بررسی آرا و اندیشه وهابیت
امروزه وهابیت به دلیل همراه بودن عقاید نادرست آنان با اهداف ضد اسلامى استعمارگران غربى و حمایت بى دریغ آنها از این فرقه الحادى، در بیشترسرزمین های اسلامى گسترش یافته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسل فردا در این چند سال اخیر گروه های تکفیری به صورت قارچ گونه از فرقه ضالّه وهابیت زاییده شده اند و از شرق آسیا تا غرب آفریقا با نام هایی همچون جبهه النصره، سپاه صحابه، لشکر جهنگوی، بوکوحرام، انصارالسنه، داعش، القاعده و... ظاهر شده اند. تکفیر، کشتار مسلمانان بی گناه و خشونت نماد بارز این گروه ها بوده که همگی به تفکر وهابیت بر می گردد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسل فردا ,
وهابیان، پیروان محمد بن عبدالوهاب می باشند، و او پیرو مکتب ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم جوزی بود که عقاید جدیدی را در جزیرة العرب بنیاد نهاد. گسترش عقاید انحرافی وهابیان و در ادامه زایش گروه های تکفیری – تروریستی از دل آن، از اسلام که نماد اخلاق حسنه و اعتدال و میانه روی و پیام آور صلح و دوستی و مهربانی است، چهره ای زشت و زننده توأم با خشکی و خشونت و تندروی ساخته است. اینک برای شناخت این فرقه ضالّه ابتدا نگاهی ریشه ای به فرق اهل سنت و آراء و نظرات آنان می افکنیم هرچند باید اهل سنت واقعی را از وهابیت جدا بدانیم؛
هنگام حیات نبی مکرم اسلام اختلاف های اعتقادی پنهان بود اما پس از رحلت حضرت رسول در روز سقیفه اولین اختلاف در مساله امامت بوجود آمد؛ تشکل اولیه اهل سنت شکل گرفته و امامت از نصب الهی به مبنایی غیرالهی تبدل گشت.
گرایش های اهل سنت از لحاظ فقهی:
1- حنفیه، پیروابوحنیفه 2 - شافعیه، پیرو محمد بن ادریس شافعى3 - حنبلیه، پیرو احمد بن حنبل4 - مالکیه، پیروان مالک بن انس
برخی از فرقه های اهل سنت به لحاظ عقیده ای:
الف– معتزله: سر منشأ عقاید معتزلى شخصى به نام واصل بن عطا بود که از استادش حسن بصرى کناره گرفت و از این جهت او و پیروانش، معتزلى و معتزله (بمعناى کناره گیرى کنندگان) نام گرفته اند. این طایفه بزرگ عقیدتى بنابه دلایل سیاسى و حکومتى و سایر عوامل، در قرن هفتم و هشتم به کلى منقرض شده و موجودیت اجتماعى خود را از دست دادند و امروزه هیچ فعالیتى جز پژوهش هاى تاریخى در آثار آنان توسط پیروان سایر فرقهها در فضاى عقیدتى آنها صورت نمى گیرد.
برخی از عقاید معتزلیان :
1 – حسن و قبح ذاتى افعال 2 –عدل ملاک ذاتى دارد و خداوند آنچه را که ذاتاً ظلم و قبیح است؛ انجام نمىدهد 3 – مخلوق بودن کلام خدا 4 – خداوند، در دنیا و آخرت دیده نمىشود 5 – انسان آزاد و مختار است، نه مجبور 6 – فاسق، نه مؤمن است و نه کافر؛ منزلة بین المنزلتین 7 – امامت خلفاى راشدین به ترتیبى که واقع شده، صحیح بوده است 8 – على(ع) از خلفاى پیش از خود افضل بوده است 9 – وجوب امر به معروف و نهى از منکر، هر چند مستلزم قیام به سیف باشد و ....
ب– اهل حدیث : در دوران متوکل عباسى معتزله غالباً قلع و قمع شدند و در مقابل آنها، مکتب اهل حدیث رونق یافت. اهل حدیث برخلاف معتزلیان کاملاً نصگرا و ظاهرگرا بوده و براى عقل ارزش و اعتبارى قائل نبودند. این مسأله شدیداً آنان را به سوى سطحىنگرى و درک عوامانه از دین سوق داده است.
برخی از عقاید اهل حدیث :
1 - عمومیت مطلق قضا و قدر 2 - خداوند بر عرش سوار است 3 - خداوند صورت و چشم دارد و همینطور گوش و دست دارد 4 - کلام خداوند، غیر مخلوق (قدیم) است 5 - خیر و شر به قضاى الهى است؛ و جز آن نیست که خدا مىخواهد 6 - اعمال بندگان، مخلوق خداوند بوده و انسان مجبور آفریده شده است 7 - خداوند، در آخرت با چشم دیده مىشود 8 - خلفاى راشدین، به ترتیب خلافت فضیلت دارند 9 - عدم جواز تکفیر مسلمانان به جهت ارتکاب گناه؛ مگر در مواردى که به واسطه نص خارج شده باشد (بنگرید :جعفر سبحانى، بحوث فى الملل والنحل، ج 1، ص 179 – 170 و رضا برنجکار، آشنایى با فرق و مذاهب اسلامى، صص 120 - 122)
ج– اشاعره: در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم ، اهل حدیث دو دسته شدند:
1 – حنابله، پیروان احمد بن حنبل
2 – اشاعره ، پیروان ابوالحسن اشعری
اشاعره به پیروان مکتب کلامی ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعرى (260-324ه.ق) اطلاق می شود که خود ابتدا معتزلى بود در جستجوى راهى معتدل در میان عقلگرایى افراطى معتزله و خردگریزى اهل حدیث برآمد. نتیجه نهایى کار او پذیرش آراء اهل حدیث همراه با نوعى تبیین عقلى براى آنها بود و نتوانست اشکالات اساسى دیدگاه اهل حدیث همچون جبرگرایى را حل کند.
برخی از عقاید اشاعره :
1 - عمومیت اراده و قضا و قدر الهى در همه امور، از جمله در افعال انسان 2 - عدم وحدت صفات الهى با ذات ؛ (نفى توحید صفاتى) 3 - شرور، مانند خیرات از جانب خدا است 4 - مختار نبودن بشر و مخلوق خدا بودن اعمال او 5 - حسن و قبح افعال، ذاتى نیست ؛ بلکه شرعى است و عدل نیز امرى شرعى است نه عقلى و ذاتى 6 - خداوند در قیامت با چشم دیده مىشود 7 - مغفرت، بدون توبه اشکال ندارد ؛ همچنان که عذاب مؤمن بلااشکال است 8 - عالم حادث زمانى است 9 - کلام خدا قدیم است، اما کلام نفسى نه کلام لفظى 10 - تکلیف مالایطاق بلا مانع است 11 - شفاعت بلااشکال است (بنگرید:رضا برنجکار، آشنایى با فرق و مذاهب اسلامى، صص 125 - 133)
از آنچه بیان شد به خوبى روشن مىشود که اشاعره و اهل حدیث، در عین حال که در برخى موارد اختلاف داشتند، کاملاً در مقابل معتزله قرار گرفتند و در مسأله عدل الهى، اختیار انسان و... کاملاً ضد هم بودند
از فرقه های دیگر اهل سنت می توان به مجبره ، مجسّمه و حشویه اشاره کرد که فرقه اخیر غالباً حنبلى بوده، و این فرقه فتنه انگیزترین فرقه تاریخ اسلام بوده و همچنان نیز نقش خود را به همان روال در قالب وهابیت و سلفیه ایفا مى کند. این دسته همان سلفیون، اهل ظاهر، و حنبلیان بودند که از یاوه گویىها و بدعت هاى ابن تیمیه تأثیر گرفتند و سپس توسط محمد بن عبدالوهاب ادامه یافت. امروزه این فرقه به دلیل موافقت عقاید نادرست آنان با اهداف ضد اسلامى استعمارگران غربى و حمایت بى دریغ آنها از این فرقه الحادى، در بیشتر مناطق اسلامى گسترش یافته است. وهابیت امروز نشأت گرفته از عقاید انحرافی ابن تیمیه و پیروانش مى باشد.
با توجه به اینکه اصول تفکر وهابیت از ابن تیمیه بوده و وی از نظر فقهی حنبلی می باشد دریادداشت بعدی به آرا و افکار حنبلیان و سپس ابن تیمیه و دیگران خواهیم پرداخت .....
یادداشت از یعقوب کریمی
,
, گرایش های اهل سنت از لحاظ فقهی:, گرایش های اهل سنت از لحاظ فقهی:,
,
, برخی از فرقه های اهل سنت به لحاظ عقیده ای:, برخی از فرقه های اهل سنت به لحاظ عقیده ای:,
, الف– معتزله:,
, برخی از عقاید معتزلیان :,
,
, ب– اهل حدیث :,
, برخی از عقاید اهل حدیث :,
,
, ج– اشاعره:,
,
,
,
, برخی از عقاید اشاعره :,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه