بازتولید باطل گرایی و فریب در فرهنگ پریمیتیو و زامبی
وقتی یک باطل مبتلا به وسواس فکری فرهنگی، که خود را حقیر و بی ارزش میپندارد، وقتی مدام از خود و ضعفهای دون و حقیرش بگوید مخاطب خود را نیز تحت تاثیر قرار داده و ممکن است مخاطبش نیز دچار یأس شده و به خط بطلان نزدیک شود...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، به نظر می رسد، در کشور ما به لحاظ بدآموزی از رفتار پیشینیان خیلی خوب عمل شده است. برای مثال بارها به این نقطه ضعف اشاره میشود که چرا تجارب در حوزه های مختلف فکری- فرهنگی به نسل بعد منتقل نمیشود، اما به نظر من اتفاقا بخش منفی خیلی خوب منتقل میشود، برعکس تجارب خوب که درست منتقل نمیشود.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,بازتولید باطل گرایی در فرهنگ پریمیتیو
,در قسمت قبل به معرفی زامبی ها و پریمیتیوهای فکری فرهنگی پرداختیم. آسیب شناسان و پژوهشگران اجتماعی در واکاوی وسواس رفتاری و اخلاقی اینگونه بیان می کنند که: الگوهای رفتاری به دو بخش فضایل اخلاقی و رذایل اخلاقی تقسیم می شود که اخلاق متعادل مجموعه ای از ارزش های متعالی رفتاری است، یکی از رذایل اخلاقی که موجب بروز مشکلات بسیاری در جامعه می شود پدیده وسواس است. نگاه افراطی به هر پدیده ای خروج از حد تعادل است. باطلان مدام به وسواس خودآزاری مشغولند.
, در قسمت قبل,
باطلان به وسواس خودآزاری مشغولند، برای مثال، حساسیت های بیش از حد به مسئله ای را از خود نشان می دهند، که منجر به بهم ریختن تعادل رفتاری و انجام افراط کاری شده که به صورت غیرطبیعی جلوه گر می شود. وسواس را به عنوان یک بیماری روحی و روانی می توان تعریف کرد که برخی از انسان های باطل در بعضی از رفتارها به آن دچار شده و گاهی افزون بر آزار خود، دیگران را نیز می آزارند، برای مثال وقتی یک باطل مبتلا به وسواس فکری- فرهنگی، که خود را حقیر و بی ارزش می پندارد، وقتی مدام از خود و ضعف های دون و حقیرش بگوید مخاطب خود را نیز تحت تاثیر قرار داده و ممکن است مخاطبش نیز دچار یأس شده و به خط بطلان نزدیک شود. در واقع بایدها و نبایدهایی که انسان ها در روند زندگی خویش از آن تبعیت می کنند جامعه بشری را نیز به تبع تحت تاثیر قرار می دهد.
, ,
,
, توجه توجه:
,نگرانی من این است که در پاسخ به رفتار شما باطل عزیز، که بر روی رفتار وسواسگونه باطل خود اسم رفتار احساسی گذاشتید و هرگونه وسواس و خودآزاری را طبیعی و بدیهی جلوه می کنید، من هم دچار رفتار احساسی متقابل شوم و جوابی مشابه از سر احساس بدهم و در نتیجه متاسفانه این امر به بازتولید باطلگرایی محقق شود.
,بازتولید فریب گرایی در فرهنگ زامبی
,سر کار گذاشتن و دیگرآزاری که جزو آفت جامعه ما شده، همین طور ادامه پیدا کرده و متاسفانه ضریب افزایشی هم به خود گرفته که مختص فریبگرایان زامبی صفت است. فریبگرایان زامبی صفت از آزار دیگران لذت برده و به جای اینکه دلی را شاد کنند مدام به دنبال دل شکستن و آزار و تحقیر و نابود کردن دیگران هستند. این افراد زالوصفت زامبی صفت از روی حسادت و حب و بغض به دیگران آزار می رسانند.
,همانطور که در فیلم های ژانر وحشت دیده می شود وقتی یک زامبی فردی را گاز می گیرد آن فرد دیگر هم به یک زامبی بدل می شود. متاسفانه با آزار یک زامبی صفت فریبگرای رذل، ممکن است فردی که مورد آزار قرار گرفته خود نیز به آزار دیگران پرداخته و انتقام خود را از دیگران بگیرد. و این مهم به بازتولید فریبگرایی زامبی صفتانه کمک کند. یادمان باشد، رفتارهای ما برگرفته از یک پیشینه است. اما معضل جدیدتری در مقاطع اخیر به وجود آمده و آن بازتولید فریبگرایی زامبی صفتانه است که تعادل روحی روانی را نه فقط از ما بلکه به طور کلی از جامعهمان گرفته است. به هم خوردن تعادل روحی این نگرانی را بوجود میآورد که برخی رفتارهای آزار رسان را حتی به دور از آموزههای دینیمان انجام دهیم. حتی جاهایی مرتکب دروغگویی و آزار رسانی شویم و فکر کنیم این کار به مصلحت ماست. این همان معضل بازتولید فریبگرایی زامبی صفتانه است.
,معیار و ملاک درستی و نادرستی کارها نیز، در انجام منطقی و متعادل آنهاست، به این معنا که انسان ها در رفتار متعادل و مطلوب خویش، الگوی شخصیتی خود را تبیین می کنند، به تعبیر دیگر، ویترین شخصیت فرد در رفتارهای او هویداست. تاکید دین مبین اسلام نیز بر حفظ تعادل و میانه روی و دوری از افراط و تفریط است. شخصیت بیمار، باطلگرای پریمیتیو نشان و فریبگرای زامبی نشان رفتارهای بیمارگونه از خود نشان می دهد و شخصیت سالم، رفتار متناسب، معقول و مورد انتظار را از خود به نمایش خواهد گذاشت.
,از دید آسیب شناسان حوزه اجتماعی در بررسی علل ظهور و بروز چنین نارسایی رفتاری باطلگرایی و فریبگرایی، اینگونه عنوان می گردد که: ریشه های چنین ناهنجاری هایی را باید در کودکی افراد این چنینی جستجو نمود، زیرا شکل گیری و سنگ بنای شخصیتی افراد از همین دوران گزارده می شود و در نوجوانی و جوانی به کمال و رشد می رسد، گاهی اختلالاتی در روند تکوین شخصیتی رخ می دهد که موجبات عارضه های بیمارگونه شخصیتی را فراهم می سازد. این بیماری دو لایه دارد، سطح اولش به امور کالبدی، فیزیکی و بیرونی و لایه بعدی درونی و به افکار و اندیشه ختم می شود، به عنوان مثال آنجا که تردید و شائبه در تمیز بودن یا پاکی یک شیء به صورت افراطی نمود پیدا می کند، لایه های کالبدی و بیرونی وسواس فعال است و شخص به خط بطلان نزدیک می شود.
,و آنجا که فکر و اندیشه دچار تزلزل و افراط و تفریط می شود و حساسیت در خوب یا بد بودن، درست یا نادرست بودن اندیشه، برداشت های منفی و مخرب نسبت به رفتار دیگران خودنمایی می کند، لایه های درونی و ذهنی وسواسی فعال می شود. در چنین حالتی فرد دچار ابهامات، تردیدها، به نوعی توهم توطئه آزاردهنده می شود، میزان رنج و آزار اطرافیان افرادی که دچار عارضه ی وسواس خودفریبی هستند، در حالت دوم بسیار بیشتر است.
,اقدامات بازدارنده و کنترل و درمان این نارسایی روحی و رفتاری (نابودی بازتولید باطلگرایی و فریبگرایی):
,درمان این نارسایی اخلاقی، سخت و دشوار است، اما غیر ممکن نیست، تحمل مبتلایان به وسواس باطلگرایی و فریبگرایی گام نخست در درمان این طیف از افراد است، زیرا از درون فرد متوجه تفاوت خود با دیگران لحاظ رفتاری می باشد و از این تفاوت خود نیز رنجور است و ملامت و سرزنش آنها، فشار خود درگیری آنها را افزایش می دهد.
,درمان این بیماری در مرحله ی بعد با مراجعه به روانپزشکان و سنجش مدل های رفتاری از سوی متخصصین و کارشناسان رفتاری، امکان پذیر است، این متخصصان شیوه و روند عادی سازی رفتار را در شخص بیمار (باطل فریبخورده) مدنظر قرار می دهد، چون این بیماری یک شبه و در لحظه ایجاد نشده به صورت طبیعی در کوتاه مدت هم قابل درمان نخواهد بود، به تعبیر علوم رفتاری از آنجا که در یک فرآیند زمانی شکل گرفته در یک فرآیند زمانی نیز درمان آن میسر خواهد شد.
,رها کردن چیزی که فرد مدت ها به آن پایبند بوده (حرکت در مسیر بطلان) و به آن خو گرفته و عادت کرده است امری سهل و ساده نیست و با دشواری هایی همراه است که در تحمل این سختی ها و دشواری ها باید با بیمار همنوایی کنیم و او را یاری رسانیم تا به یک درمان قابل قبول و پایدار برسیم.
, , ,
,
, احمد امین فر- استاد فریب
,برای آگاهی بیشتر شما مخاطبان عزیز با مبحث شیرین بازتولید فرهنگی به ارائه مطالب زیر می پردازیم:
,مفهوم سرمایه فرهنگی پیر بوردیو
,در جوامع پیشرفته ساختار طبقاتی را تنها برپایه سرمایه اقتصادی نمی سنجند بلکه سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی نیز در تحلیل طبقات نقش مهمی ایفا می کنند. در واقع سرمایه فرهنگی پیوند حوزه اقتصاد و فرهنگ و بازاری شدن فرهنگ است.
,اصطلاح سرمایه فرهنگی را اولین بار پی یر بوردیو اوایل دهه ۱۹۶۰ مطرح کرد؛ وی معتقد بود فرهنگ دارای ویژگی هایی است که از خصوصیات سرمایه اقتصادی به شمار می روند. (لارو و واینینگر، ۲۰۰۳)
,سرمایه فرهنگی در واقع صلاحیت داشتن فرد در فرهنگ شامل سلیقه خوب، شیوه و راه رسم پسندیده، توانایی پذیرش محصولات فرهنگی چون موسیقی، تئاتر، ادبیات و… است. بوردیو تاثیر سرمایه فرهنگی بر مصرف، فعالیت و سبک زندگی افراد را با نظریه تمایز مطرح می کند که بیان می دارد دارندگان سرمایه فرهنگی زیاد خود را با مصرف فرهنگ و هنر متعالی از سایرین متمایز می کنند، به گونه ای که با کسب مشروعیت از سایر سرمایه ها، می توانند دید خود را از پدیده های اجتماعی بر دیگران تحمیل کنند. (فاضلی، ۱۳۸۲)
,مفهوم باز تولید فرهنگی که با این بحث پیوند نزدیکی دارد، بیان می دارد که خانواده های طبقه بالا که سرمایه فرهنگی زیادی انباشت کرده اند در رقابت با افراد طبقات متوسط و پائین قادرند طبقه خود را بازتولید کرده و همچنان موفقیت و سلطه طبقاتی خود را مشروعیت بخشند. (سالیوان، ۲۰۰۱)
,از زمان مطرح شدن این موضوع، سرمایه فرهنگی بیش از هر حوزه دیگری در حوزه آموزش و پرورش به کار رفته اما از آنجائیکه این مفهوم موفق شده فرهنگ را در قشربندی طبقاتی وارد کند، محققان بسیاری در پژوهش های خود از این مفهوم استفاده کرده اند.
,نکته پایانی:
,امیدوارم، با توجه به مفهوم باز تولید فرهنگی که با این بحث پیوند نزدیکی دارد، افراد و خانواده های با فرهنگ باطلگرای پریمیتیو نشان و یا فریبگرای زامبی نشان که گاهی سرمایه فرهنگی زیادی در جامعه انباشت کرده اند در رقابت با افراد طبقات متوسط و پائین قادر نباشند طبقه خود را بازتولید کرده و همچنان موفقیت و سلطه طبقاتی خود را مشروعیت بخشند. به شما مخاطبان عزیز توصیه می کنم مراقب چنین افراد و خانواده هایی باشید و از آنها دوری کنید.
,__________________
,]
ارسال دیدگاه