برگی از تقویم لاله ها؛
فرماندهان شهید اصفهان در ۳۰ دی ماه
انگشت هایم شاخه های ذهنم را به تحرک می خواند تا در فضایی از روشنی و طراوت از پاسداران میهن بنگارم. از آنانی که لبخندشان غزل غزل شعر نیایش تراوش می کند و فصل فصل نگاهشان بهار را به میهمانی می خواند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، از غلظت سهمگین لحظه ها، صدای ابرمردان آسمانی شهر من به گوش می رسد. صدای فرماندهان غیوری که بر بلندای تاریخ جاوید شدند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,در قلمرو کشورم شقایق هایی شکفتند که در انعطاف نور بالنده شدند. آنهایی که در نشئه زندگی تکراری رفتن را بر ماندن ترجیح دادند.
,درود برسروهای بی سرو تنی که ریشه در بیکران آبی آسمان دارند.
,در ۳۰ دی ماه دو فرمانده غیور در اصفهان آسمانی شدند.
, اصفهان,فریدون محمدی بداغ آبادی نهم فروردین ۱۳۴۱، درروستای بداغ آباد از توابع شهرستان لنجان چشم به جهان گشود. فریدون پدرش رضا و مادرش فاطمه بیگم نام داشت. فریدون تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد تحصیل کرد و دیپلم گرفت.
, فریدون محمدی بداغ آبادی, فریدون محمدی بداغ آبادی, بداغ آباد, لنجان,وی در سال۱۳۶۱ ازدواج کرد و صاحب دو دختر شد.
,فریدون به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. سیام دی ۱۳۶۵ با سمت فرمانده گروهان لشگر ۱۴ امام حسین(ع) در شلمچه بر اثر اصابت ترکش شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
,
سطری از توصیه نامه شهید:
امیدوارم اگر در زندگی برای شما ضرر داشتم و مصرف کننده ای بیش نبودم ، حا ل برای شما عبرتی باشد که آگاه باشید هیچکس در این د نیا جاودان نیست واین دنیا به هیچکس وفادار نخواهد کرد، باید با علممان توشه ای برای سرای جاودان تهیه کنیم، تنها راه نجات ملت و مسلمانان و مستصعفین گوش به فرمان امام بودن است و اطاعت از ولایت فقیه، باید حرکت کرد تا جویبارها یک شوند و سیلی خروشان را علیه استکبار و ظلم به راه انداخت، در پایان توصیه می کنم که یاوراسلام باشید اسلام را بشناسید وبا نیت پاک احکام آنرا عمل کنید تا رستگار شوید و دین خودرا به مردم مسلمان ادا کنید.
,
و دیگر فرمانده جان برکف، علی(امیر) روزگاریان
صحیفه زندگی علی ۲۲ بهمن ماه سال ۱۳۴۲ در تهران در خانواده ای متدین و مذهبی گشوده شد. با آمدنش فضای خانه آکنده از طراوت و شادی شد. از همان کودکی تحت تعالیم خانواده با آداب و رسوم نورانی اسلام آشنا شد و به دنبال آن در نوجوانی برای بیرون راندن ظلم و تاریکی قدم در راه دفاع از میهن نهاد و برای روشنگری افکار مردم اعلامیه ها وعکس های امام را پخش می نمود و برای مبارزه ی مسلحانه خود را مهیا کرد و اسلحه در خانه مخفی نمود.
,
او که از کودکی همراه پدر درمراسم های عزاداری شرکت می داشت، عضو هیئت خردسالان بنی فاطمه بود و فعالیت های فرهنگی می نمود. علی با تمسک به معارف اسلامی وجودش به اخلاق سنه آراسته شده بود و در همه حال به پدر و مادر احترام گذاشته و با خوش رویی و متانت دیگران را امر به معروف و نهی از منکر می کرد.
,پس از پیروزی انقلاب چون در سر اندیشه حفظ آرمان های امام را داشت به عضویت بسیج درآمد و پس از گذراندن دوره ی آموزشی درپادگان غدیر راهی جبهه شد. پس از پنج سال دلاوری و از جان گذشتگی در حالی که فرماندهی گردان یازهرا(سلام الله علیها) را بر عهده داشت در عملیات کربلای ۵ شرکت کرد و شلمچه میعادگاه وصال او شد، در اثر اصابت ترکش به پا و شکم مجروح و پس از انتقال به شیراز در بیمارستان با دنیای فانی وداع نمود.
,
چند سطری از توصیه نامه شهید:
فرزندان شما که رفتند با خدای خودشان معامله کردند و چه خوب خریداری و شما باید آماده و مهیا باشید برای فرج آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از شما پدر ومادر عزیزم می خواهم که اگر شهید شدم ناراحت نشوید. نمی گویم گریه نکنید ولی برای حسین(علیه السلام) که در میدان جنگ مظلومانه جان داد گریه کنید و صبر زینب وار داشته باشید.
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه