به بهانه سالروز وقوع زلزله شدید در طبس؛

داغ "عروس کویر" سی‌وهفت ساله شد!+تصاویر

داغ "عروس کویر" سی‌وهفت ساله شد!+تصاویر
سی‌وهفت سال پیش در یک چنین روزی، زلزله‌ای وحشتناک "عروس کویر"، شهر تاریخی طبس را با خاک یکسان کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سایت کریمه، 25 شهریورماه 1357 در کوران مبارزات انقلاب و یک هفته پس از کشتار جمعه سیاه بود که به ناگاه در ساعت 7 و 36 دقیقه بعدازظهر، زمین‌لرزه‌ای به بزرگی 7.7 ریشتر، شهرستان‌های جنوب خراسان به ویژه طبس را به لرزه درآورد و بیش از 18 هزار کشته و مجروح برجای گذاشت...

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کریمه،, کریمه،, کریمه،,

شدت این زمین‌لرزه به حدی بود که حتی در تهران به فاصله چند صد کیلومتری از کانون زلزله نیز احساس شد! تلفات بالای انسانی زلزله طبس در شرایطی رخ داد که شهر تاریخی طبس عملاً نابود شد و پس از رخداد زلزله اثری از آن شهر زیبای تاریخی حاشیه کویری مرکزی ایران باقی نماند.

,

, ,

بعد از رخداد این حادثه ناگوار از یک سو شاه و فرح هر یک جداگانه به بازدید از مناطق زلزله‌زده رفتند و ارتش، مأمور کمک به زلزله‌زدگان و یاری به جمعیت شیر و خورشید سرخ شد.

,

, ,

دربار هم اعلام کرد که جشن‌های چهارم و نهم آبان ماه برگزار نمی‌شود و هزینه جشن‌ها خرج رسیدگی به اوضاع طبس خواهد شد؛ دولت نیز سه روز عزای عمومی اعلام و دستور داده شد در این سه روز موسیقی‌ تمامی برنامه‌های رادیو و تلویزیون حذف شوند.

,

اما از سوی دیگر، مردمی که داغ کشتار وحشیانه 17 شهریور برایشان تازه بود، رژیم را متهم به استفاده تبلیغاتی از زلزله طبس برای انحراف افکار عمومی و منصرف کردن مردم از تظاهرات و سهل‌انگاری در رسیدگی به آسیب‌دیدگان زلزله طبس برای بهره‌گیری بیشتر از آن می‌کردند.

,

, ,

امام خمینی (ره) هم طی پیامی از نجف ضمن احساس همدردی با زلزله‌زدگان و فراخوان جهت کمک به آن‌ها به افشای ماهیت رژیم شاه پرداختند.

,

در بخشی از این پیام آمده است: «مسلمین غیرتمند لازم است مستقیماً به برادران خود کمک کنند و چیزی به دست عمال دولت ندهند که باز راه برای چپاولگران باز شود. لکن در این موقع حساس آنچه لازم است به ملت شریف ایران تذکر دهم آن است که دولت و بوق‏‌های تبلیغاتی شاه از فرصت استفاده کرده و به اغفال مردم دست زده‌اند. آن‌هایی که هزاران نفر از بهترین فرزندان ما را دیروز بی‌رحمانه قتل‌عام کرده و ملتی را به عزا نشانده‌اند، امروز برای انحراف اذهان به تعزیه سرایی پرداخته و اشک تمساح برای زلزله‌زدگان می‏‌ریزند و عزای ملی اعلام می‌کنند.»

,

, ,

در پی این پیام، جمعی از روحانیون مبارز و ده‌ها تن از فعالان انقلاب در منطقه حضور می‌یابند و به ساماندهی آسیب دیدگان می‌پردازند و کمک‌هایی که مساجد و سایر انقلابیون در سراسر ایران جمع می‌کنند را به مردم طبس می‌رسانند.

,

از سوی دیگر بر اساس برخی اسناد و همچنین خاطرات بازگو شده بازماندگان زلزله سال ۵۷ مردم مؤمن و هوشیار و انقلابی طبس علی‌رغم وجود تمام مشکلات و قلب‌های ماتم‌زده به نوعی در مقابل فریبکاری‌ها و کارهای عوام‌فریبانه رژیم ستمشاهی ایستادند که این کار در نوع خود بی‌نظیر بوده و بر همین اساس بسیاری از بزرگان نظام زلزله طبس را موتور محرک انقلاب اسلامی می‌دانند.

,

, ,

بر همین مبنا یکی از خبرنگارانی که آن زمان به همراه شاه به طبس آمده شرح وقایع ۲۵ شهریور ۵۷ و سفر شاه به طبس را در چنین می‌نویسد:

,

«در آن روزگار شاه که خود را در محاصره انقلاب ۵۷ می‌دید، زلزله طبس را فرصتی یافت که با حضور در میان زلزله‌زدگان و بازدید از منطقه زلزله‌زده برای خود تبلیغاتی دست‌وپا کند. هم او و هم همسرش «فرح» به منطقه رفتند و هر کدام جداگانه سرکیسه عطوفت را به حساب و جیب مردم گشودند.

,

در حالی که حکومت با همه امکانات تبلیغاتی‌اش گوش‌ها را از شرح کمک‌های عظیم شاه و شهبانو و سازمان‌های دولتی و ارتش به آسیب‌دیدگان کر کرده است، واقعیت‌ها حاکی از غفلت و سستی جنایت‌کارانه و بی‌تفاوتی رژیم و مسئولان حکومتی در رساندن یاری‌های لازم به مناطق فاجعه‌زده و نجات زیرآوار‌ماندگان و مصیبت‌دیدگان است.

