نگاهی به زندگانی امام حسن (به مناسبت شهادت آن حضرت)

نگاهی به زندگانی امام حسن (به مناسبت شهادت آن حضرت)
چون وضو مى ساخت و به نماز مى ایستاد بدنش به لرزه مى افتاد و رنگش زرد مى شد. سه نوبت دارائیش را با خدا تقسیم کرد و دو نوبت از تمام مال خود براى خدا گذشت. حضرت در زمان خودش عابدترین و بى اعتناترین مردم به زیور دنیا بود...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز،

, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,

نام: حسن(نام او را همانند نام سایر ائمه اطهار خداوند انتخاب نمود)

, نام:,

لقب: کریم اهل بیت، مجتبی، سبط، سید، زکی و…

, لقب:,

کنیه: ابو محمد

, کنیه:,

نام پدر: امام علی(علیه السلام)

, نام پدر:,

نام مادر: فاطمه(علیها سلام)

, نام مادر:,

تولد: نیمه ماه رمضان سال سوم ه.ق

, تولد:,

شهادت: ۲۸ صفر ۵۰ ه.ق در سن ۴۸ سالگی (توسط سمی که معاویه از پادشاه روم گرفته بود و توسط همسر امام (جعده بنت اشعث) به حضرت خوراند)

, شهادت:, شهادت:,

شمایل: داراى رخسارى سفید آمیخته به اندکى سرخى، چشمانى سیاه، گونه اى هموار، محاسنى انبوه، گیسوانى مجعد و پر، گردنى سیمگون، اندامى متناسب، شانه ایى عریض، استخوانى درشت، قدى میانه، سیمایى نمکین و چهره اى در شمار زیباترین و جذاب ترین چهره ها

, شمایل:, شمایل:,

امام حسن

, امام حسن, امام حسن,

شمه ای از ویژگی های اخلاقی حضرت: امام حسن (ع ) بیست و پنج بار حج کرد، پیاده، در حالى که اسب هاى نجیب را با او یدک مى کشیدند. هرگاه از مرگ یاد مى کرد مى گریست و هرگاه از قبر یاد مى کرد مى گریست، هرگاه به یاد ایستادن به پاى حساب مى افتاد آن چنان ضجه مى زد که مدهوش مى شد و چون به یاد دوزخ مى افتاد، همچون مار گزیده به خود مى پیچید. از خدا طلب بهشت مى کرد و به او از آتش جهنم پناه مى برد. چون وضو مى ساخت و به نماز مى ایستاد بدنش به لرزه مى افتاد و رنگش زرد مى شد. سه نوبت دارائیش را با خدا تقسیم کرد و دو نوبت از تمام مال خود براى خدا گذشت. حضرت در زمان خودش عابدترین و بى اعتناترین مردم به زیور دنیا بود.

, شمه ای از ویژگی های اخلاقی حضرت:, شمه ای از ویژگی های اخلاقی حضرت,

در جود و بخشش امام حسن (ع):

, در جود و بخشش امام حسن (ع):, در جود و بخشش امام حسن (ع):,

مدائنى روایت کرده که: امام حسن و امام حسین و عبداللّه بن جعفر (علیهم السلام) به راه حج مى رفتند. توشه آنان گم شد. گرسنه و تشنه به خیمه اى رسیدند که پیرزنى در آن زندگى مى کرد. از او آب طلبیدند. گفت: این گوسفند را بدوشید و شیر آن را با آب بیامیزید و بیاشامید. چنین کردند. سپس از او غذا خواستند. گفت: همین گوسفند را داریم بکشید و بخورید. یکى از آنان گوسفند را ذبح کرد و از گوشت آن مقدارى بریان کرد و همه خوردند و سپس همانجا به خواب رفتند. هنگام رفتن به پیرزن گفتند: ما از قریشیم به حج مى رویم. چون بازگشتیم نزد ما بیا با تو به نیکى رفتار خواهیم کرد؛ و رفتند. شوهر زن که آمد و از جریان خبر یافت، گفت: واى بر تو گوسفند مرا براى مردمى ناشناس مى کشى آنگاه مى گویى از قریش بودند؟ روزگارى گذشت و کار بر پیرزن سخت شد، از آن محل کوچ کرد و به مدینه عبورش افتاد. حسن بن على (علیه السلام ) او را دید و شناخت. پیش رفت و گفت: مرا مى شناسى؟ گفت: نه. گفت: من همانم که در فلان روز مهمان تو شدم. و دستور داد تا هزار گوسفند و هزار دینار زر به او دادند. آن گاه او را نزد برادرش حسین بن على(علیه السلام) فرستاد. آن حضرت نیز همان اندازه به او بخشش فرمود. او را نزد عبدالله بن جعفر فرستاد او نیز عطایى همانند آنان به او داد.

, مدائنى روایت کرده که:,

شاگردان و یاران امام:
نام بیش از ۳۰ نفر از شاگردان و یاران آن حضرت در تاریخ ثبت شده است.
همسران امام:
بررسی موضوع زنان امام حسن (علیه السلام) بسیار لازم است زیرا زشت‌ترین تهمتی که به حضرت از طرف دشمنان و دوستان نادان زده شده است، کثرت اغراق‌آمیز ازدواج‌ها و طلاق‌های اوست؛
مجموعه زنانی که نام خود و پدرشان در تاریخ ثبت است و به عنوان همسر حضرت ذکر شده‌اند، صحیح یا ناصحیح، به ده نفر نمی‌رسد؛ و در حقیقت بنی‌امیه خواسته‌اند با تهمت به آن حضرت، صلح او را به صورتی تحریف‌یافته تفسیر کنند.
فرزندان امام:
کمترین عددی که درباره فرزندان حضرت نوشته‌اند ۷ نفر و بیشترین عدد ۲۳ نفر است. شیخ مفید فرزندان حضرت را ۱۵ نفر می‌داند(هشت پسر و هفت دختر)
از دختران حضرت ۴ نفر و از پسرانش نیز ۴ نفر صاحب فرزند شده اند. البته دو تن از پسران، فرزند پسر نیاوردند و به همین جهت نسل تمامی سادات حسنی به آن دو پسر دیگر که فرزند پسر آورده اند (زید و حسن مثنی) منتهی می‌گردد. در سلسله سادات حسنی، دانشمندان، سلاطین، محدثان و انقلابیون متعددی وجود دارد.

, شاگردان و یاران امام: , شاگردان و یاران امام:,
,
, همسران امام: , همسران امام:, ,
,
,
, فرزندان امام:, فرزندان امام,
,
,

کرامات امام حسن(علیه السلام):

, کرامات امام حسن(علیه السلام):, کرامات امام حسن(علیه السلام):,

امام حسن(علیه السلام) در مسجد کوفه فرمود: اگر بخواهم شام را کوفه و کوفه را شام می کنم! کسی فریاد زد: این قدر لاف نزن ما حتی نمی توانیم در مقابل شامیان مقاومت کنیم. امام(علیه السلام) فرمود: تو ای زن! در میان جمعیت مردان چه می کنی؟! هنگامی که آن منافق متوجه خود شد علایم زنانگی را در خود یافت.حضرت فرمود: برو! تو را زن و همسرت را مرد نمودم و از شما فرزندی به دنیا خواهد آمد خنثی. (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۹۰ و ۹۱، ح ۴؛ خرائج راوندی، ج ۱، ص ۲۳۷ ؛ اثباة الهداة، ج ۲، ص ۵۵۷، شماره ۱۰)

,

صبر امام حسن(علیه السلام):

, صبر امام حسن(علیه السلام):, صبر امام حسن(علیه السلام):,

امام حسن(علیه السلام) گوسفندی داشت که آن را دوست می داشت. روزی وارد خانه شد و پای گوسفند را شکسته دید. فرمود: چرا پایش شکسته است؟ غلام امام گفت: من پایش را شکسته ام تا تو را ناراحت کنم! امام(علیه السلام) فرمود: آن کسی(شیطان) که به تو گفته من را ناراحت کنی من او را خوشحال نخواهم کرد و تو در راه خدا آزادی! (ابوالفضل هادی منش، آفتاب حسن، رویکردی تحلیلی به زندگانی امام حسن مجتبی(ع)، قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، ۱۳۸۲، چ ۱، ص۱۳۴)

,

امام حسن(علیه السلام) و مرد داروساز:

, امام حسن(علیه السلام) و مرد داروساز:, امام حسن(, ) و مرد داروساز:,

امام حسن(علیه السلام) غلام خود را به همراه مبلغی پول برای تهیه روغنی مخصوص به خدمت مرد داروسازی فرستاد. داروساز وقتی فهمید روغن برای امام حسن(علیه السلام) است از اخذ پول خودداری نمود اما غلام گفت: به من گفته اند روغن را بخرم اگر نمی خواهی وجهش را بگیری خودت با امام صحبت کن. داروساز خدمت امام رسید و گفت: پول نمی خواهم اما فرزندی در راه دارم می خواهم دعا کنید که خداوند او را از شیعیان قرار دهد و امام دعا نمود (به نقل از آیة الله جوادی آملی).

,

نتیجه آنکه:

, نتیجه آنکه:,

الف) به من گفته اند بخر؛ باید به عین گفتار امام(علیه السلام) عمل نمود و از پیش خود به امر امام چیزی نیفزاییم و کم نکنیم.

, الف),

ب) پول نمی خواهم دعا کن شیعه شود؛ صالح بودن نسل و از قِبَل آنان باقیات الصالحاتی برای خود رقم زدن بسیار مهم است. (کرامات و مقامات عرفانی امام حسن مجتبی(ع)، سید علی حسینی، نبوغ، قم)

, ب),

علت صلح امام حسن(علیه السلام) :

, علت صلح امام حسن(علیه السلام) :, علت صلح امام حسن(علیه السلام) :,

تباه و فاسد بودن قلب اکثر کسانی که دور امام بودند

,

خستگی عراق از جنگ های پی در پی

,

جلوگیری از ریختن خون اندک اصحاب خالصش

,

بی بصیرتی مردم (به گونه ای که بین معاویه و امام فرقی قایل نبودند)

,

پیشگیری از اسارت خود و اهل بیت و ننگ طلقا نامیده شدنشان توسط معاویه

,

ضمن این که تصمیمات امام هر زمانی بر اساس وحی و دستور خداوند است. توجه به این نکته نیز خالی از لطف نیست که امام حسین(علیه السلام) نیز ده سال بعد از شهادت امام حسن(علیه السلام) به صلح با معاویه منافق پایبند بود تا این که شرایط تغییر کرد و یزید کافر بر اریکه قدرت نشست.

,

شهادت امام حسن(علیه السلام):

, شهادت امام حسن(علیه السلام):,

هنگام شهادت، امام(علیه السلام) ابوحنیفه را فراخواند و فرمود: بعد از من حسین امام است و تو فکر نکن که او نیز مانند توست بلکه حسین قبل از این که بدنیا بیاید فقیه بود.(به نقل از آیة الله جوادی آملی) پس رو کرد به یکی از اصحابش و فرمود: اخلاص داشته باش تا قومت تو را دوست بدارند. پس سر به گوش امام حسین(علیه السلام) نهاد و مدتی طولانی نجوا نمود پس حسین(علیه السلام) گریست. امام فرمود: گریه نکن که لا یوم کیومک یا اباعبدالله. بعد وصیت کرد که مرا کنار پیامبر(صل الله علیه و آله) دفن کنید؛ اما از آن زن(عایشه) به من آسیبی خواهد رسید پس راضی نیستم به اندازه خون حجامتی در به خاکسپاری من خونی ریخته شود پس به بقیع ببرید و قبل از دفنم تابوتم را به سوی قبر مادرم برگردانید. پس پاره های جگرش بیرون آمد و به شهادت رسید. بدن مبارکش را کنار پیامبر آوردند اما عایشه بر سر قبر پیامبر نشسته بود و می گفت: تا یک تار مو در سر دارم اجازه نخواهم داد حسن را در این مکان دفن کنید. ابن عباس گفت: ای زن! یک روز بر شتر سوار می شوی و جنگ جمل را به پا می کنی و امروز اسب سوار شده ای و از دفن فرزند رسول خدا در کنار جدش مانع می شوی! می ترسم فردا سوار فیل شوی و خانه خدا را ویران کنی! پس عایشه گفت: ای بنی امیه! شما اینجا هستید و به من توهین می کنند پس دست به چله کمان ها بردند و آن قدر بدن عزیز زهرا(علیه السلام) را تیرباران کردند که هنگام دفن ۷۰ چوبه تیر از بدن آن امام همام جدا کردند. امام حسین(علیه السلام) وارد قبر شد و مکرر می فرمود:

, امام حسین(علیه السلام) وارد قبر شد و مکرر می فرمود:,

نشد آن غارت که بردند مال او                        من شدم غارت که بردند جان او

, نشد آن غارت که بردند مال او                        من شدم غارت که بردند جان او,

_______________________________

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه