یادداشت/
آیا دست دادن ظریف با «مصداق بارز استکبار» کاری اسلامی بود؟
حرف و حدیث هایی این روزها پس از آن کار غلط ظریف روی داده است و همه اصحاب دولت اعم رسانهای وغیره دست به دست هم داده اند تا این کار را یک فتح المبین برای انقلاب با استفاده از ادله تاریخی جلوه دهند و منتقدان دولت را با این سخنان مجبور به کرنش کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از یزد آوا؛
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , یزد آوا؛,
قال علی علیه السلام:
,
کلامکم یوهی الصم و فعلکم یطمع فیکم عدوکم ... من فاز بکم فاز بالسهم الأخیب.... أصبحت لا طمع فی نصرکم و لا أصدق قولکم، فرق الله بینی و بینکم.(الارشاد فی معرفت حجج الله علی العباد شیخ مفید (ره) ج1باب3ص315)
حرف و حدیث هایی این روزها پس از آن کار غلط ظریف روی داده است و همه اصحاب دولت اعم رسانهای وغیره دست به دست هم داده اند تا این کار را یک فتح المبین برای انقلاب با استفاده از ادله تاریخی جلوه دهند و منتقدان دولت را با این سخنان مجبور به کرنش کنند. همین دیروز بود که مطلبی در روزنامه جمهوری اسلامی به نقل از حجت الاسلام علی عسکری معاون امور مجلس دانشگاه آزاد منتشر شد که این اقدام ظریف را ربط بی ربطی داده بودند به جریان فتح مکه و شخص دیگری گفته بود که کار دیپلماسی دولت (توافق ژنو) همانند صلح حدیبیه است که منافع زیادی برای ایران دارد!!!!
جملات بسیار زیبایی امیر بیان فرموده اند و چه زیبا تطبیق با زمان ما دارد گویی امام علی علیه السلام درددل فرزندش را بیان میکند، علی(علیه السلام) با تمام پاکی و قداستش از خدا طلب جدایی میکند. چه کردند با دل او بماند. راستی یادتان نرفته جملات علی گونه علی زمان ما که در 29/3/1388 فرمودند: ای سید ما، ای مولای ما، دعا کن برای ما،آقای ما تویی صاحب این کشور تویی و.... بماند...
اما چند سوال ذهن هر خواننده منصفی را به خود مشغول میکند که:
چرا پیامبر اسلام پس از اینکه قدرت یافت کفار را دعوت به اسلام کرد و پس از اینکه آنها نپذیرفتند در پی رفع کل فتنه بر آمد؟ آیا نمیتوانست تا آخر از اینگونه پیمانها ببندد و پایبند بماند؟
چرا پیامبر برای دفع فتنه رومیان به سرحدات بلاد اسلامی لشکر کشی میکند و مردم را ماهها از خانه و کاشانه دور میکند تا با آنها پیکار کنند؟ نمیتوانست قاصدی بفرستد تا با کافران دست دوستی بدهد و رأفت اسلامی را به اجرا بگذارد؟
چرا امیر المومنین علیه السلام در چندین خطبه مردم کوفه را دعوت به جهاد با معاویه میکند و در آخر با ناراحتی تمام از آنها، از خداوند طلب جدایی بین خود و آنها را دارد؟ آیا او هم نمیتوانست معاهدهای دو جانبه امضا کند و ختم غائله کند و مردم را از سایه شوم جنگ برهاند؟
چرا سید الشهدا علیه السلام در کربلا ماند و شهید شد در حالی که میتوانست با فرستادگان شامی بیعت کند و جان خود را نیز حفظ نماید؟
از این دست سوالات در ذهنمان زیاد است و حتی اگر ادامه بدهیم به مهدویت و رسالت او هم می توان ایراد گرفت!!!!!
اما ربط دادن این کار غلط به صدر اسلام قیاس مع الفارق است. در جریان فتح مکه یکی از صحابی پیامبر(ص) فریاد زد که «الیوم یوم الملحمه» (امروز روز انتقام است) پیامبر اسلام به سرعت پرچم را از او گرفت و به امیر المومنین علیه السلام داد و فرمود: فریاد بزن «الیوم یوم المرحمه» امروز روز مرحمت است. این جریان سعی میکند دعوت به مبارزه با استکبار را با ورود مسلمانان به مکه ربط دهند که کار صحیحی نیست.
زیرا مورد رحمت قرار دادن افراد در خصوص زنان و کودکان و ستمدیدگان و جاهلان جامعه آن روز بود نه کفار و سران قریش چون آن شخص قصد داشت از مردم انتقام افراد خانواده و قبیله خودش را بگیرد و دستور پیامبر برای دفع فتنه بود.
نظر شما را به درس خارج هفته گذشته حضرت آقا میکنم که فرمودند منظور از لفظ رعایت حال دشمن دشمنی با افراد است نه استکبار. دشمنی که بودجه هنگفتی را برای سرنگونی یک نظام مردمی قرار میدهد چه رابطه و چه مرحمتی باید با آن داشت؟
در صورتی که اسلام هیچ گاه سرسازش با مستکبران را ندارد و هم آیات این جمله ناقص ما را تایید میکند و هم روایات اهل البیت علیهم السلام.
اما چرا ربط دادن معاهده دولت با دول مستکبر ربطی با صلح حدیبیه ندارد؟
اولا درست است که صلح حدیبیه برای اسلام فتح الفتوح و فتح المبینی را به همراه داشت ولی باید به این نکته توجه داشت که در آن زمان وجود شخص نبی مکرم اسلام ولایت و زعامت امت اسلام را بر عهده داشتند که از جانب خداوند فرمان گرفتند و این مطلب در بیان خود حضرت پس از ابراز نگرانی جمعی از مسلمانان کاملا آمده است که فرمودند: من از پروردگارم دستور میگیرم و البته همه مسلمانان به دستور ایشان گوش فرا میدادند و اجرا میکردند.(آقای ظریف برای دست دادن به شیطان بزرگ از چه کسی دستور گرفت؟ خطوط قرمز را که زیر پا گذاشتند و قانون حکومت اسلامی را نادیده گرفتند از چه کسی دستور داشتند؟)
ثانیا این صلح در زمانی بر پیامبر تحمیل شد که مشرکان در مکه با قدرت حکومت میکردند و آن قدر توانایی داشتند که شرایط صلح را بر پیامبر به صورت ظاهر تحمیل کنند. لذا شما میبینید فردای آن روز خداوند سوره فتح را نازل میکنند و بشارت به فتحی بزرگ دارند که در تفاسیر به فتح قلعه خیبر شده است اگر چه برخی فتح مکه را نیز گفتهاند.
اما در زمان ما حکومت اسلامی در اوج قدرت و عزت است و به فرموده آقا ما در شرایط بدر و خیبریم چرا شرایط را به شعب ابی طالب تعبیر میکنید؟ البته اگر کسانی استکبار جهانی را کدخدای عالم ندانند و دیگری نگوید که با یک بمب تمام تاسیسات ما را مختل میکنند ما در اوج عزتیم.
از کجا باید بفهمند که نظام اسلامی در اوج عزت است و احتیاجی به دست دادن ندارد؟
از آنجا که رژیم آل سعود پس از گستاخیهای متعدد به مسئولین و حجاج ایرانی ابدان مطهر آنها را قصد نداشت که تحویل دهد و آقایان هم در کار دیپلماسی خودشان وادادگی داشتند و نتوانستند از قدرت و اقتدار استفاده کنند، کلام سراسر پر از شور و شعور و صراحت و قاطعیت رهبر انقلاب آن کشور قرون وسطائی و مرتجع را بر سر عقل نداشتهاش آورد و موجبات عزت اسلامی و ایرانی ما را فراهم کرد. بماند اگر کسانی خواستند تاثیر این پیام را به حکام مرتجع عرب نادیده بگیرند و دوباره حرف از دیپلماسی قوی زدند و دیگری گفت سخنان رهبری هم تاثیر گذار بود!!!!
پس ما در اوج عزتیم و نیازی به صلح حدیبیه و امثال آن نداریم زیرا دقیقا در زمان دولت اصلاحات وقتی فشارها بر جمهوری اسلامی زیاد شد آقا فرمودند:« اگر دشمن زیاد فشار بیاورد صلح امام حسن تکرار نخواهد شد بکه عاشورا تکرار میگردد» اگر دقیق شوید حرفی از صلح حدیبیه با استکبار نمیزند.
در آخر فرمایش مولا را ترجمهای روان میکنیم تا درد امروز جامعه ما بیشتر معنا پیدا کند:
«کلامکم یوهی الصم» حرف های شما سنگهای سخت را سست میکند(انقلاب اسلامی با همین تفکر جهادی و انقلابی توانسته است بر سر پا بماند)
«و فعلکم یطمع فیکم عدوکم» رفتار شما دشمنان شما را به طمع میاندازد.
در تاریخ 11/7/94 روزنامهها از قول رئیس جمهور آمریکا تیتر زدند «اشتغال و امنیت ایران در گرو کنار گذاشتن شعار مرگ بر آمریکاست»
12/7/94 تیتر روزنامه ها از قول جان کری «بهبود روابط با ایران با حذف شعار مرگ بر امریکا و اسرائیل شروع میشود»!
آیا رفتار دشمن با دست دادن نسبت به ما تغییر کرد؟
وآیا اساساً مشکلات ما با دست دادن و حذف شعار حل خواهد شد؟
تاریخ معلم خوبی است در صورتی که در مواردی خاص مصادره به مطلوب نشود.
سال1993 وقتی آمریکا قرارداد اسلو را به سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف) تحمیل کرد، تنها یک خواسته داشت :
«ساف هر پاراگرافی را که هدف آن نابودی اسرائیل است را باید حذف کند»
این پاراگرافها حذف شدند اما اسلو هرگز برای فلسطینیان صلح و امنیت و اشتغال به ارمغان نیاورد و چیزی از جنایات اسرائیل نکاست و عرفات (امضا کننده آن قرارداد) را به خفت و خواری کشاند.
روز حذف «مرگ بر آمریکا» آغاز پایان انقلاب اسلامی است.
مولا در آخر از ایشان قطع امید میکند و میفرمایند:
«أصبحت لا طمع فی نصرکم» من هیچ چشم داشتی به یاری شما ندارم.
«و لا أصدق قولکم» وگفتارتان را هم تصدیق نمیکنم.
والسلام علیکم علی من التبع الهدی
نویسنده: یوسف کریمی
کلامکم یوهی الصم و فعلکم یطمع فیکم عدوکم ... من فاز بکم فاز بالسهم الأخیب.... أصبحت لا طمع فی نصرکم و لا أصدق قولکم، فرق الله بینی و بینکم.(الارشاد فی معرفت حجج الله علی العباد شیخ مفید (ره) ج1باب3ص315)
, کلامکم یوهی الصم و فعلکم یطمع فیکم عدوکم ... من فاز بکم فاز بالسهم الأخیب.... أصبحت لا طمع فی نصرکم و لا أصدق قولکم، فرق الله بینی و بینکم,,
حرف و حدیث هایی این روزها پس از آن کار غلط ظریف روی داده است و همه اصحاب دولت اعم رسانهای وغیره دست به دست هم داده اند تا این کار را یک فتح المبین برای انقلاب با استفاده از ادله تاریخی جلوه دهند و منتقدان دولت را با این سخنان مجبور به کرنش کنند. همین دیروز بود که مطلبی در روزنامه جمهوری اسلامی به نقل از حجت الاسلام علی عسکری معاون امور مجلس دانشگاه آزاد منتشر شد که این اقدام ظریف را ربط بی ربطی داده بودند به جریان فتح مکه و شخص دیگری گفته بود که کار دیپلماسی دولت (توافق ژنو) همانند صلح حدیبیه است که منافع زیادی برای ایران دارد!!!!
,جملات بسیار زیبایی امیر بیان فرموده اند و چه زیبا تطبیق با زمان ما دارد گویی امام علی علیه السلام درددل فرزندش را بیان میکند، علی(علیه السلام) با تمام پاکی و قداستش از خدا طلب جدایی میکند. چه کردند با دل او بماند. راستی یادتان نرفته جملات علی گونه علی زمان ما که در 29/3/1388 فرمودند: ای سید ما، ای مولای ما، دعا کن برای ما،آقای ما تویی صاحب این کشور تویی و.... بماند...
,اما چند سوال ذهن هر خواننده منصفی را به خود مشغول میکند که:
,
چرا پیامبر اسلام پس از اینکه قدرت یافت کفار را دعوت به اسلام کرد و پس از اینکه آنها نپذیرفتند در پی رفع کل فتنه بر آمد؟ آیا نمیتوانست تا آخر از اینگونه پیمانها ببندد و پایبند بماند؟
,
چرا پیامبر برای دفع فتنه رومیان به سرحدات بلاد اسلامی لشکر کشی میکند و مردم را ماهها از خانه و کاشانه دور میکند تا با آنها پیکار کنند؟ نمیتوانست قاصدی بفرستد تا با کافران دست دوستی بدهد و رأفت اسلامی را به اجرا بگذارد؟
,
چرا امیر المومنین علیه السلام در چندین خطبه مردم کوفه را دعوت به جهاد با معاویه میکند و در آخر با ناراحتی تمام از آنها، از خداوند طلب جدایی بین خود و آنها را دارد؟ آیا او هم نمیتوانست معاهدهای دو جانبه امضا کند و ختم غائله کند و مردم را از سایه شوم جنگ برهاند؟
,
چرا سید الشهدا علیه السلام در کربلا ماند و شهید شد در حالی که میتوانست با فرستادگان شامی بیعت کند و جان خود را نیز حفظ نماید؟
,از این دست سوالات در ذهنمان زیاد است و حتی اگر ادامه بدهیم به مهدویت و رسالت او هم می توان ایراد گرفت!!!!!
,اما ربط دادن این کار غلط به صدر اسلام قیاس مع الفارق است. در جریان فتح مکه یکی از صحابی پیامبر(ص) فریاد زد که «الیوم یوم الملحمه» (امروز روز انتقام است) پیامبر اسلام به سرعت پرچم را از او گرفت و به امیر المومنین علیه السلام داد و فرمود: فریاد بزن «الیوم یوم المرحمه» امروز روز مرحمت است. این جریان سعی میکند دعوت به مبارزه با استکبار را با ورود مسلمانان به مکه ربط دهند که کار صحیحی نیست.
,زیرا مورد رحمت قرار دادن افراد در خصوص زنان و کودکان و ستمدیدگان و جاهلان جامعه آن روز بود نه کفار و سران قریش چون آن شخص قصد داشت از مردم انتقام افراد خانواده و قبیله خودش را بگیرد و دستور پیامبر برای دفع فتنه بود.
,نظر شما را به درس خارج هفته گذشته حضرت آقا میکنم که فرمودند منظور از لفظ رعایت حال دشمن دشمنی با افراد است نه استکبار. دشمنی که بودجه هنگفتی را برای سرنگونی یک نظام مردمی قرار میدهد چه رابطه و چه مرحمتی باید با آن داشت؟
,در صورتی که اسلام هیچ گاه سرسازش با مستکبران را ندارد و هم آیات این جمله ناقص ما را تایید میکند و هم روایات اهل البیت علیهم السلام.
,اما چرا ربط دادن معاهده دولت با دول مستکبر ربطی با صلح حدیبیه ندارد؟
,اولا درست است که صلح حدیبیه برای اسلام فتح الفتوح و فتح المبینی را به همراه داشت ولی باید به این نکته توجه داشت که در آن زمان وجود شخص نبی مکرم اسلام ولایت و زعامت امت اسلام را بر عهده داشتند که از جانب خداوند فرمان گرفتند و این مطلب در بیان خود حضرت پس از ابراز نگرانی جمعی از مسلمانان کاملا آمده است که فرمودند: من از پروردگارم دستور میگیرم و البته همه مسلمانان به دستور ایشان گوش فرا میدادند و اجرا میکردند.(آقای ظریف برای دست دادن به شیطان بزرگ از چه کسی دستور گرفت؟ خطوط قرمز را که زیر پا گذاشتند و قانون حکومت اسلامی را نادیده گرفتند از چه کسی دستور داشتند؟)
,ثانیا این صلح در زمانی بر پیامبر تحمیل شد که مشرکان در مکه با قدرت حکومت میکردند و آن قدر توانایی داشتند که شرایط صلح را بر پیامبر به صورت ظاهر تحمیل کنند. لذا شما میبینید فردای آن روز خداوند سوره فتح را نازل میکنند و بشارت به فتحی بزرگ دارند که در تفاسیر به فتح قلعه خیبر شده است اگر چه برخی فتح مکه را نیز گفتهاند.
,اما در زمان ما حکومت اسلامی در اوج قدرت و عزت است و به فرموده آقا ما در شرایط بدر و خیبریم چرا شرایط را به شعب ابی طالب تعبیر میکنید؟ البته اگر کسانی استکبار جهانی را کدخدای عالم ندانند و دیگری نگوید که با یک بمب تمام تاسیسات ما را مختل میکنند ما در اوج عزتیم.
,از کجا باید بفهمند که نظام اسلامی در اوج عزت است و احتیاجی به دست دادن ندارد؟
, از کجا باید بفهمند که نظام اسلامی در اوج عزت است و احتیاجی به دست دادن ندارد؟,از آنجا که رژیم آل سعود پس از گستاخیهای متعدد به مسئولین و حجاج ایرانی ابدان مطهر آنها را قصد نداشت که تحویل دهد و آقایان هم در کار دیپلماسی خودشان وادادگی داشتند و نتوانستند از قدرت و اقتدار استفاده کنند، کلام سراسر پر از شور و شعور و صراحت و قاطعیت رهبر انقلاب آن کشور قرون وسطائی و مرتجع را بر سر عقل نداشتهاش آورد و موجبات عزت اسلامی و ایرانی ما را فراهم کرد. بماند اگر کسانی خواستند تاثیر این پیام را به حکام مرتجع عرب نادیده بگیرند و دوباره حرف از دیپلماسی قوی زدند و دیگری گفت سخنان رهبری هم تاثیر گذار بود!!!!
,پس ما در اوج عزتیم و نیازی به صلح حدیبیه و امثال آن نداریم زیرا دقیقا در زمان دولت اصلاحات وقتی فشارها بر جمهوری اسلامی زیاد شد آقا فرمودند:« اگر دشمن زیاد فشار بیاورد صلح امام حسن تکرار نخواهد شد بکه عاشورا تکرار میگردد» اگر دقیق شوید حرفی از صلح حدیبیه با استکبار نمیزند.
,در آخر فرمایش مولا را ترجمهای روان میکنیم تا درد امروز جامعه ما بیشتر معنا پیدا کند:
,«کلامکم یوهی الصم» حرف های شما سنگهای سخت را سست میکند(انقلاب اسلامی با همین تفکر جهادی و انقلابی توانسته است بر سر پا بماند)
, کلامکم یوهی الصم,«و فعلکم یطمع فیکم عدوکم» رفتار شما دشمنان شما را به طمع میاندازد.
, و فعلکم یطمع فیکم عدوکم,در تاریخ 11/7/94 روزنامهها از قول رئیس جمهور آمریکا تیتر زدند «اشتغال و امنیت ایران در گرو کنار گذاشتن شعار مرگ بر آمریکاست»
,12/7/94 تیتر روزنامه ها از قول جان کری «بهبود روابط با ایران با حذف شعار مرگ بر امریکا و اسرائیل شروع میشود»!
,آیا رفتار دشمن با دست دادن نسبت به ما تغییر کرد؟
,وآیا اساساً مشکلات ما با دست دادن و حذف شعار حل خواهد شد؟
,تاریخ معلم خوبی است در صورتی که در مواردی خاص مصادره به مطلوب نشود.
,سال1993 وقتی آمریکا قرارداد اسلو را به سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف) تحمیل کرد، تنها یک خواسته داشت :
,«ساف هر پاراگرافی را که هدف آن نابودی اسرائیل است را باید حذف کند»
, «ساف هر پاراگرافی را که هدف آن نابودی اسرائیل است را باید حذف کند»,این پاراگرافها حذف شدند اما اسلو هرگز برای فلسطینیان صلح و امنیت و اشتغال به ارمغان نیاورد و چیزی از جنایات اسرائیل نکاست و عرفات (امضا کننده آن قرارداد) را به خفت و خواری کشاند.
,روز حذف «مرگ بر آمریکا» آغاز پایان انقلاب اسلامی است.
, روز حذف «مرگ بر آمریکا» آغاز پایان انقلاب اسلامی است.,مولا در آخر از ایشان قطع امید میکند و میفرمایند:
,«أصبحت لا طمع فی نصرکم» من هیچ چشم داشتی به یاری شما ندارم.
, أصبحت لا طمع فی نصرکم,«و لا أصدق قولکم» وگفتارتان را هم تصدیق نمیکنم.
, و لا أصدق قولکم,والسلام علیکم علی من التبع الهدی
,نویسنده: یوسف کریمی
,]
ارسال دیدگاه