خاطره ای کوتاه از منطقه عملیاتی فاو؛
غواص عراقی که «بالشت سر» شد
در تابستان با هوای گرم و سوزان جهت شناسایی منطقه فاو، با نیروهای بسیجی مستقر شدیم که همگی از نیروهای با تجربه بودند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شوشتر روز، خاطره ای از دوران دفاع مقدس به نقل از جانباز بسیجی سیدقربا موسوی به مناسبت هفته دفاع مقدس نقل می کنیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شوشتر روز,,
با شهیدان لحظه ای خلوت کنیم ** عشق را در بزم خود دعوت کنیم
,در تابستان با هوای گرم و سوزان جهت شناسایی منطقه فاو، با نیروهای بسیجی مستقر شدیم که همگی از نیروهای با تجربه بودند.
,شب شد و ما در همان منطقه جهت نگهبانی ایجاد نقش نمودیم در ساعت حدود ۲ تا ۴ صبح نوبت من بودکه سرپست نگهبانی باشم که ناگهان دستی از آب به بالا آمد دستی سیاه و قوی بود که می خواست بی سیمی که در سنگر بود را بردارد از شدت خستگی چرت می زدیم در حال چرت زدن دست سیاه را گرفتم و بالا کشیدیم زورم نرسید به دوست بسیجی ام گفتم بیا کمکم، وقتی به کمکم آمد دیدم یک غواص عراقی است.
,غواص به محض این که ما را دید در آب سکته زده بود و بدنش لش و سنگین شده بود ، با تلاش زیاد غواص عراقی را به بالای پل آوردیم و تا صبح بجای “بالشت” در زیر سرمان استفاده کردیم.
,,
راوی: جانباز و بسیجی ۸ سال دوران دفاع مقدس – سید قربان موسوی
]
ارسال دیدگاه