گزارش ؛
گذری بر مراسم عروسی در روستای کرخنگان خاتم/ رسمی زیبا که تقریبا منحصر به فرد است
در هر یک از مناطق ایران آیین عروسى به شیوهاى خاص برگزار مىشود. کرخنگان ، روستایی از توابع بخش مروست در شهرستان خاتم است که در آن با پوشیدن لباس محلی به اجرای این آیین سنتی می پردازند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از طنین خاتم؛ پس از اینکه پسر دختر مورد علاقه خود را انتخاب کرد پدر و مادر و بزرگترهای فامیل به منزل پدر دختر برای خواستگاری می روند .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, طنین خاتم,در قدیم مراسم خواستگاری واقعی تر بود یعنی خانواده دختر موضوع ازدواج را برای اولین بار در شب خواستگاری میفهمیدند .ولی امروزه خانواده داماد به نحوی از رضایت خانواده عروس مطلع هستند و خانواده عروس کاملا در جریان خواستگاری قرار می گیرند و تدارک شام برای اقوام داماد می بینند .
خانواده داماد معمولا تمام اقوام خود را برای رفتن به خواستگاری دعوت می کند زیرا اگر کسی از قلم بیفتد قهر می کند و راضی کردن او برای آمدن در مراسم دیگر کار حضرت فیل است .در شب خواستگاری اول مثل تمامی جاها اول مودب می نشینند و از هرجا سخنی و سپس یکی از بزرگان اعلام می کند که باید سر اصل مطلب بروند و وانمود می کنند که برای اولین بار به خواستگاری آمده اند و هردو طرف افتخارات و هنرهای خود را بیان کرده در همین جلسه مهر را معین می کنند ( به اصطلاح مهر می برند ) به این شب اگر غیر از شب خواستگاری برگزار شود "شب مهربرون " می گویند و بعد هم شیرینی و شام و اندکی هم شادی کرده و حداقل دو سه تا "کل" ( با کسره زیر ک ) می کشند تا در و همسایه بفهمند خبر عروسی است .
صورتجلسه ای نیز مشتمل بر نام شناسنامه ای عروس و داماد و مشخصات کامل سجلی آنان و رضایت والدین و مبلغ و میزان مهریه تنظیم می کنند و شاهدین هم امضاء می کنند .
فردا آنروز یا هر روز دیگر که توافق طرفین باشد به محضر ( دفتر ثبت ازدواج ) میروند برای محضری کردن عقد و ثبت ازدواج .در این روز هم معمولا تعدادی از اقوام نزدیک عروس و دامادبه همراه آنان میروند و توقع ناهار در یک رستوران خوب را دارند ومعمولا برای ثبت ازدواج به شهر هرات می روند چون مردم کرخنگان از دیر باز ارادت خاصی به سیدمحمود نورالدینی دارند .و سید هم برای مردم کرخنگان احترام قائل است .
اگر کسی هم به موقع سید را دعوت کند به کرخنگان می آید و همان جا عقد را انجام می دهد .عروس و داماد در همان شهر هرات خرید می کنند و داماد برای عروس سرویس طلا - لباس - آیینه و شمعدان و عروس برای داماد یک حلقه طلا و یک پلاک گردن آویز و کت و شلوار و ساعت می خرد .البته این خرید ها بسته به خانواده ها و وضع مالی آنها ممکن است متفاوت باشد .
مدتی باب شده بود که با عقد کردن و ثبت ازدواج در دفتر خانه دیگر تا موقع عروسی هیچ مراسمی برگزار نمی شد و همه تا موقع عروسی این زوج منتظر می ماندند و گاهی این انتظار دوسال طول می کشید( ولی معمولا داماد بعد از عقد موظف میشد به سختی کار کند وپس انداز کند تا زودتر عروسی بگیرد و به اصطلاح نامزد خود را به خانه ببرد و بسیار شنیده میشد از پدر داماد که میگفت خدا کند امسال ابسال شود و محصول خوبی داشته باشیم تابستان برای پسرم عروسی بگیرم ).
