فرزند شهید مدافع حرم علیرضا قنواتی ؛
تا زمانی که دشمنان قسم خورده ی امام حسین (ع) هستند باید جنگید/ عشق به اهل بیت گرانبهاترین میراث پدرم بود
شهید علیرضا قنواتی یکی از شهدای مدافع حرم در شهرستان فردیس است که مایه سرافرازی و سربلندی مردم استان البرز و شهرستان فردیس است که به خیل شهدای کربلا پیوست ،مصاحبه ای با پسر شهید علیرضا قنواتی آماده کرده ایم که در ادامه می خوانید[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فردیسان،امروز فرزندان انقلاب و عاشقان ابا عبدالله حسین (ع) برای حفظ اسلام ناب محمدی قدم به کارزار مبارزه با تکفیری ها و سلفی ها گذاشتند و در جوار حرم شریف حضرت زینب (س) به خیل شهدای کربلا پیوستند تا با برکت خون شهدای مدافع حرم محور مقاومت پا برجا بماند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فردیسان,شهید علیرضا قنواتی یکی از شهدای مدافع حرم در شهرستان فردیس است که مایه سرافرازی و سربلندی مردم استان البرز و شهرستان فردیس است که به خیل شهدای کربلا پیوست ،مصاحبه ای با پسر شهید علیرضا قنواتی آماده کرده ایم که در ادامه می خوانید.
,

, - خودتان را معرفی کنید و از پدر بزرگوارتان بگویید؟
به نام خدا من رضا قنواتی فرزند آخر خانواده هستم ،پدرم متولد ۱۳۴۵ استان خوزستان- شهرستان امیدیه بود که در طول ۸ سال دفاع مقدس در جبهه های نبرد جنگیدند و مدت ۲۵ سال درخدمت تیپ زرهی لشگر۲۷ محمد رسو ل الله مشغول به خدمت بودند ایشان بعد از بازنشستگی به نیروهای خاتم الانبیا پیوست و به محض این که متوجه اعزام نیرو به سوریه برای مبارزه با داعشی ها شد برای این کار اقدام کرد تا به فیض رفیع شهادت نائل آمد.
,- زمانی که پدرتان تصمیم گرفتند در جمع مدافعان حرم حاضر شوند واکنش شما و افراد خانواده چطور بود؟
در اولین ماموریت پدرم من به ایشان گفتم شما در ۸ سال دفاع مقدس دین خود را به اسلام ادا کرده ای و نیازی به حضور شما نیست؟و ایشان جواب داد: تا زمانی که دشمنان قسم خورده ی امام حسین (ع) هستند باید جنگید، وقتی اسم امام حسین (ع) می آمد همه ی ما ساکت می شدیم و ما خودمان مشتاق بودیم که از حرم امام دفاع شود اما تنها نگرانی ما این بود که برای این رفتن بازگشتی وجود نداشته باشد.
, ,
,
, - از آخرین ماموریت پدرتان بگویید؟
روز آخری که پدرمی رفت به من گفت:” خداحافظ مرد خانه” من بروم شهید می شوم انگار می دانست این سفر بازگشتی ندارد .تمام در و دیوار خانه پر از یاد پدرمان است و تنها چیزی که آراممان می کند این است که پدر شهید شده است .
,- از نحوه ی شهادت پدرتان بگویید؟
پدر در آخرین صحبتش به ما گفت:مطمئن باشید ما آن ها را نابود می کنیم و در میدان نبرد اولین خمپاره پیش پای پدرم می خورد که عمل نمی کند ووقتی دوستانش می گویند برگرد پدر باز نمی گردد و با خوردن دومین خمپاره شهید می شود.
,- فردیسان:چطور از شهادت پدرتان مطلع شدید؟
روز یکشنبه ۱۲مهر تماسی بامن گرفته شد که پدرتان مجروح شده و قرار است به ایران باز گردد و من همان موقع متوجه شدم چون اگر پدرزخمی می شد مسلما همانجا مداوا می شد تا این که صبح خبر شهادت ایشان را به من دادند.
,- گرانبهاترین میراثی مه پدرتان برایتان به یادگار گذاشت؟
عشق به اهل بیت گرانبهاترین میراث پدرم بود ومطمئن باشید من هم خواهم رفت چون بعد از پدرم هیچ وابستگی به این دنیا ندارم دوست دارم مانند پدرم شهید شوم.
,- توقع شما از مردم چیست؟
دیروز در فردیس کسی بنر پدرم را دید و گفت:خب نروند دلم گرفت و آن پسر را کنار کشیدم و گفتم:من هم می توانم مثل تو خوش تیپ باشم و در کوچه خیابان راحت قدم بزنم اما اگر پدر من نمی رفت امروز تو با خیال راحت اینجا قدم نمی زدی وقضاوت نمی کردی.
,تنها خواهش من از مردم این است دست از قضاوت بردارند وقتی کسی جانش را فدا می کند تا جلوی ورود دشمن را به خاک میهن بگیرد باید ارزش و احترامش حفظ شود و در پایان امیدوارم بتوانم راه پدرم را ادامه دهم و یاد او را زنده نگه دارم.
,انتها پیام/ج
,
ارسال دیدگاه