جنگ، این رنگی بود/
خاطرات منتشر نشده دلاور زن دفاع مقدس
حضرت امام گفتند خدمت به جبهه ها تکلیف است به همین خاطر رفتم به خاطر تکلیف رفتم، خانم محمدخانی در پاسخ به این سوال که چطور شد به جنگ رفتید این را می گوید چون وی یکی از زنان خاص جنگ است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تیار،زهرا محمدخانی از جمله بانوان مبارزی به شمار می رود که قبل و بعد از جنگ به خصوص در ستادهای پشتیبانی مردمی و در هماهنگی راهپیماییها و ساماندهی بانوان انقلابی در سالهای ۵۶و ۵۷نقش به سزایی را ایفا کرده و معتقد هست بانوان در پیروزی انقلاب نقش کلیدی داشته اند
, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تیار،, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تیار،, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تیار, زهرا محمدخانی از جمله بانوان مبارزی به شمار می رود که قبل و بعد از جنگ به خصوص در ستادهای پشتیبانی مردمی و در هماهنگی راهپیماییها و ساماندهی بانوان انقلابی در سالهای ۵۶و ۵۷نقش به سزایی را ایفا کرده و معتقد هست بانوان در پیروزی انقلاب نقش کلیدی داشته اند,این بانوی مبارز که شجاعت وی در دوران جنگ زبان زد خاص و عام بود می گوید: کشور ما در جنگی ظالمانه قرار گرفته بود، مگر وقت داشتم و اصلا حق داشتم به فکر نهضت رفتن باشم، فرصت ناهار و شام گذاشتن هم نبود، تمام فکر و مشغله ذهنی مان تهیه آذوقه و سایر نیازمندیهای بچههای توی جبهه بود.
, این بانوی مبارز که شجاعت وی در دوران جنگ زبان زد خاص و عام بود می گوید: کشور ما در جنگی ظالمانه قرار گرفته بود، مگر وقت داشتم و اصلا حق داشتم به فکر نهضت رفتن باشم، فرصت ناهار و شام گذاشتن هم نبود، تمام فکر و مشغله ذهنی مان تهیه آذوقه و سایر نیازمندیهای بچههای توی جبهه بود., این بانوی مبارز که شجاعت وی در دوران جنگ زبان زد خاص و عام بود می گوید: کشور ما در جنگی ظالمانه قرار گرفته بود، مگر وقت داشتم و اصلا حق داشتم به فکر نهضت رفتن باشم، فرصت ناهار و شام گذاشتن هم نبود، تمام فکر و مشغله ذهنی مان تهیه آذوقه و سایر نیازمندیهای بچههای توی جبهه بود.,وی که همچنان آن دلاوری ها و رشادت ها را در چهره خود حفظ کرده نقل می کند در زمان به توپ بسته شدن مسجد اعظم ارومیه خانواده من در مسجد مشغول گذراندن دوره رزمی و توزیع اعلامیه و این قبیل کارها بودند که ناگهان این مسجد از سوی نیروهای رژیم مورد هدف تانکها قرار گرفت ما فکر کردیم که فرزندانمان را از دست دادیم.
, وی که همچنان آن دلاوری ها و رشادت ها را در چهره خود حفظ کرده نقل می کند در زمان به توپ بسته شدن مسجد اعظم ارومیه خانواده من در مسجد مشغول گذراندن دوره رزمی و توزیع اعلامیه و این قبیل کارها بودند که ناگهان این مسجد از سوی نیروهای رژیم مورد هدف تانکها قرار گرفت ما فکر کردیم که فرزندانمان را از دست دادیم., وی که همچنان آن دلاوری ها و رشادت ها را در چهره خود حفظ کرده نقل می کند در زمان به توپ بسته شدن مسجد اعظم ارومیه خانواده من در مسجد مشغول گذراندن دوره رزمی و توزیع اعلامیه و این قبیل کارها بودند که ناگهان این مسجد از سوی نیروهای رژیم مورد هدف تانکها قرار گرفت ما فکر کردیم که فرزندانمان را از دست دادیم.,بعد از جست و جوی بسیار در بیمارستان ، حتی آنها را در بیمارستان نیز نیافتیم در حال پیدا کردن فرزندانمان بودیم که تعداد بسیاری از مجروحان را وارد بیمارستان کردند آنجا بود که همه چیز از یادمان رفت و با چند تن از بانوان اقدام به اهدای خون برای رزمندگان مجروح کردیم
, بعد از جست و جوی بسیار در بیمارستان ، حتی آنها را در بیمارستان نیز نیافتیم در حال پیدا کردن فرزندانمان بودیم که تعداد بسیاری از مجروحان را وارد بیمارستان کردند آنجا بود که همه چیز از یادمان رفت و با چند تن از بانوان اقدام به اهدای خون برای رزمندگان مجروح کردیم, بعد از جست و جوی بسیار در بیمارستان ، حتی آنها را در بیمارستان نیز نیافتیم در حال پیدا کردن فرزندانمان بودیم که تعداد بسیاری از مجروحان را وارد بیمارستان کردند آنجا بود که همه چیز از یادمان رفت و با چند تن از بانوان اقدام به اهدای خون برای رزمندگان مجروح کردیم,
شایدگفتنش برای آنها و فهمیدنش برای ما سخت و شعاری باشد. ولی وقتی بیشتر به حرفهایش گوش می دهی می بینی توانسته همین شعارها را به شعور تبدیل کند وحماسه بیافریند. یک عبارت در حرف هایش مشترک است: "احساس تکلیف"
"حضرت امام گفتند خدمت به جبهه ها تکلیف است و من به همین خاطر رفتم. به خاطر تکلیف رفتم." خانم محمدخانی در پاسخ به این سوال که چطور شد به جنگ رفتید این را می گوید چون وی یکی از زنان خاص جنگ است
"حضرت امام گفتند خدمت به جبهه ها تکلیف است و من به همین خاطر رفتم. به خاطر تکلیف رفتم." خانم محمدخانی در پاسخ به این سوال که چطور شد به جنگ رفتید این را می گوید چون وی یکی از زنان خاص جنگ است, شایدگفتنش برای آنها و فهمیدنش برای ما سخت و شعاری باشد. ولی وقتی بیشتر به حرفهایش گوش می دهی می بینی توانسته همین شعارها را به شعور تبدیل کند وحماسه بیافریند. یک عبارت در حرف هایش مشترک است: "احساس تکلیف"
"حضرت امام گفتند خدمت به جبهه ها تکلیف است و من به همین خاطر رفتم. به خاطر تکلیف رفتم." خانم محمدخانی در پاسخ به این سوال که چطور شد به جنگ رفتید این را می گوید چون وی یکی از زنان خاص جنگ است, "
",
,
گفت و گو با این بانو ی دلاور، ایثارگر و امدادگر دوران دفاع مقدس که مادر جانباز نیز هست را با طرح سوالاتی از وی ادامه می دهیم.
, گفت و گو با این بانو ی دلاور، ایثارگر و امدادگر دوران دفاع مقدس که مادر جانباز نیز هست را با طرح سوالاتی از وی ادامه می دهیم., گفت و گو با این بانو ی دلاور، ایثارگر و امدادگر دوران دفاع مقدس که مادر جانباز نیز هست را با طرح سوالاتی از وی ادامه می دهیم.,-خانم محمدخانی اهل کدام محله هستید؟
, -خانم محمدخانی اهل کدام محله هستید؟, -خانم محمدخانی اهل کدام محله هستید؟, -خانم محمدخانی اهل کدام محله هستید؟, خانم محمدخانی اهل کدام محله هستید؟,-ما از دوران کودکی در محله هفت آسیاب (یدده درمان) بودیم. بعد از انقلاب هم به این محله آمدیم که معروف است به محله « خلیل آباد».
, -ما از دوران کودکی در محله هفت آسیاب (یدده درمان) بودیم. بعد از انقلاب هم به این محله آمدیم که معروف است به محله « خلیل آباد»., -ما از دوران کودکی در محله هفت آسیاب (یدده درمان) بودیم. بعد از انقلاب هم به این محله آمدیم که معروف است به محله « خلیل آباد».,- خلیل آباد، از محله های قدیمی است؟؟!
, - خلیل آباد، از محله های قدیمی است؟؟!, - خلیل آباد، از محله های قدیمی است؟؟!, - خلیل آباد، از محله های قدیمی است؟؟!, خلیل آباد، از محله های قدیمی است؟؟!,- بله. یک محله قدیم است.
, - بله. یک محله قدیم است., - بله. یک محله قدیم است.,- این محله از جمله مناطقی است که در دوران دفاع مقدس بمباران شده بود؟!
