به مناسبت سالگرد حماسه ذولفقاری:
مرد اوراق فروشی که رکاب زد تا آبادان سقوط نکند !
دریاقلی که دوچرخهاش پنچر شد، دید که دیگر قادر به حرکت نیست، بنابراین پیاده شده و با دویدن، خود را به سپاه آبادان رساند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از عصر آبادان، دشمن تادندانمسلح به سمت آبادان پیشروی میکرد و از این هجوم گسترده کسی آگاهی نداشت. در این میان، یک جوان ساده به نام دریاقلی متوجه این قضیه میشود و با دوچرخه کهنهاش چند کیلومتر رکاب میزند تا خبر این هجوم گسترده را به آگاهی مدافعان شهر برساند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از عصر آبادان، دشمن تادندانمسلح به سمت آبادان پیشروی میکرد و از این هجوم گسترده کسی آگاهی نداشت. در این میان، یک جوان ساده به نام دریاقلی متوجه این قضیه میشود و با دوچرخه کهنهاش چند کیلومتر رکاب میزند تا خبر این هجوم گسترده را به آگاهی مدافعان شهر برساند., عصر آبادان،,, ,
دریاقلی سورانی در سال ۱۳۲۴ در روستای یانچشمه در نزدیکی سد زایندهرود در استان چهارمحال و بختیاری چشم برجهان گشود. دوران کودکی را در آنجا گذراند و بعد از مدتی در دوران جوانی به آبادان مهاجرت میکند. دریاقلی سورانی اوراق فروشی بود که در گوشهای از «کوی ذوالفقاری» آبادان و در گورستانی از اتومبیلهای فرسوده زندگی میکرد.
,در جریان حمله عراق به ایران، پس از سقوط خرمشهر، در نهم آبان ماه سال ۱۳۵۹ ارتش عراق تصمیم گرفت که آبادان را نیز اشغال کند و به همین دلیل، این شهر را محاصره و از سمت کوی ذوالفقاری به سمت شهر حمله کرد. تقدیر این بود که هنگامیکه دشمن، غافلگیرانه از رودخانه بهمنشیر گذشته و وارد آبادان شده بود، تنها دریاقلی متوجه حضور و نیت شوم دشمن بشود. این بخش از شهر، دور از مرکز آبادان بود و با توجه به درگیریهای فراوان، نیروهای زیادی در آنجا نبود تا آنکه دریاقلی سورانی با دوچرخه به سمت شهر حرکت کرد تا مسئولان سپاه را خبر کند و همانطور که رکاب میزد، فریادکنان مردم را به سمت ذوالفقاری هدایت کرد. مردم نیز با شنیدن فریادهای التماس گونه او از خانهها بیرون آمدند و با هر چه در دست داشتند، از چوب و چاقو و بیل و کلنگ به سمت ذوالفقاری حرکت کردند. در همین هنگام، دریاقلی که دوچرخهاش پنچر شد، دید که دیگر قادر به حرکت نیست، بنابراین پیاده شده و با دویدن، خود را به سپاه آبادان رساند.
,حسن بنادری فرمانده پیشین سپاه آبادان در گفتوگو با عصر آبادان اظهار کرد: وقتی دریاقلی به مقر سپاه رسید، اینجانب را از آمدن عراقیها آگاه کرد و ما نیز به نیروهای شهر، آمدن عراقیها را خبر دادیم و نیروهای مدافع وقتی به ذوالفقاری رسیدند که عراقیها تا پاسگاهی که سر راه آبادان ـ خسروآباد بود، پیشروی کرده بودند و اینگونه از سقوط آبادان جلوگیری میکند.
,,
۹ کیلومتر رکاب زنی
,
احمدقلی سورانی برادر شهید دریاقلی دراینباره اظهار کرد: دریاقلی چهار سال از من بزرگتر بود. جسارت و جرت مثالزدنی داشت و بسیار اهل شوخی و مزاح بود و اصلاً در قید مال و ثروت دنیوی نبود، بهطوریکه مدت خانهاش را به خانواده فقیر و بیسرپناهی داده بود و خودش در همان محل اوراق فروشی زندگی میکرد.
در روز واقعه باوجودآن همه خمپاره و گلولههایی که به جادهها و مسیرهای عبوری خورده بود بعید است که همه راه را با دوچرخه رفته باشد و قطعاً مسیر راه هم دویده و پیاده طی کرده است.
,
مکی یازع یکی از سرداران دوران دفاع مقدس نیز درباره حماسه زولفقاری به عصر آبادان گفت: حماسه کوی ذوالفقاری نخستین حماسه مردم پس از ۴۰ روز از آغاز جنگ تحمیلی بود. در آن روز مردم با اعلام رادیو آبادان مبنی بر عبور دشمن از بهمنشیر، خودجوش در این منطقه حاضرشده و به دفاع از شهر برخاستند.
وی افزود: مردم با سلاحهای ام.۱ و برنو در مقابل ارتش پیشرفته و مجهز رژیم بعث عراق قرار گرفتند و آنها را از منطقه ذوالفقاری عقب انداختند.
سردار یازع اظهار کرد: شهید خسرو امینیان با گروه خود که بیشتر آنها از بچههای آبادان بودند توانست اولین توپ ۱۰۶ را از دشمن به غنیمت بگیرد و ۳۵ مدافع شهر نیز در عملیات ذوالفقاری به شهادت رسیده و برخی نیز همچون حجتالاسلام غانمیان دو چشم خود را از دست دادند.
این سردار جنگ گفت: دشمن بعثی در عملیات کوی ذوالفقاری ۲۰۰ کشته داد و ۲۱ نفر از آنها نیز از سوی کمیتههای مردمی به اسارت درآمدند.
,
,
,
,
آبادان سقوط نکرد
,
مهرزاد ارشدی همرزم شهید دریاقلی نیز گفت: من هم که نوجوانی ۱۶ ساله بودم، همراه نیروها بودم. ما که به سمت ذوالفقاری میرفتیم، میدیدیم که مردم بهصورت «سیل» به سمت ذوالفقاری درحرکتاند. من با چشم خودم جوانی را دیدم که از او پرسیدم: تو که چیزی نداری چگونه میخواهی با دشمن مقابله کنی؟ همانطور که میدوید، گفت، میدوم شاید اسلحهای پیدا کنم و با آن جلوی دشمن را بگیرم. آخر اگر ما نرویم، دشمن شهر را میگیرد.
ارشدی در ادامه گفت: مردم در آن روز موفق نشدند دشمن را از ذوالفقاری عقب برانند و آرزوی استقلال آبادان را برایش به آرزویی دستنیافتنی تبدیل کنند، اما عدم سقوط آبادان در آن روز، نتیجه تلاش مخلصانه آن روز شهید دریاقلی بود. او وقتی خبر را به ما داد، درحالیکه چند کیلومتر را دویده بود، طاقت نیاورد و دوباره آن مسیر را برگشت و در کنار مردم و بسیجیان و رزمندگان در برابر دشمن ایستاد و نیروهای عراق را به عقبنشینی وادار کرد.
وی افزود: من او را میدیدیم که رجز میخواند و میجنگید. از شور و شوقی که داشت، میخندید و در اوج هیجان، به نیروهای مردمی روحیه میداد. این نشاندهنده اخلاص و ایمان او بود که تا عقبنشینی عراق ایستاد.
,
,
به گزارش عصر آبادان، اگر هشیاری، عزم و دلیری این مرد گمنام که چند روز بعد به شهادت رسید، نبود، کسی نمیداند چه رخدادهای تلخی پیش میآمد و سرانجام چه سرنوشتی برای مردم ایران و حتی منطقه رقم میخورد.
,دستکم این بود که آبادان با تلفاتی سنگین سقوط میکرد و باز پس گرفتنش نیازمند نبردهایی خونینتر و پرهزینهتر از فتح خرمشهر بود! جا دارد آنها که گذشته را به ارزانی میفروشند و بهسادگی نفی میکنند، بدانند که اگر این شهیدان گمنام نبودند، آنها امروز چیز چشمگیری برای معامله کردن و فروختن نداشتند!
, ,
,
, ,
,
, ,
,
, ,
,
, ]
ارسال دیدگاه