خطری که گردشگران خارجی را در ایران تهدید می کند

خطری که گردشگران خارجی را در ایران تهدید می کند
تنها خطری که آن موقع تهدیدمان می کرد مواجه شدن با میهمان نوازی بیش از حد، دعوت های مدام به چای، بستنی، شیرینی و غذا و همچنین دعوت به خانه ها بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی قم فردا، دولت امریکا که با هزینه های میلیاردی خود در صدد ارائه تصویر زشت و ناخوشایند از مردم و فرهنگ ایران است؛ این بار هم نتوانسته در ماموریتی (که ریشه در افکار صهیونیستی دارد) موفق شود.با آغاز سال ۲۰۱۴ بسیاری از وبسایت ها و نشریات معتبر دنیا، فهرستی از بهترین کشورها  را به عنوان بهترین مقاصد گردشگری در سال جدید میلادی معرفی کردند؛ در بسیاری از این فهرست ها ایران به عنوان کشوری با جاذبه های گردشگری فراوان و متنوع ذکر شده است.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, پایگاه خبری تحلیلی قم فردا،,

ایران از دیرباز مقصد بسیاری از گردشگران دنیا بوده است اما دو نفر از گردشگران خارجی توجه رسانه های خارجی را به خود جلب نموده اند؛ این دو تن  آدری اسکات و دنیل نول، یک زوج آمریکایی هستند که چند سالی است کوله پشتی بر دوش به گوشه و کنار جهان از آمریکای جنوبی گرفته تا آسیای جنوب شرقی و آسیای مرکزی و آفریقا رفته اند.در اینجا به صحبت های این دو نفر درباره ایران ؛ می پردازیم و قضاوت را به عهده شما خوانندگان محترم می گذاریم

,


پیچیده ترین بخش سفر

,
,

 از مشکلات مهم این سفر روند ویزا بود که گرفتن شماره روادید خیلی  طول کشید و ما مجبور شدیم قبل از آن که اصلا بدانیم ویزا می گیریم یا نه، بلیطمان را بخریم. ما بر اساس اطمینانی اقدام کردیم که اپراتور تور مسافرتی ایرانی به ما داده بود و البته همه چیز در نهایت خوب پیش رفت.

, ,

, ,

نتوانستیم در خانه ایرانی ها بمانیم

,

کاش می شد با ماندن در خانه ایرانی ها و گذراندن وقت با آنها بیشتر با آنها آشنا شویم و ارتباط برقرار کنیم. فهمیدیم که این کار نیاز به مجوز ویژه دارد و ما نمی خواستیم با این کار دوستان ایرانی مان را به خطر بیاندازیم. 

,

از طرفی خیلی دلمان می خواست که بیشتر با وسائل نقلیه عمومی این طرف و آن طرف برویم. هرچند در پایان سفر با قطار از تبریز به استانبول رفتیم. ما حقیقتاً از سوار شدن به اتوبوس های محلی، قطار و وسائل نقلیه عمومی خوشمان می آید چون معتقدیم این جور جاها پنجره ای هستند به فرهنگ آن شهر و آن کشور و معمولاً چیزهای زیادی درباره مسائل آن کشور دستگیر آدم می شود و همیشه این جور جاها بهترین شانس ملاقات و حرف زدن با مردم عادی، و در عین حال در اغلب موارد افراد جالب محلی را در اختیار آدم قرار می دهد.

, ,

به هر حال، چون دو هفته با تور بودیم و یک هفته با راهنمای خصوصی گزینه استفاده از وسائل نقلیه عمومی برای ما واقعا محدود بود.

,

از تصویر هولناکی که رسانه ها از ایران برایتان مجسم کرده اند وحشت نکنید

,

از تصویر هولناکی که رسانه ها از ایران برایتان مجسم کرده اند وحشت نکنید، به خصوص از مردمش. اخبار رسانه ای تنها بخش کوچکی از ایران و ایرانیان را نشان می دهند. ما هر جا که رفتیم مورد استقبال مردم ایران قرار گرفتیم. آنها بسیار میهمان نواز و اجتماعی هستند. در تمام سفر احساس امنیت می کردیم حتی وقتی که تنهایی و بدون راهنما در بازارها و خیابان ها راه می رفتیم.

,

, , ,

خطری که در ایران تهدیدمان می کرد

,

به همدیگر می گفتیم تنها خطری که آن موقع تهدیدمان می کرد مواجه شدن با میهمان نوازی بیش از حد، دعوت های مدام به چای، بستنی، شیرینی و غذا و همچنین دعوت به خانه ها بود. 

,

ذهنیت مان( آنچیزی که  رسانه ها غربی) ساخته بودند یکسره زیر و رو شد

,

مردم را، و این که چطور مواجهه هایمان با مردم کلیشه رسانه ای و اخبار درباره مردم ایران را یکسره زیر و رو کرد.

,

ایرانی ها بسیار مهربان و اجتماعی هستند. به ویژه واقعا جالب بود افرادی که ما دیدیم درباره ما کنجکاوی زیادی داشتند و درباره کشور ما –یعنی آمریکا- پرسش های زیادی می پرسیدند و مشتاق بودند که بدانند آیا در ایران بهمان خوش می گذرد و این که درباره کشورشان چطور فکر می کنیم. 

,

یکی از بخش های برجسته سفر ما سفر با قطار از تبریز به استانبول بود. این که چرا اینقدر تجربه فوق العاده ای بود هم در واقع ملاقاتمان با ایرانیان در طول سفر و فرصت آشنایی و هم صحبتی با آنها بود. 

,

مواردی که دست و پاگیر بود

,

محدودیت های مسافرتی گردشگری که بر توریست های آمریکایی اعمال می شد. این که لازم بود همه جا با یک راهنما باشیم و این که محدودمان کرده بودند و اجازه نداشتیم به خانه های افراد برویم.

,

سفر دوباره به ایران

,

اگر فرصت سفر دوباره به ایران را بهمان بدهند قطعاً! با آن که جداً از تجربه تور در اولین دیدارمان لذت بردیم، خیلی دوست داریم که باز هم به ایران برویم و مستقلاً گردش کنیم، با قطار و اتوبوس، به خانه های مردم برویم، و یک نقشه کاملاً باز و برنامه ریزی نشده را پیش بگیریم.  ناگفته نماند، اگر نگوییم صدها، اما ده ها تن از ایرانی هایی که چه در ایران ملاقات کردیم و چه از طریق فیسبوک و وبسایت خودمان شناختیم ما را به خانه هایشان دعوت کرده اند. خیلی کارها هست که می شود کرد.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه