غسال سپیدانی:
برای تمام مرده ها گریه می کنم
اینجا غسال خانه، مرده شورخانه یا همان ایستگاه آخر است که یک روز سر و کارمان به آن میافتد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مارگون مدتها بود که منتظر فرصتی بودم تا مصاحبهای داشته باشم با افراد ی که کارشان کمی ترسناک است.. غسال یا همان مردهشور نمونه بارزی از این شغلهاست.عاقبت همه مان از زیر دستشان می گذریم و آخرین ملاقات را قبل از وداع کامل با دنیا، با آنها خواهیم داشت. برای خیلی هایمان تصور این که یک ساعت جای این افراد باشیم هم سخت است .بر آن شدم تا گزارشی تهیه کنم ازیکی از شغل هایی که آخر سر و کارمان با او خواهد افتاد دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. لذا تصمیم گرفتم به سراغ افرادی بروم که آخرین میزبانان دنیایی ما هستند و جسم بی جانمان را مهیای سفری می کنند که برگشتی در آن نیست. مرده شور یا غسال نام افرادی هستند که برخی ها به دید شغل وعده ای برای رضای خدا دست به این کار میزنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از , مارگون, مارگون, , مدتها بود که منتظر فرصتی بودم تا مصاحبهای داشته باشم با افراد ی که کارشان کمی ترسناک است.. غسال یا همان مردهشور نمونه بارزی از این شغلهاست.عاقبت همه مان از زیر دستشان می گذریم و آخرین ملاقات را قبل از وداع کامل با دنیا، با آنها خواهیم داشت. برای خیلی هایمان تصور این که یک ساعت جای این افراد باشیم هم سخت است .بر آن شدم تا گزارشی تهیه کنم ازیکی از شغل هایی که آخر سر و کارمان با او خواهد افتاد دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. لذا تصمیم گرفتم به سراغ افرادی بروم که آخرین میزبانان دنیایی ما هستند و جسم بی جانمان را مهیای سفری می کنند که برگشتی در آن نیست. مرده شور یا غسال نام افرادی هستند که برخی ها به دید شغل وعده ای برای رضای خدا دست به این کار میزنند., . , ., .,اینجا غسالخانه یا مرده شورخانه یا همان ایستگاه یکی مانده به آخراست که یک روز سر و کارمان به آن میافتد.
, اینجا غسالخانه یا مرده شورخانه یا همان ایستگاه یکی مانده به آخراست که یک روز سر و کارمان به آن میافتد., .,
حال و هوای اینجا کمی سنگین وکمی هم ترسناک است. بوی رطوبت و نمو صدر و کافورتوی هوا پیچیده و به افرادی فکر می کنی که امروز یا چندروز قبل در اینجا بوده اند. اتاقی بزرگ و تانیمه کاشی شده، در وسط اتاق سکویی سنگی است ودر کنارآن شیر آبی است با یک شیلنگ بلند. در گوشه دیگر چند سطل آب، وسایل شستشو، چکمه، دستکش؛ آن طرف ترهم بیل و کلنگ و فرغون که نظرهارا جلب میکند.
غسال خانه شهرما، غسال ثابتی ندارد. هرکسی که فوت می کند بعضی از مردم چه زن یا مرد بستگی به جنسیت میت دارد برای رضای خدا دست به این کار خداپسندانه میزنند . گفتوگوی با یکی ازاین غسالها رادر ادامه آمده است:
غسال خانه شهرما، غسال ثابتی ندارد. هرکسی که فوت می کند بعضی از مردم چه زن یا مرد بستگی به جنسیت میت دارد برای رضای خدا دست به این کار خداپسندانه میزنند . گفتوگوی با یکی ازاین غسالها رادر ادامه آمده است:, .,
,
دلیل انتخابتان برای رفتن به سمت غسالی چه بوده است؟
, دلیل انتخابتان برای رفتن به سمت غسالی چه بوده است؟ , دلیل انتخابتان برای رفتن به سمت غسالی چه بوده است؟,این سوال را خیلی ها از من می پرسند و من پاسخ همه شان را یک جور آغاز می کنم. من در کودکی پدرم را از دست دادم و در قدیم رسم بود مرده ها را ساعتی در منزل نگاه میداشتند تا تمامی آشنایان بیایند ومن درآن ایام نوجوان بودم و از اسم مرده هم می ترسیدم ولی نسبت به پدرم و نام مرده واکنشی نشان ندادم از آن موقع بود که ترسم نسبت به مرده کمتر شد. باتوجه به نزدیکی خانه مان درکنارقبرستان گاه گاهی شستن مرده ها را می دیدم و از بالای پنجره مرده شورخانه (غسالخانه) نگاه می کردم.
, این سوال را خیلی ها از من می پرسند و من پاسخ همه شان را یک جور آغاز می کنم. من در کودکی پدرم را از دست دادم و در قدیم رسم بود مرده ها را ساعتی در منزل نگاه میداشتند تا تمامی آشنایان بیایند ومن درآن ایام نوجوان بودم و از اسم مرده هم می ترسیدم ولی نسبت به پدرم و نام مرده واکنشی نشان ندادم از آن موقع بود که ترسم نسبت به مرده کمتر شد. باتوجه به نزدیکی خانه مان درکنارقبرستان گاه گاهی شستن مرده ها را می دیدم و از بالای پنجره مرده شورخانه (غسالخانه) نگاه می کردم., .,از چه زمانی برای کار اقدام کردید؟
, از چه زمانی برای کار اقدام کردید؟ , از چه زمانی برای کار اقدام کردید؟ ,بعداز ازدواج وبزرگتر شدنم برخی از منسوبینم که فوت می کرند تا درب غسالخانه می آمدم و فقط نگاه میکردم و با فوت تنها برادرم که چند سالی از من کوچکتر بود و برای کار به شهر دیگری رفته بود. او وصیت کرده بود که من غسلش دهم. و برای اولین بار این کار را انجام دادم برایم سخت بود ولی باید به وصیت او عمل می کردم.
, بعداز ازدواج وبزرگتر شدنم برخی از منسوبینم که فوت می کرند تا درب غسالخانه می آمدم و فقط نگاه میکردم و با فوت تنها برادرم که چند سالی از من کوچکتر بود و برای کار به شهر دیگری رفته بود. او وصیت کرده بود که من غسلش دهم. و برای اولین بار این کار را انجام دادم برایم سخت بود ولی باید به وصیت او عمل می کردم.,ملاقات بابرادر، روی سنگ غسالخانه؟
, ملاقات بابرادر، روی سنگ غسالخانه؟, ملاقات بابرادر، روی سنگ غسالخانه؟, ملاقات بابرادر، روی سنگ غسالخانه؟,یاد آوردن آن خاطره مثل اینکه همین الان اتفاق افتاده است ( اشک در چشمانش جاری می شود).برای من که چندسال با برادرم قهر بودم و برایم سخت بود برادری که به خاطر مسئله ای کوچک ترک دیا رکرده بود و بخاطر مشکلاتی که برای او درست کردم حاضر نشد به شهر ما برگردد. و همیشه خود را مقصر میدانم آب که بر روی بدنش می ریختم با اشک من آمیخته میشد اشکی که دیگر فایده ای نداشت.
, یاد آوردن آن خاطره مثل اینکه همین الان اتفاق افتاده است ( اشک در چشمانش جاری می شود).برای من که چندسال با برادرم قهر بودم و برایم سخت بود برادری که به خاطر مسئله ای کوچک ترک دیا رکرده بود و بخاطر مشکلاتی که برای او درست کردم حاضر نشد به شهر ما برگردد. و همیشه خود را مقصر میدانم آب که بر روی بدنش می ریختم با اشک من آمیخته میشد اشکی که دیگر فایده ای نداشت., ., .,از حس و حال معنوی در هنگام کار بگویید؟
, از حس و حال معنوی در هنگام کار بگویید؟, از حس و حال معنوی در هنگام کار بگویید؟,بعضی وقتهاکه شروع میکنیم یک دعای خاص معمولا زیارت عاشورا را بلند بلند و با صوت خاصی میخوانیم آن موقع حس میکنم که روح مرحوم آنجاست و نگاهمان میکند.
, بعضی وقتهاکه شروع میکنیم یک دعای خاص معمولا زیارت عاشورا را بلند بلند و با صوت خاصی میخوانیم آن موقع حس میکنم که روح مرحوم آنجاست و نگاهمان میکند., .,تاثیر این کار بر روحیه شما تا چه حد بوده است؟
, تاثیر این کار بر روحیه شما تا چه حد بوده است؟, تاثیر این کار بر روحیه شما تا چه حد بوده است؟,چون برای رضای خدا این کار را انجام می دهم بعد از شستن هر میتی احساس میکنم کمی آرام و سبک تر شده ام و سعی می کنم تا چند روزی از این حالت خارج نشوم.
, چون برای رضای خدا این کار را انجام می دهم بعد از شستن هر میتی احساس میکنم کمی آرام و سبک تر شده ام و سعی می کنم تا چند روزی از این حالت خارج نشوم.,یاد مرگ در کیفیت زندگیتان تاثیر مثبت داشته یا منفی؟
, یاد مرگ در کیفیت زندگیتان تاثیر مثبت داشته یا منفی؟, یاد مرگ در کیفیت زندگیتان تاثیر مثبت داشته یا منفی؟,اگر بگویم به یاد مرگ نیستم دروغ گفته ام در بعضی مواقع که یاد مرگ می افتم زندگی برایم بدون معنی است و کمتر عصبانی می شوم و خود را کمتر درگیر مسائل دنیوی می کنم. من خیلی زودرنج بودم، اماتحملم بالا رفته، خودم همیشه فکر می کردم دیدن مرده و یاد مرگ باعث آرامش من شده است.
, اگر بگویم به یاد مرگ نیستم دروغ گفته ام در بعضی مواقع که یاد مرگ می افتم زندگی برایم بدون معنی است و کمتر عصبانی می شوم و خود را کمتر درگیر مسائل دنیوی می کنم. من خیلی زودرنج بودم، اماتحملم بالا رفته، خودم همیشه فکر می کردم دیدن مرده و یاد مرگ باعث آرامش من شده است.,دیدن بعضی صحنه ها آزارتان نمی دهد؟ با کمی مکث، جوابمان را می دهد.
, دیدن بعضی صحنه ها آزارتان نمی دهد؟ با کمی مکث، جوابمان را می دهد. , دیدن بعضی صحنه ها آزارتان نمی دهد؟, با کمی مکث، جوابمان را می دهد. ,بله دیدن جنازه جوان خیلی برایم سخت است و من خود داغدار برادر جوانم هستنم و این داغ تا ابد بر دلم نقش بسته است. در برخی از موارد هم موردهای تصادفی و از قبیل اینها هستند که انسان را کمی آزار می دهد.
, بله دیدن جنازه جوان خیلی برایم سخت است و من خود داغدار برادر جوانم هستنم و این داغ تا ابد بر دلم نقش بسته است. در برخی از موارد هم موردهای تصادفی و از قبیل اینها هستند که انسان را کمی آزار می دهد. ,در این مدت با مورد عجیبی برخورد کرده اید؟
, در این مدت با مورد عجیبی برخورد کرده اید؟ , در این مدت با مورد عجیبی برخورد کرده اید؟ ,مرده ای را آوردند چون او را می شناختم سعی کردم بدون وضو دست به او نزنم چون آدم بسیار با تقوایی بود. با اینکه وضع مالی خوبی نداشت اما خیلی دست به خیر بود. کار غسلش خیلی خیلی زودتر از همیشه تمام شد. فرزندی نداشت و همسرش چند سالی است به رحمت خدا رفته، ما برای برخی از مواقع کفنی آماده داریم میخواستیم او را کفن کنیم که شخصی وارد شد و گفت این امانت برای فلانی است چند سال پیش با هم به کربلا رفته بودیم واین امانت را به من سپرد و گفت نزد خود نگهدار تا به وقتش. تا آن زمان هیچکس نمی دانست این شخص به کربلا رفته باشد.
, مرده ای را آوردند چون او را می شناختم سعی کردم بدون وضو دست به او نزنم چون آدم بسیار با تقوایی بود. با اینکه وضع مالی خوبی نداشت اما خیلی دست به خیر بود. کار غسلش خیلی خیلی زودتر از همیشه تمام شد. فرزندی نداشت و همسرش چند سالی است به رحمت خدا رفته، ما برای برخی از مواقع کفنی آماده داریم میخواستیم او را کفن کنیم که شخصی وارد شد و گفت این امانت برای فلانی است چند سال پیش با هم به کربلا رفته بودیم واین امانت را به من سپرد و گفت نزد خود نگهدار تا به وقتش. تا آن زمان هیچکس نمی دانست این شخص به کربلا رفته باشد.,از بدترین خاطره تان بگویید.
, از بدترین خاطره تان بگویید., از بدترین خاطره تان بگویید, .,بدترین خاطره هایم هم مربوط می شود به موارد فوت کودکان و جوانان که کودکان شیرخوار مرگشان خیلی برایم سخت است باید کودک را در بغل بگیری وآرام آرام آب بریزید وغسل کنید.
, بدترین خاطره هایم هم مربوط می شود به موارد فوت کودکان و جوانان که کودکان شیرخوار مرگشان خیلی برایم سخت است باید کودک را در بغل بگیری وآرام آرام آب بریزید وغسل کنید.,از وقتی اینکار را انجام می دهید دیدتان نسبت به غسالها تغییر کرده یا همان زمان که پشت شیشه بودید هم همین تصور را از اینها داشتید؟
, از وقتی اینکار را انجام می دهید دیدتان نسبت به غسالها تغییر کرده یا همان زمان که پشت شیشه بودید هم همین تصور را از اینها داشتید؟, از وقتی اینکار را انجام می دهید دیدتان نسبت به غسالها تغییر کرده یا همان زمان که پشت شیشه بودید هم همین تصور را از اینها داشتید؟,همیشه از این آدمها می ترسیدم و فکر می کردم بدنشان و دستانشان نجس است تا اینکه خودم آمدم و دیدیم. همیشه فکر می کردم این آدم ها افسرده هستند و از دنیا به دور میشوند، غسال ها، آخرین افرادی هستند که با انسان سر و کار دارند و مهمترین کار را برای او انجام می دهند، پس باید همواره آدم های پاک و خالصی باشند و من این پاکی را در بین آنها می بینم.
, همیشه از این آدمها می ترسیدم و فکر می کردم بدنشان و دستانشان نجس است تا اینکه خودم آمدم و دیدیم. همیشه فکر می کردم این آدم ها افسرده هستند و از دنیا به دور میشوند، غسال ها، آخرین افرادی هستند که با انسان سر و کار دارند و مهمترین کار را برای او انجام می دهند، پس باید همواره آدم های پاک و خالصی باشند و من این پاکی را در بین آنها می بینم., .,تا حالا برایت پیش آمده برای میت غریبه ای گریه کنی؟
, تا حالا برایت پیش آمده برای میت غریبه ای گریه کنی؟, تا حالا برایت پیش آمده برای میت غریبه ای گریه کنی؟,بله من برای هر کسی که به اینجا می آورند گریه می کنم دست خودم نیست طاقتم کم شده است.خیلی برایم اتاق افتاده در مرگ جوانان وکودکان
, بله من برای هر کسی که به اینجا می آورند گریه می کنم دست خودم نیست طاقتم کم شده است.خیلی برایم اتاق افتاده در مرگ جوانان وکودکان, .,شما چه تعریفی از مرگ دارید؟
, شما چه تعریفی از مرگ دارید؟, شما چه تعریفی از مرگ دارید؟,مرگ مانند پلی است که مارا از این دنیا به جهان دیگر می رساند.
, مرگ مانند پلی است که مارا از این دنیا به جهان دیگر می رساند.,چه آرزویی دارید؟
, چه آرزویی دارید؟,آرزو دارم عاقبت بخیر شوم اول پاک شوم بعدخاک شوم
, آرزو دارم عاقبت بخیر شوم اول پاک شوم بعدخاک شوم,دوست دارید چه کسی شما را غسل دهد؟
, دوست دارید چه کسی شما را غسل دهد؟, دوست دارید چه کسی شما را غسل دهد؟,
با گریه می گوید دوست داشتم برادرم مرا غسل می داد.
به عنوان سوال آخر، می خواهید این کار را ادامه دهید؟
بله چون این کار برای رضای خدا می باشد و من را به خدا نزدیکتر می کند و برایم جالب است و دلم میخواهد تازمانی که توان داشته باشم این کار را انجام دهم. البته شنیده ام در شهرهای بزرگ این کار ما شغلی برای بعضی از افراد محسوب می شود اما من این کار را فقط وفقط برای رضای خدا انجام می دهم.
به عنوان سوال آخر، می خواهید این کار را ادامه دهید؟
بله چون این کار برای رضای خدا می باشد و من را به خدا نزدیکتر می کند و برایم جالب است و دلم میخواهد تازمانی که توان داشته باشم این کار را انجام دهم. البته شنیده ام در شهرهای بزرگ این کار ما شغلی برای بعضی از افراد محسوب می شود اما من این کار را فقط وفقط برای رضای خدا انجام می دهم. , .,
,
, به عنوان سوال آخر، می خواهید این کار را ادامه دهید؟,
,
]
ارسال دیدگاه