, - این محله از جمله مناطقی است که در دوران دفاع مقدس بمباران شده بود؟!, - این محله از جمله مناطقی است که در دوران دفاع مقدس بمباران شده بود؟!, - این محله از جمله مناطقی است که در دوران دفاع مقدس بمباران شده بود؟!, این محله از جمله مناطقی است که در دوران دفاع مقدس بمباران شده بود؟!,- بله. در سال 66 که بمباران شد، ابتدا محله دروازه(دروازه شاپور – میدان شهداء امروز) را بمباران کرده بودند که بعد کوچه ما را هم بمباران کردند. به همین خاطر در این محل تعداد زیادی از افراد شهید شدند حتی خانم احسانی همسایه ما خود یک جانباز است، همسرش جانباز است و یک پایش را ازدست داده است و بچه اش هم که یازده ماهه بود شهید شده است.
, - بله. در سال 66 که بمباران شد، ابتدا محله دروازه(دروازه شاپور – میدان شهداء امروز) را بمباران کرده بودند که بعد کوچه ما را هم بمباران کردند. به همین خاطر در این محل تعداد زیادی از افراد شهید شدند حتی خانم احسانی همسایه ما خود یک جانباز است، همسرش جانباز است و یک پایش را ازدست داده است و بچه اش هم که یازده ماهه بود شهید شده است., - بله. در سال 66 که بمباران شد، ابتدا محله دروازه(دروازه شاپور – میدان شهداء امروز) را بمباران کرده بودند که بعد کوچه ما را هم بمباران کردند. به همین خاطر در این محل تعداد زیادی از افراد شهید شدند حتی خانم احسانی همسایه ما خود یک جانباز است، همسرش جانباز است و یک پایش را ازدست داده است و بچه اش هم که یازده ماهه بود شهید شده است.,-شما در دوران دفاع مقدس جزء زنان فعالی بودید که همراه با خانم های دیگر شرکت می کردید در فعالیت ها و در پشت جبهه فعالیت هایی داشتید. حال، ما می خواهیم بدانیم هدف شما از اینکه رفتید، از کجا این قبیل فعالیت ها شروع شد، چکونه ثبت نام کردید، از همان ابتدا که جنگ شروع شد و شما تصمیم گرفتید که بروید ثبت نام کنید و به همراه خانم ها فعالیت بکنید از همان جا برایمان توضیخ دهید.
, -شما در دوران دفاع مقدس جزء زنان فعالی بودید که همراه با خانم های دیگر شرکت می کردید در فعالیت ها و در پشت جبهه فعالیت هایی داشتید. حال، ما می خواهیم بدانیم هدف شما از اینکه رفتید، از کجا این قبیل فعالیت ها شروع شد، چکونه ثبت نام کردید، از همان ابتدا که جنگ شروع شد و شما تصمیم گرفتید که بروید ثبت نام کنید و به همراه خانم ها فعالیت بکنید از همان جا برایمان توضیخ دهید., -شما در دوران دفاع مقدس جزء زنان فعالی بودید که همراه با خانم های دیگر شرکت می کردید در فعالیت ها و در پشت جبهه فعالیت هایی داشتید. حال، ما می خواهیم بدانیم هدف شما از اینکه رفتید، از کجا این قبیل فعالیت ها شروع شد، چکونه ثبت نام کردید، از همان ابتدا که جنگ شروع شد و شما تصمیم گرفتید که بروید ثبت نام کنید و به همراه خانم ها فعالیت بکنید از همان جا برایمان توضیخ دهید., -شما در دوران دفاع مقدس جزء زنان فعالی بودید که همراه با خانم های دیگر شرکت می کردید در فعالیت ها و در پشت جبهه فعالیت هایی داشتید. حال، ما می خواهیم بدانیم هدف شما از اینکه رفتید، از کجا این قبیل فعالیت ها شروع شد، چکونه ثبت نام کردید، از همان ابتدا که جنگ شروع شد و شما تصمیم گرفتید که بروید ثبت نام کنید و به همراه خانم ها فعالیت بکنید از همان جا برایمان توضیخ دهید., شما در دوران دفاع مقدس جزء زنان فعالی بودید که همراه با خانم های دیگر شرکت می کردید در فعالیت ها و در پشت جبهه فعالیت هایی داشتید. حال، ما می خواهیم بدانیم هدف شما از اینکه رفتید، از کجا این قبیل فعالیت ها شروع شد، چکونه ثبت نام کردید، از همان ابتدا که جنگ شروع شد و شما تصمیم گرفتید که بروید ثبت نام کنید و به همراه خانم ها فعالیت بکنید از همان جا برایمان توضیخ دهید.,- ما سال 59 که جنگ شروع شد، ما با دوستان دور هم نشستیم صحبت کردیم مصلحت اندیشی کردیم، به ما که گفته بودند بروید به باغها و باغچه ها و سیب ها را جمع کنید، یک دوستی داشتیم بنام سودابه خانم که ایشان می رفت به در منازل، در به در زنگ ها را می زد و خرده قند و شکر جمع می کرد و می آورد یک دیگی می گذاشت و با سیب های رسیده و له شده ای که ما از زیر درختان جمع آوری کرده بودیم مربا درست می کرد و بتدریج می فرستادیم جبهه. بعد در منزل خانم امینی ، در منزل شمامه خانم(شمامه لنبرانی) ، که حتما می شناسید،
, - ما سال 59 که جنگ شروع شد، ما با دوستان دور هم نشستیم صحبت کردیم مصلحت اندیشی کردیم، به ما که گفته بودند بروید به باغها و باغچه ها و سیب ها را جمع کنید، یک دوستی داشتیم بنام سودابه خانم که ایشان می رفت به در منازل، در به در زنگ ها را می زد و خرده قند و شکر جمع می کرد و می آورد یک دیگی می گذاشت و با سیب های رسیده و له شده ای که ما از زیر درختان جمع آوری کرده بودیم مربا درست می کرد و بتدریج می فرستادیم جبهه. بعد در منزل خانم امینی ، در منزل شمامه خانم(شمامه لنبرانی) ، که حتما می شناسید،, - ما سال 59 که جنگ شروع شد، ما با دوستان دور هم نشستیم صحبت کردیم مصلحت اندیشی کردیم، به ما که گفته بودند بروید به باغها و باغچه ها و سیب ها را جمع کنید، یک دوستی داشتیم بنام سودابه خانم که ایشان می رفت به در منازل، در به در زنگ ها را می زد و خرده قند و شکر جمع می کرد و می آورد یک دیگی می گذاشت و با سیب های رسیده و له شده ای که ما از زیر درختان جمع آوری کرده بودیم مربا درست می کرد و بتدریج می فرستادیم جبهه. بعد در منزل خانم امینی ، در منزل شمامه خانم(شمامه لنبرانی) ، که حتما می شناسید،,- بله
, - بله, - بله, - بله, - بله,- در منزل شمامه خانم، مادر شهید ولی فلاح، که پسرش شهید شده است تصمیم گرفتیم یعنی حاج خانم خودشان گفتند که در خانه ما قبلا قبل از انقلاب حسینیه بوددر اینجا مراسم برگزار می شد، مرثیه برگزار می کردیم و احسان می دادیم، الان می خواهیم در پشت جبهه ها در اینجا کار کنیم. ما سیب های زیر درختان را می آوردیم و با آنها مربا درست می کردیم.
, - در منزل شمامه خانم، مادر شهید ولی فلاح، که پسرش شهید شده است تصمیم گرفتیم یعنی حاج خانم خودشان گفتند که در خانه ما قبلا قبل از انقلاب حسینیه بوددر اینجا مراسم برگزار می شد، مرثیه برگزار می کردیم و احسان می دادیم، الان می خواهیم در پشت جبهه ها در اینجا کار کنیم. ما سیب های زیر درختان را می آوردیم و با آنها مربا درست می کردیم., - در منزل شمامه خانم، مادر شهید ولی فلاح، که پسرش شهید شده است تصمیم گرفتیم یعنی حاج خانم خودشان گفتند که در خانه ما قبلا قبل از انقلاب حسینیه بوددر اینجا مراسم برگزار می شد، مرثیه برگزار می کردیم و احسان می دادیم، الان می خواهیم در پشت جبهه ها در اینجا کار کنیم. ما سیب های زیر درختان را می آوردیم و با آنها مربا درست می کردیم.,و هنوز که هنوز است دست از فعالیت برنداشتیم فعالیتهای خودمان را در زمینه امدادرسانی، پشتیبانی و تهیه جهزیه برای نوعروسان نیازمند و کمک به افراد بی بضاعت ادامه می دهیم.
, و هنوز که هنوز است دست از فعالیت برنداشتیم فعالیتهای خودمان را در زمینه امدادرسانی، پشتیبانی و تهیه جهزیه برای نوعروسان نیازمند و کمک به افراد بی بضاعت ادامه می دهیم., و هنوز که هنوز است دست از فعالیت برنداشتیم فعالیتهای خودمان را در زمینه امدادرسانی، پشتیبانی و تهیه جهزیه برای نوعروسان نیازمند و کمک به افراد بی بضاعت ادامه می دهیم.,,
انتهای پیام/
, انتهای پیام/, انتهای پیام/]
ارسال دیدگاه