,

مظهری نماینده مجلس شاه ساخته سه روز پس از وقوع حادثه در مصاحبه‌ای که روی ویرانه‌های غم‌انگیز طبس با نماینده رادیو و تلویزیون کرد و به خاطر پخش مستقیم برنامه به‌طور غافلگیرانه‌ای از شبکه سراسری تلویزیون پخش شد، با حیرت و ناباوری اظهار داشت: «من اینجا هیچ نشانی از کمک ارتش و دستگاه‌های دولتی نمی‌بینم. هر کمکی که شده توسط خود مردم انجام شده و می‌شود. پس آن همه ادعا درباره سرعت و گسترش کمک‌ها شد کجاست؟»

,

, ,

اما خبر بیرون کشیدن تصادفی جسد نیمه‌جان «شهناز» دخترک ۶ ساله از زیر خاک‌ها و ویران‌های زلزله پس از ۸۰ ساعت که با مرگ دست‌وپنجه نرم کرده بود، خود اثبات‌گر این واقعیت است که ده‌ها و صدها نظیر شهناز به علت غفلت و عدم احساس مسئولیت عوامل و مسئولان رژیم و پرداختن به جاروجنجال و تبلیغات کر‌کننده بجای عمل کردن، یاری‌رساندن و تلاش واقعی و صمیمانه در جهت نجات آن‌ها که هنوز امکان حیاتشان وجود داشت زنده‌به‌گور شدند درحالی‌که می‌توانستند زنده بمانند...

,

همچنین با وجود تمام ادعاهای رژیم در شهر زلزله‌زده‌ی طبس، عملیات نجات به کندی انجام می‌شد؛ به طوری که اولین هواپیمای سی ۱۳۰، درست چهارده ساعت پس از وقوع حادثه به محل اعزام شد و اولین بیمارستان صحرایی، بیست‌وچهار ساعت بعد از آن شروع به کار کرد و در تمام این مدت پرواز هلیکوپترها ناچیز بود!

,

تا اینکه موج انتقاد از نحوه‌ عملیات امدادرسانی به زلزله‌زدگان طبس بالا گرفت؛ زلزله به جای اینکه توجه مردم را از مشکلات سیاسی شاه منحرف کند، این مشکلات را برجسته‌تر کرد.

,

اما اقدامات جبهه انقلاب بسیار سریع و به موقع صورت گرفت. مردم منطقه و روحانیونی که نیم روز زودتر از ارتش به عمل رسیده بودند، اکیپ‌های نجات را تشکیل دادند.

,

درواقع آنان می‌خواستند ثابت کنند که یک رژیم ضد مردمی نمی‌تواند حرکت مردمی را ساماندهی کند؛ اولین افرادی که به کمک زلزله‌زدگان شتافتند، مردم مشهد بودند که با ترغیب روحانیون از مساجد عازم طبس شدند؛ از جمله آیت‌الله شیرازی یک هواپیمای دربست و چند نفر پزشک را به کمک آن‌ها فرستاد.

,

, ,

همچنین آیت‌الله خوئی در ۱۳۵۷/۰۶/۲۹ طی تلگرافی به وکلا و نمایندگان خود دستور داد که عواطف مذهبی مردم را نسبت به مصیبت دیدگان واقعه‌ی خانمان‌برانداز طبس و حومه جلب نموده و کمک‌های لازم را از بابت وجوه شرعیه محسوب دارند.

,

آیت‌الله قمی نیز به مناسبت زلزله‌ی طبس اعلامیه‌ای منتشر کرد و از مردم برای کمک به زلزله‌زدگان استمداد خواست.

,

همین طور آیت‌الله وحیدی به مناسب زلزله‌ی طبس اعلامیه‌ای منتشر نمود در این اعلامیه از مردم خواسته شد در کمک و امداد جنسی و نقدی به بازماندگان داغ‌دیده کوتاهی نکنند.

,

آیت‌الله صدوقی هم با تجهیزات کامل و حمایت گسترده مردم به فرمان امام در منطقه مستقر شد و کمیته امدادرسانی امام را ایجاد کرد.

,

مساجد نیز در جریان زلزله طبس در سال ۵۷ بسیار فعال بودند، به طوری که یکی از پاسخگویان نمونه آماری معتقد است: "در جریان زلزله طبس در استان خراسان در سال ۵۷، مساجد تبریز و ائمه جماعات بسیار فعال بودند و پس از جمع‌آوری کمک‌های مردمی مستقیماً آن‌ها را به منطقه زلزله‌زده حمل می‌کردند.

,

در این بین نکته‌ای که قابل‌تأمل است، مخالفت رژیم با این امر مردمی بود. چرا که حمایت مردم در آن زمان صحه بر کوتاهی و کم‌کاری سازمان‌های مسئول می‌گذاشت و از طرفی خود باعث تعاون، همکاری، همبستگی مردم می‌گردید که این هم خوشایند رژیم نبود.

,

به هر تقدیر این حادثه به روحانیان فرصت داد تا حسن نیت خود را نسبت به مردم نشان دهند؛ شاه نیز این فرصت را غنیمت شمرد که با استفاده از منابع گسترده‌ای که در اختیار داشت وجهه اجتماعی خود را بهبود بخشد، اما به علت وجود زیربنای اقتصادی ناکارآمد، تلاش‌های شاه به شکست منجر شد؛ در حالی که جامعه مذهبی رقیب او در جلب محبوبیت عمومی، توانست از این فاجعه ملی به‌طور مؤثرتری استفاده کند.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه