اصلاح طلبان و شرکت سهامی حق و باطل!
اصلاح طلبان تا به قدرت می رسند تازه دوران عزایشان آغاز می شود! و تازه ساز «نمی توانیم» و «نمی شود» و «نمی گذارند» کوک می کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از رهیاب نیوز، اگر با عینک غربی به انقلاب اسلامی نگاه کنیم آن را ماجرایی عجیب، غیر قابل هضم و نامنطبق با پیش فرض های ذهنی خواهیم یافت. چیزی که بنا بر قواعد آنان اساسا نباید اتفاق بیفتد و اگر اتفاق افتاد نباید ادامه یابد و اگر ادامه یافت نباید بر اهداف خود مستحکم بماند … همه داده های تجربی و برنامه ریزی ها و زمینه چینی ها و برآوردها حاکی از این بوده که به راه افتادن چنین حرکتی و استمرار و استحکام و بقایش ناممکن است. اما این اتفاق مهم علیرغم بهت و حیرت زمینی و ماتریالیستی غربی ها –و لو کره المشرکون- به وقوع می پیوندد و تازه در نگاه پیامبرانه و عمیقا اسلامی امام راحل(ره) طلیعه ای می شود برای یک حرکت عظیم. یعنی کاری که نه تنها تمام نشده، بلکه تازه در آغاز راه ناتمام انبیا و اولیاست …
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رهیاب نیوز,
با دقت در این نکته باید اعتراف کرد که افق دید امام(ره)، متاثر از مکتب روحبخش اسلام، چنان بلند است که نه تنها آن زمان بلکه حتی ۳۷ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی و هنوز هم که هنوز است درک کاملی از آن برای طیف وسیعی از مدیران کشور وجود ندارد.
,
عدم فهم و ناتوانی در تبیین چیستی و چرایی انقلاب اسلامی تبعات سنگینی برای مدیریت نظام در طول این حدود چهار دهه به دنبال داشته است که شاید یکی از بدترین این تبعات؛ پر کردن خلاء های فکری و معرفتی با اندیشه های تولیدی شرق و غرب است. چیزی که امام خمینی(قدس الله روحه العزیز) همان زمان نسبت به آن هشدار می دهند: « ما از شر رضا خان و محمدرضا خلاص شدیم، لکن از شر تربیت یافتگان غرب و شرق به این زودی هانجات نخواهیم یافت.»
,
تربیت شدگان شرق و غرب کسانی هستند که عمدا یا سهوا، چهارچوب های فکری و عقیدتی خود را با شرق و غرب منطبق کرده اند و لذا عمدتا از درک ابتدایی ترین شعارهای انقلاب نیز عاجزند و آن را به میل خود تفسیر و تاویل می کنند. مثلا در نگاه آنها آزادی می شود لیبرالیسم، عدالت می شود سوسیالیم، حیات طیبه می شود رفاه مادی، مقاومت می شود کله شقی، استکبار جهانی می شود کدخدا و … و تا بخواهید می شود برای این مسئله مصداق آورد.
,
امروز در کشور ما یکی از بارزترین مصادیق «تربیت یافتگان شرق و غرب» جریان موسوم به اصلاح طلب است. کسانی که در حافظه تاریخی ملت ایران از افراطی ترین اقدامات متاثر از شرق تا تفریطی ترین رفتارها و مواضع پذیرفته شده از غرب را ثبت شده دارند!
,
پیشاپیش باید رفع اتهام کرد که این نوشتار به دنبال یک کاسه کردن همه وابستگان به این جریان نیست اما برای توجه دادن به این آفت که متاسفانه شیوع بالایی پیدا کرده ناچاریم فعلا از استثناها بگذریم.
,
امروز بارزترین صفت (بخوانید تناقض) جریان اصلاحات، حیرانی بین خمینی و غرب است. سرگردانی بین دشواری های راه حق و جاذبه های اردوگاه باطل. ناتوانی از جمع بین نظام سلطه مبتنی بر هوای نفس و جریان توحیدی مبارز.
,
اصلاح طلبان قدیمی تر که مثلا باید خط دهنده و راهنمای بثیه هم حزبی ها باشند؛ سری دارند تنفس کننده در هوای لیبرالیسم و پایی که در دوره ای همپای امام خمینی قدم برداشته است. امروز برای این طیف –که خیلی هم خود را عقل کل می دانند- البته چیزی جز نوستالوژی و آلبوم عکس آن دوران باقی نمانده است و تنها دردسرشان این است که چگونه اقدامات دیروز را با مواضع امروز منطبق کنند. (شاید رواج خاطره گویی های کاملا بی هدف(!) از گذشته، به جای تبیین و تدوین ماهیت انقلاب به همین دلیل باشد.) همین است که اگر گاهی هم بالاجبار کلامی از امام نقل می شود باید که خاطره ای بی سند و منبع باشد و البته هیچ هم به روی مبارک آورده نشود که این سخن نه تنها با سایر سخنان امام ناهمخوان است بلکه بر اساس وصیت ایشان تا صوت یا دستخط ایشان نباشد مطلقا قابل قبول نیست.
,
و همین است که این دسته از یاران سابق امام هرگونه غور و تفحص در کلام امام را با تمسخر و برچسب منکوب می کنند تا مبادا نسل جدید به درکی واقعی از انقلاب نائل آید و فهم اندیشه های خمینی(ره) از انحصار برخی اصحاب پشیمان او بیرون رود. پس در همین پازل لاجرم، ملاک گذشته افراد می شود و اشکال و ایراد بر یاران سابق نهضت مساوی با نفی اندیشه امام خمینی(ره) دانسته می شود.
,
جدیدترها اما بی محاباتر از ضرورت همرنگی با غرب سخن می گویند و برای بزرگان اصلاحات جاده صاف کن «تغییر» هستند. همیشه یکی از راه های برون رفت اصلاحات از بن بست هایش، خون گرفتن از این پادوها بوده است. حالا گاهی صحنه قربانی کردن مردم در پیشگاه بت قدرت طلبی، ۱۸ تیر ۷۸ است و گاهی ۳۰ تیر ۸۸٫ تاریخش مهم نیست. مهم این است که اصلاحات چیزی از خود برای عرضه ندارد و فقط با نفی دیگران زنده است. چرا؟ چون تناقضات زنجیره ای جریان اصلاح طلبی –که بین واقعیت انقلاب اسلامی و آنچه که از تئوری های غربی آموخته اند سرگردانند- تنها یک مفر پیش پای آنها می گذارد و آن هم اینکه تا می توانند مواضع سلبی بگیرند و از آن طرف تا حد امکان از ارائه طرح و برنامه و مواضع ایجابی که امکان نقد و داوری ایجاد می کند دوری کنند. فلذا ناچارند رقیبب را به بی رحمانه ترین شکل ممکن نفی کنند و با انواع و اقسام تهمت ها و حملات بنوازند. نه از آن رو که خود حرفی برای گفتن دارند. بلکه از آن جهت که اینگونه حمله بردن، به حزب شان فرصت تنفسی می دهد. باز فرقی نمی کند که این رقیب، هاشمی دهه هفتاد باشد یا احمدی نژاد دهه نود.
,
به همین دلیل است که اصلاح طلبان تا به قدرت می رسند تازه دوران عزایشان آغاز می شود! و تازه ساز «نمی توانیم» و «نمی شود» و «نمی گذارند» کوک می کنند. اینجا می توان فهمید که چرا توافق هسته ای با این ابعاد خطرناک و تحقیرآمیزش تا این اندازه محبوب و معشوق جریان اصلاحات است و آن را تا حد وحی منزل عزیز می دارند! توافق هسته ای همچنان که امروز کاملا واضح شده نه یک آش دهان سوز که تنها پروژه ای است که می تواند تا چند صباح بحران «ناکارآمدی» جریان اصلاحات را به مدد هوچیگری و تبلیغات لاپوشانی کند و از آن طرف باز هم حداقل برای مدتی کوتاه تفکرات غرب ستایانه را در جامعه موجه نشان دهد.
,
چرا اصلاحات به این تاییدیه نیاز دارد؟ چون همان گونه که انقلاب اسلامی به دلیل ماهیت عمیقا توحیدی خودش امکان هضم در نظام بین الملل را ندارد و درگیری آن با این نظام کفرآمیز و شیطانی اجتناب ناپذیر است (اگر اصلاح طلب هستید و این تعبیرات برایتان سنگین است حق دارید!) تفکرات غرب زده عمده اصلاح طلبان هم در یک جامعه اسلامی که مردمش الگوی حکومتی امیرالمومنین علی(ع) را مطالبه می کنند به همان اندازه نچسب و ناکارآمد است. پس می بینیم که توافق وین اگر به ثمر برسد، اولین جایی است که این تفکر امکان پیروزنمایی پیدا کرده است. (اگر ایده ی به زباله دان رفته ی گفتگوی تمدن ها را ندیده بگیریم)
,
با این بحران ناکارآمدی که امروز علائمش را در بخش های مختلف دولت یازدهم هم ملاحظه می کنیم، شاید یک اصلاح طلب که بیرون گود ایستاده و دائم نق و داد می زند، به ترکیب واقعی شخصیتش نزدیکتر باشد تا اصلاح طلبی که در مقام مدیر نظام می خواهد نقش اپوزیسیون را هم بازی کند!
,
شاید تا اینجای مسئله هم به شکلی قابل تحمل باشد. اما چیزی که قابل تحمل نیست تحریف همه چیز -از گذشته تا حال و آینده- برای اثبات خود است! امروز شیوخ جریان نه تنها تاریخ گذشته انقلاب را وارونه جلوه می دهند و برای اهداف حقیر خود از «جام زهر» قطعنامه ۵۹۸ یک «شهد شیرین» می سازند و به شکلی مضحک، ورژنی از خمینی(ره) سازگار با سیستم عامل استکبار ارائه می کنند! بلکه واقعیات روزمره که چندی بیش از آنها نمی گذرد را هم قلب ماهیت می دهند! عجیب است که از منصف ترین شخصیت های اصلاح طلب می شنویم که «به چه جرئتی اصلاح طلبان را فتنه گر می خوانند؟» انگار که فتنه ۸۸ در دوران مادها اتفاق افتاده و می شود با جدل روی متون تاریخی، بر روی خیانتی به آن بزرگی ان قلت آورد!
,
آنچه امروز به عنوان «اعتدال» شعار این جریان قرار گرفته نیز چیزی جز نوآرایی همان نیات منبعث از اندیشه های غربی نیست که می کوشد خود را همرنگ انقلاب اسلامی نشان دهد. آنها که دیروز همپای انقلاب و امام بودند و امروز تسلیم هژمونی غرب هستند گمان می کنند می شود با تحریف گذشته، انکار واقعیات، یکی به نعل و یکی به میخ زدن و با حرکت بین حق و باطل از پاسخگویی گریخت. غافل از این که امروز دیگر تاسیس شرکت سهامی حق و باطل سودی ندارد و در دراز مدت سهامداران آن ترجیح می دهند به سمت گروهی حرکت کنند که عملکردش شفاف و شعارهایش با اقداماتش همخوان باشد. هرکس که دوست دارد جای این گروه باشد، باید که هر چه زودتر تکلیفش را با خودش، با نظام اسلامی، با دشمن و با مردم مسلمان ایران روشن کند.
,
محمد کوره پز
, محمد کوره پز, محمد کوره پز]
ارسال دیدگاه