پروژه نفوذ یهود از صدر اسلام تا کنون

جنگ نیابتی تمام عیار خط باطل علیه رهبری /رخنه و اخلال عوامل نفوذى یهود در کشور

جنگ نیابتی تمام عیار  خط باطل علیه رهبری /رخنه و اخلال عوامل نفوذى یهود در کشور
ماهیت کلی انقلاب اسلامى و هویت رهبری اصلی این انقلاب در پانزده خرداد سال ۴٢ نمایان مى شود. در اینجا هم قوم یهود با دور اندیشی و تیزبینی خاص خود براى هر دو مرحله جلوگیرى از پیروزى انقلاب و به دست گرفتن رهبری پس از رحلت رهبر اصلی انقلاب، از طریق نفوذ دادن عوامل خود به درون خانواده انقلاب و اطراف امام، برنامه ریزى مى کند؛ که به شهادت رساندن حضرت آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی، فرزند برومند و ارشد حضرت امام (ره) که از سوی بسیاری به عنوان شایسته ترین جانشین ایشان شناخته می شد،
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسیم زنجان ، قوم یهود در طول تاریخ همواره رهبری فکری و پشتیبانی تئوریک جریان باطل را بر عهده داشته است. این قوم در صدر اسلام نیز با سوء استفاده از پیشگویی ها و نشانه های ذکر شده در متون تلمودی خود، به رصد زمان و مکان ظهور خاتم پیامبران الهی مشغول بود؛ و با شناسایى نسل به نسل اجداد و نیاکان پیامبر (ص)، تلاش کرد با از میان برداشتن برخى از ایشان نظیر مسموم ساختن هاشم بن عبدمناف جد اعلای پیامبر (ص) در غزه و عبداله بن عبدالمطلب پدر گرامی ایشان در مدینه، پیشاپیش از تولد پیامبر گرامى اسلام جلوگیرى نماید.
اما با تولد و رشد پیامبر (ص)، جریان باطل بدلیل نگرانى از لو رفتن ماهیت اصلی خویش، از حذف فیزیکى ایشان صرف نظر کرده و پروژه نفوذ دادن عناصر و عوامل خود در جمع یاران و اصحاب نزدیک پیامبر (ص) برای به انحراف کشاندن نهضت ایشان را کلید مى زند. بدین ترتیب افراد شاخصی از سوی بزرگان یهود مأموریت می یابند همراه و به ظاهر یاور محمد ابن عبدالله گردند، که برخی از ایشان در اثر همین همراهی بعدها از بزرگترین شخصیت های تاریخ اسلام می شوند. بدین ترتیب جریان باطل از طریق نفوذى هاى خود، قبل و بعد از بعثت در کنار پیامبر (ص) حضور داشت و ضمن کارشکنی در مواقع لازم، به طرح ریزی و توطئه چینی برای تعیین جانشین و به دست گرفتن حکومت پس از رحلت پیامبر (ص)، برای استحاله و انحراف بنیادین نهضت الهی اسلام (ص) مشغول بود.
اما نگرانى از ایجاد گسست در بین مسلمین و به شکست کشاندن رسالت اصلى پیامبر (ص)، مانع از برخورد شدید و حذفی ایشان با عوامل جریان باطل و نفوذی های یهود می گشت، که بى توجهى به واقعه غدیر خم و انکار حق ولایت و جانشینی امیرالمؤمنین علی (ع) از سوی اکثریت قاطع جامعه اسلامی، نشان از صحت دغدغه های پیامبر (ص) در رابطه با میزان قدرت و نفوذ اجتماعی جریان باطل و پرهیز ایشان از تقابل مستقیم با این جریان داشت.
صد البته برای پیشگویانی نور پیامبر (ص) را از برق چشمان پدرِ پدر بزرگ ایشان تشخیص داده و با خشم و کین اقدام به مسموم کردن وی نمودند، پیش بینی وقوع انقلابى در ایران که پس لرزه هاى آن پایه های اسرائیل عزیز آنها را به لرزه خواهد انداخت چندان مشکل نخواهد بود. پس بدیهی است که جریان باطل در مواجهه با انقلاب اسلامى ملت ایران نیز بر اساس تجربه به انحراف کشاندن انقلاب جهانی پیامبر اسلام عمل نماید.
ماهیت کلی انقلاب اسلامى و هویت رهبری اصلی این انقلاب در پانزده خرداد سال ۴٢ نمایان مى شود. در اینجا هم قوم یهود با دور اندیشی و تیزبینی خاص خود براى هر دو مرحله جلوگیرى از پیروزى انقلاب و به دست گرفتن رهبری پس از رحلت رهبر اصلی انقلاب، از طریق نفوذ دادن عوامل خود به درون خانواده انقلاب و اطراف امام، برنامه ریزى مى کند؛ که به شهادت رساندن حضرت آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی، فرزند برومند و ارشد حضرت امام (ره) که از سوی بسیاری به عنوان شایسته ترین جانشین ایشان شناخته می شد،
در همین چارچوب قابل ارزیابی است.اما با شکست پروژه اول و به پیروزی رسیدن پیروزى انقلاب اسلامی، فاز رخنه و اخلال عوامل نفوذى یهود آغاز مى شود. و کانون تمام فعالیت های عوامل جریان باطل در این فاز تلاش براى به دست گرفتن جایگاه رهبرى انقلاب بعد از رحلت امام (ره) است. اما تجربه متقابل امام و امت از خاطرات تلخ عصر رسول الله (ص) این بار تلاش های خط باطل را ناکام گذاشته و با اقدام انقلابی امامِ امت در روز تاریخی 6 فروردین 1386 جایگاه ولایت و رهبرى به اهل حق مى رسد. اما تلاش ها و توطئه چینی های اهل باطل هرگز متوقف نخواهد شد.
لذا با ناامید شدن از دست یابی به جایگاه رفیع زعامت و رهبری انقلاب، چشم طمع به مناصب پایین تر دوخته و خصوصاً برای جایگاه ریاست دولت و قوه مجریه که به سبب انتخاب مستقیم آن از سوی توده مردم و با توجه به امکانات مالی و تبلیغاتی گسترده جریان باطل، امکان تأثیر گذاری بر این انتخاب برای این جریان ساده تر می نماید، حساب ویژه ای باز می کند. و بدین ترتیب است که به بهانه سازندگی بسیاری از ارزش های انقلابی به فراموشی سپرده شده و بدعت های طاغوتی با زنده شدن مجدد جای این ارزش ها را می گیرند.
مستضعفین، این اصلی ترین حامیان اجتماعی انقلاب زیر چرخ های توسعه غربی له می شوند؛ و آنگاه که فرصتی برای اعتراض مردم به این روند فراهم می شود، جریان باطل رنداده با تراشیدن یک گوساله سامری جدید، موج حاصل از همین اعتراض را هم به کانال دلخواه خود سرازیر کرده و همان روند سابق را با ظاهری متفاوت پی می گیرد، و به بدین ترتیب است که توسعه اقتصادی عصر سازندگی جای خود را به توسعه سیاسی عصر اصلاحات می دهد.
اگرچه راهبری داهیانه رهبری فرزانه انقلاب و مجاهدات عمار گونه علمای نستوهی چون علامه مصباح یزدی بالاخره نتیجه داده و با خلق حماسه مردمی سوم تیر 1384 نوار استحاله ارزش ها و انحراف انقلاب اسلامی پاره می شود؛ اما از آنجا که جریان باطل برای هر شرایطی، برنامه های از پیش آماده شده متفاوتی دارد، آنچنان که در صدر اسلام نیز حتی برای احتمال رسیدن خلافت پس از پیامبر (ص) به امیرالمؤمنین (ع) هم برنامه هایی تدارک دیده بود. این بار نیز با احساس خطر جدی، ابتدا با طراحی فتنه سنگین 88 دست به یک جنگ نیابتی تمام عیار علیه رهبری و نظام زده و پس از شکست این فتنه نیز با راه اندازی قائله جریان انحراف و گرا دادن به دشمن خارجی برای اعمال تحریم های شدیدتر و مؤثرتر اقتصادی، به تلاش و کوشش خود برای به عقب راندن موج رجوع به ارزش های انقلاب و خط امام ادامه می دهد.
هرچند جریان باطل تاکنون همواره ماهیت اصلی خود را مخفی نگه داشته و اقدامات خود را به دست عوامل میانی و واسطه ها انجام داده است، اما قصد ندارد براى همیشه پشت ابر بماند، و در صورت مستحکم دیدن پایه هاى خویش، زمینه را براى آشکار ساختن هویت خود فراهم خواهد ساخت. و این همان زنگ خطر اصلی براى اهل حق مى باشد، که فتنه آخرالزمان فتنه غلیظ شدن جریان باطل است؛ در شرایطى که پایگاه های سیاسى، اقتصادى و اجتماعى آن به اوج قدرت و استحکام خود رسیده اند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم زنجان ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه