آنچه از دست دادیم! دیباچه ای بر دانشگاه اسلامی

آنچه از دست دادیم! دیباچه ای بر دانشگاه اسلامی
غفلت از داشته ها و عدم درک صحیح از مسئله و اقتضائات آن در دوره های مختلف گفتمان های سیاسی حاکم بر دولت ها در دهه های اخیر موجب شده است تا فرصت های ارزنده ای که در راستای تحقق آرمان تمدن اسلامی داشته ایم را به راحتی از دست بدهیم...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، طبیعتا بحث پیرامون دانشگاه اسلامی آنقدر گسترده است، که در مجال کوتاهی چون مقاله حاضر، صرفا قادر به طرح مسئله و چند پرسش در این زمینه خواهیم بود. البته طرح این موضوع از این حیث که مخاطب را با این مسئله مواجه می نماید و موجب می گردد مخاطبین بحث، همراه با این مسئله، سلوک پژوهشی و علمی اتخاذ نمایند مبارک و مغتنم است. پیش از ورود به بحث دانشگاه اسلامی، نیازمند طرح مقدماتی هستیم که این مقدمات به نوعی لازمه ی پرداختن به بحث اصلی است. لذا ابتدا به شرح این مقدمات خواهیم پرداخت.

, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز،,

دانشگاه

, دانشگاه, دانشگاه,


مقدمه اول
دانشگاه در عالم انقلاب اسلامی
در چه دوران و در چه شرایطی از دانشگاه اسلامی سخن می گوییم؟ طرح سوال در باب دانشگاه اسلامی منوط به شناخت زمانه ی ماست. اینکه پرسش از دانشگاه مطلوب در چه شرایط زمانی و مکانی رخ می دهد و مسبوق به چه سوابق پیشینی است، به صورت مستقیم در بحث و نتیجه ی آن دخیل خواهد بود.
دانشگاه مطلوب ما بر اساس پرسشی در عالم انقلاب اسلامی معنا می شود. در واقع دانشگاه اسلامی که ما در این متن مراد می کنیم تعبیری است که پس از انقلاب اسلامی و بر اساس پرسشی در عالم انقلاب اسلامی شکل گرفته است. از این رو حتی اگر طرح این موضوع و عینا شبیه به همین عبارت یعنی «دانشگاه اسلامی» پیش از تاریخ وقوع انقلاب اسلامی نیز مطرح گردیده باشد، مراد ما در این مجال به تعابیر مشابه تاریخی بازنمی گردد.
مقدمه دوم
دانشگاه اسلامی در اجمال و دانشگاه اسلامی در تفصیل
آنچه پس از انقلاب اسلامی توسط حضرت امام خمینی (ره) در تبیین دانشگاه مطلوب از نگاه اسلام مطرح می شود، صورتی اجمالی است از الگوی آرمانی و مطلوب دانشگاه، از منظر این اسلام شناس زمان آگاه. اسلام شناسی که قیام او مبتنی بر اندیشه ی دینی، تحولی عمیق و ریشه دار و در عین حال وسیع در زمانه ی خود ایجاد کرده است. اما با این ملاحظه اولین پرسش ما این است که آیا با این نگاه اجمالی در روزگار ما انقلاب اسلامی می تواند پاسخی درخور به امکان و ضرورت و کیفیت تحقق دانشگاه اسلامی بدهد؟
گفتیم که زمانه ی ما پرسش خود از دانشگاه را اقتضاء دارد و می توان گفت که در این زمان با تبیین اجمالی دهه ی ابتدایی انقلاب و با هدف تحقق مفهوم دانشگاه اسلامی به جایی نخواهیم رسید. اما پرسش امروز ما از دانشگاه اسلامی پرسشی متکامل است که در بیان مقام معظم رهبری (مدظله) تفصیلی درخور یافته، تا جایی که بعضا ایشان در جزئی ترین مناسبات استاد و شاگرد در دانشگاه مطلوب عالم انقلاب اسلامی ورود کرده و یا حتی منشور نقد منصفانه در فرهنگ دانشگاه و یا منشور دانشجوی انقلابی و طراز دانشگاه اسلامی و بسیاری نکات و دیدگاه های تخصصی، از نکته های بدیع در باب علم دینی گرفته تا ارتباط دانشگاه و صنعت را به تفصیل تبیین نموده اند. جالب آنکه تبیین های مذکور صرفا از جایگاه زعامت امت اسلامی نبوده و بعضا بیانی کاملا عالمانه و حتی کاربردی دارند. با این ملاحظه گام های بعدی در پژوهش باید حول تبیین های تفصیلی شکل گیرند، نه تبیین های اجمالی پیشین.
مقدمه سوم
آنچه در دست داریم و آنچه باید به دست آورد
در دهه ی اخیر با هدایت های مقام معظم رهبری در تبیین، تعیین و پیگیری تدوین سیاست های کلان حوزه ی علم و فناوری و همچنین پیگیری ایشان در تنظیم و تدوین اسناد بالادستی، انقلاب اسلامی را در این دو مقوله، به بلوغی نسبی و قابل توجه رسانیده است، اما آیا می توانیم امروز تحقق پیشرفت با الزامات بومی (اسلامی- ایرانی) و همچنین تحقق مفهومی تحت عنوان «دانشگاه اسلامی» را ادعا کنیم. فاصله ی آنچه به دست آمده است در مقابل آنچه هنوز در پی آنیم بسیار زیاد به نظر می رسد.
غفلت از داشته ها و عدم درک صحیح از مسئله و اقتضائات آن در دوره های مختلف گفتمان های سیاسی حاکم بر دولت ها در دهه های اخیر موجب شده است تا فرصت های ارزنده ای که در راستای تحقق آرمان تمدن اسلامی و یکی از جایگاه ها و پایگاه های اصلی آن یعنی دانشگاه اسلامی داشته ایم را به راحتی از دست بدهیم. بحث ما در این مجال درباره ی سیاستگذاری حوزه ی علم و فناوری نخواهد بود لکن این مطلوب می تواند از نتایج بحث، در آینده باشد.
یکی از داشته های امروز ما که در تاریخ ۲۵/۴/۹۲ به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی و به امضای رئیس این شورا یعنی رئیس جمهور وقت رسیده است، سند دانشگاه اسلامی است. فارغ از انتقاداتی که می توان به این سند وارد دانست، وجود و تصویب این سند خود فرصتی مغتنم است. اما مسئله ی اصلی در حوزه ی اجرای سیاست های کلان و اسناد بالادستی خودنمایی می کند. جایی که این پرسش قابل طرح خواهد بود؛ «تفاوت دولت پیشین و فعلی در فهم بیانات تفصیلی مقام معظم رهبری (مدظله) در باب دانشگاه اسلامی به چه میزان است؟»
یکی از مشکلاتی که امروز با آن مواجه هستیم این است که ما برای به تفصیل رساندن اندیشه ای که در ابتدای انقلاب اسلامی هدف گذاری شده است یعنی تحقق وحدت میان حوزه و دانشگاه و پیاده سازی الگوی مطلوب اسلامی- ایرانی از دانشگاه، فرصت هایی را از دست داده ایم. بعد از جنگ تحمیلی یا به بیان دقیق تر در حین دفاع مقدس، با جریانی تجدیدنظر طلب مواجه می شویم که آرمان های انقلابی را تقلیل و تحلیل می دهد تا تکیه به عزم و همت و توان داخلی را با اخذ مظاهر تمدنی و فناوری عالم غربی جایگزین نماید.
در بازگشتی که در سال ۸۴ به اندیشه ها و آرمان های انقلابی داریم اما، شاهد آنیم که باز هم در تفصیل نمی توانیم از پس پرسش زمانه ی خود برآییم و این مسئله را مشخصاً در دوره ی دهم ریاست جمهوری می توان به وضوح مشاهده کرد. اگر بخواهیم شواهدی چند بر این ادعا ذکر کنیم می توان به طرح دویست سوال رئیس جمهور سابق دکتر محمود احمدی نژاد از حوزه های علمیه در باب نحوه ی اداره دولت و یا طرح سوال از اساتید اقتصاد دانشگاه اشاره کرد. هر دو واقعه در راستای پیاده سازی الگوهای بومی در اجرای سیاست های فرهنگی و اقتصادی است. در موضوع پرسش از اقتصاددانان درخواست دولت نهم از ایشان ارائه ی راه حل چگونگی هزینه کرد درآمدهای نفتی دولت است، که در عمل نتیجه ای حاصل نمی شود و در موضوع حوزه های علمیه نیز راهکارهای مناسب جهت پاسخ به پرسش های دولت ارائه نمی گردد.
اما آنچه در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در سال ۹۲ رقم خورد به ظاهر بازگشتی دوباره به اندیشه های فن سالارانه است که الگوی توسعه ی آن و نسخه ی پیشرفت او برای انقلاب اسلامی در اخذ تکنولوژی از عالم غربی و پیاده سازی نرم افزارهای اجرایی آن عالم با اقتضائات انحصاریش خلاصه می شود. در ظاهر شبیه به همان اندیشه یا به تعبیر دقیق تر ویرایشی تجربه آزموده از آن اندیشه بر سر کار آمده است. البته نمی خواهیم ادعا کنیم که از طرف اکثریت شکننده ی مردم به این اندیشه اقبال صورت گرفته اما این مطلب را می شود اذعان کرد که بالاخره مردم با این اندیشه فعلا و ظاهرا مشکلی ندارند. به تعبیری اگر نسخه ی مابه ازای معتبری از دولت مطلوب خود هم در دست ندارند فعلا با این اندیشه مشکلی ندارند. شواهدی چون انتخاب مجدد دکتر قالیباف به عنوان شهردار تهران و انتخاب مجدد دکتر سقائیان نژاد به عنوان شهردار اصفهان نیز این موضوع را تایید می کند. ظاهرا اکثریت شکننده ی مردم به این نتیجه نرسیده اند که می توانند الگوی بهتری از آنچه موجود است پیدا کنند و نتیجتا ظاهر امر این است که ما در مسیر حرکت انقلاب فعلاً یک توقف داریم تا ببینیم اوضاع و احوالمان از چه قرار است.
تامل در اقبال یا به تعبیر صحیح تر عدم بی میلی به اندیشه های تکنوکرات در دوران ما باطنی نیز دارد که باید بیش از این در مورد آن مداقه نمود.
راه حل تجویزی مقام معظم رهبری (مدظله العالی)
تکیه به ساخت درونی نظام
«علم» سوخت اصلی حرکت عقلانی یک تمدن و از حلقه های بنیادین و تعیین کننده در شکل گیری تمدن هاست. یکی از شقوق و حلقات مبحث تمدن سازی اسلامی که با موضوع مورد بررسی ما در این متن نیز ارتباطی وثیق پیدا می کند، حلقه ی تولید علم است. در دیداری که هیئت دولت در شهریور سال جاری با مقام معظم رهبری (مدظله) صورت داد، معظم له نکاتی را بیان داشتند که هم متوجه به دولت دهم و هم متوجه دولت یازدهم بود. ایشان از سویی به نظم و قانون مداری تأکید داشتند و از سویی بر روی تکیه بر ساخت درونی نظام تکیه داشتند.
با نگاهی اجمالی به تاریخ معاصر می بینیم که از مشروطه تا کنون هرکجا با تکیه بر استعدادهای داخلی خود تولیدی داشته ایم موفق بوده ایم و برعکس هرجا به سمت تقلید از غرب قدم برداشته ایم بیشتر سردرگم شده ایم. در موضوع «دانشگاه اسلامی» نیز همین قاعده پابرجاست.
در تاریخ مشروطه از زمانی که چهره های غرب گرایی چون تقی زاده و میرزا ملکم خان و امثال این شخصیت ها مشروطه را به حرکتی به سمت تقلید از الگوهای غربی سوق می دهند و تمنای غربی شدن مشروطه را با تمنای اصیل آن که همان تشکیل عدالت خانه است جایگزین می کنند، مشروطه شکست می خورد و به اهداف خود نمی رسد این اتفاق برای انقلاب اسلامی نیز قابل تصور است. مشروطه تجربه ای را در پیش روی قرار داده است که اگر از آن درس نگیریم با شکست مواجه خواهیم شد. مسئله ی تکیه به ساخت درونی نظام، نیز به تعبیری کلیدواژه ی مطالبات امروز از دولت امروز است و یکی از شقوق اصلی و مهم آن نیز موضوع «دانشگاه اسلامی» است.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

از کجا شروع کنیم؟

,

مسئله ی اصلی ما چگونه صورت می بندد؟
برای اینکه در مورد «دانشگاه اسلامی» سخن بگوییم دقیقا از کجا باید شروع کرد؟ وقتی می گوییم دانشگاه اسلامی دقیقا منظورمان چیست؟
ناگفته پیداست که مرور تاریخی نظام آموزشی بومی در ایران و همچنین تاریخ شکل گیری دانشگاه به ما هو دانشگاه، در تاریخ صد ساله ی ایران (یا به عبارتی ۱۶۰ ساله) و همچنین فهم اقتضائات تمدنی مفهوم دانشگاه در عالم مبدا (عالم متجدد غربی)، پیش از ورود به جامعه ی اسلامی- ایرانی، از الزامات طرح مسئله ی ضرورت و امکان تحقق دانشگاه بومی است.
لذا با این ملاحظه لابد از اشارات تاریخی در باب نظام آموزش سنتی در جامعه ی ایران، نحوه ی ورود این پدیده (دانشگاه) به ایران، خاستگاه دانشگاه و نسبت آن با سیر تجدد و علم جدید در ایران هستیم. سوال دیگری که در ذهن شکل می گیرد این است که آیا پیش از ورود دانشگاه به ایران مابه ازایی از حیث کارکردی و ماموریتی برای دانشگاه در جامعه ی ایران وجود داشته است یا خیر؟ اگر چنین است این رسالت به عهده ی کدام پایگاه یا نهاد اجتماعی بوده است؟
بدیهی ترین پاسخ مدارس علمیه است؛ لذا شناخت ماهیت حوزه های علمیه و تاریخ مستند و مکتوب نقش آفرینی این نهاد دینی و علمی در تاریخ ایران خود بحثی مستوفی می طلبد که البته از الزامات بحث در باب دانشگاه اسلامی نیز هست.
اما اگر به عقب تر برگردیم این سوال مطرح می شود که «جامعه ی دینی عهد رسول الله صل الله علیه و آله و سلم چگونه ماموریت پرورش و تعلیم را نظام سازی می نموده است؟»

,
,
,
,
,
,

___________________________

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه