت هایش شامل حال همه بندگان است پروردگارى نیست جز او و شهادت مى دهم بر وحدانیت ذات پاکش، شهادتى رسا و با اعتقادى کامل و درود و سلام حق بر محمد (ص)، درودى همواره و فراگیر و باقى، اما بعد، مجلس ما در مورد یکى از سنتهاى مقدس الهى تأسیس گردیده. موضوع این مجلس، نکاح است که پروردگار
بدان امر فرموده و رضا داده است.
و رسول خدا به فرمان خداوند متعال دخترش فاطمه را بر من تزویج فرموده و مهر او را این زره آهنین من قرار داده است من نیز بدان رضا دادم، شما حاضران، این موضوع را از او بپرسید و شهادت دهید که دخترش فاطمه به همسرى من درآمده است.
در این موقع حاضران مجلس از رسول خدا (ص) مراتب را پرسیدند رسول خدا (ص) فرمود که آرى چنین است آنگاه همگى دست به دعا برداشته و براى عروس و داماد از خداوند متعال برکت و خیر طلب نموده و به آنها تبریک گفتند.
و در پایان مجلس، رسول خدا به زنان خود امر فرمود تا به خوشحالى این جشن شادمانى کنند و بساط سرور بگسترند.
خطبه جبرئیل در جمع ملائکه در عقد حضرت زهرا
وحى فرستاد خدا بسوى جبرئیل امین که بر منبر کرامت بالا رو پس جبرئیل بر آن بالا رفت و راست ایستاد و توقف کرد و خطبه خواند و گفت ستایش مخصوص خدائى است که روحها را آفرید و شکافت عمود صبح را و صورت بندى نمود پنج صورتى را از نور (یعنى خمسه طیبه را) و زنده کننده است مرده ها را و گردآورنده است پراکنده ها را و بیرون آورنده است روئیدنیها را و نازل کننده است برکتها را ( تا اینکه گفت) آفریننده است مردمان را و ایجادکننده است ابرها را اشتباه نمى شود بر او صداها و پنهان نمى شود بر او لهجه ها او را خواب و فراموشى نمى گیرد (تا اینکه گفت) و گواهى مى دهیم که نیست خدائى مگر خداى یکتائى که براى او شریک و انبازى نیست و گواهى مى دهیم که محمد بنده او و فرستاده او است و گواهى مى دهیم که على بن ابیطالب جانشین پیغمبر او است و گواهى بدهید و شاهد باشید اى گروه فرشتگان نزدیک شدگان و فرشتگان رکوع کنندگان و فرشتگان تسبیح کنندگان و همه اهل آسمانها و زمینها که من تزویج کردم سیده زنهاى جهانیان را دختر محمد امین فاطمه زهراء را با على بن ابیطالب آقاى اوصیاء بر اینکه براى او باشد به امر پروردگار جهانیان پنج یک همه دنیا زمین آن و آسمان آن و بیابان آن و دریاى آن و کوههاى آن و هموارهاى آن و وحى فرستاد خدا بسوى ایشان که من تزویج کردم ولى خود و وصى پیغمبر خود على بن ابیطالب را با سیده زنهاى جهانیان فاطمه زهراء سلام اللَّه علیها”

, خطبه امیرالمومنین در عقد حضرت زهرا, خطبه امیرالمومنین در عقد حضرت زهرا,
,
,
,
,
,
,
,

هدیه خداوند پس از ازدواج امیرالمؤمنین با حضرت زهرا
شنیدم از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم در جنگ تبوک که با او مى رفتیم که مى فرمود خداى تعالى مرا امر کرد که فاطمه را با على تزویج کنم و چون تزویج کردم جبرئیل بمن گفت که خداى تعالى بهشتى بنا کرد از لؤلؤ که بین هر ستونى تا ستون دیگر از یاقوت است که با طلا محکم بسته شده و سقفهاى آن را از زبرجد سبز قرار داده و طاقهاى آن را از لؤلؤ برق دهنده با یاقوت قرار داده و غرفه هائى در آن قرار داد که یک خشت آن از طلا و یک خشت آن از نقره و یک خشت آن از در و یک خشت آن از یاقوت و یک خشت آن از زبرجد است و در آن چشمه هائى جوشنده اى قرار داده که نهرهائى اطراف آنها را فروگرفته و بالاى آن نهرها قبه هائى از در قرار داده که شعبه شعبه مى شود به زنجیرهاى طلا و دور آن قبه ها را انواع درختها احاطه کرده و در هر قصرى قبه اى بنا نموده و در هر قبه تختى قرار داده از یکدانه در سفید و آن را بسندس و استبرق پوشانیده و فرش زمین آن به زعفران پیراسته که در میان آن مشک و عنبر آمیخته و در هر قبه اى حوریه ایست و براى هر قبه اى صد در قرار داده که هر درى دو چشمه جارى و دو درخت است و هر قبه اى مفروش و در اطراف آن آیةالکرسى نوشته شده گفتم اى جبرئیل این بهشت را خدا براى چه کسى آفریده گفت خدا آن را براى فاطمه و على آفریده و این غیر از بهشتهاى ایشان است تحفه ایست که خدا به ایشان تحفه داده چشمت روشن باد اى رسول خدا و رحمت همیشگى خدا بر تو باد .
اعلان عمومى ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: عقد باید در مسجد و در حضور مردم خوانده شود و مهاجر و انصار را به مسجد فراخوانده و به منبر تشریف برد و قضیه ازدواج را به عرش کشاند و از فضایل على علیه السلام و ازدواج الهى او سخن به میان آورد. تمامى اینها از لطایف و ظرایف عرشیه برخوردار بود که رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم به آنها عنایت داشت. البته ظاهر قضیه این بود که مردم مدینه و مهاجرین علاقمند بودند اولین مراسم عقد و عروسى از ناحیه رسالت آن هم دخت دردانه رسول اللّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم را ببینند و شرکت کنند، پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم هم به این توقع و تمایل اجتماعى پاسخ مثبت دادند و دعوت کردند و پذیرایى هم نمودند، اما در پس این ماجرا چیزهاى دیگرى بود که آنها را ظاهراً و در وضعیت فعلى، توده ى مردم متوجه نمى شدند.

, هدیه خداوند پس از ازدواج امیرالمؤمنین با حضرت زهرا, هدیه خداوند پس از ازدواج امیرالمؤمنین با حضرت زهرا,
,
, اعلان عمومى ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا, اعلان عمومى ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا,
,

اولاً رسول اللّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم با برگزارى مراسم باشکوه عروسى دخت خود،- دختر را که در جاهلیت و فرهنگ منحط جزیرةالعرب بى ارزش بود- عزت و آبرو بخشید و او را در زندگى در ردیف افراد عزیز خانواده قرار داد.
ثانیاً به همه آنهایى که درباره ى حضرت فاطمه و حضرت على علیه السلام سطحى فکر مى کردند و آنان را در ردیف افراد عادى و معمولى تلقى مى کردند تفهیم کرد که چنانکه قبلا متذکر شدم امر ازدواج فاطمه علیهاالسلام به خدا مربوط مى باشد و مى بایستى این مطلب را به همه مردم اعلان کند تا موضع این دو زوج ویژه مخصوصاً براى آینده نیز در میان مردم معلوم باشد.
ثالثاً شخصیت و عزت و حرمت على علیه‌السلام را در نزد خداوند به مردم اعلام نماید تا مردم بدانند که او با دیگران فرق دارد.
بنابراین داستان مراسم عقد ازدواج على و فاطمه علیهم السلام در مسجد، آن هم در میان انبوه جمعیت مهاجر و انصار حاوى دو نکته بود. یک طرف قضیه مردمى و اجتماعى بود، طرف دیگر. قضیه سیاسى و آموزنده.
عروسی
عنوان=جهیزیه و لوازم خانه
امام صادق علیه السلام در ضمن روایتى وسائلى که براى حضرت خریدارى شد را اینگونه نام می برند
1- یک پیراهن به هفت درهم.
2- یک روسرى به چهار درهم،
3- قطیفه سیاه خیبرى،
4- تختخواب با روتختى
5- دو دست رختخواب از پارچه مصرى که محتواى یکى از آن دو لیف خرما و دیگرى پشم گوسفند بود،
6- چهار پشتى از پشم طائف با محتوائى از گیاهى به نام اذخر،
7- پرده اى از پشم
8- حصیرى هجرى [حصیری منسوب به هجر از بلاد اقصى یمن]

,
,
,
,
, عروسی,
, عنوان=جهیزیه و لوازم خانه ,
, امام صادق علیه السلام در ضمن روایتى وسائلى که براى حضرت خریدارى شد را اینگونه نام می برند,
, 1- یک پیراهن به هفت درهم.,
, 2- یک روسرى به چهار درهم،,
, 3- قطیفه سیاه خیبرى،,
, 4- تختخواب با روتختى,
, 5- دو دست رختخواب از پارچه مصرى که محتواى یکى از آن دو لیف خرما و دیگرى پشم گوسفند بود،,
, 6- چهار پشتى از پشم طائف با محتوائى از گیاهى به نام اذخر،,
, 7- پرده اى از پشم,
, 8- حصیرى هجرى [حصیری منسوب به هجر از بلاد اقصى یمن],

گردآورنده: آیت الله ایمان ضرابی / استاد حوزه و دانشگاه

, گردآورنده: آیت الله ایمان ضرابی / استاد حوزه و دانشگاه, گردآورنده: آیت الله ایمان ضرابی / استاد حوزه و دانشگاه,

انتهای پیام/ج

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه