پسران من واقعا عاشق امام و راه امام بودند

پسران من واقعا عاشق امام و راه امام بودند
یک مادر شهید گفت: پسران من واقعا عاشق امام و راه امام بودندوفقط برای رضای خدا قدم در این راه گذاشتند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، در روستای نهضت آباد منوجان به  دیدار مادر شهیدان علی و جواد مسلمی رفتیم مادری با بدنی بیمار و رنج کشیده و چشمانی نابینا ! به دلیل کهولت سن مثل گذشته نمی تواند هر روز به مزار شهیدان خود برود

, شبکه اطلاع رسانی دانا, در روستای نهضت آباد منوجان به  دیدار مادر شهیدان علی و جواد مسلمی رفتیم مادری با بدنی بیمار و رنج کشیده و چشمانی نابینا ! به دلیل کهولت سن مثل گذشته نمی تواند هر روز به مزار شهیدان خود برود,

 

, , ,

به چشم هایش می نگرم…آرامشی عجیب در آن موج میزند،انگارهزاران قصه ناگفتنی در دلش نهفته است…

,

قلم عاجز واندیشه ام کوتاه است در مقابل بیان صبرواستقامت این مادر فداکار…..

,

زهره مسلمی مادر شهیدان علی وجوادمسلمی حدود۹۰سال سن دارد می گوید۶پسر داشته که دوتای آنها را به اسلام  تقدیم کرده است.

,

در مورد خصوصیات اخلاقی شهیدان از او می پرسم؟می گوید:پسران من واقعا عاشق امام و راه امام بودندوفقط برای رضای خدا قدم در این راه گذاشتند.

,

پرسیدم خبرشهادت فرزندانتان را چگونه به شما دادند؟در جواب گفت:اول پسرم علی شهید شدوکمترازدوسال بعدجوادبه اوپیوست.خبرشهادتشان راهم کارکنان بنیادشهید کهنوج برایمان آوردند.

,

آقای سهرابی از همرزمان شهیدعلی مسلمی ماراهمراهی می کند ایشان در موردبیوگرافی شهیدان اینگونه می گوید:

,

 شهیدعلی مسلمی نهم دیماه سال۱۳۲۷در روستای پارت از توابع شهرستان منوجان به دنیا آمد. سال ۱۳۵۴ازدواج کرد.یک پسروسه دختر دارد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت پانزدهم اسفند ۱۳۶۳در جزیره مجنون بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید .

,

شهید جواد مسلمی یکم مهر ۱۳۵۲ در روستای پارت  از توابع شهرستان منوجان به دنیا آمدشغل پدرش ابراهیم  دامدار بود تا دوم راهنمائی درس خواند کارگر بود به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت  سوم دی ۱۳۶۵ در ام الرصاص بر اثر جراحات جنگی به شهادت رسید پیکر وی مدتها در منطقه بر جا ماند و پس از تفحص سال ۱۳۷۴ در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

,

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

,

یاران غریبانه رفتند؛ اما هنوز بوی عطر جانمازشان شعر سپید یاس را می‌سراید. یاران رفتند و هنوز نام و یادشان زینت‌بخش کوچه‌های شهر است.

,

… و، من و تو،!

,

در این ساحل باشکوه و امن آنان ایستاده‌ایم و در این حضور عطرآگین و آسمانی‌شان در آرامشیم و از سرخی آنان دشت‌های‌مان سرخ و لاله‌گون است.

,

آنان مردان همیشه جاویدان این دیار دلیرانند. آنان آینه‌های تمام‌نمای راه عزت و شرف من و تواند. … نگاه کن! نور از پیشانی‌های به خاک افتاده آنان می‌طرواد. برخیز! دست در دست هم دهیم و در امتداد مهر بمانیم!

,

منبع: بوتیانیوز

, بوتیانیوز,

انتهای پیام/

, انتهای پیام/]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه