در بیست و هشتمین سالگرد 275 زائر مظلوم کشورمان؛
لالههایی که در امنترین سرزمین به گل مینشینند
زبانها به بیان رسالت نبوی در برائتجویی از کفار گشوده شد تا نمادی از حج ابراهیمی را به نمایش گذارند، که بناگاه سفیر گلولهها مقدسترین و امنترین سرزمین وحی را به خون 402 زائر بیتاللهالحرام آغشته کرد تا ثابت شود که این سرزمین در تسخیر ضدمسلمانهاست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از بلاغ، «جمعه خونین مکه»، اگرچه به ظاهر برای سرکوب مراسم برائت از مشرکین بود، اما در حقیقت بر اساس دستور آمریکا و در جهت مقابله با «صدور انقلاب اسلامی» رقم خورد. اگرچه موجب بسط انقلاب اسلامی شد و خود زمینهای شد تا مظلومیت انقلاب اسلامی و سخن حقش بیش از پیش در برابر چشم مسلمین جهان قرار گیرد، که نقطه عطفی در صدور انقلاب بود. مگر نه آنکه در چهلم شهدای جمعه خونین بود که انتفاضه فلسطین آغاز شد؟
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ, بلاغ,
از این رو بازکاوی این حادثه تاریخی که به دلایل مختلف سیاسی کمتر بدان پرداخته شده است، یکی از الزامات تاریخی در شناخت مرزهای درنودیده شده توسط موج انقلاب اسلامی است. این گزارش مختصر درصدد است تا ضمن تکریم و تجلیل از شهدای آن واقعه فراموشنشدنی، شناعت و جنایت امریکا و مزدوران سعودی - صهیونیستی او از حافظه ملت مظلوممان رنگ نبازد و زمینه رسوایی دلالان غرب در باز کردن راه بازگشت امریکا به کشورمان فراهم شود.
طراحی سعودیها برای راهاندازی حمام خون
به نظر می رسد ماجرای جمعه خونین موضوعی تصادفی نبوده است و از مدتها پیش مسئولان سعودی برای اجرای آن تصمیمگیری کرده بودند؛ شواهد ذیل نظریه فوق را به اثبات میرساند:
1. در روز پنجم ذیحجه (1 روز پیش از واقعه)، بیمارستانها و سازمانهای بهداری اعلام کردند که هیچ مراجعه کننده ایرانی را برای درمان در روز ششم ماه نخواهند پذیرفت.
2. یکساعت قبل از شروع راهپیمایی، درهای ورودی به بنای بزرگ مخصوص حجاج اردنی و فلسطینی بسته شد و به هیچ کس اجازه داخل یا خارج شدن از آن داده نمی شد.
3. سطح بام بناهای واقع در جانب چپ راهپیمایی از کپسولهای خالی و سنگها و آجرها و ابزارآلات ازکارافتاده که در طول برخورد به سوی حجاج پرتاب شد انباشته شده بود. برخی از صاحبان این خانه ها ابراز داشته بودند که این وسایل چند روز قبل از جانب حکومت سعودی به بام آنها منتقل شده بود.
4. تغییر آرایش پلیس که برخلاف سالهای قبل در دو سوی مسیر نایستاده و صفآرایی آنها در انتهای مسیر حرکت حجاج و یا قرار گرفتن فرماندهان پلیس در پشت سر نیروها بر خلاف گذشته که فرماندهان 100 متر در جلوی گردان خود میایستادهاند.
5. در سالهای گذشته با توقف اتومبیلهای سواری در مسیر راهپیمایی سعی در ایجاد موانع فیزیکی برای گسستن صفوف راهپیمایان داشتند، اما در آن سال از توقف خودروها در طول خیابان محل برخورد نهایی منع کردند و اتوموبیلها را از نزدیک شدن به مسیر مسجد ملک تا تقاطع خیابان عبدالله بن زبیر باز داشتند.
6. در سالهای گذشته ماموران پلیس در میان راهپیمایان حاضر میشدند تا از انتشار جزوهها پیشگیری کنند اما در آن سال هیچیک از آنان داخل راهپیمایی نشدند و باطوم بهدست صفآرایی کرده بودند.
جدای این قبیل نمونههای میدانی باید به سخنان متفاوت در ملاقات وزیرخارجه سعودی در ریاض با کاردار جمهوری اسلامی و ملاقات وزیر حج و امور اوقاف سعودی با نماینده ایران در روز چهارم ذیحجه و تفاوت لحن مذاکرات آنها اشاره کرد.
همچنین عملکرد رسانهها که در این گونه موارد بیش از هر چیز به جذابیتهای خبر و پرداختن به ابعاد کشتهها و زخمیها و ... علاقه نشان می دهند، در این موضوع کاملاً متفاوت بود و از همان ابتدا بیش از هر چیز به
تطهیر مسئولان سعودی پرداخته و خبرهایی مخابره کردند که بهخوبی بوی دلارهای نفتی میداد، اما اینکه چه کسی دستور این برخورد را داده بود، مسئول وقت بعثه کشورمان در این خصوص گفته بود: «در اولین مراسم برائت از مشرکین، فقط ایرانیها بودند، اما در سالهای بعد و به خصوص همین سال 1366 مردم خود مکه و ملیتهای دیگر مسلمان به مراسم میآمدند و اوضاع به طور کلی متفاوت شده بود»
همه شواهد دلالت بر این حقیقت دارد که حادثه مکه با فشار مستقیم آمریکا به عربستان سعودی شکل گرفت، بر اساس اخبار و اطلاعات موجود، بسیاری از شرکتکنندگان در مراسم برائت از مشرکین سالهای قبل از 1366، بعد از بازگشت به کشور متبوعشان بازداشت میشدند و تحت بازجویی قرار میگرفتند، حتی در چندین مورد افراد بعثه ما را هم گرفتند و به بازجویی بردند، یک حساسیت فوقالعادهای ایجاد شده بود.
بهانهجوییهای مزدورانه آل سعود
برخورد با ایرانیها از سوی مسئولان سعودی در سال 1366 امر تازهای نبود و در طول سالهای 1358 تا 1366 بارها ایرانیان به جرم بیان شعار بر ضدآمریکا و اسرائیل دستگیر، زندانی و شکنجه شدند و در پی آن منازعاتی بین مسئولین دو کشور برخواسته بود حتی درباره اجتماعی بودن حج و فتاوای علمای حجاز و نظریات و فتاوای امام خمینی (ره)، بحثهای گوناگونی پیش آمد که در نهایت ملک خالدبن عبدالعزیز پادشاه وقت عربستان سعودی نامهای به امام خمینی فرستاد، بر این مبنا که برخی روحانیون حجاز حج را (برخلاف سنت انبیا و رسول اکرم (ص) و ائمه (ع) و حتی نظر علمای معاصر، مراسم و مناسکی صرفاً فردی خواندند و توجه به مسائل اجتماعی و برپایی تظاهرات در حج را مزاحم حاجیان و حتی بدعت معرفی کردند.
اجتناب از سبّ و لعن دشمنان را حق دانستند و آن را انحراف از دین و جسارت به مکه و کعبه مطرح کردند و حتی دولت سعودی بر این معنی تأکید داشت که از رسول اکرم (ص) در مراسم حج جز تلبیه و دعا و نیایش روایتی وارد نشده و شعار دادن بر ضد دشمنان و فریاد زدن مغایر اهداف حج و معصیت است.
پاسخ حضرت امام در 60/7/18 به پادشاه عربستان
««... این جانب تمام گرفتاریها و بدبختیهای مسلمین و دولتهای کشورهای اسلامی را در اختلاف و نفاق بین آنان میدانم. چرا باید دولتهای اسلامی با داشتن قریب یک میلیارد جمعیت و در دست داشتن ذخیرههای زیر زمینی، خصوصا موجهای نفت که رگ حیات ابر قدرتهاست و برخورداری از تعلیمات حیاتبخش قرآن کریم و دستورات عبادی سیاسی پیامبر اسلام (ص) که مسلمانان را به اعتصام به "حبلالله" دعوت و از تفرقه و اختلاف تحذیر میفرماید و با داشتن ملاذ و ملجایی چون حرمین شریفین، که در عهد رسول الله (ص) مرکز عبادت و سیاست اسلامی بوده و پس از رحلت آن بزرگوار مدتها نیز چنین بوده است و طرح فتوحات و سیاسات از آن دو مرکز بزرگ سیاسی عبادی ریخته میشده است.
اکنون به واسطه کجفهمیها و غرضورزیها و تبلیغات وسیع ابرقدرتها کار را به آنجا بکشانند که دخالت در امور سیاسی و اجتماعی ، که مورد احتیاج مبرم و از اهم امور مسلمین است، در حرمین شریفین جرم شناخته شود و پلیس سعودی در داخل مسجدالحرام و در جایی که به حکم خدا و به نص قرآن مجید برای همه کس حتی منحرفین محل امن است با چکمه و سلاح به مسلمانان حمله کرده و آنان را مضروب و دستگیر نمایند و به زندان بفرستند.
جرم این مسلمانان شعار بر ضد آمریکا و اسرائیل، این دشمنان خدا و رسول بوده است... اگر دولت حجاز از این فریضه عبادی - سیاسی، که هر سال در مواقف کریمه حرمین شریفین با حضور میلیونی مسلمانان تشکیل میشود، استفاده سیاسی اسلامی مینمود، احتیاج به آمریکا و هواپیماهای آواکس آن و سایر ابرقدرتها نداشت و مشکلات مسلمانان حل میشد.
میدانیم که آمریکا این هواپیماها را از آن جهت در اختیار عربستان قرار داده است تا به نفع خود و اسرائیل از آنها استفاده نماید. چنانکه دیدیم که آواکسهای آمریکایی برای تفرقه بین ایران و سایر مسلمانان عرب گزارشی سرتاسر دروغ داد مبنی بر بمباران
مراکز نفتی کویت توسط ایران ... اخیراً به این نکته تاکید میکنم که از مکتوب شما ظاهر میشود که گزارشهای دروغ و انحرافی به شما داده میشود. چنانکه نوشتهاید شعارهای زائرین ایرانی موجب نارضایتی و تنفر زائرین بیتالله شده است.
بهتر بود شما اشخاص امینی را مأمور گزارشها نمایید تا معلوم شود شعار ضداسرائیل و آمریکا موجب تنفر و نارضایتی زائرین نشده، بلکه برخورد مامورین دولت سعودی و ضرب و هتک و به حبس کشیدن مهمانان خدای متعال، به جرم شعار علیه اسرائیل و آمریکا، موجب تنفر و نارضایتی مسلمانان جهان و خصوص زائران بیتاللهالحرام و حرم معظم رسولالله (ص) شده است.
از خداوند متعال خواستارم که مسلمانان را از خواب غفلت بیدار، و عظمت اسلام را روز افزون فرماید؛ و مسلمانان و خصوص دولتمردان را به آنچه صلاح اسلام و مسلمین است هدایت فرماید...»» نصایح مکرر امام اما کارگر نیفتاد و پادشاهانی که بیشتر در فکر ادامه سلطنت مبتنی بر خفقان خود بودند، ناگزیر به تکیه به ابرقدرتهایی همچون آمریکا شده و هر روز از مردم خود و جهان اسلام دور شدند.
چرا برائت از مشرکین؟
برائت از مشرکین، تعبیری قرآنی به مفهوم بیزاری و اجتناب از مشرکین و دشمنان مسلمانان و قطع پیوند با آنها و اصطلاحاً به فعالیتهایی که در بُعد سیاسی حج به صورت اجتماعی انجام میگیرد نیز اطلاق میشود.
در آیات مختلف قرآن گذشته از نکوهش شدید شرک و مشرکان و بیان عاقبتِ شوم آنها، تأکید بر ضرورت گسستن پیوند از مشرکان و توصیه جدی به مقابله با آنان و به برائت انبیاء از مشرکان و اعلان بیزاری آنها از «شرک» و «موضوع له شرک» تصریح شده است.
نمونه بارز اعلام برائت از مشرکان در امتهای پیشین، بنابر آیه 4 سوره ممتحنه قرآن کریم، حضرت ابراهیم (علی نبینا و آله و علیه السلام) و یارانش بودند که قاطعانه برائت خود را از مشرکان و بتهای آنها اعلام داشتند. اِسناد عمل برائت در این آیات به پیامبران، این نکته را افاده می کند که این عمل علاوه بر صبغه اعتقادی، جنبه سیاسی و حقوقی و اجتماعی نیز دارد و با تعیین مشی و رفتار بیرونی مؤمنان، موحدان را از مشرکان و کافران متمایز می کند.
بهویژه آنکه در کتب لغت نیز «برائت» را به معنای بیزاری و اجتناب و گسستن پیوند و ارتباط دانستهاند. اعلان عمومی «برائت از مشرکین» و اَحکام الحاقی آن، در تاریخ اسلام برای نخستینبار، پس از نقض عهد مشرکینی بود که پس از فتح مکه (8 هـ ق) با پیامبر اسلام پیمان عدم تهاجم و دشمنی بسته بودند.
10 آیه نخست سوره برائت متکفل این اعلان بود. حضرت علی (ع) این آیات را به دستور رسول اکرم (ص) در مراسم حج سال نهم هجرت ابلاغ فرمودند. آیات مزبور، علاوه بر برائت از مشرکانِ پیمانشکن، تمامی مشرکان، اعم از پیمان بستگان و غیر آنان را شامل می شود؛ زیرا به نظر برخی از مفسران، آیه سوم سوره برائت، تکرار آیه اول نیست؛ آیه اول اعلام برائت و بیزاری از مشرکین پیمانشکن و خطاب آیه سوم به صورت اعلام برائت یا به تعبیر قرآن «اذان برائت» متوجه تمامی مردم است، نه خاص مشرکین، تا همه بدانند که خدا و رسول از مشرکین بیزارند و مردم خود را برای چنین امری، پس از سپری شدن ماههای حرام، آماده سازند.
در ابلاغ «برائت از مشرکین» حضرت علی (ع)، در بعدازظهر دهم ذیحجه در مِنا، با شمشیر برهنه، به خطبه ایستاد و پس از تلاوت آیات نخست سوره برائت، چهار حکم الحاقی رسول اکرم را ابلاغ فرمود.
مضمون «اذان برائت » - با توجه به تعبیر «اَنَّ اللّه بَریٌ مِنَ المشرکین و رسولُهُ» و مفاد آیات تفصیلیِ بعدی سوره توبه اشاره به آن دارد که این اعلامیه را نباید مقابله مقطعیِ رسول اکرم (ص) با رفتار مشرکان پیمان شکن دانست، بلکه این مضمون و نحوه ابلاغ، بیانکننده یک اصل
اسلامی و همیشگی است که خداوند آن را مقرر کرده تا روش سیاسی اسلام و مسلمانان را در مقابل مخالفانِ اصل توحید و ناقضان حقوق انسانی و مشروع مسلمانان، روشن کند.
شیوههای اعلام برائت میتواند به گونههای مختلف و مناسب، در قالب رعایت اصول دیگر اسلام و شرایط زمان انجام شود، اما آنچه بهعنوان رکن، در اجرای آن باید ملحوظ شود، اصلِ معنا و مفهوم اعتقادی و سیاسیِ طرد بت و بتپرستی، و اعلان انزجار از مشرکان و دشمنان اسلام و محکوم کردن سیاستهای خصمانه و توطئهگرانه و مشی ستمگرانه و تجاوزکارانه آنهاست.
از سوی دیگر با توجه به محتوای برائت و نیز ارزش تأسی به پیامبر (ص) در انتخاب زمان و مکان اعلان برائت، مناسبت حکم و موضوع ایجاب میکند که بهترین و کارآمدترین شکل اعلان برائت از مشرکان، در حرم و در ایام حج انجام گیرد.
از آیه سوم سوره توبه نیز میتوان چنین استنباط کرد که اعلان برائت با اعمال و مناسک حج منافات ندارد، بلکه رابطه میان آن دو، در هدف و ماهیت و نتایج ایجاب میکند که برای تکمیل آثار و برکات هر یک از آنها، این دو عمل عبادی و سیاسی همراه یکدیگر انجام پذیرند؛ زیرا حج، در مفهوم جامع خود بسیاری از شعائر توحیدی را دربر میگیرد و عبادتی اجتماعی ـ سیاسی بهشمار میرود و صرفاً حرکتی فردی نیست.
نمونه های بهرگیری سیاسی و اجتماعی از موقعیت بیتاللهالحرام و حج که حرم امن الهی بهشمار رفته و همگان در آن مصون هستند، در سنت رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) و مسلمانان متعدد است.
چگونگی وقوع فاجعه
در روز نهم مردادماه 1366 شمسی برابر با ششم ذیحجّه سال 1407 قمری، هزاران زائر ایرانی و تعدادی از زائران دیگر کشورهای اسلامی در مکه معظّمه و خانه خدا، پس از انجام فریضه نماز عصر، به سوی محل تجمع و شروع راهپیمایی در منطقه معابده، رهسپار شدند.
برنامه راهپیمایی در ساعت 16:30 دقیقه با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز شد. آنگاه پلاکاردهای حاوی شعارهایی در نفی سردمداران بلوک شرق و غرب و اسرائیل و دعوت مسلمین به وحدت برافراشته شد؛ آنگاه جملاتی از پیام رهبر کبیر انقلاب به کنگره حج برای حضار خوانده شد و ترجمه شد و سپس نماینده امام در حج شروع به سخنرانی کرد. در ساعت 18:10 دقیقه تظاهرکنندگان آرام به سوی سه راهی شعب ابوطالب به راه افتادند، مردان و زنان در صفوف جدا حرکت میکردند و جانبازان بر روی ویلچرهایشان در صفوف مقدم بودند.
در ساعت 18:40 دقیقه راهپیمایی به نقطه پایانی رسید. صدای بلندگوها خاموش و مردم به شعارهای خود خاتمه دادند و پلاکارها در هم پیچیده شد. ناگهان حملات عمال سعودی ابتدا با ریختن آب سرد و پس از آن آب ولرم و جوش بر سر زائران شروع شد.
هر کس به سویی میگریخت. اما پس از پایان مراسم و به دنبال حرکت مردم به سوی مسجدالحرام برای ادای فریضه مغرب، پس از طی مسافتی راه، در حالی که در جلوی جمعیت عظیم راهپیمایان، زنان و معلولین انقلاب در حال حرکت بودند، ستونهایی از نظامیان آل سعود ظاهر شدند. لحظهای بعد مزدوران آمریکا در لباس نیروهای امنیتی و پلیس و گارد سلطنتی سعودی به سوی مردم (بهویژه زنان و معلولان و جانبازان) هجوم بردند و با «باتوم» بر سر و روی حجاج بیگناه کوبیدند.
اینان از یک طرف و مزدوران دیگر نیز از بالای پلهها و ساختمانها ، سنگ و آجر و شیشه و بلوک سیمانی بر سر و روی مردم میریختند. پس از آن شلیک گازهای سمی و خفهکننده شروع شد و بهدنبال آن رگبار گلولهها به قصد کشتن و نه متفرق کردن راهپیمایان برائت از مشرکین سرازیر شد و پیکرهای پاک انسانهایی که جرمشان اعلام برائت و بیزاری از آمریکا و اسرائیل و ایادی ناپاکشان بود، درخاک و خون غلتیدند.
زنان بیگناه ما چادر از سرشان افتاده بود و در زیردست و پا له میشدند و با گازهای خفهکننده و رگبار گلولهها شربت شهادت نوشیدند.
این جنایتکاران حتی به آمبولانسهای حامل مجروحین نیز یورش میبردند و مانع جمعآوری مجروحین میشدند. در نتیجه این حمله و هجوم، بیش از 500 تن از حجاج بی دفاع و هراسان ایرانی و غیرایرانی کشته و حدود 700 تن زخمی شدند.
این سخنان دردناک رهبر کبیر انقلاب رضوان الله تعالی علیه است که دراین حزن و اندوه سنگین و بزرگ، آرامش خویش را از دست داده است: ««بارالها، تو خود شاهدی که در این سال ما جانبازان و مهاجران و مجاهدانی داشتیم که به سوی تو و به سوی خانه امن تو که از صدر خلقت تاکنون
مامن هر موجودی بوده است هجرت کردند و در پیش چشمان حیرتزده مسلمانان کشورهای جهان به دست پلید آمریکا که از آستین آل سعود به در آمده است، به خاک و خون کشیده شدند و در آستانه عاشورای ولی الله الاعظم (س) عاشورایی دیگر، با ابعاد مختلف در جوار تو و خانه امن تو، در جمعه خونین پدید آوردند که ای کاش نبودم تا آن را ببینم و یا بشنوم، نه برای شهادت عزیزانی مجاهد و مهاجر که شهادت امری است که آرزوی عزیزان ماست و شهدی است آشنا برای زنان و مردان و کودکان ما که در یورشهای مغولانه صدام عفلقی شدیدتر و فجیعتر آن را چشیدهاند و دیدهایم، بلکه برای مصیبتی است که نه تنها برای پیغمبر اسلام (ص) که برای تمامی انبیا و مرسلین، از آدم تا خاتم پیش آمد.
به فرمان کاخ سیاه بهدست ناپاک آل سعود این شقیترین جانیان عصر، بالاترین مقام مقدس الهی شکسته شد.»»
پس از حادثه ذیحجه 1407/ مرداد 1366، با توجه به عظمت واقعه و میزان تلفات مردم عادی و بی دفاع (بیشتر زنان و جانبازان) و همچنین سوابق مراسم برائت از مشرکین که به آرامی برگزار شده بود، مرتکبین حادثه خود را مجبور به توضیح دیدند و حجاج را به اخلالگری و ایجاد آشوب متهم کردند.
توجیه مفتضحانه سعودیها
در بیانیه رسمی وزارت کشور سعودی در هشتم ذیحجه، جزئیات بیشتری شامل آمار تلفات (402 کشته که 275 تن آنان ایرانی ـ نیمی از کشتهشدگان زنان ـ بوده اند و 649 زخمی) همراه اتهامِ اخلال در مراسم حج، هجوم آنها به طرف مسجدالحرام با چوب و سنگ و چاقو، درگیری مأموران امنیتی با حجاج و زیر دست و پا ماندن تعداد بسیاری از مردم و ادعای عدم تیراندازی به زوّار حرم با تأکید بر مقابله شدید با هر نوع هرج و مرج مطرح شد.
به رغم پوشش خبری یکسویه حادثه و پخش تصاویر و فیلمهایی از تظاهرات و شروع و خاتمه آن، از جزئیات نحوه قتل عام حجاج تصویر و فیلم در اختیار هیچ کشوری قرار نگرفت و این موضوع بایکوت خبری در برخی مطبوعات مستقل اروپا منعکس شد.
همچنین دولت سعودی از پذیرش هیئت تحقیق اعزامی دولت جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کرد و تا مدتها از تحویل اجساد حجاج ایرانی و انتقال مجروحان نیز خودداری میکرد.
نکته دردناک آنجاست که بسیاری از آمار شهدا مربوط به روزهای پس از حادثه است که ماموران سعودی اجازه مداوای مجروحین حادثه را در بیمارستانها ندادند و برخی از مجروحین که جراحات حاد داشتند، پس از تحمل رنج و درد بسیار و در حالی که امکان مداوای آنها بود، به شهادت رسیدند.
اگرچه برخی از مسلمین حاضر در حج نیز به برخی از متواریان از صحنه درگیری و مجروحان با تمام خطراتی که متوجه آنها بود در خانههایشان پناه دادند و اثبات کردند که این رفتار حکومتمردانشان میتواند برخاسته از چهره حقیقی مردم کشورشان نباشد.
بخشی از دستاوردهای فاجعه
به دنبال جنایت بیسابقه عمال آمریکایی عربستان سعودی در به شهادت رساندن زائران بیتاللهالحرام جمعیت میلیونی مردم تهران در 11 مرداد 1366پس از راهپیمائی باشکوه در برابر مجلس شورای اسلامی اجتماع کردند و هاشمی رفسنجانی، ریاست مجلس وقت در این اجتماع گفت: انتقام خون شهدا آنست که ریشه حکام سعودی در منطقه خشکانده شود. این بازتابها از مرزهای ایران و عربستان فراتر رفت، بهعنوان نمونه اطلاعات حجاج و علمای کشورهای مختلف که در مراسم حج شرکت داشتند، در افشای جزئیات ماجرا مؤثر شد.
عدهای از علمای برجسته لبنان در بازگشت از حج و با ذکر مشروعیت مراسم برائت در حج، حمله نیروهای مسلح به تظاهرات آرام مردم و تیراندازی به سوی حجاج و کشتار مردم بی دفاع و شکستن حرمتِ حرم را محکوم کردند.
همچنین جزئیات بیشتری از برگزاری آرام تظاهرات و مراسم حجاج ایرانی و تعداد دقیق شهدای ایرانی، توافقهای قبلی مقامات ایرانی و سعودی برای انجام مراسم و توافق بر سر مبدأ و مقصد آن، آمادگی کامل پلیس و ارتش سعودی برای سرکوب مردم از قبل، به رگبار بسته شدن حجاج و تعرض به حقوق انسانی و مشروع آنها، علل و زمینه های سیاسی این ماجرا و ارتباط آن با منافع
امریکا و اسرائیل در منطقه و واداشتن ایران به صلح با عراق در جنگ هشت ساله عراق با ایران طی مقالات، مصاحبهها، سخنرانیها، راهپیماییها و برپایی مراسم بزرگداشت شهدای فاجعه در کشورهای مسلمان و حتی غربی و همراه با ابراز همدردی علمای جهان اسلام مطرح و منعکس شد.
چندی بعد رئیس جمهور محترم وقت ایران، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به حادثه مکه اشاره و آن را از مصادیق جنایات بینالمللی معرفی کرد.
کمی پس از کشتار مکه، دو کنفرانس بینالمللی و چندین کنفرانس کوچک در اقصی نقاط جهان برای بررسی حادثه 6 ذیحجه 1407 و وضعیت حرمین شریفین تشکیل شد. اولین کنگره در آذر 1366 (23 تا 27 نوامبر 1987) با عنوان «قداست و امنیت حرم» با حضور علمای اهل سنت و تشیع از 43 کشور در تهران تشکیل شد که پس از بحث و بررسی مسائل مختلف حج و واقعه 6 ذیحجه 1407 در کمیسیونهای چهارگانه آن، قطعنامه ای در 12 ماده تصویب، و طی آن اعلام شد: با بررسی اسناد منتشره، حجاج شرکتکننده در مراسم برائت از مشرکین، اعم از ایرانی و غیرایرانی ابتدا محاصرهشده و سپس با گلوله و گاز سمی به شهادت رسیده اند. کنگره روز 6 ذیحجه هر سال را روز برائت از مشرکین اعلام داشت و تأکید کرد که باید علمای صالح جهان، حرمین شریفین را اداره کنند.
کنفرانس بینالمللی دیگری در لندن، از ششم تا نهم ژانویه 1988 تشکیل یافت و در آن با حضور 500 تن از علما و صاحبنظران جهان اسلام از 40 کشور دنیا، مسئله آینده حرمین و فاجعه مکه بررسی شد.
در قطعنامه پایانی قتل عام حجاج در ششم ذیحجه محکوم و با تأکید بر وقوع آن به خواست آمریکا، بر این نظر تأکید شد که حرمین، میراث مشترک تمامی مسلمانان بوده است و اداره حرمین باید زیرنظر شورای عالی علمای صالح جهان اسلام باشد. این سمینار (6 ذیحجه) را روز اعلام برائت از مشرکین نامید.
خونهای رسواگر
قتل عام حجاج اما در کنار تمام دردناکیش، ماهیت کشورهای مرتجع عرب و ارتباط و همکاری آنها را با استکبار جهانی به اثبات رساند. حضرت امام (ره) در بـیان واقعی اثرات این واقعه در پاسخ تلگرام نماینده خود در حج نوشت:
اگـر هـزاران مـبـلـغ روحانی را به اقطار عالم می فرستادیم تا مرز واقعی بین اسلام راستین و اسلام آمریکایی و فرق بین حکومت عدل و حـکـومت سرسپردگان مدعی حمایت از اسلام را مشخص کنیم، بهصورتی چنین زیبا نمی توانستیم.
بیداری جهان اسلام نتیجه مظلومیت زائران شهید
اما انتفاضه از چهلم شهدای فلسطینی و ایرانی و دیگر شهدای مکه در مسجد شیخ عبدالعزیز عوده شروع شد؛ انتفاضه از حیث تاثیر بر صحنه بینالمللی تفاوت زیادی با مبارزات پیشین داشت زیرا اینبار بر اساس عقاید مذهبی و نه دلبستگیهای ملی آغاز شده بود و از همان روز بود که صدای شکستن تدریجی اسرائیل و فروپاشی نزدیک آن موجب وحشت استراتژیستهای غرب شد.
اگر این خیزش با اندیشهای ناسیونالیستی، لیبرالیستی، ملیگرایی و نژادپرستانه بود، برای جهانخواران، نگرانی چندانی به همراه نداشت زیرا میدانستند که در آن صورت این خیزش دیر یا زود راهی را در پیش خواهد گرفت که سادات و عرفات در پیش گرفتند و آن راه «کمپ دیوید» است. لیکن را «الله» و راه اسلام در برابر دشمن «انعطاف ناپذیر» است. با این حساب می توان گفت بر خلاف محاسبه غرب، این کشتار یکی از بیشترین نقشها را در صدور انقلاب داشته است.
فریادهای فروخفتهای که ماندگار شد
مراسم برائت از مشرکین پس از توقف در سالهای 1367 تا 1369 و علیرغم تضییقات و تحریمها، از 1370 هجری شمسی مجدداً، در مکه انجام شد؛ در 1370 در روز 6 ذیحجه 1411، در مقابل بعثه مقام معظم رهبری؛ در سال 1371 برابر با 6 ذیحجه 1412 در اطراف بعثه رهبر معظم انقلاب و از سال 1372 به بعد، بهرغم توافق سال 1370 با دولت سعودی برای برگزاری مراسم برائت به علت تضییقات و اجتناب از خونریزی، در منا و عرفات همه ساله در زیر چادرها برگزار میشود.
انتهای پیام/
از این رو بازکاوی این حادثه تاریخی که به دلایل مختلف سیاسی کمتر بدان پرداخته شده است، یکی از الزامات تاریخی در شناخت مرزهای درنودیده شده توسط موج انقلاب اسلامی است. این گزارش مختصر درصدد است تا ضمن تکریم و تجلیل از شهدای آن واقعه فراموشنشدنی، شناعت و جنایت امریکا و مزدوران سعودی - صهیونیستی او از حافظه ملت مظلوممان رنگ نبازد و زمینه رسوایی دلالان غرب در باز کردن راه بازگشت امریکا به کشورمان فراهم شود.
طراحی سعودیها برای راهاندازی حمام خون
به نظر می رسد ماجرای جمعه خونین موضوعی تصادفی نبوده است و از مدتها پیش مسئولان سعودی برای اجرای آن تصمیمگیری کرده بودند؛ شواهد ذیل نظریه فوق را به اثبات میرساند:
1. در روز پنجم ذیحجه (1 روز پیش از واقعه)، بیمارستانها و سازمانهای بهداری اعلام کردند که هیچ مراجعه کننده ایرانی را برای درمان در روز ششم ماه نخواهند پذیرفت.
2. یکساعت قبل از شروع راهپیمایی، درهای ورودی به بنای بزرگ مخصوص حجاج اردنی و فلسطینی بسته شد و به هیچ کس اجازه داخل یا خارج شدن از آن داده نمی شد.
3. سطح بام بناهای واقع در جانب چپ راهپیمایی از کپسولهای خالی و سنگها و آجرها و ابزارآلات ازکارافتاده که در طول برخورد به سوی حجاج پرتاب شد انباشته شده بود. برخی از صاحبان این خانه ها ابراز داشته بودند که این وسایل چند روز قبل از جانب حکومت سعودی به بام آنها منتقل شده بود.
4. تغییر آرایش پلیس که برخلاف سالهای قبل در دو سوی مسیر نایستاده و صفآرایی آنها در انتهای مسیر حرکت حجاج و یا قرار گرفتن فرماندهان پلیس در پشت سر نیروها بر خلاف گذشته که فرماندهان 100 متر در جلوی گردان خود میایستادهاند.
5. در سالهای گذشته با توقف اتومبیلهای سواری در مسیر راهپیمایی سعی در ایجاد موانع فیزیکی برای گسستن صفوف راهپیمایان داشتند، اما در آن سال از توقف خودروها در طول خیابان محل برخورد نهایی منع کردند و اتوموبیلها را از نزدیک شدن به مسیر مسجد ملک تا تقاطع خیابان عبدالله بن زبیر باز داشتند.
6. در سالهای گذشته ماموران پلیس در میان راهپیمایان حاضر میشدند تا از انتشار جزوهها پیشگیری کنند اما در آن سال هیچیک از آنان داخل راهپیمایی نشدند و باطوم بهدست صفآرایی کرده بودند.
جدای این قبیل نمونههای میدانی باید به سخنان متفاوت در ملاقات وزیرخارجه سعودی در ریاض با کاردار جمهوری اسلامی و ملاقات وزیر حج و امور اوقاف سعودی با نماینده ایران در روز چهارم ذیحجه و تفاوت لحن مذاکرات آنها اشاره کرد.
همچنین عملکرد رسانهها که در این گونه موارد بیش از هر چیز به جذابیتهای خبر و پرداختن به ابعاد کشتهها و زخمیها و ... علاقه نشان می دهند، در این موضوع کاملاً متفاوت بود و از همان ابتدا بیش از هر چیز به
,
,
, طراحی سعودیها برای راهاندازی حمام خون , طراحی سعودیها برای راهاندازی حمام خون ,
,
,
,
, 1.,
,
, 2. ,
,
, 3. ,
,
, 4.,
,
, 5. ,
,
, 6. ,
,
,
,
,
تطهیر مسئولان سعودی پرداخته و خبرهایی مخابره کردند که بهخوبی بوی دلارهای نفتی میداد، اما اینکه چه کسی دستور این برخورد را داده بود، مسئول وقت بعثه کشورمان در این خصوص گفته بود: «در اولین مراسم برائت از مشرکین، فقط ایرانیها بودند، اما در سالهای بعد و به خصوص همین سال 1366 مردم خود مکه و ملیتهای دیگر مسلمان به مراسم میآمدند و اوضاع به طور کلی متفاوت شده بود»
همه شواهد دلالت بر این حقیقت دارد که حادثه مکه با فشار مستقیم آمریکا به عربستان سعودی شکل گرفت، بر اساس اخبار و اطلاعات موجود، بسیاری از شرکتکنندگان در مراسم برائت از مشرکین سالهای قبل از 1366، بعد از بازگشت به کشور متبوعشان بازداشت میشدند و تحت بازجویی قرار میگرفتند، حتی در چندین مورد افراد بعثه ما را هم گرفتند و به بازجویی بردند، یک حساسیت فوقالعادهای ایجاد شده بود.
بهانهجوییهای مزدورانه آل سعود
برخورد با ایرانیها از سوی مسئولان سعودی در سال 1366 امر تازهای نبود و در طول سالهای 1358 تا 1366 بارها ایرانیان به جرم بیان شعار بر ضدآمریکا و اسرائیل دستگیر، زندانی و شکنجه شدند و در پی آن منازعاتی بین مسئولین دو کشور برخواسته بود حتی درباره اجتماعی بودن حج و فتاوای علمای حجاز و نظریات و فتاوای امام خمینی (ره)، بحثهای گوناگونی پیش آمد که در نهایت ملک خالدبن عبدالعزیز پادشاه وقت عربستان سعودی نامهای به امام خمینی فرستاد، بر این مبنا که برخی روحانیون حجاز حج را (برخلاف سنت انبیا و رسول اکرم (ص) و ائمه (ع) و حتی نظر علمای معاصر، مراسم و مناسکی صرفاً فردی خواندند و توجه به مسائل اجتماعی و برپایی تظاهرات در حج را مزاحم حاجیان و حتی بدعت معرفی کردند.
اجتناب از سبّ و لعن دشمنان را حق دانستند و آن را انحراف از دین و جسارت به مکه و کعبه مطرح کردند و حتی دولت سعودی بر این معنی تأکید داشت که از رسول اکرم (ص) در مراسم حج جز تلبیه و دعا و نیایش روایتی وارد نشده و شعار دادن بر ضد دشمنان و فریاد زدن مغایر اهداف حج و معصیت است.
پاسخ حضرت امام در 60/7/18 به پادشاه عربستان
««... این جانب تمام گرفتاریها و بدبختیهای مسلمین و دولتهای کشورهای اسلامی را در اختلاف و نفاق بین آنان میدانم. چرا باید دولتهای اسلامی با داشتن قریب یک میلیارد جمعیت و در دست داشتن ذخیرههای زیر زمینی، خصوصا موجهای نفت که رگ حیات ابر قدرتهاست و برخورداری از تعلیمات حیاتبخش قرآن کریم و دستورات عبادی سیاسی پیامبر اسلام (ص) که مسلمانان را به اعتصام به "حبلالله" دعوت و از تفرقه و اختلاف تحذیر میفرماید و با داشتن ملاذ و ملجایی چون حرمین شریفین، که در عهد رسول الله (ص) مرکز عبادت و سیاست اسلامی بوده و پس از رحلت آن بزرگوار مدتها نیز چنین بوده است و طرح فتوحات و سیاسات از آن دو مرکز بزرگ سیاسی عبادی ریخته میشده است.
اکنون به واسطه کجفهمیها و غرضورزیها و تبلیغات وسیع ابرقدرتها کار را به آنجا بکشانند که دخالت در امور سیاسی و اجتماعی ، که مورد احتیاج مبرم و از اهم امور مسلمین است، در حرمین شریفین جرم شناخته شود و پلیس سعودی در داخل مسجدالحرام و در جایی که به حکم خدا و به نص قرآن مجید برای همه کس حتی منحرفین محل امن است با چکمه و سلاح به مسلمانان حمله کرده و آنان را مضروب و دستگیر نمایند و به زندان بفرستند.
جرم این مسلمانان شعار بر ضد آمریکا و اسرائیل، این دشمنان خدا و رسول بوده است... اگر دولت حجاز از این فریضه عبادی - سیاسی، که هر سال در مواقف کریمه حرمین شریفین با حضور میلیونی مسلمانان تشکیل میشود، استفاده سیاسی اسلامی مینمود، احتیاج به آمریکا و هواپیماهای آواکس آن و سایر ابرقدرتها نداشت و مشکلات مسلمانان حل میشد.
میدانیم که آمریکا این هواپیماها را از آن جهت در اختیار عربستان قرار داده است تا به نفع خود و اسرائیل از آنها استفاده نماید. چنانکه دیدیم که آواکسهای آمریکایی برای تفرقه بین ایران و سایر مسلمانان عرب گزارشی سرتاسر دروغ داد مبنی بر بمباران
,
,
,
, بهانهجوییهای مزدورانه آل سعود, بهانهجوییهای مزدورانه آل سعود,
,
,
,
,
,
, پاسخ حضرت امام در 60/7/18 به پادشاه عربستان
««, پاسخ حضرت امام در 60/7/18 به پادشاه عربستان,
,
, ««,
,
,
,
,
,
,
مراکز نفتی کویت توسط ایران ... اخیراً به این نکته تاکید میکنم که از مکتوب شما ظاهر میشود که گزارشهای دروغ و انحرافی به شما داده میشود. چنانکه نوشتهاید شعارهای زائرین ایرانی موجب نارضایتی و تنفر زائرین بیتالله شده است.
بهتر بود شما اشخاص امینی را مأمور گزارشها نمایید تا معلوم شود شعار ضداسرائیل و آمریکا موجب تنفر و نارضایتی زائرین نشده، بلکه برخورد مامورین دولت سعودی و ضرب و هتک و به حبس کشیدن مهمانان خدای متعال، به جرم شعار علیه اسرائیل و آمریکا، موجب تنفر و نارضایتی مسلمانان جهان و خصوص زائران بیتاللهالحرام و حرم معظم رسولالله (ص) شده است.
از خداوند متعال خواستارم که مسلمانان را از خواب غفلت بیدار، و عظمت اسلام را روز افزون فرماید؛ و مسلمانان و خصوص دولتمردان را به آنچه صلاح اسلام و مسلمین است هدایت فرماید...»» نصایح مکرر امام اما کارگر نیفتاد و پادشاهانی که بیشتر در فکر ادامه سلطنت مبتنی بر خفقان خود بودند، ناگزیر به تکیه به ابرقدرتهایی همچون آمریکا شده و هر روز از مردم خود و جهان اسلام دور شدند.
چرا برائت از مشرکین؟
برائت از مشرکین، تعبیری قرآنی به مفهوم بیزاری و اجتناب از مشرکین و دشمنان مسلمانان و قطع پیوند با آنها و اصطلاحاً به فعالیتهایی که در بُعد سیاسی حج به صورت اجتماعی انجام میگیرد نیز اطلاق میشود.
در آیات مختلف قرآن گذشته از نکوهش شدید شرک و مشرکان و بیان عاقبتِ شوم آنها، تأکید بر ضرورت گسستن پیوند از مشرکان و توصیه جدی به مقابله با آنان و به برائت انبیاء از مشرکان و اعلان بیزاری آنها از «شرک» و «موضوع له شرک» تصریح شده است.
نمونه بارز اعلام برائت از مشرکان در امتهای پیشین، بنابر آیه 4 سوره ممتحنه قرآن کریم، حضرت ابراهیم (علی نبینا و آله و علیه السلام) و یارانش بودند که قاطعانه برائت خود را از مشرکان و بتهای آنها اعلام داشتند. اِسناد عمل برائت در این آیات به پیامبران، این نکته را افاده می کند که این عمل علاوه بر صبغه اعتقادی، جنبه سیاسی و حقوقی و اجتماعی نیز دارد و با تعیین مشی و رفتار بیرونی مؤمنان، موحدان را از مشرکان و کافران متمایز می کند.
بهویژه آنکه در کتب لغت نیز «برائت» را به معنای بیزاری و اجتناب و گسستن پیوند و ارتباط دانستهاند. اعلان عمومی «برائت از مشرکین» و اَحکام الحاقی آن، در تاریخ اسلام برای نخستینبار، پس از نقض عهد مشرکینی بود که پس از فتح مکه (8 هـ ق) با پیامبر اسلام پیمان عدم تهاجم و دشمنی بسته بودند.
10 آیه نخست سوره برائت متکفل این اعلان بود. حضرت علی (ع) این آیات را به دستور رسول اکرم (ص) در مراسم حج سال نهم هجرت ابلاغ فرمودند. آیات مزبور، علاوه بر برائت از مشرکانِ پیمانشکن، تمامی مشرکان، اعم از پیمان بستگان و غیر آنان را شامل می شود؛ زیرا به نظر برخی از مفسران، آیه سوم سوره برائت، تکرار آیه اول نیست؛ آیه اول اعلام برائت و بیزاری از مشرکین پیمانشکن و خطاب آیه سوم به صورت اعلام برائت یا به تعبیر قرآن «اذان برائت» متوجه تمامی مردم است، نه خاص مشرکین، تا همه بدانند که خدا و رسول از مشرکین بیزارند و مردم خود را برای چنین امری، پس از سپری شدن ماههای حرام، آماده سازند.
در ابلاغ «برائت از مشرکین» حضرت علی (ع)، در بعدازظهر دهم ذیحجه در مِنا، با شمشیر برهنه، به خطبه ایستاد و پس از تلاوت آیات نخست سوره برائت، چهار حکم الحاقی رسول اکرم را ابلاغ فرمود.
مضمون «اذان برائت » - با توجه به تعبیر «اَنَّ اللّه بَریٌ مِنَ المشرکین و رسولُهُ» و مفاد آیات تفصیلیِ بعدی سوره توبه اشاره به آن دارد که این اعلامیه را نباید مقابله مقطعیِ رسول اکرم (ص) با رفتار مشرکان پیمان شکن دانست، بلکه این مضمون و نحوه ابلاغ، بیانکننده یک اصل
,
,
,
, », », », »,
,
, چرا برائت از مشرکین؟ , چرا برائت از مشرکین؟ ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
اسلامی و همیشگی است که خداوند آن را مقرر کرده تا روش سیاسی اسلام و مسلمانان را در مقابل مخالفانِ اصل توحید و ناقضان حقوق انسانی و مشروع مسلمانان، روشن کند.
شیوههای اعلام برائت میتواند به گونههای مختلف و مناسب، در قالب رعایت اصول دیگر اسلام و شرایط زمان انجام شود، اما آنچه بهعنوان رکن، در اجرای آن باید ملحوظ شود، اصلِ معنا و مفهوم اعتقادی و سیاسیِ طرد بت و بتپرستی، و اعلان انزجار از مشرکان و دشمنان اسلام و محکوم کردن سیاستهای خصمانه و توطئهگرانه و مشی ستمگرانه و تجاوزکارانه آنهاست.
از سوی دیگر با توجه به محتوای برائت و نیز ارزش تأسی به پیامبر (ص) در انتخاب زمان و مکان اعلان برائت، مناسبت حکم و موضوع ایجاب میکند که بهترین و کارآمدترین شکل اعلان برائت از مشرکان، در حرم و در ایام حج انجام گیرد.
از آیه سوم سوره توبه نیز میتوان چنین استنباط کرد که اعلان برائت با اعمال و مناسک حج منافات ندارد، بلکه رابطه میان آن دو، در هدف و ماهیت و نتایج ایجاب میکند که برای تکمیل آثار و برکات هر یک از آنها، این دو عمل عبادی و سیاسی همراه یکدیگر انجام پذیرند؛ زیرا حج، در مفهوم جامع خود بسیاری از شعائر توحیدی را دربر میگیرد و عبادتی اجتماعی ـ سیاسی بهشمار میرود و صرفاً حرکتی فردی نیست.
نمونه های بهرگیری سیاسی و اجتماعی از موقعیت بیتاللهالحرام و حج که حرم امن الهی بهشمار رفته و همگان در آن مصون هستند، در سنت رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) و مسلمانان متعدد است.
چگونگی وقوع فاجعه
در روز نهم مردادماه 1366 شمسی برابر با ششم ذیحجّه سال 1407 قمری، هزاران زائر ایرانی و تعدادی از زائران دیگر کشورهای اسلامی در مکه معظّمه و خانه خدا، پس از انجام فریضه نماز عصر، به سوی محل تجمع و شروع راهپیمایی در منطقه معابده، رهسپار شدند.
برنامه راهپیمایی در ساعت 16:30 دقیقه با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز شد. آنگاه پلاکاردهای حاوی شعارهایی در نفی سردمداران بلوک شرق و غرب و اسرائیل و دعوت مسلمین به وحدت برافراشته شد؛ آنگاه جملاتی از پیام رهبر کبیر انقلاب به کنگره حج برای حضار خوانده شد و ترجمه شد و سپس نماینده امام در حج شروع به سخنرانی کرد. در ساعت 18:10 دقیقه تظاهرکنندگان آرام به سوی سه راهی شعب ابوطالب به راه افتادند، مردان و زنان در صفوف جدا حرکت میکردند و جانبازان بر روی ویلچرهایشان در صفوف مقدم بودند.
در ساعت 18:40 دقیقه راهپیمایی به نقطه پایانی رسید. صدای بلندگوها خاموش و مردم به شعارهای خود خاتمه دادند و پلاکارها در هم پیچیده شد. ناگهان حملات عمال سعودی ابتدا با ریختن آب سرد و پس از آن آب ولرم و جوش بر سر زائران شروع شد.
هر کس به سویی میگریخت. اما پس از پایان مراسم و به دنبال حرکت مردم به سوی مسجدالحرام برای ادای فریضه مغرب، پس از طی مسافتی راه، در حالی که در جلوی جمعیت عظیم راهپیمایان، زنان و معلولین انقلاب در حال حرکت بودند، ستونهایی از نظامیان آل سعود ظاهر شدند. لحظهای بعد مزدوران آمریکا در لباس نیروهای امنیتی و پلیس و گارد سلطنتی سعودی به سوی مردم (بهویژه زنان و معلولان و جانبازان) هجوم بردند و با «باتوم» بر سر و روی حجاج بیگناه کوبیدند.
اینان از یک طرف و مزدوران دیگر نیز از بالای پلهها و ساختمانها ، سنگ و آجر و شیشه و بلوک سیمانی بر سر و روی مردم میریختند. پس از آن شلیک گازهای سمی و خفهکننده شروع شد و بهدنبال آن رگبار گلولهها به قصد کشتن و نه متفرق کردن راهپیمایان برائت از مشرکین سرازیر شد و پیکرهای پاک انسانهایی که جرمشان اعلام برائت و بیزاری از آمریکا و اسرائیل و ایادی ناپاکشان بود، درخاک و خون غلتیدند.
زنان بیگناه ما چادر از سرشان افتاده بود و در زیردست و پا له میشدند و با گازهای خفهکننده و رگبار گلولهها شربت شهادت نوشیدند.
این جنایتکاران حتی به آمبولانسهای حامل مجروحین نیز یورش میبردند و مانع جمعآوری مجروحین میشدند. در نتیجه این حمله و هجوم، بیش از 500 تن از حجاج بی دفاع و هراسان ایرانی و غیرایرانی کشته و حدود 700 تن زخمی شدند.
این سخنان دردناک رهبر کبیر انقلاب رضوان الله تعالی علیه است که دراین حزن و اندوه سنگین و بزرگ، آرامش خویش را از دست داده است: ««بارالها، تو خود شاهدی که در این سال ما جانبازان و مهاجران و مجاهدانی داشتیم که به سوی تو و به سوی خانه امن تو که از صدر خلقت تاکنون
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, چگونگی وقوع فاجعه , چگونگی وقوع فاجعه ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ««, ««,
مامن هر موجودی بوده است هجرت کردند و در پیش چشمان حیرتزده مسلمانان کشورهای جهان به دست پلید آمریکا که از آستین آل سعود به در آمده است، به خاک و خون کشیده شدند و در آستانه عاشورای ولی الله الاعظم (س) عاشورایی دیگر، با ابعاد مختلف در جوار تو و خانه امن تو، در جمعه خونین پدید آوردند که ای کاش نبودم تا آن را ببینم و یا بشنوم، نه برای شهادت عزیزانی مجاهد و مهاجر که شهادت امری است که آرزوی عزیزان ماست و شهدی است آشنا برای زنان و مردان و کودکان ما که در یورشهای مغولانه صدام عفلقی شدیدتر و فجیعتر آن را چشیدهاند و دیدهایم، بلکه برای مصیبتی است که نه تنها برای پیغمبر اسلام (ص) که برای تمامی انبیا و مرسلین، از آدم تا خاتم پیش آمد.
به فرمان کاخ سیاه بهدست ناپاک آل سعود این شقیترین جانیان عصر، بالاترین مقام مقدس الهی شکسته شد.»»
پس از حادثه ذیحجه 1407/ مرداد 1366، با توجه به عظمت واقعه و میزان تلفات مردم عادی و بی دفاع (بیشتر زنان و جانبازان) و همچنین سوابق مراسم برائت از مشرکین که به آرامی برگزار شده بود، مرتکبین حادثه خود را مجبور به توضیح دیدند و حجاج را به اخلالگری و ایجاد آشوب متهم کردند.
توجیه مفتضحانه سعودیها
در بیانیه رسمی وزارت کشور سعودی در هشتم ذیحجه، جزئیات بیشتری شامل آمار تلفات (402 کشته که 275 تن آنان ایرانی ـ نیمی از کشتهشدگان زنان ـ بوده اند و 649 زخمی) همراه اتهامِ اخلال در مراسم حج، هجوم آنها به طرف مسجدالحرام با چوب و سنگ و چاقو، درگیری مأموران امنیتی با حجاج و زیر دست و پا ماندن تعداد بسیاری از مردم و ادعای عدم تیراندازی به زوّار حرم با تأکید بر مقابله شدید با هر نوع هرج و مرج مطرح شد.
به رغم پوشش خبری یکسویه حادثه و پخش تصاویر و فیلمهایی از تظاهرات و شروع و خاتمه آن، از جزئیات نحوه قتل عام حجاج تصویر و فیلم در اختیار هیچ کشوری قرار نگرفت و این موضوع بایکوت خبری در برخی مطبوعات مستقل اروپا منعکس شد.
همچنین دولت سعودی از پذیرش هیئت تحقیق اعزامی دولت جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کرد و تا مدتها از تحویل اجساد حجاج ایرانی و انتقال مجروحان نیز خودداری میکرد.
نکته دردناک آنجاست که بسیاری از آمار شهدا مربوط به روزهای پس از حادثه است که ماموران سعودی اجازه مداوای مجروحین حادثه را در بیمارستانها ندادند و برخی از مجروحین که جراحات حاد داشتند، پس از تحمل رنج و درد بسیار و در حالی که امکان مداوای آنها بود، به شهادت رسیدند.
اگرچه برخی از مسلمین حاضر در حج نیز به برخی از متواریان از صحنه درگیری و مجروحان با تمام خطراتی که متوجه آنها بود در خانههایشان پناه دادند و اثبات کردند که این رفتار حکومتمردانشان میتواند برخاسته از چهره حقیقی مردم کشورشان نباشد.
بخشی از دستاوردهای فاجعه
به دنبال جنایت بیسابقه عمال آمریکایی عربستان سعودی در به شهادت رساندن زائران بیتاللهالحرام جمعیت میلیونی مردم تهران در 11 مرداد 1366پس از راهپیمائی باشکوه در برابر مجلس شورای اسلامی اجتماع کردند و هاشمی رفسنجانی، ریاست مجلس وقت در این اجتماع گفت: انتقام خون شهدا آنست که ریشه حکام سعودی در منطقه خشکانده شود. این بازتابها از مرزهای ایران و عربستان فراتر رفت، بهعنوان نمونه اطلاعات حجاج و علمای کشورهای مختلف که در مراسم حج شرکت داشتند، در افشای جزئیات ماجرا مؤثر شد.
عدهای از علمای برجسته لبنان در بازگشت از حج و با ذکر مشروعیت مراسم برائت در حج، حمله نیروهای مسلح به تظاهرات آرام مردم و تیراندازی به سوی حجاج و کشتار مردم بی دفاع و شکستن حرمتِ حرم را محکوم کردند.
همچنین جزئیات بیشتری از برگزاری آرام تظاهرات و مراسم حجاج ایرانی و تعداد دقیق شهدای ایرانی، توافقهای قبلی مقامات ایرانی و سعودی برای انجام مراسم و توافق بر سر مبدأ و مقصد آن، آمادگی کامل پلیس و ارتش سعودی برای سرکوب مردم از قبل، به رگبار بسته شدن حجاج و تعرض به حقوق انسانی و مشروع آنها، علل و زمینه های سیاسی این ماجرا و ارتباط آن با منافع
,
, »», »»,
,
,
,
, توجیه مفتضحانه سعودیها, توجیه مفتضحانه سعودیها,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, بخشی از دستاوردهای فاجعه , بخشی از دستاوردهای فاجعه ,
,
,
,
,
,
,
امریکا و اسرائیل در منطقه و واداشتن ایران به صلح با عراق در جنگ هشت ساله عراق با ایران طی مقالات، مصاحبهها، سخنرانیها، راهپیماییها و برپایی مراسم بزرگداشت شهدای فاجعه در کشورهای مسلمان و حتی غربی و همراه با ابراز همدردی علمای جهان اسلام مطرح و منعکس شد.
چندی بعد رئیس جمهور محترم وقت ایران، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به حادثه مکه اشاره و آن را از مصادیق جنایات بینالمللی معرفی کرد.
کمی پس از کشتار مکه، دو کنفرانس بینالمللی و چندین کنفرانس کوچک در اقصی نقاط جهان برای بررسی حادثه 6 ذیحجه 1407 و وضعیت حرمین شریفین تشکیل شد. اولین کنگره در آذر 1366 (23 تا 27 نوامبر 1987) با عنوان «قداست و امنیت حرم» با حضور علمای اهل سنت و تشیع از 43 کشور در تهران تشکیل شد که پس از بحث و بررسی مسائل مختلف حج و واقعه 6 ذیحجه 1407 در کمیسیونهای چهارگانه آن، قطعنامه ای در 12 ماده تصویب، و طی آن اعلام شد: با بررسی اسناد منتشره، حجاج شرکتکننده در مراسم برائت از مشرکین، اعم از ایرانی و غیرایرانی ابتدا محاصرهشده و سپس با گلوله و گاز سمی به شهادت رسیده اند. کنگره روز 6 ذیحجه هر سال را روز برائت از مشرکین اعلام داشت و تأکید کرد که باید علمای صالح جهان، حرمین شریفین را اداره کنند.
کنفرانس بینالمللی دیگری در لندن، از ششم تا نهم ژانویه 1988 تشکیل یافت و در آن با حضور 500 تن از علما و صاحبنظران جهان اسلام از 40 کشور دنیا، مسئله آینده حرمین و فاجعه مکه بررسی شد.
در قطعنامه پایانی قتل عام حجاج در ششم ذیحجه محکوم و با تأکید بر وقوع آن به خواست آمریکا، بر این نظر تأکید شد که حرمین، میراث مشترک تمامی مسلمانان بوده است و اداره حرمین باید زیرنظر شورای عالی علمای صالح جهان اسلام باشد. این سمینار (6 ذیحجه) را روز اعلام برائت از مشرکین نامید.
خونهای رسواگر
قتل عام حجاج اما در کنار تمام دردناکیش، ماهیت کشورهای مرتجع عرب و ارتباط و همکاری آنها را با استکبار جهانی به اثبات رساند. حضرت امام (ره) در بـیان واقعی اثرات این واقعه در پاسخ تلگرام نماینده خود در حج نوشت:
اگـر هـزاران مـبـلـغ روحانی را به اقطار عالم می فرستادیم تا مرز واقعی بین اسلام راستین و اسلام آمریکایی و فرق بین حکومت عدل و حـکـومت سرسپردگان مدعی حمایت از اسلام را مشخص کنیم، بهصورتی چنین زیبا نمی توانستیم.
بیداری جهان اسلام نتیجه مظلومیت زائران شهید
اما انتفاضه از چهلم شهدای فلسطینی و ایرانی و دیگر شهدای مکه در مسجد شیخ عبدالعزیز عوده شروع شد؛ انتفاضه از حیث تاثیر بر صحنه بینالمللی تفاوت زیادی با مبارزات پیشین داشت زیرا اینبار بر اساس عقاید مذهبی و نه دلبستگیهای ملی آغاز شده بود و از همان روز بود که صدای شکستن تدریجی اسرائیل و فروپاشی نزدیک آن موجب وحشت استراتژیستهای غرب شد.
اگر این خیزش با اندیشهای ناسیونالیستی، لیبرالیستی، ملیگرایی و نژادپرستانه بود، برای جهانخواران، نگرانی چندانی به همراه نداشت زیرا میدانستند که در آن صورت این خیزش دیر یا زود راهی را در پیش خواهد گرفت که سادات و عرفات در پیش گرفتند و آن راه «کمپ دیوید» است. لیکن را «الله» و راه اسلام در برابر دشمن «انعطاف ناپذیر» است. با این حساب می توان گفت بر خلاف محاسبه غرب، این کشتار یکی از بیشترین نقشها را در صدور انقلاب داشته است.
فریادهای فروخفتهای که ماندگار شد
مراسم برائت از مشرکین پس از توقف در سالهای 1367 تا 1369 و علیرغم تضییقات و تحریمها، از 1370 هجری شمسی مجدداً، در مکه انجام شد؛ در 1370 در روز 6 ذیحجه 1411، در مقابل بعثه مقام معظم رهبری؛ در سال 1371 برابر با 6 ذیحجه 1412 در اطراف بعثه رهبر معظم انقلاب و از سال 1372 به بعد، بهرغم توافق سال 1370 با دولت سعودی برای برگزاری مراسم برائت به علت تضییقات و اجتناب از خونریزی، در منا و عرفات همه ساله در زیر چادرها برگزار میشود.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, خونهای رسواگر, خونهای رسواگر,
,
,
,
,
,
, بیداری جهان اسلام نتیجه مظلومیت زائران شهید, بیداری جهان اسلام نتیجه مظلومیت زائران شهید,
,
,
,
,
,
, فریادهای فروخفتهای که ماندگار شد, فریادهای فروخفتهای که ماندگار شد,
,
,
انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه