برای شاعر شیرین سخن؛
یوردوموزون شاعر اوغلو شهریار
حیدربابایا سلام، اوج هنر شهریار و حاصل وفاداری و باور عمیق او به سادگیهای سرزمینش است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای ارومیـه، وقتی که "حیدربابایا سلام" او را زمزمه میکنی، میروی به کوچه پس کوچههای کودکی، جایی که مهربانی تو را فریاد میزند. حیدربابای او حرف همه انسانهای و بیریاییست و تفسیری زیباست از زندگی تمام آدمیان.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای ارومیـه,حیدربابای شهریار گاه میخنداند و گاه می گریاند و گاه تو را میان گذشتههای دور و سرگردان رها میکند و گاه صدای مؤذن محله را در گوشات نجوا می کند.
,با حیدربابا که انس میگیری زندگی برایت معنا می شود بغض گلویت را میگیرد و دوست داری از ته دل فریاد بزنی به سر مزار درگذشتگان بروی و سر برمزار عزیزان بگذاری و بلند-بلند گریه کنی.
,حیدربابا بیدارت میکند از خواب چندین ساله و تداعی میکند دنیای خوش کودکی را، تفسیر میکند روزهایی را که هنوز الفبای غم و اندوه را نیاموخته بودی و نمی دانستی زندگی و سرنوشت چگونه آدمی را تسلیم خود می کند نمی دانستی چرا پیرمردان خمیده پشت گشته اند، نمی دانستی چرا از ته دل آه می کشند، نمیدانستی چرا بزرگترها ساعتها به فکر رفته و دنیا را نکوهش می کنند.
,حیدربابایا سلام، اوج هنر شهریار و حاصل وفاداری و باور عمیق او به سادگیهای سرزمینش است.حیدربابا کار دیگری هم می کند حسرت بر گذشته و اشک را میهمان چشمانت می کند، از نامردمی ها و جفای روزگار با تو سخن می گوید، بر رفتگان و آنانی که روزی صدایشان و خودشان زینت بخش مجالسمان بودند و بر بزرگمردانی که زمان در نبودشان رخت سیاه برتن کرده اشک ماتم می ریزد.
,درحیدربابای او هرچه بخواهی هست خنده، گریه، شیطنت کودکانه و دلهای زخمی فراوان.
,شهریار، شاعر ارزشها و خوبیهاست، تعهد در ذات او ریشه دوانده و بزرگ شده بزرگ و بزرگتر.
,او در فراق یارانش، مردم سرزمینش اشک حسرت می ریزد، فریاد می زند و می گوید کاش می توانستم با این نسیم همراه شده و با قوم جدامانده خود گریان شده و از زمانه بپرسم چه کسی بین ما جدایی افکند.
,محبت کودکانه را در شعر شهریار می توان یافت، عاطفه و احساس را آنجا می توان نگاه کرد، وقتی مرگ مادر بزرگش را باور نمی کند وقتی به او می گویند مادر بزرگ راهی کربلا شده و او می نشیند به امید آمدنش قرآن را حفظ می کند و بارها در فراقش اشک می ریزد و به امید آمدنش انتظار می کشد.
,ساز رفیق همیشگی شاعر ماست، او الفتی دیرینه با ساز و موسیقی دارد و می توان گفت موسیقی جدای از شعر او نیست و آنجا که به زبان مادری خود میگوید:
,
هر باخیشدا چالسان کیپریگی مضراب کیمی
بیر قولاق وئر بوسنیق قلبی نه ساز ائیلهمیسن
من عشیران اوخسام پنجه عراق اوسته گزهر
گوزلیم تورک اولالی ترک حجاز ائیلهمیسن
,
,
,
اما سیاستهای حاکم بر جامعه توسط رژیم پهلوی او را از دیدار هنرمندان آذربایجانی محروم می سازد و آنجاست که می گوید:
,
اینسان خزانیدیر تؤکولور جان خزان کیمی
ساز تک خزهل یاغاندا سیزیلدار خزان سسی
قیرخ ایلدی دوستاغام قالا بیلمز او یاغلی سس
یاغ سیز دا اولسا قبول ائله مندن یاوان سسی
,
,
,
شهریار وقتی کلمه را یارای بیان احساس خود نمییافت حکایت غمهای هجران را با سه تار می سرود.
,
از غم جدا مشو که غنا می دهد به دل
اما چه غم غمی که خدا می دهد به دل
گریان فرشته است که در سینه های تنگ
از اشک چشم نشو و نما می دهد به دل
چون شیر مادران که بود مستحیل خون
غم هم به استعاله غذا می دهد به دل
دل پیش از ناله رود ارغنون نواز
نازم غمی که ساز و نوا می دهد به دل
,
,
,
,
,
,
,
شهریار در بیان رهبر انقلاب
,از جامعهی ایرانی کمتر کسی را میتوان یافت که از اشعار حیرتانگیز استاد شهریار لذت نبرد. در این میان رهبر معظم انقلاب نیز در چندین نوبت در بیانات گوهربار خود از این استاد شیرین سخن یادی نمودهاند که برخی از آنها را در زیر آوردهایم:
,الف ـ این ترک پارسیگوی
,«شهریار شعر و ادب ایرن درگذشت و بلبل داستانسرای زبان فارسی، خاموشی گزیده بیش از نیمقرن، شهریار، ذهن و دل دوستداران ادبیات و هنر را با شعر خود و با صفا و خلوصی که از آن چلچراغ رنگارنگ میتراوید، نورباران میکرد و با زبانی که اگر نه زبان مادری او، اما زبان دل و روح احساس او بود، به دلهای شیدا، شور و حال میبخشید و بزرگترین نتیجة غزل، قطعه و مثنوی معاصر را تنیده و بافتهای از ابریشم خیال و ذوق و زبان و فکر او بود، میآفرید و میاندوخت و آنگاه که این ترک پارسیگوی، زبان به شعر آذری میگشود، آن همه را به دو چندان و همراه با استادی بینظیر خود، در معرض تماشای هنرمندان و هنرشناسان میگذاشت.
,… او عاشق قرآن بود و قرآن مجسم و زنده را در انقلاب اسلامی مشاهده میکرد؛ از آنرو خود را در خدمت انقلاب خواست و گذاشت و به مردمی که جان در گرو آن نهاده بودند، پاسخ مثبت داد. و درخشانترین هنر شهریار آن است که وظیفة تاریخی خود را شناخت و با همة وجود و با کمال خلوص به آن عمل کرد.»
,(بخشی از پیام مقام معظم رهبری در دوران ریاستجمهوری که در شب هفت استاد شهریار در تاریخ ۳ر۷ر۶۷ توسط دکتر غلامعلی حداد عادل قرائت شد.)
,بـ شعر ترکی شهریار یک پدیده عجیب و عظیمی است
,«… من شاید از اوایل جوانی و از آن اوانی که با شعر آشنا شدم، با نام شهریار هم آشنا شدم … و من خیلی متاسفم از این که ریزهکاریها و دقایق شعر ترکی را به طور کامل متوجه نمیشوم؛ اگرچه مفهوم و مضمون کلمات را در اغلب موارد میفهمم، احساس میکنم که زبان شعر جناب آقای شهریار در اشعار ترکی، بسیار زبان بلند و گیرا و قوی و پرجاذبهای است که از اشعار حیدربابا هم کاملاً این مشهود است و استقبالی هم که در دنیا از حیدربابا شده، انسان خوب میفهمد که به جا و شایسته این اثر ادبی بسیار بلند و عالی بوده. البته شعر فارسی ایشان هم در حد بسیار بالاست، اما من تصورم این است که شعر ترکی ایشان یک پدیده عجیب و عظیمی است …»
,جـ شهریار در ردیف بزرگترین شعرای زمان
,«… ما غزلهایی در شعر فارسی شهریار داریم که در ردیف غزلهای درجه یک فارسی است. گاهی هم البته زبان، تنزل پیدا میکند. ما توقعی غیر از این نداریم از یک شاعری که در منطقه غیرفارسی متولد شده است، ولی آنچه که از شهریار و شعر فارسی او میدانیم، او را در ردیف یکی از بزرگترین شعرای زمان ما قرار میدهد.»
,دـ مثل سعدی و حافظ …
,«… شهریار قطعاً ماندنی است، از آن شعرایی است که در دورانهای بعد معروفتر و بزرگتر خواهد شد، تا دوران خودش، مثل سعدی و حافظ و مولوی و از این قبیل بزرگان.» (روزنامهی اطلاعات، 27 شهریور 93)
,به قلم اورمان
]
ارسال دیدگاه