خاطرات عضو کمیته بانوان سفر رهبر انقلاب به یزد

شب ۱۲ دی همه دل ها بی قرار بود و تا صبح دیدار نخوابیدیم

شب ۱۲ دی همه دل ها بی قرار بود و تا صبح دیدار نخوابیدیم
شب ۱۲ دی همه دل ها بی قرار بود. از تمام شهرستان ها نیروهای مردمی به ویژه بانوان به یزد می آمدند و خواهران حوزه های علمیه خواهران یزد بسیج شده بودند و همه عاشقانه تا اذان صبح فعالیت می کردند تا پذیرای مهمانان مراسم باشند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا ؛ رقیه کفیل الناس به مناسبت فرارسیدن ۱۲ دی سالروز سفر تاریخی  رهبرمعظم انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرنگار  یزدرسا ضمن تسلیت شهادت امام رضا(ع) و ایام رحلت نبی اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) با بیان فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی که فرمودند”ایمان، توان و انگیزه مردمی به میدان عمل بیاید کارها برکت مضاعف می یابد و مشکلات حل می شود” گفت: در سفر رهبر معظم انقلاب به یزد در کمیته بانوان سفر مسؤولیت هماهنگی شهرستان های استان را بر عهده داشتم و از یکی دو هفته مانده تا اعلام قطعی زمان ورود آقا شاهد این بودیم که بانوان با شور  وعشق وصف ناشدنی در محل تجمع کمیته بانوان که حسینیه ام الائمه بود فعالیت فرهنگی انجام می دادند.

, شبکه اطلاع رسانی دانا,  یزدرسا,

وی افزود: برای چاپ پوستر های تبلیغاتی شاهد بودیم که طراحان هم با ظرافت ویژه ای می خواستند بهترین کار را تحویل بدهند .

عضو کمیته بانوان سفر رهبر انقلاب به یزد گفت: جلسات زیادی با سمن ها و مسؤولین هیئات مذهبی برگزار می کردیم که نسبت به جلسات دیگر در سال با حضور بیشتر اعضا تشکیل می شد.

کفیل الناس افزود: از آنجایی که مسؤول هماهنگی شهرستان ها نیز بر عهده ما بود از تمام شهرستان ها درخواست های مکرربانوان برای دیداربا حضرت آقا به دستمان می رسید که الحمد لله توانستیم در هماهنگی با ستاد سفر کشوری و استانی برای اکثر علاقه مندان کارت دیدار دریافت کنیم.

وی تصریح کرد: نیت ما این بود تا جایی که ممکن است برای تمام افرادی که می خواستند دردیدارهای عمومی رهبر معظم انقلاب شرکت کنند هماهنگی لازم را انجام دهیم.

 

گوشه ای ازخاطرات رقیه کفیل الناس در جریان سفر رهبر انقلاب به دارالعباده:

*شمیم عطر یار می آید نسیم کوی دوست

بانوان در هر کوی و برزن به ویژه تشکل های مردم نهاد که با ما در ارتباط بودند در محلات جلسات دعا برای تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) و سلامتی و طول عمر ایشان برگزار می کردند.یک طرح فرهنگی اجرا شده بود و روی برگ هایی که بیین بانوان توزیع می شد نوشته شده بود برای ظهور مولایت و آمدن آقا و سلامتی رهبرت تا آمدنش هر روز ۱۰۰ صلوات هدیه به اجداد بزرگوارش بفرست.

خانم ها زیارت عاشورا می خواندند و سفره های نذری پهن می کردند و دسته جمعی صلوات می فرستادند. واقعا یک همدلی زیبایی بین تشکل های بانوان ایجاد شده بود که هنوز هم ادامه دارد.

یادم هست یک کار فرهنگی دیگری هم که انجام شده بود روی برگ های تبلیغات فرهنگی نوشته شده بود :” شمیم عطر یار می آید نسیم کوی دوست”

*تا صبح دیدار نخوابیدیم

شب ۱۲ دی همه دل ها بی قرار بود. از تمام شهرستان ها نیروهای مردمی به ویژه بانوان به یزد می آمدند و خواهران حوزه های علمیه خواهران یزد بسیج شده بودند و در محل کمیته بانوان اقدام به آماده کردن صبحانه برای آنان می کردند به طوری هیچ کس فرصت خوابیدن نداشت و همه عاشقانه تا اذان صبح فعالیت می کردند تا پذیرای مهمانان مراسم باشند.

تجمع مراسم استقبال در میدان امیر چقماق اعلام شده بود و ما در مسجد بیاق خان نزدیک امامزاده شاهزاده فاضل یزد منتهی به میدان امیرچقماق مستقر شده بودیم تا مهمانان شهرستانی را راهنمایی کنیم.

*نوزادی که هنوز به دنیا نیامده بود

زن پا به ماهی که به گفته خودش شاید تا چند ساعت دیگر و یا یک روز دیگر فرزندش به دنیا می آمد ولی با این وجود به مراسم امده بود. از او خواهش کردیم در شلوغی جمعیت حرکت نکند ولی فایده ای نداشت. می گفت من و فرزندم به عشق رهبر و به امید دیدار آمده ایم.

*دیگر هیچ آرزویی در دنیا ندارم

زن ۸۰ ساله ای با آن قد خمیده اش به ما مراجعه کرد ومی گفت: بسیار بیمار هستم ولی با اصرار فرزندانم را مجبور کردم که من را به مراسم برسانند تا بتوانم آقا را ببینم. او می گفت: اگر آقا را ببینم دیگر هیچ آرزویی ندارم. خیلی سال است که انتظارش را کشیده ام و امروز احساس بیعت با مولایم علی(ع) را دارم.خدایا آقا و رهبرمان را حفظ کن.

*می خواهم آقا را ببینم

بانویی از طبس ساعت ها بچه دو ساله اش را روی شانه هایش گذاشته بود و هرگاه می خواست بچه را زمین بگذارد کودک با گریه می گفت می خواهم آقا را ببینم و ما به آن خانم می گفتیم الان دو ساعت بیشتر است که فرزندت را روی شانه هایی نگه داشته ای و اومی گفت احساس خستگی نمی کنم و من و کودکم به عشق رهبر به اینجا آمده ایم.

 *نامه به دوست

نامه های مردمی نیز خاطرات به یاد ماندنی بود که برای همیشه در خاطرمان می ماند. به تک تک نامه هایی که درخواست های معقول داشتند از سوی نمایندگان مقام معظم رهبری پاسخ داده شده بود. بسیاری از بانوان تا چند ماه بعد از سفر به ما مراجعه می کردند و تشکر می کردند.

*کودک دوساله عاشق آقا

به دلیل مشغله زیاد در ستاد استقبال و کمیته بانوان، صبح دیدار کودک دوساله ام را در مهد کودک گذاشتم و آمدم. همه جای میدان امیر چقماق و خیابان های اطراف پر از جمعیت بود . به فکر کودکم در مهد کودک بودم که از چند روز قبل در فضای مراسم هم از زبان ما و هم از تلوزیون می شنید که آقا می آیند. نگاهم را به اطراف می چرخاندم که ناگهان چهره آشنای فرزندم را از دور و دست در دست مربی مهد کودکش دیدم.به طرفش رفتم و با تعجب پرسیدم اینجا چه می کند؟ مربی مهد کودک گفت: آنقدر در مهد اصرار کرد که من را ببرید آقا را ببینم که مجبور شدیم او را به اینجا بیاوریم. فرزندم را بوسیدم و خدا را شکر کردم که زحماتم بی نتیجه نمانده بود و کودکم از هم اکنون عاشق مولایش شده بود.

*پسر بچه ای با ارسال نامه به آقا یک دوچرخه درخواست کرده بود که برایش ارسال شد و پسر بچه دیگری فقط درخواست چفیه کرده بود.

انتهای پیام/

,

وی افزود: برای چاپ پوستر های تبلیغاتی شاهد بودیم که طراحان هم با ظرافت ویژه ای می خواستند بهترین کار را تحویل بدهند .

,

عضو کمیته بانوان سفر رهبر انقلاب به یزد گفت: جلسات زیادی با سمن ها و مسؤولین هیئات مذهبی برگزار می کردیم که نسبت به جلسات دیگر در سال با حضور بیشتر اعضا تشکیل می شد.

,

کفیل الناس افزود: از آنجایی که مسؤول هماهنگی شهرستان ها نیز بر عهده ما بود از تمام شهرستان ها درخواست های مکرربانوان برای دیداربا حضرت آقا به دستمان می رسید که الحمد لله توانستیم در هماهنگی با ستاد سفر کشوری و استانی برای اکثر علاقه مندان کارت دیدار دریافت کنیم.

,

وی تصریح کرد: نیت ما این بود تا جایی که ممکن است برای تمام افرادی که می خواستند دردیدارهای عمومی رهبر معظم انقلاب شرکت کنند هماهنگی لازم را انجام دهیم.

,

 

,

گوشه ای ازخاطرات رقیه کفیل الناس در جریان سفر رهبر انقلاب به دارالعباده:

,

*شمیم عطر یار می آید نسیم کوی دوست

,

بانوان در هر کوی و برزن به ویژه تشکل های مردم نهاد که با ما در ارتباط بودند در محلات جلسات دعا برای تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) و سلامتی و طول عمر ایشان برگزار می کردند.یک طرح فرهنگی اجرا شده بود و روی برگ هایی که بیین بانوان توزیع می شد نوشته شده بود برای ظهور مولایت و آمدن آقا و سلامتی رهبرت تا آمدنش هر روز ۱۰۰ صلوات هدیه به اجداد بزرگوارش بفرست.

,

خانم ها زیارت عاشورا می خواندند و سفره های نذری پهن می کردند و دسته جمعی صلوات می فرستادند. واقعا یک همدلی زیبایی بین تشکل های بانوان ایجاد شده بود که هنوز هم ادامه دارد.

,

یادم هست یک کار فرهنگی دیگری هم که انجام شده بود روی برگ های تبلیغات فرهنگی نوشته شده بود :” شمیم عطر یار می آید نسیم کوی دوست”

,

, , ,

*تا صبح دیدار نخوابیدیم

,

شب ۱۲ دی همه دل ها بی قرار بود. از تمام شهرستان ها نیروهای مردمی به ویژه بانوان به یزد می آمدند و خواهران حوزه های علمیه خواهران یزد بسیج شده بودند و در محل کمیته بانوان اقدام به آماده کردن صبحانه برای آنان می کردند به طوری هیچ کس فرصت خوابیدن نداشت و همه عاشقانه تا اذان صبح فعالیت می کردند تا پذیرای مهمانان مراسم باشند.

,

تجمع مراسم استقبال در میدان امیر چقماق اعلام شده بود و ما در مسجد بیاق خان نزدیک امامزاده شاهزاده فاضل یزد منتهی به میدان امیرچقماق مستقر شده بودیم تا مهمانان شهرستانی را راهنمایی کنیم.

,

*نوزادی که هنوز به دنیا نیامده بود

,

زن پا به ماهی که به گفته خودش شاید تا چند ساعت دیگر و یا یک روز دیگر فرزندش به دنیا می آمد ولی با این وجود به مراسم امده بود. از او خواهش کردیم در شلوغی جمعیت حرکت نکند ولی فایده ای نداشت. می گفت من و فرزندم به عشق رهبر و به امید دیدار آمده ایم.

,

*دیگر هیچ آرزویی در دنیا ندارم

,

زن ۸۰ ساله ای با آن قد خمیده اش به ما مراجعه کرد ومی گفت: بسیار بیمار هستم ولی با اصرار فرزندانم را مجبور کردم که من را به مراسم برسانند تا بتوانم آقا را ببینم. او می گفت: اگر آقا را ببینم دیگر هیچ آرزویی ندارم. خیلی سال است که انتظارش را کشیده ام و امروز احساس بیعت با مولایم علی(ع) را دارم.خدایا آقا و رهبرمان را حفظ کن.

,

*می خواهم آقا را ببینم

,

بانویی از طبس ساعت ها بچه دو ساله اش را روی شانه هایش گذاشته بود و هرگاه می خواست بچه را زمین بگذارد کودک با گریه می گفت می خواهم آقا را ببینم و ما به آن خانم می گفتیم الان دو ساعت بیشتر است که فرزندت را روی شانه هایی نگه داشته ای و اومی گفت احساس خستگی نمی کنم و من و کودکم به عشق رهبر به اینجا آمده ایم.

,

 *نامه به دوست

,

نامه های مردمی نیز خاطرات به یاد ماندنی بود که برای همیشه در خاطرمان می ماند. به تک تک نامه هایی که درخواست های معقول داشتند از سوی نمایندگان مقام معظم رهبری پاسخ داده شده بود. بسیاری از بانوان تا چند ماه بعد از سفر به ما مراجعه می کردند و تشکر می کردند.

,

*کودک دوساله عاشق آقا

,

به دلیل مشغله زیاد در ستاد استقبال و کمیته بانوان، صبح دیدار کودک دوساله ام را در مهد کودک گذاشتم و آمدم. همه جای میدان امیر چقماق و خیابان های اطراف پر از جمعیت بود . به فکر کودکم در مهد کودک بودم که از چند روز قبل در فضای مراسم هم از زبان ما و هم از تلوزیون می شنید که آقا می آیند. نگاهم را به اطراف می چرخاندم که ناگهان چهره آشنای فرزندم را از دور و دست در دست مربی مهد کودکش دیدم.به طرفش رفتم و با تعجب پرسیدم اینجا چه می کند؟ مربی مهد کودک گفت: آنقدر در مهد اصرار کرد که من را ببرید آقا را ببینم که مجبور شدیم او را به اینجا بیاوریم. فرزندم را بوسیدم و خدا را شکر کردم که زحماتم بی نتیجه نمانده بود و کودکم از هم اکنون عاشق مولایش شده بود.

, .,

*پسر بچه ای با ارسال نامه به آقا یک دوچرخه درخواست کرده بود که برایش ارسال شد و پسر بچه دیگری فقط درخواست چفیه کرده بود.

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه