زندگی و برازندگی

زندگی و برازندگی
زندگی غریب ترین واژه ای است که هر انسانی به آن چنگ می زند. در هر نوشته و مباحثه ای، تصویر و تصور زندگی را ترسیم می کنند، اما چهارچوبی از آن پی ریزی نمی شود. تا کنون تاریخ زندگی نوشته نشده است تا با خواندنش، هوای آن را تنفس کنیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بُلفَت، زندگی غریب ترین واژه ای است که هر انسانی به آن چنگ می زند. در هر نوشته و مباحثه ای، تصویر و تصور زندگی را ترسیم می کنند، اما چهارچوبی از آن پی ریزی نمی شود. تا کنون تاریخ زندگی نوشته نشده است تا با خواندنش، هوای آن را تنفس کنیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بُلفَت,

برای هر کسی، مطابق شرایطی که در آن بوجود آمده است، زندگی کارکرد و معنای مختلفی دارد. برای عده ای جدل، برای قشری آرامش، برای گروهی رویا و برای دسته ای هیاهو و مشکل به حساب می آید و در خیال من هم برازندگی.

,

این که آیا هر وجودی (فقط انسان منظور است) برازنده ی زندگی هست یا نه قابل تامل است. فقط اشیاء قابلیت برازندگی قامت انسانی را ندارند. با تعبیراتی می شود زندگی را هم برازنده دانست. مدیری که آداب مدیریت را نیاموخته است. خانواده ای که رفتار و ارتباط دوستانه با هم دیگر را فراموش کرده اند. انسان هایی که طرز برخورد با دیگران را نمی دانند و ... ، لذت زندگی را کشته اند.

,

امروزه تمام انسان ها از هم نوعان خود انتظارات واهی دارند. در مورد هم قضاوت های بی جا می کنند، جنگ و جدال و نفاق راه می اندازند، دو رویی و فریب را نسبت به هم روا می دارند و به تعبیری، پشت نقاب هایی با پوزخندی تلخ به سادگی هم، با یکدیگر معاشرت می کنند.

,

چرا انسان باید برای دیگران زندگی کند؟ بر اساس کدام منطق باید مطابق میل و خواست دیگران در دایره ی زندگی چرخید؟ نگرشی با تعبیر زندگی مطابق میل دیگران، خوشی ها را ساقط کرده است. آن قدر دخالت ها در زندگی پررنگ شده اند که با هر تصمیمی باید زوایای نظرات و نگاه افراد را سنجید بعد اقدام کرد.

,

طبق گفته ی روسو «انسان آزاد زاده می شود». پس هر انسانی آزاد است و این آزادی تا جایی است که به دیگران ضرر و آسیبی وارد ننماید، نه این که برای دیگران زندگی کند. هجوم انتقادهای دیگران، آدم را نا امید می کند. انتقادها شبیه تجاوز شده اند.

,

همیشه تشویق و لبخند، هر انسانی را خوشحال می کنند. پس چرا نباید خوشی را به همدیگر تزریق کرد؟ وقتی خوشی در فاصله ی بین گفتار و رفتار ما انسان ها در رفت و آمد است، پس باید آن را مانند بذر به جسم و روح هم بپاشانیم تا دلمردگی به فراموشی سپرده شود.

,

انسان ها تا جایی قابل احترام هستند که پا را از حریم خود فراتر نگذارند و دخالت بی جا در حریم خصوصی هم دیگر هم نداشته باشند. کینه و نفاق و پشت سر هم حرف زدن، برازنده ی انسانیت نیست. کسی که این خصوصیات را با خود حمل کند، برازنده ی زندگی نیست. انتشار مهربانی هیچ هزینه ای ندارد و نتیجه ی آن هم آسودگی است.

,

اما انتشار بدی، هزینه اش خدشه دار کردن دل انسان ها، آسیب رساندن به وجدان خود و نمایاندن چهره ای منفور از خود به مردم است. انتخاب با ماست. این که در رقابتی انسانی برازنده ی زندگی شویم یا با شخصیتی عبوس و منفور، تنها خودمان لباس برازندگی را بر تن زندگیمان وصله کنیم.

,

در پایان نوشتن مطلبی از اریک فروم در ارتباط با متن، خالی از لطف نیست:
بله ممکن است دیگران رفتار ما را نفهمند
اما چه باید کرد
اگر دیگران انتظار داشته باشند که فقط کارهایی انجام دهیم که آنها بفهمند
و تصمیم های بگیریم که آنها دلیلش را درک کنند
عملاً انتظار دارند زندگی سطح درک آنها و نگاه آنها به زندگی باشیم
بگذار بگویند غیرمنطقی هستیم یا ضد اجتماعی هستیم
اما به این می ارزد که خودمان باشیم
تا زمانی که رفتار ما و تصمیم های ما به کسی آسیبی نمیزند
ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم
چقدر زندگی ها که با این توضیح خواستن ها
و تلاشهای بیهوده برای قانع کردن دیگران بر باد رفته اند

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

فاروق خضری(فارغ التحصیل کارشناسی رشته حقوق)

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه