شاعر زنجانی:
اگر عشق نبود هیچ واژه آهنگینی وجود نداشت
یک شاعر زنجانی گفت: از همان کودکی به خواندن رویدادها در قالب شعر بیشتر از نثر علاقمند بودم واین مسئله باعث شد که به شعر علاقمند شوم و اگر مجالی پیش می آمد بیتی هم برصفحه کاغذ می راندم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زنجانم، به عنوان اولین سوال لطفا خود را معرفی نمائید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنجانم, ، به عنوان اولین سوال لطفا خود را معرفی نمائید.,با سلام و احترام خدمت شما دوستان فعال در عرصه خبر و فرهنگ. بنده ملیحه نوری هستم ۲۹ ساله دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد ادبیات فارسی و هم اکنون هم مسئول فرهنگی دانشگاه پیام نور واحدوماهنشان هستم.
,,
زنجانم،میدانیم که آدمی برای بیان احساس خود و القای آن به مخاطب، هنر را آفرید و این هنر را درقالبهای متفاوتی جون شعر نسل به نسل منتقل کرد.چگونه احساس شما به شعر گره خورده و وار این عرصه شدید؟آیا برای ورود به این عرصه آموزشهای خاصی دیده بودید و یا مربی و استاد خاصی داشتید؟
, زنجانم,دنیای شعر دنیای بسیار بزرگی هست که دریچه های مختلفی برای ورود به آن وجود دارد، یکی از ویژگیهای شگفت انگیز عالم شعر این است که هرکسی در هرمقام و جایگاهی می تواند با آن ارتباط برقرار کند.بنده هم از این قاعده مستثنی نبودم . یادم می آید اولین مواجهه من با دنیای شعر در حوالی چهار یا پنج سالگی بود که بواسطه برادرم با اشعار مذهبی در مدح و مرثیه امام حسین علیه السلام بود. از همان کودکی به خواندن رویدادها در قالب شعر بیشتر از نثر علاقمند بودم. واین مسئله باعث شد که به شعر علاقمند گردم و اگر مجالی پیش می آمد بیتی هم برصفحه کاغذ می راندم.شاید بتوان گفت استاد من دراین عرصه همه کتابهای شعری بوده که داشتم و خواندن وتکرار آن باعث پیشرفت در این عرصه می شد.
,,
زنجانم،امروزه اغلب کارشناسان بر این عقیده هستند که نمیتوان و نباید نام هنر را بر صنعت گذاشت برای نمونه نباید نقاشی یا خوشنویسی را هنر نامید چرا که آنچه غریزه در آن کمتر باشد، صنعت است و در این میان تنها شعر است که هنری ناب محسوب می شود. دیدگاه شما در این باره چیست؟
, زنجانم,من با این نظر موافق نیستم. چرا که بسیاری از صنعتها از وجود هنر سرچشمه گرفته است. انسان بر حسب غریزه خود هنرمند است و با کشف استعداد های خودر هنرهای مختلف آن را پرورش داده و خالق اثری می شود.شعر نیز یکی از شاخه های هنر است که روشهای سرودن آن در زمانهای مختلف تغییر کرده اما سرچشمه آن همان طبع لطیف نهان در وجود آدمی است.
,,
زنجانم،شما در چه سبکی می سرایید؟ وجه تمایز سبک شما با سایر سبک ها در چیست؟
, زنجانم,بنده قالب خاصی برای شعر انتخاب نکرده ام. بر حسب موضوع قالب خاصی انتخاب می شود. ولی شخصا غزل و چهارپاره را بیشتر می پسندم.
,,
زنجانم،اهمیت درک و تسلط دایره لغات در سرائیدن یک قطعه شعر را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا این موضوع می تواند معیاری مطلق برای ارزیابی کیفیت یک شعر تلقی شود؟
, زنجانم,یکی از ویژگی های بارز یک شاعر خوب گستردگی بالای دایره واژگان است. حقیقتا کسی که مطالعه بیشتری دارد تعداد واژگان حافظه اونیز خوب خواهد بود و این در زمانی که جوششی برای سرودن شعر پیش می اید بسیار به یاری شاعر خواهد آمد. هرچند این تنها معیار یک شاعر خوب نیست ولی معیار مهمی می تواند باشد.
,,
زنجانم،آیا تاکنون پیش آمده که شعری را بسرائید و مدتی بعد، تمامی واژگان خود در آن شعر را پس گرفته و آن را نابود کنید؟
, زنجانم,اگر حقیقتش را بخواهید نه، معمولا شاعران با شعرهای خود ارتباط عاطفی برقرار میکنند وهر کدام از اشعارخود یک تفکر و جهان بینی را دنبال میکند. اما شعری داشتم که هیچ وقت نتوانستم پایانی برای آن بیاورم و سالها شعر ناتمام مانده است.
,,
زنجانم، اغلب بر این عقیده هستند که آنچه هنری چون خوشنویسی را ماندگار نگه داشته وجود پشتوانه قوی و محکم ادبی و شعری در ایران بوده است، دیدگاه شما در این باره چیست؟
, زنجانم,پیوند خوشنویسی و شعر درایران تاریخچه بلند و دیرینه ای دارد. در برخی مواقع نیز شاعرانی داشته ایم که دست خط زیبایی نیز داشته اند. هردوی این هنر به یک روح لطیف نیاز دارند و پیوندآنها غیر قابل انکار است. بی شک خوشنویسی ایران با شعر ماندگار شده است و شاید بتوان گفت اگر شعر نبود چیزی از خوشنویسی باقی نمی ماند.
,,
زنجانم،اینکه رد پای عشق و دلدادگی در کار شاعر مشهود است تا چه میزان صحت دارد؟
, زنجانم,به جرات می توانم بگویم انسانها تنها برای وصف عشق شاعر می شوند. اگر عشق نبود هیچ واژه آهنگینی وجود نداشت.وعشق در طول تاریخ نمودهای فراوانی داشته و هر شاعری شکل ظهور عشق برخود را توصیف کرده است. گاهی عشق کاملا زمینی است و گاهی در اوج آسمان. اما هرچه که هست عشق است و لاغیر.
,,
زنجانم،وضعیت شعر و ادبیات فارسی در ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟
, زنجانم,خوشبختانه در دهه های اخیر شاعران بسیار بزرگی پابه این عرصه گذاشته اند و ما شاعران جوان خوش قریحه بسیاری داریم که نمود بارز آن در دیدار سالانه ای که در ماه مبارک رمضان با مقام معظم رهبری برگزار میگردد چشمگیر می باشد.
,اما متاسفانه در دانشگاه ها این مسئله دچار بی مهری است. سرفصل دروس رشته های ادبیات فارسی بسیار قدیمی و یکنواخت است و آن شور و هیجانی که باید در این رشته شیرین وجود داشته باشد وجود ندارد. امیدوارم که درآینده این مسئله با توجه به اهمیت و تاریخ بزرگ شعر و ادب در ایران مورد توجه و اقبال بیشتری قرار بگیرد.
,,
زنجانم،آیا کتابی منتشر کرده اید؟
, زنجانم,بنده هرگز شعرهای خود را درحدی ندیده ام که قابل چاپ باشد، وهرگز به این موضوع فکر نکرده ام.
,زنجانم،پیام خود را برای شاعران و برای آنان که به تازگی قصد ورود به این عرصه از هنر را دارند، بنویسید؟
, زنجانم,بنده بسیار بسیار کمتر از آنم که توصیه ای به دوستان شاعر و علاقمندان این عرصه داشته باشم. فقط به عنوان یک دوستدار شعر امیدوارم این میراث گرانبها و لطیف رو فراموش نکنند و راه نفوذ موضوعات و واژه های سخیف را برآن ببندند و قبل از آنکه بزرگان این میراث ارزشمند رو از دست بدهیم قدرشان را بیشتر بدانیم. جا دارد که اینجا از شاعر نامی و همشهری خودمان استاد فقید حسین منزوی که به حق از بزرگترین و بی نظیرترین شاعران غزل سرای ایران بودند رو هم یادی بکنیم و آرزو کنیم که هیچ یک از شاعرانمان چنین در غربت ما را ترک نکنند.
,,
زنجانم،یکی از شعرهایی که دوستش دارید، کدام است؟
, زنجانم,این هم یکی از اون غزلهایی هست که خیلی خیلی دوستش دارم. درد ودلی با امام زمان "عج"
,,
قافله بی قافله سالار مانده بازگرد
,از دل ماهم کمی آوار مانده بازگرد
,غیبت مهتاب امشب نیزتوجیهی نداشت
,چشم هایم بازهم بیدار مانده بازگرد
,کوچه های شهر مانده ساکت و بی رهگذر
,دوره گرد کوچه ها بیکار مانده باز گرد
,جام چشم عاشقانت گشته پرخون ساقیا
,صدهزاران دل پی دلدار مانده بازگرد
,رهزنان عشق می آیند کم کم سوی ما
,عقلها در جاده ی انکار مانده بازگرد
,واژه ظلم است خوانا در کتاب این بشر
,از لغت نامه فقط آزار مانده باز گرد
,ای طبیب قلب های داغدیده از ستم
,نسخه ی دنیایی از بیمار مانده بازگرد
,گرچه دنیا در خماری مست می لولد ولی
,خیلی از جمعیت هوشیار مانده بازگرد
,انتظار هر غزل با تو به پایان می رسد
,بیت های این غزل بسیار مانده بازگرد
,م. نوری
,,
انتهای پیام/
,
ارسال دیدگاه