خوابگاه دانشجویی پردیس فرهنگیان؛
حکایت وضعیت خوابگاه دانشجویی تربیت مدرس سنندج/36 دانشجو و یک یخچال, 36 دانشجو و یک حمام
6 اتاق و 36 نفر جمعیت در یک نیم بلوک, سه سرویس بهداشتی و یک حمام , چه ساعت هایی از عمرشان در صف این سرویس های بهداشتی و حمام تلف شده ! نمی دانند از مشکلات حمام و آشپزخانه بگویند یا از یک یخچال برای 36 نفر! از آب سرد کردن واقع در سرویس بهداشتی بگویند یا از چک چک سقف و صدای لوله های فرسوده داخل دیوارها! تمام این موارد روزهای شیرین علم اندوزی دانشجویان پردیس فرهنیگان شهید مدرس سنندج را به آزمونی برای گذران زندگی در سخت ترین شرایط تبدیل کرده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبرنگار کُرددانش؛ سال های دور از خانه را در خوابگاه همه تجربه نمیکنند سال هایی با رنگ و بوی خوشی و ناخوشی, سال هایی که برخی از دانشجویان برای گذراندن آن، کوله پشتی خاطرات و مهربانیهای خانه را برمی دارند و به شهری دیگر میروند تا آن را این بار با خاطرات دوستان و همخانه هایی پر کنند که همانند خود از خانواده خود جدا شدهاند و برای آیندهای بهتر و کسب تحصیلات عالی، رنج دوری را به جان خریدهاند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کُرددانش, کُرددانش,با هزاران آرزو، راهی شهر غریبی میشوند تا شاید روزی رختِ فارغالتحصیلی از دانشگاه؛ غبار از چهره خسته پدر و مادرشان بشویند و با کولهباری پر به شهرستان بازگردند و ندای سرافرازی سر دهند, اما گویی آواز دهل شنیدن از دور خوش است, رویای جذاب ورود به دانشگاه و زندگی خوابگاهی چندان دوام نمیآورد بلکه همچون خوابی وحشتناک، بیداری در هر لحظهاش تبدیل به آرزو میشود!
,همه آنها که دست در امر آموزش دارند می دانند، خوابگاه برای دانشجویان در حکم خانه دومی است که باید مدت ۴ تا ۵ سال از بهترین روزهای زندگی خود را در آن سپری کنند, زندگی در چهاردیواری های کوچک با آدم های متفاوت, جایی که با وجود تمایزهای قومی، نژادی، زبانی و تا حدی سنی، همه به یک چشم دیده می شوند و از امکانات موجود در آن به یک میزان بهره مند می گردند اما دانشجویان در همین خوابگاه ها با مشکلات مختلفی دست و پنجه نرم میکنند که شاید فقط کمی صبوری می تواند لحظات زندگی خوابگاهی با کل مشکلات را شیرین کند.
,شاید پرداختن به مقوله خوابگاه و مشکلات آن برای خیلی ها سخنانی تکراری باشد، اما این امر به نظر دانشجویانی که در خوابگاه ها اقامت دارند، نه تنها کهنه و نخ نما نیست، بلکه عینیتی است که با آن دست و پنجه نرم می کنند.
,فراهم آوردن امکانات و حداقل های لازم برای تحصیل در دانشگاه ها ضرورتی انکار ناپذیر است که گاها مورد اغماض واقع میشود و به آن کم لطفی میشود, فقر امکانات زندگی همان و اتاق های پر ترافیک و مملو از دانشجویان کنسرو شده همان
,یکی از دانشگاه های سطح شهر سنندج پردیس فرهنگیان شهید مدرس سنندج است که حدود 2000 دانشجو معلم در آن مشغول تحصیل هستند در گفتگو با تعدادی از دانشجویان خوابگاهی این پردیس جویای مشکلات خوابگاه شان شدیم, در وهله اول همه انها معتقد بودند که خوابگاه های این پردیس ها حداقل استاندارهای لازم برای یک زندگی چهار ساله را ندارد و همواره از وضعیت خوابگاهها گلایه مند بودند.
,,
6 اتاق و 36 نفر جمعیت در یک نیم بلوک, سه سرویس بهداشتی و یک حمام , چه ساعت هایی از عمرشان در صف این سرویس های بهداشتی و حمام تلف شده ! نمی دانند از مشکلات حمام و آشپزخانه بگویند یا از یک یخچال برای 36 نفر! از آب سرد کردن واقع در سرویس بهداشتی بگویند یا از چک چک سقف و صدای لوله های فرسوده داخل دیوارها! تمام این موارد روزهای شیرین علم اندوزی را به آزمونی برای گذران زندگی در سخت ترین شرایط تبدیل کرده است.
,اتاق کوچکی است، بیشتر از 12 متر نیست اما شش تخت را با توسل به زور بازو در آن جا داده اند, حالا فکر کنید 6 نفر هم باید به هر شکلی در این اتاق 12 متری جا شوند،البته اگر کمد, چوب رختی و وسایل دیگر را هم بخواهند جا دهند که دیگر هیچ... نفری دو متر یعنی سرانه استفاده هر دانشجو از این فضا فقط و فقط 2 متر است (2 متر چقدر زیاد!) یک فضا فقط به اندازه یک تخت فلزی پر سر و صدا ! باید روی همین تخت هم درس بخوانند, هم غذا بخورند, هم استراحت کنند, هم بنشینند, هم بخوابند و هم ...بگذریم آنها که به همین هم راضی هستند مگر دانشجو در این اتاق کاری جز خواب دارد که ادعای بیشتر از این را داشته باشد,
,شاید از دید مسئولان فضای اتاق برای این تعداد دانشجو هم زیاد است چون دانشجو فقط جایی برای خواب می خواهد که به حمد الله هم دانشگاه این فضا را بدون هیچ کم و کاستی برای دانشجو فراهم کرده است, یک تخت و تمام, دانشجو فقط باید درس بخواند و درس بخواند و درس بخواند دیگر شرایط مکانی که باید در ان درس بخوانند مهم نیست چون دانشجویی که اهل تحصیل و فراگیری علم باشد روی سنگ سخت هم باشد می تواند درس بخواند.
,,
حالا این به کنار, اما استفاده 36 نفر از یک یخچال 12 فوتی را کجای دلمان بگذاریم تعجب نکنید درست خواندید 36 نفر و یک یخچال, یعنی دانشجویان 6 اتاق 6 نفره که دقیقا می شود 36 نفر یک یخچال دارند حالا بیاید قصه تقسیم یخچال را بشنوید, این دانشجویان یخچال را به 36 قسمت مساوی تقسیم کرده اند البته تعدادی از انها که بخشنده ترند سهم خود را به دوستان داده اند, یکی از دانشجویان بخش کوچکی از جا یخی نصیبش شده, دیگری بخش تنظیم هوای یخچال و دیگری... بیچاره دانشجویی که بخشی از سردکن یخچال نصیبش شده و باید همیشه همه مواد غذایی خود را یخ زده میل بفرماید.
,البته شاید چون آقایان مسئول از حال و اوضاع جیب دانشجویانشان خبر دارند و می دانند که جیب اکثر دانشجویانشان خالی است و قدرت خرید خیلی کم و شاید در حد صفر دارند فکر کرده اند دیگر چه احتیاجی به یخچال برای نگهداری آنچه که ندارند دارند, اصلا دانشجو را چه به یخچال, دانشجو را چه به اتاق بزرگ, دانشجو را چه به امکانات رفاهی...
,تنها یک نگاه کوتاه و سطحی به سرویسهای بهداشتی کافی است تا از رفتن به هر چی سرویس بهداشتی منصرف شوی,شیرهای خراب, چیکه اب, درب های شکسته, کف کثیف و غیر بهداشتی صحنه های تکراری و اعصاب خوردکن انها در این سرویس های بهداشتی است, عایا شما باشید می توانید این شرایط را تحمل کنید ان هم نه یک روز بلکه چند سال پشت سر هم و هر روز چندین بار...
,نکته قابل تامل قرار دادن آب سردکن در سرویس بهداشتی است دیگر فلسفه این کار چیست بماند...
,از سرویس بهداشتی که بگذریم به حمام می رسیم, یک حمام برای 36 نفر, برای یک دوش گرفتن ساده باید چندین ساعت در صف انتظار بمانند, حالا اگر بخت هم یار باشد و زود نوبتشان شود امکان سرد بودن اب, خراب بودن شیر آب و... نیز وجود دارد.
,دانشجویان خوابگاهی این پردیس با مکانی به نام اشپزخانه بیگانه هستند چون اصلا اشپزخانه ندارند تا شب های که حس گشنگی به انها دست داد بتوانند نیمرویی بزنند و با شکم گشنه سر بر بالش پر قو خود بزارند, البته وقت هایی که دیگر تحمل گشنگی از حد می گذرد هیچ راهی جز اینکه یک پیک نیک از سرپرستان خوابگاه با هزار خواهش و التماس و ترفند بگیرند وجود ندارد تا غذایی هر چند درویشی و از نوع دانشجویی درست می کنند.
,مانده ایم وقنی که ساعت 6 و 7 عصر شامی بخور و نمیر به دانشجو داده می شود چطور می توان انتظار داشت تا فردا صبح ساعت 6 و 7 هیچ نخورند و جدای از آن شاید اصلا این دانشجو از غذای سلف خوشش نیاید انوقت تکلیف چیست؟
,اکثرا دانشجویان این خوابگاه معتقدند با توجه به اینکه فضای خالی زیادی در زیر بلوک ها وجود دارد و بدون استفاده مانده است می شود به عنوان اشپزخانه استفاده کرد و با گذاشتن چند اجاق گاز, اشپزخانه ای هر چند غیر مدرن در این قسمت ایجاد کنند اما این کار کی عملی شود خدا می داند.
,دیدن ظرفشویی داخل خوابگاه هم خالی از لطف نیست
,,
کف سالن ها و اتاق های خوابگاه با موکت های کاملا غیر بهداشتی پوشیده شده است که نشست روی آنها حس بدی به آدم دست میدهد, البته بعد از گذشت مدت زمانی هر چند طولانی دیگر پوستشان کلفت شده و با این شرایط در سکوت کامل در خوشی و ارامش زندگی می کنند که خدایی ناکرده مسئولانشان با شنیدن این نوع مشکلات خاطرشان ازرده نشود و به زحمت نیفتند.
,در خوابگاه, دانشجو اغلب اوقات فراغت و استراحت خود را سپری میکند و به همین جهت قابل اهمیت است که آیا برای دانشجو حداقل امکانات فراهم است یا خیر؟ هر چند در این پردیس سالن فوتبال, تنیس و ورزش های رزمی وجود دارد اما بیشتر اوقات برای گرفتن یک سانس سالن باید بیش از دو هفته زمان صرف کنند و بیشتر به بهانه های الکی از در اختیار دادن سالن های ورزشی به دانشجویان خودداری می کنند در حالی که همین سالن را به آسانی در اختیار بخش خصوصی قرار می دهند که جاتی بسی تامل دارد...
,,
حالا به تمام این بی امکاناتی ها و مشکلات غم غربت و دوری از خانواده و دلتنگی را هم اضافه کنید ببینید این دانشجویان بیچاره با چه مشقت و سختی درس می خوانند و روزگار می گذرانند. اساتید مدیون باشید اگر این دانشجویان را بخاطر درس نخواندن بازخواست کنید خداییش دغدغه اتاق تنگ و پر جمعیت, یخچال 36 نفره, صف طولانی حمام و سرویس بهداشتی, گشنگی نصفه های شب و... فرصتی برای تمرکز کردن و درس خواندن می گذارد؟
,هر چند دوره ی زندگی در خوابگاه به فرد شیوه ی مبارزه و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات را یاد می دهد، به فرد می آموزد چگونه با کمی و کاستی ها بسازد و با حداقل ها زندگی مناسب را برای خود رقم بزند اما دیگر نه این همه کم و کاستی...
,البته ناگفته نماند از کنار زحمات بی دریغی که طی این سال ها برای دانشجویان خوابگاهی کشیده شده نباید بی درنگ عبور کرد اما با توجه به موارد ذکر شده اهمیت وجود خوابگاهی با امکانات رافاهی قابل قبول برای دانشجویان ان هم از نوع دانشجو معلم بر کسی پوشیده نیست و این حوزه نیازمند تلاش و همت بیشتر مسئولان دانشگاه است.
,دانشجویی که شاید کیلومترها راه از خانه و خانواده خود فاصله گرفته تا بتواند با رفتن به دانشگاه دوران تحصیلی خود را طی کند و بهترین آینده علمی و شغلی را برای خود رقم بزند و جوابی به زحمات چندین ساله خانواده خود دهد آیا واقعا درست است در این چنین مکانی زندگی کند؟
,با توجه به اینکه خوابگاههای دانشجویی از امکانات رفاهی دانشجویی محسوب میشود که دانشجویان بطور موقت؛ اما طولانی مدت و با امکانات مشخص برای ادامه تحصیل در آن جا استقرار مییابند؛ لازم است کیفیت ارائه خدمات خوابگاهی در شان دانشجو باشد, هر چند نمیتوان انتظار داشت که همه چیز در حد ایده آل باشد اما لااقل میتوان تلاش کرد که به ایده آل ها رسید.
,جوانان سرمایه های ملی کشور هستند اگر زندگی خوابگاهی بستر رشد و ارتقا و بالقوه کردن استعدادهای بالفعل باشد سبب شکوفا کردن استعداد جوانان می شود، اگر زندگی در خوابگاه به درستی مدیریت شود ما شاهد نسلی قدرتمند برای اینده جامعه خواهیم بود و در صورت کوتاهی کردن و مدیریت نادرست قطعا این ثروت ملی به یغما خواهد رفت پس معضلات امروز خوابگاه های دانشجویی، معضل فردای جامعه می شود و نباید نسبت به آن بی توجه بود.
, .,خوابگاه را نباید با مسافرخانه یا زندگی اجباری اشتباه گرفت، بلکه ایجاد یک شرایط مطلوب برای ادامه تحصیل حق اساسی هر دانشجو است که باید به آن احترام گذاشت.
,نکته جالب اینجاست که هر چند خود مسئولان دانشگاه به این کمبودها اذعان دارند اما تا امروز برای رفع آن اقدامی انجام نداده اند.
,اقایان مسئول زندگی آرام دانشجویی در شهری غریب و نداشتن دغدغهای جز کسب علم، آیا انتظاری زیادی است ؟
,آیا وظیفه دانشگاه چیزی فراتر از فراهم آوردن امکانات مناسب آموزشی و رفاهی است؟ آیا نباید مدیران دانشگاه افزون بر نگاه به بعد آموزشی دانشگاه، به بعد رفاهی دانشجویان نیز توجه ویژه داشته باشند؟
,]
ارسال دیدگاه