گفتگو با مادر و همرزم شهید فرهنگیان در سالروز شهادتش
شهیدی که از “فرشته” گذشت و با نارنجک “رمی جمرات” کرد
سردار اسم علی فرهنگیان از شهدای شاخص استان کرمانشاه است که نگاهی به زندگی او در گفتگو با مادر و هم رزم وی گوشه ای از روح بلند این سردار جبهه های ایران را نمایان می کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از پایگاه خبری مرصاد، امروز ۲۴ دی ماه سالگرد شهادت یکی از سرداران دلاور کرمانشاه است.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, پایگاه خبری مرصاد,شهید اسم علی فرهنگیان در سال ۱۳۴۰ و در خانواده ای مذهبی و تنگدست در یکی از روستاهای شهرستان سنقربه دنیا آمد. او به دلیل حس کنجکاوی و هوش سرشاری که داشت همیشه مورد علاقه و محبت دیگران قرار داشت.
,وی تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را با تمام مشقاتی که داشت به پایان رساند و پس از آن در بهبوهه انقلاب شرکت فعالی در برپایی تظاهرات و جمع کردن بساط مراکز فساد داشت.
,او دو سال پس از انقلاب با یکی از بستگان خود ازدواج کرد که ثمره آن دو دختر ویک پسر بود.
,شهید فرهنگیان به خاطر عشق به شهادت و شناختی که از سپاه پاسداران داشت به عضویت سپاه شهرستان سنقر درآمد و در یکی از قسمت های دفتری سپاه مشغول به کار شد اما به دلیل اینکه توانایی های او در مسائل نظامی به خوبی آشکار بود به عنوان معاون فرمانده عملیات سپاه شهرستان سنقر درآمد و پس از آن نیز به دلیل نشان دادن عملکرد مطلوب در این سمت فرماندهی گردان تبوک را عهده دار شد.
,این شهید والامقام در طول دوران فرماندهی خود در درگیری های بسیاری شرکت کرد و در عملیات والفجر علاوه بر فرماندهی گردان، مدیریت خمپاره انداز های ۱۲۰ میلیمتری را بر عهده گرفت تا اینکه توانست منطقه را آزاد کند، همچنین در عملیات میمک وی دچار موج گرفتگی شد اما به دلیل از خود گذشتگی های مثال زدنی پس از دو روز دوباره به میدان جنگ برگشت.
,عملیات والفجر ۹ نیز گویای رشادت های شهید فرهنگیان است، او در این عملیات زحمات زیادی کشید تا اینکه پس از دو روز توانست به کمک تعدادی از نیروهایش قلعه هزار را آزاد کند و در عملیات آزاد سازی قسمتی از سومار مورد اصابت گلوله قرار گرفت و از ناحیه سر و کتف به شدت مجروح و مدتی در بیمارستان بستری شد، اما در حالیکه هنوز بهبودی کامل نیافته بود دوباره عازم منطقه شد.
,در سال ۶۵ شهید برای فراگیری برخی از مسائل فرماندهی به دانشگاه امام حسین (ع) تهران رفت و پس از مدتی تحصیل همزمان با شروع عملیات کربلای ۴ در حالیکه معاونت تیپ را بر عهده داشت مورد اصابت بمب های شیمیایی قرار گرفت.
,با شروع عملیات پیروزمندانه کربلای ۵ شهید فرهنگیان با درخواست خود و مسئولین به منطقه اعزام و در حالیکه فرماندهی عملیات و تیپ را بر عهده داشت در یک نبرد تن به تن شربت شهادت نوشید و پیکر پاکش پس از هفت روز محاصره شهر اهواز به زادگاهش انتقال و در همانجا به خاک سپرده شد.
,اخلاق حسنه از بارزترین خصوصیات این شهید گرانقدر و دلیر بود که همواره در کلاسهای نظامی و فرماندهی خود از این اصل استفاده کرد و در آغاز کلاس ها این نکات اخلاقی را متذکر می شد.
, ,
,
, وقتی شهید فرهنگیان دخترش را در آغوش نگرفت
,مادر شهید اسم علی فرهنگیان در گفتگو با خبرنگار مرصاد اظهار داشت: در تشیع جنازه پیکر پاک شهید مولا قلی فرهنگیان که یکی از همرزمان پسرم بود شرکت کرده بودیم و فرزندم نیز در این مراسم شرکت داشت.
,وی افزود: در این زمان نوه من که در آغوش من بود، تا اینکه چشمش به پردش افتاد شروع به گریه کردن کرد و با "بابا بابا" گفتن من را به سوی او کشاند.
,مادر شهید ادامه داد: خود من نیز مدتی بود که پسرم را ندیده بودم و خیلی دلم می خواست که او را ببوسم، لذا جلو رفته و وی را بوسیدم، خواستم دخترش را به ایشان بدهم اما او خودش را سریع از ما دور کرد و گفت: مادر مرا ببخشید، فرشته را با خود ببر، دختر شهید مولا در اینجا حضور دارد، نمی توانم در برابر چشمان او فرشته را در آغوش بگیرم.
,لحظه ای که شیطان را از خودش دور کرد
,کیومرث امینی یکی از همرزمان شهید اسم علی فرهنگیان به خبرنگار مرصاد گفت: در جریان عملیات قادر متعال در منطقه گزیل موفق به تصرف ارتفاعات فتح شده بودیم که دشمنان ضد انقلاب با حمایت از آتش سنگین توپخانه عراقی ها درصدد باز پس گیری این ارتفاعات بودند.
,وی ادامه داد: با توجه به اینکه گردان تبوک تلفات سنگینی را متحمل شده بود شهید فرهنگیان به خاطر جلوگیری از تلفات بیشتر دستور تغییر موضع داد و از آنجائیکه به دلیل پشتیبانی نادرست نیروهای خودی، فشنگ جنگ افزارهای سبک تمام شده بود شهید خود یک تنه با استفاده از نارنجک در برابر دشمن ایستاد و آنها را وادار به عقب نشینی کرد.
,این همرزم شهید یادآور شد: من که به عنوان یکی از نیروهای تحت امر شهید فرهنگیان شاهد رشادت ها و جنگجویی این شهید بزرگوار بودم، یک لحظه متوجه نفوذ یک گروه ۶ نفره از ضد انقلاب به محل استقرار شهید فرهنگیان شدم.
,امینی افزود: در این لحظه شهید ضامن آخرین نارنجک را کشید ولی در پرتاب آن اندکی تعلل کرد سپس در لحظه ای که نارنجک در دست راست وی بود با دست چپ موی سرش را کشید و سپس آن را پرتاب کرد و آخرین بقایای دشمن متجاوز را به هلاکت رساند.
,وی در پایان گفت: پس از آرامش موقعی که در منطقه حاکم شد به نزد شهید رفتم و علت تعلل در پرتاب نارنجک و کشیدن موی سرش را پرسیدم که او نمی خواست جواب دهد، اما سرانجام با اصرار من گفت در زمان پرتاب آخرین نارنجک دشمنان به شکل دوستانم در برابر چشمان من ظاهر می شدند و وسوسه می شدم که نارنجک را پرتاب نکنم، پس از لحظه ای مکث متوجه شدم که شیطان حب دنیا را بر من چیره کرده و من نیز با کشیدن موی سر خود شیطان را از خود راندم.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه