برشی از کتاب نبرد العمیه
العمیه چگونه فتح شد؟
فرمانده عراقی تصورش از نیروهای عمل کننده و فرمانده تصور دیگری بود. انتظار داشت تعدادی نیروهای عظیم الجثه، نیروهای مخصوص آموزش دیده، درجه دار و یا نیروی ویژه باشند. نه اینکه از نظر شکل و شمایل و قامت جسمی، بچههای ۱۹-۱۸ ساله باشند. من خودم ۲۱ سالم بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، در حالی که عقربههای ساعت ۲۲:۲۰ را نشان میدهد بچهها ناگهان متوجه تغییرات تدریجی آب خلیج فارس میشوند. میزان تلاطم و شدت امواج طبیعی و آرام آب به طور غیر منتظرهای درحال دگرگونی و امواج ناشی از ان در حال افزایش است. همزمان باد نسبتا شدیدی شروع به وزیدن میکند. وقوع چنین وضع غیر مترقبهای باعث نگرانی شدید غواصان و فرماندهان و مسولین مستقر در منطقه میشود چرا که پیش بینی شده بود شناورها بر اساس جدول زمانبندی در ساعت ۲۲:۳۰ همزمان با شروع جزر پای سه پایه العمیه باشند و ازآنجا به عنوان نقطه رهایی،غواصان به آب انداخته شوند،اما برخلاف انتظار همه چیز درحال تغییر است، زمان به سرعت میگذرد و فرصت از دست میرود. غواصان گردان حضرت یونس علیه السلام که از ابتدای حرکت امید داشتند به سلامت به سه پایه العمیه برسند، حیران و سرگردان در میان امواج دریا به دنبال سه پایه العمیه میگردند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,قطبنمای بعضی شناورها از کار افتادهاند .کنترل قایقها به دلیل افزایش فورس آب و تلاطم به سختی صورت میگیرد نیروها به صورت فشرده در کنار یکدیگر نشستهاند و قادر به کنترل خود نیستند. لباس غواصی، شدت گرما، شرجی بودن هوا و دریازدگی، حالت تهوع و سرگیجه شدیدی بین نیروها ایجاد کرده است. اما فرمانده گردان و مسول محور مصمماند راه خود را باز یابند. مسول محور (برادررضایی) با قایق به بویه ۸ برمیگردد تا باگرا گیری مجدد مسیر را بررسی و راه درست را به سوی سه پایه العمیه پیدا کند، لکن درراه بازگشت از بویه ۸ در عین ناباوری به نیروهای سرگردان خودی برمیخورد. دراین حال مسول اطلاعات (برادر موسوی) با دقت بیشتر راهی بویه ۸ میشود تا در برگشت با گرای معمول (۱۲۰درجه شبهای پیش از عملیات)خود را به سه پایه العمیه برساند، لیکن توفیقی بدست نمیآورد.
,در همین زمان وزش باد که از جنوب شرقی به سمت شمال غربی درجریان است، بر شدت امواج دریا و تلاطم شدید آب میافزاید، طوری که قایقها دیگر قابل کنترل نیستند. غواصان بشدت دریا زده شده، تعادل خود را از دست دادهاند. ناخوشی جسمی غواصان و هدر رفتن زمان، باعث افزایش نگرانی شده است. ساعت۲۳:۲۲ را نشان میدهد. جانشین فرمانده لشکر با گزارشهایی که دریافت میکند، درحالی که متحیر است، برای خروج نیروها از بحران، طی تماسی با برادرموسوی پیشنهاد میکند تا گروهان سوم گردان حضرت یونس علیه السلام (گروهان سوار شناور) به منطقه اعزام و جایگزین نیروهای آسیب دیده شوند وعملیات به هر نحو ممکن اجرا شود. اما این پیشنهاد مورد استقبال قرار نمیگیرد زیرا از نظر فرمانده غواصان، مهمترین اصل یعنی زمان از دست رفته است. ضمن آنکه هنوز سه پایه العمیه از دید نیروها پنهان است. تاریکی مطلق آسمان و شدت امواج و تلاطم ناشی از آن باعث کندی حرکت و انحراف شناورها شده است. فرمانده گردان و مسول محور نگران کسالت نیروها هستند. زمان بسرعت سپری میشود. با گذشت یک ساعت برادر حسین رضایی با ناراحتی پشت بیسیم اظهار میکند که هنوز سه پایه پیدا نشده است و حتی در صورت پیدا شدن سه پایه، به دلیل از دست دادن زمان و وضع نامساعد نیروها، ادامه عملیات میسر نخواهد بود. مسول محور در حالی وضعیت را گزارش میدهد که قایقهای والفجر بر اثر تلاطم دریا دستخوش امواج شده و امواجی که ارتفاع آنها گاه به ۲ متر میرسد، وضعیت را غیر عادی کرده است. از شدت امواج، آب برخی شناورها را فراگرفته است طوری که هرآن احتمال غرق شدنشان میرود.
, ,
,
, از دو گروهان نیرو، یک دسته کاملا حالشان بهم خورده است. آنها از فرط گرما لباسهایشان را کنده اند، حتی مسول گردان و فرمانده محور حال تهوع پیدا کردهاند. جریان طبیعی جزر دریا در شرف پایان است و از دقایقی بعد جریان مد آغاز میشود (ساعت ۱۶٫٫ دقیقه بامداد) به این ترتیب امید فرماندهان هدایت کننده عملیات تبدیل به یاس میگردد. لذا پس از مشورت و درنظر گرفتن این مهم که ادامه عملیات امکان پذیر نخواهد بود و همچنین با توجه به اینکه غواصان به دلیل دریازدگی توانشان تحلیل رفته و سلامتی جسمیشان درمعرض خطر است، ضمن گزارش اوضاع به فرماندهی کل سپاه که در قرارگاه خاتم الانبیاء مستقر در جوار قرارگاه تاکتیکی نوح در راس آبادان جریان را لحظه به لحظه تعقیب میکند، لغو عملیات را درخواست میکنند.
,نوزده دقیقه بعد درحالی که برادران ابوشهاب، موسوی و فدوی (مسول اطلاعات قرارگاه نوح) در شناورهای خود منتظر کسب تکلیف هستند، برادر محسن رضایی (فرمانده کل سپاه) با درنظر گرفتن این مهم که عملیات رزمندگان به وسیله رادارهای قوی دشمن کشف خواهد شد و با روشن شدن هوا خط حمله هوایی دشمن میرود، دستور می دهد: با سوار شناورها عمل کنید. در همین اثنا(ساعت۳۷٫٫ دقیقه بامداد)مسولین گردان و مسول محور که پس از ساعتها هنوز در تلاش یافتن سه پایه العمیه هستند ناگهان اعلام میکنند که به سه پایه العمیه رسیدهاند. با کشف نقطه رهایی و درپی دستور فرماندهی کل، جانشین فرماندهی لشکر، از فرماندهگردان حضرت یونس علیه السلام، می خواهد بدون استفاده از غواصان و تنها با بکار گیری سوار شناورها عملیات را ادامه دهند. اما جواب منفی مسول محور خوشحالی موقت را از چهرهها میزداید. فرمانده گردان غواص ضمن یادآوری افزایش وخامت جسمی نیروها و تحلیل توان آنها، متذکر میگردد با توجه به فوت وقت و مسافت و نیز نزدیکی ساعت مد دریا، امکان دستیابی به هدف ضعیف است. لذا جانشین فرماندهی لشکر با رجوع به جدول زمانبندی که درآن ساعات جزر و مد دریا و نیز وضعیت نور ماه به دقت مشخص شده است و ارزیابی آخرین وضعیت سرانجام در ساعت۴۲٫٫دقیقه بامداد، ضمن هماهنگی با فرماندهی کل سپاه و اعلام امادگی برای ۲۴ ساعت تاخیر درعملیات و بیان اینکه «ما جدول را نگاه کردیم فردا شب هیچ مشکلی نداریم» دستور برگشت به مواضع خودی را صادرمیکند. ساعت ۳ بامداد را نشان میدهد به محض رسیدن نیروها، مسولین محور، گردان و واحدهافراخوانده میشوند و برای مصون ماندن نیروها از خطر حمله هوایی دشمن، دستورهای لازم جهت اختفاء و استتار سریع امکانات و تجهیزات در داخل نهرها وعقبه صادر میگردد. پس از ابلاغ دستورهای مقدماتی و ضروری فرماندهان عملیات به ارزیابی و جمع بندی نقاط ضعف عملیات میپردازند تا ضعفهای جاری را مرتفع و تدابیر مقتضی را اتخاذ کنند. درپایان جلسه برادر احمدموسوی مسول اطلاعات وعملیات لشکر ۱۴ میگوید: ما قول میدهیم که امشب انشاءالله بر اساس تجربهای که بدست آوردیم حتما عملیات را انجام بدهیم…با سقوط آخرین مقر دشمن روی اسکله تعدادی از رزمندگان خود را به مرکز ستادفرماندهی دشمن در ساختمان چند طبقه میرسانند تا با پاکسازی نقطه به نقطه آن و تصرف اتاق جنگ (هدایت عملیات)،عملیات را تکمیل و به پایان برسانند.
, ,
,
, بدین ترتیب دو سه نفر از مسولین گردان حضرت یونس علیه السلام در حالی که دو سه تن از غواصان آنها را همراهی میکنند به اتاق جنگ هجوم میبرند. آنان پس از اجرای آتش سنگین به سوی اخرین مقر دشمن بیآنکه با مقاومت جدی مواجه شوند ستاد مرکز فرماندهی را تصرف کرده سربازان و افسران دشمن را به اسارت میگیرند و به سرعت وارد اتاق فرماندهی میشوند.
,محمد عزیز سعید اسیر عراقی میگوید: بی سیم خراب شد و پس از مدتی مجددا درست شد. اپراتور خودش تمام قضیه را برای فرمانده سکوی امالقصر تعریف کرده بود. فرمانده امالقصر گفت: سکو دردست شما امانت است آن را حفظ کنید او در پاسخ به درخواست کمک، اپراتور گفته بود باید تلفنگرام بزنید و در حالیکه حرف میزد، من از اتاق خارج شدم و گفتم اسکله تصرف شده، تلفنگرام به چه دردمیخورد؟! در همین وضعیت یک گلوله ۱۰۶ آمد و به اتاق اصابت کرد. هنگام ورود رزمندگان به اتاق جنگ هنوز سیستمهای راداری و مخابراتی دشمن فعال است. ظواهر امر نشان میدهد فرمانده العمیه تا آستانه سقوط اسکله، مشغول ارائه گزارش درگیری به فرماندهان خود در اسکله البکر و پایگاه دریاییام القصر بوده است. زیرا آنسوی بیسیم شخصی با صدای بلند صحبت میکرد و به نظر میرسید منتظر دریافت گزارش است. در این لحظه یکی از رزمندگان (برادر اسماعیل صادقی) پشت بیسیم رفته، با گفتن چند تکبیر خبر سقوط اسکله العمیه را به گوش فرمانده عراقی درآن سوی بیسیم میرساند.
,,
خبر فتح سکوی العمیه که از همان ابتدا در میان رزمندگان به عنوان یک معجزه الهی تلقی میشود، خیلی سریع به اطلاع فرماندهی لشکر میرسد، آنگاه خبر فوق با شوری وصف ناپذیر و با صدایی فریاد گونه به فرماندهی کل سپاه و مسولین قرارگاه نوح اعلام میشود «سکوی العمیه به طور کامل سقوط کرد» فرمانده رزمندگان غواص میگوید: برادر موسوی مسول اطلاعات و عملیات لشکر خطاب به فرمانده عراقی که درجهاش را کنده بود گفت: ایشان (برادر مظاهری) فرمانده نیروهای ما بود فرمانده عراقی با ناباوری گفت که امکان ندارد این فرمانده باشد. گفتند، نه همین است. گفت: نه این جوان است و بعید است که این باشد. باورش نمیشد. چون اسکله همه چیزش واقعا تکمیل بود:رادار، رازیت، سیستم اعلام خبر که با آژیر بود، یعنی تا احساس خطر میکردند میتوانستند این آژیر را به صدا درآورند تا کل اسکله هوشیار شود اما این سیستمها هم نتوانست عمل بکند. فرمانده عراقی تصورش از نیروهای عمل کننده و فرمانده تصور دیگری بود. انتظار داشت تعدادی نیروهای عظیم الجثه، نیروهای مخصوص آموزش دیده، درجه دار و یا نیروی ویژه باشند. نه اینکه از نظر شکل و شمایل و قامت جسمی، بچههای ۱۹-۱۸ ساله باشند. من خودم ۲۱ سالم بود.
,خلاصه فرمانده عراقی بلند شد و احترام نظامی گذاشت و دوباره نشست و پرسید: آیا فرمانده گردانتان ازآن افسرهای دوره دیده و تعلیم دیده ستادی است یا از همین آماتورهای بسیجی؟ برادرها گفتند: نه اینها نیروهای بسیجی هستند. فرمانده عراقی کنجکاوانه ادامه داد میخواهم بدانم چطور این عملیات را انجام دادید؟
,نبرد العمیه –اولین عملیات دریایی سپاه پاسداران درخلیج فارس ص۱۲۲-۱۲۶و۱۷۳-۱۷۶
, نبرد العمیه –اولین عملیات دریایی سپاه پاسداران درخلیج فارس ص۱۲۲-۱۲۶و۱۷۳-۱۷۶,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه