یادداشت

وداع عزاداران حسینی با علی اکبرهای خمینی در زنجان / نامه ای از علی اکبرهای خمینی برای عزاداران زنجانی

وداع عزاداران حسینی با علی اکبرهای خمینی در زنجان / نامه ای از علی اکبرهای خمینی برای عزاداران زنجانی
عزادارن حسینیه اعظم زنجان در شب پنجم محرم با پیکرهای شهیدان سودی و محمدی که پس از 28 سال شناسائی شده بود وداع کردند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از نسیم زنجان ،چهاردهم مرداد ماه سال1366 ، درست همان زمانی که ضد انقلاب در ارتفاعات مهم "دوپازا " کمین کرده و در حال پیشروی به شهرهای داخلی ایران از منطقه عمومی سلیمانیه عراق بود ، علی اکبرهای خمینی با رمز عملیاتی "یا فاطمه الزهرا" از اقصی نقاط کشور بر خود فربضه دانستند تا قدمی در عرصه جهاد با ضد انقلاب بردارند ، تا هم بتوانند معبر عبور ضد انقلاب در غرب کشور را مسدود کنند و هم ارتفاعات مهم "دوپازا" را به تصرف خود در بیاورند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سیم زنجان ،,

تابستان سال1366 که مصادف با درگیری محدود ایران و آمریکا در خلیج فارس همراه بود ، دو جوان زنجانی به نام های "منصور سودی " که تنها 24 بهار را به چشم دیده بود و "محمد محمدی" 17ساله ،  برای دفاع از مرز و بوم خود به ندای ولی فقیه خود لبیک گفتند و قدم در میدان جنگ با مزدوران عراقی که با تیپ 97 پیاده از لشکر 24 عراق و  چند گردان از تیپ های 81 و 18 پیاده و نیز گردان 49 تانک وارد میدان شده بودند، گذاشتند .

,

نام عملیات نصر 7 بود ، عملیاتی  که علی رغم هوشیاری نسبی دشمن همه اهداف عملیات در مرحله نخست به دست آمد و در مرحله دوم آن نیز که پس از اجرای آتش توپخانه روی مواضع دشمن از دو محور آغاز شد. نیروهای ایرانی پس از سه ساعت درگیری اولین قله از بلندی های ‹‹بلفت›› را به تصرف درآورده و جاده آسفالت سردشت- قلعه دیزه و پاسگاه مرزی بلفت را در دست خود گرفتند.
حضور دشمن روی ارتفاعات منطقه سردشت – به ویژه ارتفاع دوپازا – نه تنها استقرار نیروهای خودی را در منطقه با مشکلات زیادی مواجه می کرد، بلکه با زیرپوشش قرار دادن عناصر ضد انقلاب، تردد آنها را نیز تسهیل می نمود. بر همین اساس، انجام عملیات به منظور رفع این معضل در دستور کار فرماندهی سپاه پاسداران قرار گرفت که با موفقیت به پایان رسید.
عملیات که تمام شد ، فرصت خوبی بود تا خبری از علی اکبرهای خمینی گرفته شود ، تجربه نشان داده  بود که اگر رمز عملیات  "یا فاطمه الزهراء" باشد اکثر شهدایش به تأسی از مادر خوبان جاوید الأثر خواهند شد  و مانند حضرت زهراء خبری از محل دفن آنان پیدا نخواهد شد ، که همین طور هم شد.

,
,
,

منصور سودی و محمد محمدی نیز در این عملیات جاوید الأثر شدند و چشمان خانواده های خود را در انتظار پیکرهای خود در انتظار گذاشتند، حال در این 28 سال چه بر خانواده این شهیدان گذشت مجال صحبت در این یادداشت نیست.

,

چند ماه قبل که خبر شناسائی پیکر پاک این شهیدان اعلام شد ، اشک در چشمان زنجانی ها و علی الخصوص خانواده هایشان حلقه زد و شور و شعفی در شهر ایجاد شد .

,

انتظار ها دیگر به پایان رسیده بود ، ولی انگار رازهائی در دل این شهیدان بود که می خواستند آن را به گوش جهانیان برسانند، رازی سر به مهر که باید در زمان و مکان خاص هویدا می شد.

,

محرم موعد خوبی بود برای این رازگشائی ، شهیدان خبر دادند که ما می آئیم و در محرم هم می آئیم و در شب منتسب به علی اکبر حسین (ع) هم می آئیم .

,

شهر یکپارچه در شور و شعف شد ، ولی انگار باز دلشان نمی آمد که بی اذن مادر قدم در مجلس امام حسین (ع) بگذارند وارد شهر که شدند ابتدا به حسینیه فاطمه الزهراء زنجان راهی شدند تا دل  مادرشان را در غم از دست دادن فرزندش حسین (ع) تسکین دهند و اذن بگیرند برای حضور در مجلس فرزندش.

,

شب پنجم محرم ، شبی که منتسب به علی اکبر (ع) می باشد چشمان عزادارن حسینی در  "حسینیه اعظم زنجان" به جمال این دو شهید روشن شد و طوری از آن ها استقبال شد که حروف ، کلمات و جملات از بیان آن قاصر است .

,

آری !آمدند، در شب خوبی هم آمدند ، جای خوبی هم آمدند....

,

پیامی برای ما عزادارن در پایتخت شور و شعور حسینی و عزادارن جهان آورده بودند.

,

متن پیام به شرح ذیل است :

,

از: شهید منصور سودی و شهید محمد محمدی

,

به : کلیه عزاداران حسینی در جهان

,

ما علی اکبرهای خمینی همچون علی اکبر امام حسین (ع) سرباز ولایت بودیم و گوشه چشم نگاه ولی فقیه و امام زمانمان کافی بود تا برای دفاع از آرمان هایمان از جان خود بگذریم و همچون علی اکبر اکبر "إرباإربا " شویم.

,

سرباز ولایت بودن به سن و سال نیست ، ما بزرگ مردان کوچکی بودیم که لبیک گویان به فرمان ولی فقیه زمان قدم در میدان مبارزه با جبهه ی باطل گذاشتیم و می دانستیم که هر جائی حق حاکم شود باطل نابود خواهد شد، " جاء الحق و زهق الباطل.

,

‎حرف جدیدی برای گفتن نداریم ، تنها حرفمان این است که پشتیبان ولی فقیه باشید تا به مملکت آسیب نرسد .

,

قرار ما از ابتدا با خدا بر گمنامی بود ، ولی وقتی دیدیم حرف ولی زمان بر روی زمین مانده است ، بر خود تکلیف دیدیم تا بیائیم ، بیائیم و بگوئیم نگذارید خون هزاران شهید و آن هم برای بهانه ای به اسم تحریم نادیده گرفته شود .

,

مگر یادتان رفته است جام زهری را که به امام خمینی(ره) نوشاندند و آن را به گردن این و آن انداختند و حال در حال نوشاندن جام زهری دیگر هستند و لذا نگذرارید تاریخ دوباره تکرار شود و عده ای سهل اندیش بیایند و حرف از مذاکره بزنند.

,

نگذرارید حرف ولی زمان ، در شهر شور و شعور حسینی بر زمین بیفتد و پشیمانی دنیوی و اخروی گریبان گگیر شما شود و آمدن ما در این ایام هم برای همین تکلیف بود .

,

آمدیم بگوئیم که چرا اجازه می دهید شبهه افکنان ، در عمیق ترین عقاید مردم خدشه وارد کنند و با زیرکی دستان زمخت خود را در زیر دستکش های مخملی پنهان کنند.

,

مگر نمی بینید مادران ما را که 28 سال خون جگر خوردند و به روی خودشان هم نیاوردند

,

مگر یادتان رفته است انقلابی را که موجب بیداری اسلامی در ایران شد و حال که این انقلاب صادر شده است و کشورهای دیگر بیدار شده اند ، شما خود را به خواب غفلت نزنید .

,

انتهای پیام /

,

 

,

 

,

 

,

 

,

 

,

 

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه