انتقاد اصغر فردی از کنگره بین المللی شهریار؛

اگر زنگوله «نخستین» را به دنبال مراسمی ببندند، آن مراسم وزنی پیدا خواهد کرد؟

اگر زنگوله «نخستین» را به دنبال مراسمی ببندند، آن مراسم وزنی پیدا خواهد کرد؟
یکی از شاگردان استاد شهریار نوشت: نکند این عبارت مبتذل «تبریز شهر اولین‌ها» که لقلقة لسان شده و هر کسی اول و آخر جمله‌اش این عبارت را تکرار می‌کند، همه را به کلمة «نخستین» عادت داده است؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زیتون؛  اصغر فردی از شاگردان و نزدیکان استاد شهریار با انتقاد از برگزار کنندگان کنگره بین المللی شهریار در صفحه شخصی خود نوشت: 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون؛,

نه روی سخنم با برگزارکنندگان موسمی کنگره‌های بزرگداشت‌ استاد شهریار است و نه آنها را مخاطب می‌دارم، در هر کیفیتی و با هر ترکیبی که می‌خواهند البته که اجرا می‌کنند، اما نکتة عجیب و عجاب و مورد سؤال من این است که چرا هر کسی که اقدام به برگزاری مراسمی سالانه به نام شهریار می‌کند نام آن را با صفت‌های «نخستین ... بین‌المللی» می‌گذارد؟ اگر بگوئیم که نخستین کنگرة بین‌المللی بزرگداشت شهریار در سال 1371 برگزار شد، ممکن است بگویند که ما در آن سال ها به دنیا نیامده بودیم و یا هنوز مدرسه نرفته بودیم و یا نام شهریار نشنیده بودیم، اما آیا همین سه سال پیش که زمرة دیگری از نامربوطان با شهریار و جتی شعر و فرهنگ درآمدند و باز برای چندمین بار به نام «نخستین کنگرة بین‌المللی» علم برافراشتند، هم در عرصة واقعات و حادثات فرهنگی حاضر نبوده‌اند؟ 

,


نکند این عبارت مبتذل «تبریز شهر اولین‌ها» که لقلقة لسان شده و هر کسی اول و آخر جمله‌اش این عبارت را تکرار می‌کند، همه را به کلمة «نخستین» عادت داده است؟ آخر یک اتفاق چند نخستین می‌تواند داشته باشد؟ آیا اگر زنگولة «نخستین» را به دنبال مراسمی ببندند، آن مراسم وزنی پیدا خواهد کرد؟ چند آفیش و بروشور و کارت دعوت با عنوان نخستین کنگرة بین‌المللی ارائه کنم؟ باری می‌توانند در همین اینترنت هم جستجو کنند و با چند مورد از این نخستین‌ها مواجه شوند.

,
,


دیگری منگوله «بین‌المللی» است. آیا دعوت از سفرای مقیم تاجیکستان و افغانستان و نماینده باکو در تهران، و شرکت چند نفر از نخجوان و ارضروم اطلاق «بین‌المللی» را استحقاق می‌بخشد؟ 

,
,

 

,

اگر مراسمی کیفیت و بار معنوی سنگینی داشته باشد، حاجتی به این دنبالک‌ها خواهد داشت؟ یا بر عکس آیا با این عناوین می‌توان به کنگره‌ای هویتی گران بخشید؟

,


چه کسانی امروز در حیات هستند که قابلیت اظهار نظر و ارائة مقاله یا نطق و خطابه دربارة شهریار داشته باشند تا سهم حضور آن وزنه‌ها حیثیت و اعتباری به کنگره‌ای ببخشد؟ 

,
,


بگذریم از این که هنوز منبع بسیاری از این پژوهندگان یک کتاب سراسر اراجیفی است که پیرو شکایت خاندان محترم و بازماندگان شاعر جمع آوری و خمیر شد و آبشخور علمی! هر کسی از جمله سازندگان سریال ساخته‌شده در حول احوال شهریار همان خزعبلات است که پاره های آن در شبکه‌های اجتماعی می‌گردد: «وارد حیاط شدم دیدم نامه‌ای افتاده و پری فرستاده که عکست را در روزنامه دیدم محمدحسین جان چقدر پیر شدی ایوای چقده دلم گرفت و ....» و پیرو همان دروغبافه‌ها هم یکی درمی‌آید و عکس پیر زنی را می‌گذارد که اینهم معشوقة شهریار و حتی نام فامیلی بر آن زن بیچارة مجهول‌الهویه می‌بندند و تا کار می‌گیرد عکس زنی دیگر را که آها این هم جوانی همان معشوقه و ...

,
,


بیچاره مادرم ! همه برف است کوچه‌ها

,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه