فرازی از وصیت نامه شهید محمد چوبکار:
جهاد تنها در بعد مسلحانه نیست
شهید محمد چوبکار یکی از شهدای جامعه پزشکی است که از نظر اخلاقی فردی بسیار ساده و خاکی و دلسوز بود و با توجه به اینکه فردی تحصیلکرده بود، هیچ موقع غرور و تکبر نداشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از شهد شفا: در دوران هشت سال دفاع مقدس، افراد زیادی از قشرهای مختلف به جبهه می رفتند و با دشمن مبارزه می کردند و هر کدام از این عزیزان هم خصوصیات منحصر به فرد خود را داشتند اما چیزی که در همه آنها مشترک بود، غیرت و روحیه فداکاری بود که آرام و قرار را از آنها گرفته بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شهد شفا:,,
یکی از این شهدای گرامی که زحمات فراوانی برای پیروزی ایران اسلامی کشیدند، شهید دکتر محمد چوبکار، شهیدی از قشر جامعه پزشکی است که روایتی از این بزرگوار را مرور می کنیم.
,,
مروری بر زندگی نامه شهید محمد چوبکار/ شهیدی که در سرتاسر دوران تحصیل جزو دانشجویان ممتاز دانشکده بود
, مروری بر زندگی نامه شهید محمد چوبکار/ شهیدی که در سرتاسر دوران تحصیل جزو دانشجویان ممتاز دانشکده بود,,
شهید دکتر محمد چوبکار در سال 1339 در خانواده ای مذهبی بدنیا امد و در سالهای کودکی تحت توجهات پدربزرگش که مردی متدین بود عمر را سپری کرد. دوران تحصیل، از مقطع ابتدایی تا دبیرستان را در شهر ستان بروجرد گذرانید و با معدل بالا موفق به اخذ دیپلم شد. همان سال در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته پزشکی دانشگاه اهواز قبول شد.
,,
وی در بدو ورود به دانشگاه که همزمان با اوج گیری مبارزات ملت مسلمان ایران بر علیه رژیم طاغوت بود به انجمن اسلامی دانشجویان پیوست و همگام با سایر دانشجویان مسلمان در تظاهرات و اعتصابات بر علیه رژیم ستم شاهی شرکت کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از چهره های فعال انجمن اسلامی دانشکده پزشکی بود و در حفاظت از دانشگاه در مقابل حملات ساواکی ها و ضد انقلابیون مشارکت داشت.
,,
از آنجا که جو خاص روشنفکری که بعد از انقلاب و با سوء استفاده گروهکها از آزادی ای که نظام جمهوری اسلامی به ارمغان آورده بود، فضار با مسموم وضد مذهب میکرد از دانشجویان فعال در مبارزه با گروهک های منحرف بود.
,,
شهید دکتر چوبکار با شناخت عمیق و ایمان سرشار و تعهدی که به اسلام داشت شدیدا در مقابل این خطوط انحرافی ایستادگی کرد و برای مشخص کردن حق از باطل، بارها اقدام به مناظره با گروهک ها و جریانات معاند نمود و فعالانه در جذب دانشجویان مشارکت داشت.
,,
زمانیکه با تحریک کشور عراق، گروه های جدایی طلب و معاند نظام در استان خوزستان، قصد جدا کردن این خطه از مملکت اسلامی را داشتند این شهید به همراه گروهی از اعضای انجمن اسلامی دانشکده پزشکی به خرمشهر جهت سرکوب عناصر ضد انقلاب اعزام شدند و به مبارزه مسلحانه با ضد انقلابیون پرداختند.
,,
در اردیبهشت ماه سال 1359 به علت تشدید جو مسموم و افزایش فعالیت گروهکهای ضد انقلاب در دانشگاهها و استفاده آنها از دانشگاه به عنوان سنگری برای مبارزه با حکومت اسلامی، از طرف مسئولین تصمیم به تعطیلی دانشگاهها و اصلاح سیستم فرهنگی و آموزشی آنها گرفته شد وی از حامیان و طرفداران این حرکت اصیل بودند.
,,
شهید دکتر محمد چوبکار بعد از تعطیلی دانشگاه، به عضویت سپاه پاسداران کرمانشاه درآمد و علاوه بر حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل مدتی مسئول واحد بسیج مستضعفین سپاه کرمانشاه بود. در همان دوران ازدواج کردند که حاصل آن دو دختر بود.
,,
با بازگشایی دانشگاهها در اردیبهشت ماه سال 61 مجددا به دانشگاه بازگشت و مشغول تحصیل شد با توجه به لیاقت و شایستگی وی از طرف کلیه دانشجویان پزشکی ورودی 58-1357 به عنوان نماینده دانشجویان برگزیده شدند که مدتی اقدامات مفیدی در این خصوص انجام دادند.
,,
شهید دکتر چوبکار با وجودی که در حین تحصیل به کرات به علت نیاز جبهه در عملیاتهای مختلف شرکت می کردند ولی هرگز از کسب علم غفلت نمی نمودند و در سرتاسر دوران تحصیل جزو دانشجویان ممتاز دانشکده بود.
,,
شهید علاقه خاصی به قرائت قرآن داشت و قرآن را با صوت خوش تلاوت می کرد
, شهید علاقه خاصی به قرائت قرآن داشت و قرآن را با صوت خوش تلاوت می کرد ,,
نسبت به خانواده متعهدانه و با احترام برخورد می کرد و تلاش زیادی در رشد و تربیت اسلامی فرزندانش می نمود بطوری که دو فرزندش که از سنین 4 و 5 سالگی به راحتی قادر به خواندن کلمات متن روزنامه بودند.
,,
دکتر چوبکار در بهمن ماه سال 1366 از دانشکده پزشکی اهواز فارغ التحصیل شدند و به علت علاقه زیادی که به حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل داشتند داوطلبانه از بیمارستان امام حسین(علیه السلام) کرمانشاه به منطقه عملیاتی غرب اعزام شدند و با جدیت تمام در سمت معاونت درمان مرکز بهداری غرب و مسئولیت درمان ش . م ه اغاز بکار نمودند ایشان با سرکشی مداوم و بررسی مسائل و نیازهای خطوط پدافندی و آفندی و همچنین اورژانسهای ش.م.ه و نقاهتگاه ش.م.ه نمودند که تا ان زمان کس دیگری این کار مهم را در منطقه عملیاتی غرب انجام نداده بود.
,,
در پایان خصوصیات اخلاقی این شهید بزرگوار و نحوه شهادت ایشان از زبان فرمانده بهداری سپاه غرب نقل می شود.
,,
او از نظر اخلاقی فردی بسیار ساده و خاکی و دلسوز بود هیچ موقع غرور و تکبر از خود با توجه به اینکه فردی تحصیلکرده بود بروز نمی داد و همیشه با نیروهای عادی و معمولی خیلی گرم و صمیمی بود زمانیکه مهران در اوایل سال 1367 به دست منافقین سقوط کرد این مرکز در مهران یک بیمارستان صحرایی که کار سرویس دهی و مداوای مجروحین و مصدومین را انجام می داد داشت که در آن زمان فاقد پزشک بود و ایشان داوطلبانه صبح روز درگیری اعزام منطقه شدند و عصر روز بعد بر اثر شلیک خمپاره و اصابت ترکش در درگیری با منافقین کوردل، در محوطه بیمارستان صحرایی به مقام عند ربهم یرزقنون نائل گردیدند .
,,
وصیتنامه «قسمت اول»
,بسمه تعالی
,«کُتِبَ عَلَیکُمُ القِتالَ وَ هُوَ کُرهٌ لَکُم وَ عَسَی أن تَکرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیرٌ لَکُم وَ عَسَی أن تُحِبُّوا شَیئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُم.»
,,
از قرآن میگویم و از کلماتش. کلماتی که به یکایکش ایمان داریم و بر ایمانمان ایستادهایم. تا آخرین لحظه و تا آخرین قطره خون.
,,
و برای همین قرآن است که میجنگیم تا پایدار بماند که پایدار میماند که ضامنش و حافظش خداست.
,,
و اما بعد. حالا که ملزم به نوشتن وصیتم شدهام میخواهم چند جملهای از راهم بگویم و از ارزشی که برای آن قائلم.
,,
شاید این سخن موقعی موثرتر واقع شود که از دهان کسی که تا شهادت فاصلهای ندارد شنیده شود.
,,
از جهاد میگویم، از جهادی اسلامی که بر همۀ ما واجب شده است. و ما میباید بر حسب وسعت و ظرفیتی که داریم برای به ثمر رسیدن انقلاب اسلامیمان کوشش نماییم. به امید اینکه انقلابمان طلیعهای باشد برای حاکم شدن عدل الله بر تمام جهان و برچیده شدن بساط تمام طاغوتیان زمان.
,,
من وظیفه خودم میدانم که در جهاد مسلحانه بر علیه کفار شرکت کنم. تا از انقلاب، از اسلام و از قرآن و از ناموس ملی دفاع کنم. و این کار واجب است بر هر جوان این سرزمین تا نشان دهد که فرزند خلف این ملت است.
,,
اما فراموش نکنیم که این جهاد تنها در بعد مسلحانه نیست. در ابعاد دیگر نیز همۀ اقشار ملت باید جهاد خود را شروع کنند تا دسیسه ابرقدرتها عقیم بماند. جهاد یک روستایی کشت و کار است و جهاد یک کارگر و یک کاسب زحمات بیشتر کشیدن است. و جهاد یک مادر صبر و دعا.
,,
آری باید با همۀ این کوششها و مجاهدتها به یک جنگ تمام عیار بر علیه تمامی کفار و ظالمان عالم دست زد. و در این راه مطمئن بود که مردم غیور سختیها را تحمل کرده و تا پیروزی حق بر باطل از پای نخواهند نشست که حق ماندنی است و پیروز.
,,
برادران و خواهران: جنگ ایران و عراق جنگ 2 ایدئولوژی متضاد است، جنگ دو ایده که در طول تاریخ با هم ستیز کردهاند. جنگ حسین و یزید است که اینک کربلایی دیگر و محرمی دیگر تکرار میشود. حسین زمان را میبینیم که بر علیه یزیدیان و صدامیان زمان شورش میکند و کاخ ستم آنان را به لرزه درمیآورد.
,,
لازم به ذکر است که این وصیتنامه، در تاریخ 28/8/59 به هنگام عزیمت به منطقه جنگی در غرب کشور، در اوایل جنگ و قبل از ازدواج ایشان نوشته شده است. این وصیتنامه، بعد از ازدواج شهید، از بین نوشتههای متفرقۀ ایشان پیدا و در طول این سالیان، حفظ و نگهداری شده است.
,,
از شهید چوبکار، به جز این دست نوشته، وصیتنامه دیگری در دست نیست.
,,
,
آری رهبر مسلمانان جهان را میگویم که مصمم است با یاری الله و پشتوانه ملت رزمنده، جهاد آزادیبخش را بر علیه رژیم کافر عراق تا سقوط کامل آنان ادامه دهد. نیت ما هم باید این باشد که جنگ تا آزادی ملت مسلمان عراق به درازا بکشد و ما هم با این عزم به جنگ آمدهایم و مطمئن هستیم که ملت عراق نان و خرما بدست، در دروازههای بغداد و کربلا منتظر رسیدن برادران ایرانی هستند.
,برادران و خواهران. پیام من اینست که به فکر زندگان باشید و به فکر کسانی که ممکن است از معنویت بدور باشند. با آنان از قرآن بگویید و از اسلام. و این مفاهیم را به آنان نشان دهید. خواهید دید که اگر اسلام درست عرضه شود کسی نمیماند که به اسلام نگرود.
,«وَ یَکُونَ الدّینُ کُـلُّهُ لِلّه»
,والسلام
,محمد چوبکار - 28/8/59
,,
قسمت دوم
,برای پدرم و خانوادهام
,پدر. ابتدا بگویم که من راهم را خود انتخاب کردهام و برای اینکار از شهر و دیار خود مهاجرت کرده ام. کسی مرا به اینکار ترغیب نکرده و ملزم نساخته است. بلکه فقط با آگاهی از قران و اسلام است که توانستهام در این زمان حق را بشناسم و در راه آن گام بردارم.
,,
پدر. شهید شدن افتخار هر مسلمان است. پس در صورت شهادتم به چیزی افسوس مخور. زیرا که چیزی را از دست ندادهای بلکه هدیهای را که از خدا گرفتهای به او باز گردانده ای. و با اینکار در پیشگاه خدا وظیفه پدریات را به نحو احسن انجام دادهای.
,,
و کلام آخرینم اینست که به درد مستضعفین در امور خیریه برسید. و وسایل ابتدایی مادیشان را (در حد توانایی خود) فراهم کنید. و نیز وصیت میکنم که نزدیک 16 روز، روزه قرض دارم. بدهید به نیابت از من برایم روزه بگیرند و نیز وسایل لازم برای ازدواج 2 نفر مستحق را فراهم کنید و با اینکار رضای خدا را موجب شوید.
,,
در آخر به مادرم سلام میرسانم و امیدوارم خدا به او صبر عنایت کند که مطمئنم عنایت میکند. به او دلداری دهید و از جریان آگاهش سازید.
,,
به خانواده و اقوام سلام میرسانم و انتظار دارم مرا ببخشند و در شهادتم گریه نکنند.
,والسلام
,محمد چوبکار –28/8/59
,,
زندگی نامه شهیدان این سرزمین، هیچگاه رنگ و بوی قدیمی به خود نمی گیرد و پر از نکات آموزنده و کلیدی است که هم برای نسل خود و هم برای نسل های آینده، مفید و چاره ساز است.
,,
شهید چوبکار در وصیت نامه خود اشاره به مبارزه دارد، آن زمان امام راحل(ره) و مسئولان در میدان های مختلف مبارزه کردندتا این نظام باقی بماند و از بین نرود، چه بسا اگر تلاش مسئولین و مردم نبود، سرنوشت کشور ما هم مانند کشورهایی می شد که حاکمیت خود را به دست استکبار و اجانب داده اند.
,,
ملت ایران باید روحیه مبارزه را داشته باشد، مبارزه با تهاجم فرهنگی، مبارزه با استکبار و مبارزه با توطئه هایی که هر روز دشمن می کند.
,,
این شهید گرامی در وصیت نامه خود بیان داشته که" جهاد تنها در بعد مسلحانه نیست" ،امروز مبارزه با تهاجم فرهنگی نیز جهاد است، آن روز تهاجم نظامی و مسلحانه، مسئله ملی بود وامروز مبارزه با تهاجم فرهنگی از مسائل مهم است.
,,
ما ملت قدرتمند و قانعی هستیم، آن زمان توانستیم با وجود امکانات کم نظامی با دشمن مقابله کنیم و دشمن را شکست دهیم، امروز چگونه نمی توانیم با وجود امکانات زیاد فرهنگی و سابقه غنی در فرهنگ و میراث فرهنگی، بر تهاجم فرهنگی پیروز شویم.
,,
امروز باید ارزشهای دینی و فرهنگ اسلامی در مردم نهادینه شود و با تلاش مسئولین و مردم به استقلال فرهنگی برسیم و از یاری به نیازمندان غافل نشویم.
,,
لازمه پیروزی اسلام، پشتکار و جهاد در همه زمینه ها، اقشار و گروه های مختلف سنی است، با تلاش در عرصه علم و نوآوری و اختراع و همچنین صرفه جویی، استقلال، قناعت، همکاری و همدلی می توانیم زمینه سازی برای پیروزی اسلام و حق بر باطل باشیم.
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه