یادداشتی به قلم زهرا عقیلی:

انتقاد یا همگامی با تشکل ها؟

انتقاد یا همگامی با تشکل ها؟
همانگونه که در خیابانهای اروپا زباله ای دیده نمی شود و هر توریستی در این قاره خود را ملزم به رعایت اصول و فرهنگ آنان می داند، بنابراین چهره ی زشتی که گاها در طبیعت و در شهرهایمان مشاهده می نماییم هم همان اصولی است که مسئولیت رعایت و ملزوم نمودن آن را بر خود بر عهده نگرفته ایم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از رادکانا،رها سازی زباله در طبیعت، شکارهای غیر مجاز، کمبود آب، خشک شدن دریاچه ها، ترویج بیش از پیش مصرف گرایی و بسیاری از موارد دیگر، نمونه هایی از مسائل و مشکلاتی هستند که امروزه به عنوان دغدغه های محیط زیستی با آن روبرو هستیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رادکانا,

مسائلی که لحظه به لحظه بر شدت آنها افزوده می گردد و امید به بهبود و بازگشت را با سرعتی روز افزون غیر ممکن می سازند.

,

حال در این وانفسای ناامیدی و یافتن خاطی و بر گردن نهادن مشکلات بر آن و سپس آسوده خاطر گشتن، افرادی همواره آگاهی از این مسائل را مسئولیتی از جانب خود پنداشته اند و در پی راه حلی، هر چند جزئی بوده اند.

,

مسئولیت این افراد هشدار و آگاهی رسانی به اشخاصیست که خود را پایبند به اصل هر چه پیش آید خوش آید می نمایند و در نهایت خود را مبرا از مسئولیت شهروندی می دانند.

,

بر این اساس افرادی سعی نمودند تا در غالب تشکل های مردم نهاد محیط زیستی اقدام به ترویج فرهنگ حفظ و احترام به طبیعت نمایند. تشکل هایی که اعضای آنان سالهاست دغدغه ی ترویج فرهنگ محیط زیست و به میراث سپردن هر چه بهتر سرمایه های ملی را دارا می باشند.

,

اما آنچه در رابطه با فعالیت های تشکل ها سوال برانگیز می باشد، آن است که با چه دلیل و برهانی افرادی بدون دستیابی به هیچ منفعت مالی و اقتصادی اقدام به فعالیت های اجتماعی می نمایند؟

چگونه اشخاصی به دور از هر شان و مقام اجتماعیشان، خود را موظف به جمع آوری زباله های رها شده در طبیعت می دانند؟

چگونه ساعت ها با رضایتمندی و رغبتی بی توصیف به آموزش و انتقال آموزه های محیط زیستی در بین مردم جامعه می پردازند؟

در پاسخ این سوال می توان گفت این افراد، دغدغه محیط زیست را، همپا و هم راستای دغدغه مالی و اقتصادی و البته اجتماعی و سیاسی می دانند. چرا که بر این باورند که بدون محیط زیستی سالم، جامعه بشری هم وجود نخواهد داشت.

اعتقاد بر اینکه طبیعت پاسخگوی تمامی گستاخی ها و نامهربانی ها در برابر آن خواهد بود، پاسخی که راه گریزی برای بشر باقی نخواهد گذاشت. بر آنند تا بر همگان یادآوری کنند که احترام به طبیعت احترام به خود است و هر جا که بشر پا را فراتر از سطح توان محیط زندگی خود نهاده، طبیعت نیز آنان را به جای اول خود نشانده است.

اگرچه فعالیت های اجتماعی و فرهنگی بدون منفعت مالی قابل باور برای تعدادی از افراد جامعه نبوده است و گاها برچسب روشنفکرنمایان و شکم سیران بی دغدغه بر اعضای تشکل ها می زنند، اما این خرده گیری ها و سنگ اندازی ها نه تنها بر سستی در عمل و تردید در هدف تشکل ها اثرگذار نبوده، بلکه بر صحت و ارزشمند بودن اهداف و تلاش بی مزد و مواجب آنان افزوده است.

چرا که می دانند در قبال حجم وسیعی از مشکلات محیط زیست، تمامی افراد جامعه مسئولیتی بر عهده دارند.

همانگونه که در خیابانهای اروپا زباله ای دیده نمی شود و هر توریستی در این قاره خود را ملزم به رعایت اصول و فرهنگ آنان می داند، بنابراین چهره ی زشتی که گاها در طبیعت و در شهرهایمان مشاهده می نماییم هم همان اصولی است که مسئولیت رعایت و ملزوم نمودن آن را بر خود بر عهده نگرفته ایم.

بنابراین بهتر آن خواهد بود اگر همگام و هم صدا با تشکل ها نبوده ایم، منتقد منصفی برای اهداف و اقدامات آنان باشیم. اهداف و اقداماتی که به تدریج تاثیر آن را بر زندگی خود و آیندگانمان شاهد خواهیم بود، اگر بخواهیم …

تشکل های مردمی در واقع بازوی کمکی سازمانهای زی ربط، بالاخص سازمان حفاظت محیط زیست و همچنین پل ارتباطی بین مردم و مسئولین می باشند.

در استان گلستان در حدود 40 تشکل مردمی محیط زیستی در اکثر شهرهای آن اقدام به فعالیت هایی در راستای اهداف ذکر شده می کنند.

از جمله فعالیت های صورت پذیرفته توسط تشکل ها بازتاب نیازها و خواسته های شهروندان به مسئولین، آموزش و اشاعه فرهنگ محیط زیست در بین اقشار مختلف جامعه، انعکاس مسائل شاخص و روز محیط زیست در جامعه، پاکسازی طبیعت، طبیعت گردی و غیره می باشد.

در واقع تشکل ها بر حسب اهداف تشکیلاتی خود، زبان گویای شهروندان در رابطه با مسائل محیط زیست و تسریع کننده اهداف سازمان حفاظت محیط زیست در مقوله ی نهادینه ساختن فرهنگ محیط زیستی هستند.

اگرچه گسترش بیش از پیش فرهنگ محیط زیست و سمت و سو دادن و دغدغه مند نمودن افراد جامعه، نیازمند گستردگی عمل تشکل های مردم نهاد می باشد، تا به دور از اعمال هرگونه جبر و تلقین افکار گرایشی، بتوانند به اهداف غایی ارزشمند خود دست یابند.

امید که با انسجام و همبستگی تشکل ها و فعالیت های ارزشمند آنان، شاهد جایگیری اصول محیط زیست در آداب و فرهنگ جامعه خود باشیم.

 

نویسنده: زهرا عقیلی کارشناس ارشد محیط زیست عضو ngo

,

اما آنچه در رابطه با فعالیت های تشکل ها سوال برانگیز می باشد، آن است که با چه دلیل و برهانی افرادی بدون دستیابی به هیچ منفعت مالی و اقتصادی اقدام به فعالیت های اجتماعی می نمایند؟

,

چگونه اشخاصی به دور از هر شان و مقام اجتماعیشان، خود را موظف به جمع آوری زباله های رها شده در طبیعت می دانند؟

,

چگونه ساعت ها با رضایتمندی و رغبتی بی توصیف به آموزش و انتقال آموزه های محیط زیستی در بین مردم جامعه می پردازند؟

,

در پاسخ این سوال می توان گفت این افراد، دغدغه محیط زیست را، همپا و هم راستای دغدغه مالی و اقتصادی و البته اجتماعی و سیاسی می دانند. چرا که بر این باورند که بدون محیط زیستی سالم، جامعه بشری هم وجود نخواهد داشت.

,

اعتقاد بر اینکه طبیعت پاسخگوی تمامی گستاخی ها و نامهربانی ها در برابر آن خواهد بود، پاسخی که راه گریزی برای بشر باقی نخواهد گذاشت. بر آنند تا بر همگان یادآوری کنند که احترام به طبیعت احترام به خود است و هر جا که بشر پا را فراتر از سطح توان محیط زندگی خود نهاده، طبیعت نیز آنان را به جای اول خود نشانده است.

,

اگرچه فعالیت های اجتماعی و فرهنگی بدون منفعت مالی قابل باور برای تعدادی از افراد جامعه نبوده است و گاها برچسب روشنفکرنمایان و شکم سیران بی دغدغه بر اعضای تشکل ها می زنند، اما این خرده گیری ها و سنگ اندازی ها نه تنها بر سستی در عمل و تردید در هدف تشکل ها اثرگذار نبوده، بلکه بر صحت و ارزشمند بودن اهداف و تلاش بی مزد و مواجب آنان افزوده است.

,

چرا که می دانند در قبال حجم وسیعی از مشکلات محیط زیست، تمامی افراد جامعه مسئولیتی بر عهده دارند.

,

همانگونه که در خیابانهای اروپا زباله ای دیده نمی شود و هر توریستی در این قاره خود را ملزم به رعایت اصول و فرهنگ آنان می داند، بنابراین چهره ی زشتی که گاها در طبیعت و در شهرهایمان مشاهده می نماییم هم همان اصولی است که مسئولیت رعایت و ملزوم نمودن آن را بر خود بر عهده نگرفته ایم.

,

بنابراین بهتر آن خواهد بود اگر همگام و هم صدا با تشکل ها نبوده ایم، منتقد منصفی برای اهداف و اقدامات آنان باشیم. اهداف و اقداماتی که به تدریج تاثیر آن را بر زندگی خود و آیندگانمان شاهد خواهیم بود، اگر بخواهیم …

,

تشکل های مردمی در واقع بازوی کمکی سازمانهای زی ربط، بالاخص سازمان حفاظت محیط زیست و همچنین پل ارتباطی بین مردم و مسئولین می باشند.

,

در استان گلستان در حدود 40 تشکل مردمی محیط زیستی در اکثر شهرهای آن اقدام به فعالیت هایی در راستای اهداف ذکر شده می کنند.

,

از جمله فعالیت های صورت پذیرفته توسط تشکل ها بازتاب نیازها و خواسته های شهروندان به مسئولین، آموزش و اشاعه فرهنگ محیط زیست در بین اقشار مختلف جامعه، انعکاس مسائل شاخص و روز محیط زیست در جامعه، پاکسازی طبیعت، طبیعت گردی و غیره می باشد.

,

در واقع تشکل ها بر حسب اهداف تشکیلاتی خود، زبان گویای شهروندان در رابطه با مسائل محیط زیست و تسریع کننده اهداف سازمان حفاظت محیط زیست در مقوله ی نهادینه ساختن فرهنگ محیط زیستی هستند.

,

اگرچه گسترش بیش از پیش فرهنگ محیط زیست و سمت و سو دادن و دغدغه مند نمودن افراد جامعه، نیازمند گستردگی عمل تشکل های مردم نهاد می باشد، تا به دور از اعمال هرگونه جبر و تلقین افکار گرایشی، بتوانند به اهداف غایی ارزشمند خود دست یابند.

,

امید که با انسجام و همبستگی تشکل ها و فعالیت های ارزشمند آنان، شاهد جایگیری اصول محیط زیست در آداب و فرهنگ جامعه خود باشیم.

,

 

,

نویسنده: زهرا عقیلی کارشناس ارشد محیط زیست عضو ngo

, نویسنده: زهرا عقیلی کارشناس ارشد محیط زیست عضو ngo, نویسنده: زهرا عقیلی کارشناس ارشد محیط زیست عضو ngo,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه