باز هم شهدای غواص غریب ماندند؛
محفل شب شعر شهدای غواص کاشان غریبانه برگزار شد
شب شعری که به نام شهدای غواص در شهرمان کاشان برپا شد، بویی از حضور پرشور مردم شهیدپرور نبرده بود. خوب است اگر معلوم شود اکنون باید از مردم گله کرد یا از مسئولین یا از خود شهدا![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ شامگاه گذشته معاونت فرهنگی دانشگاه کاشان با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان، شب شعری را با یاد و خاطره شهدای غواص کاشان؛ شهیدان لسان، خراط و چاوشی در تالار فرهنگ برگزار کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,دانشگاه کاشان میخواهد به کمک این قبیل برنامه ها در رونق جریان فرهنگی و معنوی شهر مشارکت داشته باشد و این نیت مبارکی است.
,اما باز هم شهدای غواص غریب ماندند و صندلی های سالن بزرگ ارشاد که انتظار مردم و مخاطبان را می کشید انگشت به دهان ماند و در این فکر که نکند بعد از آن تشییع جنازه با شکوه و استقبال غواصان شهید، شهدا فراموش شدهاند و باز هم تنهایشان گذاشته ایم؟
,مراسم برگزار شد، همه چیز خوب بود؛ کلیپ، سخنران و تمام آن چیزی که یک مراسم خوب باید داشته باشد!
,شاعران آمدند، شاعران کشوری؛ از اصفهان، از شمال و کاشان خودمان و…..شعر خواندند و تماشاگران که پراکنده نشسته بودند در صندلی ها، تشویقشان کردند.
,شعرها هم خوب بود، اما صندلی های خالی و پذیرایی های انباشته روی میز ورودی سالن، بیشتر از اشعار زیبا و پر از احساس شاعران به چشم می آمد!!!
, ,
,
, این در حالی است که از حدود یک ماه قبل، فراخوان شعرخوانی در این مراسم هم داده شده بود و محفل با نوعی دعوت همراه با رقابت برپا میشد.
,جلسه داشت تمام می شد ولی هنوز صندلی ها خالی بود و نگران!
,مخاطبان برنامه شاید کمتر از یکدهم ظرفیت اسمی تالار بودند و اگر تنها کارمندان اداره ارشاد و معاونت فرهنگی دانشگاه به همراه خانواده هایشان در این برنامه حضور مییافتند، شاهد جمعیت بیشتری میبودیم!
,آیا تبلیغات و اطلاع رسانی کافی برای این برنامه به عمل آمده بود؟ فضای پوسترها و بیلبوردها و استندها و در و دیوار شهر و … که چنین نشانی نداشت.
,آیا مردم شهر، کم لطفی و کم همتی کرده بودند که نیامدند و محفل شهدا غریبانه برگزار شد؟ حضور پر شورشان در یادواره های شهدا در مساجد و پایگاه های بسیج و حتی تشییع همین شهدا که چیز دیگری میگوید.
,انگشت شمار حاضران این شب شعر، در یک شب و طی یکی دوساعت، بالاترین سرانههای فرهنگی شهر را مصرف کردند و خودشان هم خبردار نبودند! چرا که اگر هزینههای برگزاری این مراسم را بر تعداد مخاطبانش سرشکن کنیم، رقم بالایی به دست میآید! آن ها از این جهت هم باید خوشحال باشند و هم ناراحت!
,
فضای عجیبی بر سالن حاکم بود و حال و هوای شهدا به تو دست نمی داد، جوایز را که دادند با خود فکر کردم به بهانه صحبت با دکتر زراعت، رئیس دانشگاه کاشان از سالن بیایم بیرون. بعد از چند دقیقه گفتوگو چشمم به نمایشگاه عکسی افتاد که غریبانه نگاهت می کرد؛ آنجا خودم را در فضایی دیگر یافتم و در بین جمع صمیمی شهدا؛ این شعر روی یکی از عکس ها توجهم را به خود جلب کرد که: «سبک بالان پریدند و رفتند» و تازه فهمیدم که چه خوب شد که شهدا رفتند و نماندند!
__________
زهرا انصاری
,
, زهرا انصاری,
انتهای خبر/
]
ارسال دیدگاه