اندر حاشیه های جشنواره لالایی کامیاران:
مدیرانی که باید مایه آبرو باشند، رفتار جامعه ستیزشان مایه طنز و نیشخند شده است
ژست مدیریت و ریاست با ژاکت بهتر نمایان می شود یا با همان کت و شلوار عاریتی که به تن بعضی ها زار می زند و برای چندی دیگر گشاد و با پاچه های شیپوری بوق می زند، این مصرع شیخ اجل چه تصویرخوبی را در خود نقش نموده که می فرماید...نه همین لباس است نشان آدمیت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شاهو خبر؛ هنوز بر همگان پوشیده مانده است که این همه مدیر و مسئول بی نزاکت، بی تجربه و در عین حال صحنه و سن ندیده از کجای تاریخ این سرزمین بیرون کشیده شده اند و بر مسند ریاست و مدیریت این شهر مظلوم سوار گشته اند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاهو خبر,به قول فرنگی ها " دیسیپلین" مدیریت مهم ترین رکن رفتار اجتماعی و روانی هر مدیری است، این رکن با حرکت یا سخن مدیری به صورت آنی میزان توانایی ها، ارجمندی وتجربه وی را بازمی شناسد، شخصیت او را با مسئولیتی که بر عهده دارد سنجیده و تقریبا تصویری از میزان بازدهی مدیریتی و کاری وی را ارائه می دهد.
,اگر واقع نگر باشیم بسیاری از مدیران و روسای شهرستان کامیاران از این "دیسیپلین" بی بهره هستند؛ نه در کارشان نظمی دیده می شود و نه در گفتارشان واز همه بدتر، این افراد شخصیت شغلی را که از سر روزگار تصاحب نموده اند را رعایت نمی کنند.
,در این یادداشت قصد و عرض ورزی وجود ندارد و صرفا از دوستان مسئول و مدیر خواهش داریم که حداقل وقتی در مراسم، جشنواره یا همایشی شرکت می کنند، اگر میهمانانی از سایر نقاط استان یا کشور در این مجالس حضور دارند کمی صبور باشند و از نشان دادن وجنات و ابهت شخصی و شغلی خود انصرافی شجاعانه مبذول بدارند.
,زیرا همه شهروندان کامیارانی طبعا شما را براساس رفتارهای پرمغز گذشته می شناسند و می ماند میهمانان، که آن هم بر اساس تقدیر ظالمانه ایی که روزگار نامراد بر شما روا داشته حقیقتا از لحاظ پست و مقام و سواد خواندن و نوشتن در طبقات و رده های بالاتری از شما قرارگرفته اند؛ طیع انسانی نیز به گونه ایی ست که بالادستی، پایین دستی را اصلا نمی بیند. وقتی در پرسپکتیو نگاه آنان برای قاب تصویر شما جایی نیست چرا نالان و افتان به هر دری می زنید تا دیده شوید!
,پس هیاهو و زود به زود به بهانه های واهی از سر کرسی مجلس بلند شدن و سلام سلام های پیاپی تقدیم دست راستی و چپی ها نمودن قطعا دردی را دوا نخواهد کرد و تو ای همشهری مدیر و مسئول عزیز در گمنامی محض غرق شده ایی... .
,و اما داستان دیروز در جشنواره لالایی های کوردی...، اوج کمبود شخصیت رفتاری و اجتماعی چند مسئول و مدیر شهر کامیاران را چنان عیان کرد که نگارنده در همان مجلس با خود هم قسم شدم برای اینکه بعضی از مدیران و مسئولان شهری و شهرستانی کامیاران دیگر دچار خودکم بینی و در بعضی موارد خودبسیار بینی نشوند طرح لباس های متحدالشکلی را آماده نمایم و به مقامات بالادستی ارائه نمایم تا دستور دوخت و دوز لباس های هم شکلی را برای مسئولان داده تا دگربار این عزیزان نورسیده و نوشکفته لازم نباشد ناخوانده و خودخوانده به سوی صحنه مراسم یورش ببرند.
,دیروز در جشنواره لالایی های کوردی که در تالار ارشاد فرهنگسرای کامیاران برگزار شد، به پاس قدردانی از سال ها زحمات بی شائبه و دلسوزانه معلم هنر و موسیقی "حکمت باتمانی" از وی تقدیر به عمل آمد؛ مجری مراسم از فرماندار و دو تن از میهمانان استانی دعوت نمود که برروی سن رفته تا هدایای در نظر گرفته شده را به این استاد دف نوازی تقدیم نمایند که به ناگاه و بعد از عزیمت این چند مدیر دعوت شده، سیلی از مدیران و مسئولان ریز و درشت، هم قد و لاقید، ژاکت پوش و کت شلواری و...به سوی صحنه و سن رهسپار شدند و در صف های مرتب (به عادت همیشگی) درکنار هم آرام گرفتند تا از قافله عقب نمانده و تماشاگران آنان را دیده و بدانند که دارای چه پشت و مقامی شده اند که حال در اوج قدرت بر این سن خاک پا خورده جای گرفته اند.
,در این میان اما نکته جالب دوندگی یکی از مدیران شهرستانی بود که گویا بنده خدا از قضیه روی سن خبر نداشته و وقتی از در سالن وارد شد و آن همه همکاران رئیس و مدیر را بر روی سن دید، برای اینکه ار قافله جا نماند چنان به سوی صحنه شیرجه رفت که اگر همان حرکت را در مسابقات شنای کرال پشت انجام می داد یقینا جایگاه و رکورد خوبی را تصاحب می نمود، پس از رسیدن به محل موعود با چند شانه زنی حرفه ایی توانست در میانه جمع روسای شهر ما جایگاهی در خورشأن و پست اداری خود یافته و در همان حال بهانه ایی برای خنده شهروندان شهرمان شود.
,همه این حرکات مدیریتی در انظار عموم مدعوین، شهروندان و از همه مهم تر مسئولان و همکاران استانی این مدیران لایق در کامیاران روی داد و خنده ها و نیشخند های همه نشان می داد که گل های زیادی این دوستان به باد داده و آب در جریان روزگار نیز روان و جاری است.
,دوستی که در کنار من نشسته بود به نکته خوب دیگری اشاره نمود و گفت " کاش حداقل طرز راه رفتن را طی دوره های مدیریتی به این مسئولین آموزش می دادند تا حداقل هنگام راه رفتن صدای کشیدن کفش هایشان بر سنگفرش ادارات شنیده نمی شد".
,راستی ژست مدیریت و ریاست با ژاکت بهتر نمایان می شود یا با همان کت و شلوار عاریتی که به تن بعضی ها زار می زند و برای چندی دیگر گشاد و با پاچه های شیپوری بوق می زند.. و این مصرع شیخ اجل چه تصویرخوبی را در خود نقش نموده که می گوید: "...نه همین لباس است نشان آدمیت".
,انتهای پیام/ف
,
ارسال دیدگاه