ولی اکنون دوباره همان رسم قدیم به پا شده است و شب عقد عروس و داماد برگزار می شود و داماد همه مردم ده اعم از اقوام خود و عروس را دعوت می کند سرشب همه در خانه داماد جمع میشوند و بعد به خانه عروس می روند و اقوام عروس داماد به شادی و پایکوبی میپردازند .( البته در قدیم فقط اقوام داماد شادی میکردند و می رقصیدند و اقوام عروس فقط تماشا گر بودند و یک باور بود که اقوام عروس باید سنگین و با وقار رفتار کنند و خوب نیست که برقصند ولی کم کم این باور کمرنگ شد .
حدود ساعت ۵/۹ شب داماد که از قبل عقد شده و محرم عروس می باشد به کنار عروس میرود و در محفلی کاملا زنانه هدایایی را که برای عروس خریده را به او می دهد البته یک زنی از اقوام داماد مثلا خواهر یا خاله عمه یا ...... یک به یک هدیه ها را اعلام میکند و به داماد می دهد داماد آنها را اگر طلاست یکی یکی به عروس می پوشاند خانواده عروس و داماد هم باید در اینجا طلاهایی که برای عروس خریده اند به او بدهند .پس از اتمام و شادی داماد به جمع مردان می رود او را روی گردن دوستانش می نشانند و می رقصند در اینجا داماد باید در مراسم دوستانش کمک داده باشد تا طلبکار باشد و معمولا دوستان و اقوام در این شب سنگ تمام می گذارند .
داماد مادامی که برگردن دوستش می رقصد از اطرافیان پول دریافت می کندو بعد اورا روی صندلی می نشانند اصطلاحا روی "تخت" می نشیند و اقوام و دوستان برایش شعر می خوانند .
معروفترین شعر این است که : شازده دوماد روی تخته قوم و دون بالای سرش همگی باشید سلامت گل بپاشید رو سرش .بعد از اتمام مراسم عقد عروس داماد به خانه یکدیگر رفت و آمد دارند تا موقع عروسی فرا برسد .
روز عروسی در کرخنگان از ظهر که همه دعوت هستند نصف اهالی خانه عروس و همسایه های او و نصف اهالی خانه داماد و همسایه های داماد . البته قبل از شب حنابندان در مورد اینکه چه کسانی را عروس و چه کسانی را داماد دعوت کنند توافق می کنند .
اهالی در هر خانه ای که به آنها حضوری گفته شده به اتفاق اعضای خانواده می روند و ناهار را صرف کرده و بعد از آن همه جلو خانه داماد می روند ساز و نقاره یا ارگ شروع به زدن( نواختن ) می کند مدتی رقص و پایکوبی بعد به خانه عروس می روند تا عروس را به حمام می برند در قدیم که حمام عمومی روستا دایر بود عروس و داماد را به حمام عمومی می بردند ولی حالا خانه یکی از اقوام مشترک عروس و داماد را معین کرده و عروس را با شاباش و کل و ساز و آواز با ماشین تزیین شده ( در قدیم با اسب )به حمام می برند و در جلو حمام جمع شده اقوام و خویشان عروس و داماد شادی می کنند می رقصند می خوانند و دوباره عروس را به خانه ی پدرش می برند و به دنبال داماد میروند برای بردن او به حمام و در میان راه نیز با خواندن دست جمعی و حرکات موزون شادی خود را ابراز میدارند و داماد را به حمام برده داماد یک دوش چند دقیقه ای میگیرد صورتش را می تراشد و کت و شلوار دامادیش را با کمک ساقدوش می پوشد و کاملا خوش تیپ روی شانه ساقدوشش به میان جمع می آید و این همان لحظه ای است که تمام پدران و مادران برای پسرشان انتظار دارند و اقوام خویشان با نثار گل و نقل و سکه ارادت خود را به شازده داماد نشان می دهند و داماد بر شانه یکی از دوستان می رقصد و مردم به او پول می دهند بعد از دقایقی به طرف خانه ی پدر داماد حرکت می کنند در آنجا تختی را مهیا می کنند داماد روی تخت می نشیند و برای داماد به اصطلاح " نتار " جمع می کنند ( نتارشاید تغییر یافته نثار است نثار در فرهنگ دهخدا و فرهنگ دکتر معین به معنای گل افشاندن یا پول افشاندن بر سر عروس و داماد است ) برای نتار دادن اول پدر داماد جلو می آید روی پسرش را می بوسد و مبلغی که قبلا همراه آورده را به او می دهد یک نفر با صدای بلند می گوید " پدر داماد یک میلیون تومان شاباش خونه اش آباد" یا طلب صلوات می کند بعد نوبت پدر عروس است که بیاید داماد خود را ببوسد و نتار بدهد و بعد مادر و برادران و عموها دایی ها خاله ها و به همین ترتیب الی آخرین نفر دعوت شده در مراسم عروسی . میزان مبلغی که جمع می شود برای هر داماد متفاوت است بسته به تعداد اقوام ؛ تعداد مدعوین کیفیت پذیرایی و وضع مالی خانواده ها دارد پس از آن با همین شیوه در خانه پدر عروس برای عروس نتار جمع می کنند و دیگر اهالی به منزل خود و دنبال کار خود می روند
اما در شب آخر این " خیر خانه حلال کردن" است که دوباره همه ی اهالی را به جلو خانه ی شازده داماد می کشاند برای آوردن عروس از خانه داماد همه مردم اول به خانه داماد می روند و برادران و پسر خاله ها و پسر عمو های داماد برای او "حجله " می بندند ( یکی از اتاق های خانه اش یا خانه پدرش هرجایی را که برای زندگی تعیین کرده را کاملا تزیین می کنند از سقف گرفته تا دیوار ها ) و بعد از بستن حجله یواش یواش به خانه ژدر عروس می روند و مدتی پشت در می مانند و معمولا چون عروس ناز دارد و خانواده او به همین راحتی عروس را تقدیم نمی کنند و بعد داماد با بزرگتری می رود داخل و بعد از راضی کردند پدر و مادر و خانواده اش ( صوری نه واقعی ) عروس را بیرون می آورد و شعر هایی که در اینجا طایفه عروس و داماد در جواب همدیگر می دهند شنیدنی است و عروس را با دادن پا انداز یک قدم یک قدم به خانه بخت می برند .
وقتی جلو خانه داماد رسیدند پدر داماد حتما گوسفندی جلو عروس خود می کشد و بعد داماد باید پشت بام برود عروس جلو در خانه به انتظار ایستاده و همزمان با او تمام مردان و زنان و جوانان روستا و با فرستادن چند صلوات و شاباش سکوتی خفن منطقه را فرا می گیرد و همه منتظر سخنرانی شازده داماد هستند آیا تپق می زند یا نه ؟ انصافا کار سختی است باید خیلی تمرین کرده باشی . اگر کوچکترین سوتی بدهی مدتها ورد زبان همه خواهد شد . الان خیلی ها هنوز تپق های داماد های قبلی را از بر دارند . هیچ دامادی از این ماجرا معاف در نمی رود . کلیشه اکثر داماد این است که می گویند " برای سلامتی آقا امام زمان عج صلوات برای سلامتی خودتون و خانواده ی محترمتون صلوات من از همه ی عزیزانی که از راههای دور و نزدیک قدم رنجه فرموده در جشن عروسی اینجانب شرکت کرده اند کمال تشکر را دارم یک سفر زیارتی مشهد مقدس پاانداز عروس خانوم خیر خونه بر عروس خانوم حلال بفرماید داخل " این جملات با تشویق و سوت و کف و هورای جمعیت همراه می گردد اخیرا جوانها با موبایل متن آقا داماد را ضبط می کنند البته بسته به سطح سواد داماد و موقعیت اجتماعی اش نوع صحبت متفاوت خواهد بود بعضی ها شعر می خوانند بعضی ها آیات و روایات را و اخیرا مد شده از پدر و مادر خود و عروس خانوم گرفته تا چند نسل تشکر می کنند . البته شیرینی این قضیه به این است که هیچ کس سعی نمی کند خودمانی و با لهجه محلی بگوید همه می خواهند با لهجهی تهرانی بگویند و این پایان مراسم عروسی است" نخود نخود هرکه به خونه ی خود "
در قدیم مراسم خواستگاری واقعی تر بود یعنی خانواده دختر موضوع ازدواج را برای اولین بار در شب خواستگاری میفهمیدند .ولی امروزه خانواده داماد به نحوی از رضایت خانواده عروس مطلع هستند و خانواده عروس کاملا در جریان خواستگاری قرار می گیرند و تدارک شام برای اقوام داماد می بینند .
,خانواده داماد معمولا تمام اقوام خود را برای رفتن به خواستگاری دعوت می کند زیرا اگر کسی از قلم بیفتد قهر می کند و راضی کردن او برای آمدن در مراسم دیگر کار حضرت فیل است .در شب خواستگاری اول مثل تمامی جاها اول مودب می نشینند و از هرجا سخنی و سپس یکی از بزرگان اعلام می کند که باید سر اصل مطلب بروند و وانمود می کنند که برای اولین بار به خواستگاری آمده اند و هردو طرف افتخارات و هنرهای خود را بیان کرده در همین جلسه مهر را معین می کنند ( به اصطلاح مهر می برند ) به این شب اگر غیر از شب خواستگاری برگزار شود "شب مهربرون " می گویند و بعد هم شیرینی و شام و اندکی هم شادی کرده و حداقل دو سه تا "کل" ( با کسره زیر ک ) می کشند تا در و همسایه بفهمند خبر عروسی است .
,صورتجلسه ای نیز مشتمل بر نام شناسنامه ای عروس و داماد و مشخصات کامل سجلی آنان و رضایت والدین و مبلغ و میزان مهریه تنظیم می کنند و شاهدین هم امضاء می کنند .
,فردا آنروز یا هر روز دیگر که توافق طرفین باشد به محضر ( دفتر ثبت ازدواج ) میروند برای محضری کردن عقد و ثبت ازدواج .در این روز هم معمولا تعدادی از اقوام نزدیک عروس و دامادبه همراه آنان میروند و توقع ناهار در یک رستوران خوب را دارند ومعمولا برای ثبت ازدواج به شهر هرات می روند چون مردم کرخنگان از دیر باز ارادت خاصی به سیدمحمود نورالدینی دارند .و سید هم برای مردم کرخنگان احترام قائل است .
,اگر کسی هم به موقع سید را دعوت کند به کرخنگان می آید و همان جا عقد را انجام می دهد .عروس و داماد در همان شهر هرات خرید می کنند و داماد برای عروس سرویس طلا - لباس - آیینه و شمعدان و عروس برای داماد یک حلقه طلا و یک پلاک گردن آویز و کت و شلوار و ساعت می خرد .البته این خرید ها بسته به خانواده ها و وضع مالی آنها ممکن است متفاوت باشد .
,مدتی باب شده بود که با عقد کردن و ثبت ازدواج در دفتر خانه دیگر تا موقع عروسی هیچ مراسمی برگزار نمی شد و همه تا موقع عروسی این زوج منتظر می ماندند و گاهی این انتظار دوسال طول می کشید( ولی معمولا داماد بعد از عقد موظف میشد به سختی کار کند وپس انداز کند تا زودتر عروسی بگیرد و به اصطلاح نامزد خود را به خانه ببرد و بسیار شنیده میشد از پدر داماد که میگفت خدا کند امسال ابسال شود و محصول خوبی داشته باشیم تابستان برای پسرم عروسی بگیرم ).
,ولی اکنون دوباره همان رسم قدیم به پا شده است و شب عقد عروس و داماد برگزار می شود و داماد همه مردم ده اعم از اقوام خود و عروس را دعوت می کند سرشب همه در خانه داماد جمع میشوند و بعد به خانه عروس می روند و اقوام عروس داماد به شادی و پایکوبی میپردازند .( البته در قدیم فقط اقوام داماد شادی میکردند و می رقصیدند و اقوام عروس فقط تماشا گر بودند و یک باور بود که اقوام عروس باید سنگین و با وقار رفتار کنند و خوب نیست که برقصند ولی کم کم این باور کمرنگ شد .
,حدود ساعت ۵/۹ شب داماد که از قبل عقد شده و محرم عروس می باشد به کنار عروس میرود و در محفلی کاملا زنانه هدایایی را که برای عروس خریده را به او می دهد البته یک زنی از اقوام داماد مثلا خواهر یا خاله عمه یا ...... یک به یک هدیه ها را اعلام میکند و به داماد می دهد داماد آنها را اگر طلاست یکی یکی به عروس می پوشاند خانواده عروس و داماد هم باید در اینجا طلاهایی که برای عروس خریده اند به او بدهند .پس از اتمام و شادی داماد به جمع مردان می رود او را روی گردن دوستانش می نشانند و می رقصند در اینجا داماد باید در مراسم دوستانش کمک داده باشد تا طلبکار باشد و معمولا دوستان و اقوام در این شب سنگ تمام می گذارند .
,داماد مادامی که برگردن دوستش می رقصد از اطرافیان پول دریافت می کندو بعد اورا روی صندلی می نشانند اصطلاحا روی "تخت" می نشیند و اقوام و دوستان برایش شعر می خوانند .
,معروفترین شعر این است که : شازده دوماد روی تخته قوم و دون بالای سرش همگی باشید سلامت گل بپاشید رو سرش .بعد از اتمام مراسم عقد عروس داماد به خانه یکدیگر رفت و آمد دارند تا موقع عروسی فرا برسد .
,روز عروسی در کرخنگان از ظهر که همه دعوت هستند نصف اهالی خانه عروس و همسایه های او و نصف اهالی خانه داماد و همسایه های داماد . البته قبل از شب حنابندان در مورد اینکه چه کسانی را عروس و چه کسانی را داماد دعوت کنند توافق می کنند .
,اهالی در هر خانه ای که به آنها حضوری گفته شده به اتفاق اعضای خانواده می روند و ناهار را صرف کرده و بعد از آن همه جلو خانه داماد می روند ساز و نقاره یا ارگ شروع به زدن( نواختن ) می کند مدتی رقص و پایکوبی بعد به خانه عروس می روند تا عروس را به حمام می برند در قدیم که حمام عمومی روستا دایر بود عروس و داماد را به حمام عمومی می بردند ولی حالا خانه یکی از اقوام مشترک عروس و داماد را معین کرده و عروس را با شاباش و کل و ساز و آواز با ماشین تزیین شده ( در قدیم با اسب )به حمام می برند و در جلو حمام جمع شده اقوام و خویشان عروس و داماد شادی می کنند می رقصند می خوانند و دوباره عروس را به خانه ی پدرش می برند و به دنبال داماد میروند برای بردن او به حمام و در میان راه نیز با خواندن دست جمعی و حرکات موزون شادی خود را ابراز میدارند و داماد را به حمام برده داماد یک دوش چند دقیقه ای میگیرد صورتش را می تراشد و کت و شلوار دامادیش را با کمک ساقدوش می پوشد و کاملا خوش تیپ روی شانه ساقدوشش به میان جمع می آید و این همان لحظه ای است که تمام پدران و مادران برای پسرشان انتظار دارند و اقوام خویشان با نثار گل و نقل و سکه ارادت خود را به شازده داماد نشان می دهند و داماد بر شانه یکی از دوستان می رقصد و مردم به او پول می دهند بعد از دقایقی به طرف خانه ی پدر داماد حرکت می کنند در آنجا تختی را مهیا می کنند داماد روی تخت می نشیند و برای داماد به اصطلاح " نتار " جمع می کنند ( نتارشاید تغییر یافته نثار است نثار در فرهنگ دهخدا و فرهنگ دکتر معین به معنای گل افشاندن یا پول افشاندن بر سر عروس و داماد است ) برای نتار دادن اول پدر داماد جلو می آید روی پسرش را می بوسد و مبلغی که قبلا همراه آورده را به او می دهد یک نفر با صدای بلند می گوید " پدر داماد یک میلیون تومان شاباش خونه اش آباد" یا طلب صلوات می کند بعد نوبت پدر عروس است که بیاید داماد خود را ببوسد و نتار بدهد و بعد مادر و برادران و عموها دایی ها خاله ها و به همین ترتیب الی آخرین نفر دعوت شده در مراسم عروسی . میزان مبلغی که جمع می شود برای هر داماد متفاوت است بسته به تعداد اقوام ؛ تعداد مدعوین کیفیت پذیرایی و وضع مالی خانواده ها دارد پس از آن با همین شیوه در خانه پدر عروس برای عروس نتار جمع می کنند و دیگر اهالی به منزل خود و دنبال کار خود می روند
,اما در شب آخر این " خیر خانه حلال کردن" است که دوباره همه ی اهالی را به جلو خانه ی شازده داماد می کشاند برای آوردن عروس از خانه داماد همه مردم اول به خانه داماد می روند و برادران و پسر خاله ها و پسر عمو های داماد برای او "حجله " می بندند ( یکی از اتاق های خانه اش یا خانه پدرش هرجایی را که برای زندگی تعیین کرده را کاملا تزیین می کنند از سقف گرفته تا دیوار ها ) و بعد از بستن حجله یواش یواش به خانه ژدر عروس می روند و مدتی پشت در می مانند و معمولا چون عروس ناز دارد و خانواده او به همین راحتی عروس را تقدیم نمی کنند و بعد داماد با بزرگتری می رود داخل و بعد از راضی کردند پدر و مادر و خانواده اش ( صوری نه واقعی ) عروس را بیرون می آورد و شعر هایی که در اینجا طایفه عروس و داماد در جواب همدیگر می دهند شنیدنی است و عروس را با دادن پا انداز یک قدم یک قدم به خانه بخت می برند .
,وقتی جلو خانه داماد رسیدند پدر داماد حتما گوسفندی جلو عروس خود می کشد و بعد داماد باید پشت بام برود عروس جلو در خانه به انتظار ایستاده و همزمان با او تمام مردان و زنان و جوانان روستا و با فرستادن چند صلوات و شاباش سکوتی خفن منطقه را فرا می گیرد و همه منتظر سخنرانی شازده داماد هستند آیا تپق می زند یا نه ؟ انصافا کار سختی است باید خیلی تمرین کرده باشی . اگر کوچکترین سوتی بدهی مدتها ورد زبان همه خواهد شد . الان خیلی ها هنوز تپق های داماد های قبلی را از بر دارند . هیچ دامادی از این ماجرا معاف در نمی رود . کلیشه اکثر داماد این است که می گویند " برای سلامتی آقا امام زمان عج صلوات برای سلامتی خودتون و خانواده ی محترمتون صلوات من از همه ی عزیزانی که از راههای دور و نزدیک قدم رنجه فرموده در جشن عروسی اینجانب شرکت کرده اند کمال تشکر را دارم یک سفر زیارتی مشهد مقدس پاانداز عروس خانوم خیر خونه بر عروس خانوم حلال بفرماید داخل " این جملات با تشویق و سوت و کف و هورای جمعیت همراه می گردد اخیرا جوانها با موبایل متن آقا داماد را ضبط می کنند البته بسته به سطح سواد داماد و موقعیت اجتماعی اش نوع صحبت متفاوت خواهد بود بعضی ها شعر می خوانند بعضی ها آیات و روایات را و اخیرا مد شده از پدر و مادر خود و عروس خانوم گرفته تا چند نسل تشکر می کنند . البته شیرینی این قضیه به این است که هیچ کس سعی نمی کند خودمانی و با لهجه محلی بگوید همه می خواهند با لهجهی تهرانی بگویند و این پایان مراسم عروسی است" نخود نخود هرکه به خونه ی خود "
,,
انتهای پیام/ح
,]
ارسال دیدگاه