آخرین زحمت ما در این دنیا بر گردن غسال و غسالههایی است که بی هیچ چشمداشتی در گوشهای از شهر آخرین تطهیرهای جسم مادی را انجام میدهند.
درست است که شغل مردهشوری برای کسی جذابیت ندارد؛ اما وقتی در این شغل باشی بیشتر از سایرین به فانی بودن دنیا پی میبری؛ چرا که من خودم در این مدت صحنههای بسیاری دید…
جمعی از نمایندگان دفتر استفتائات رهبر معظم انقلاب و مراجع عظام تقلید و همچنین مدیران آرامستانهای کشور از نزدیک به بررسی دستگاه مکانیزه تطهیر متوفی در آرامستان بهشت…
سید ابراهیم موسوی پیرمردی 75 ساله از دیارکبودر آهنگ همدان وهمسرش نیز کودکی را در کربلای معلی سپری کرده و امروز نیز ساکن روستای منجیل آباد رباط کریم هستند.
اینجا غسال خانه، مرده شورخانه یا همان ایستگاه آخر است که یک روز سر و کارمان به آن میافتد.
گوشه ای از این شهر پر هیاهو عده ای به شغلی مشغولند که فردا و پس فردا، میزبان تک تک ما و شریک حزن و اشک بازماندگانمان می شوند تا جسمی را مهیای سفر به دیار باقی کنند.
روح حاج غلامحسین با رفت و آمد های هر روزه اش در میان اسرای خاک و آزدگان تن و مشاهده انسان های دیروز خیابان ها روی سنگ غسالخانه و زیر دستان خود، صاف و صیقلی شده بود …
از شغلم راضیام. قبل از مردهشویی ازدواج کردم. زنم با این حرفه مشکلی ندارد. مدیرعامل اسبق بهشت زهرا را خودم غسل کردم. از مرگ هم نمیترسم.
صفحه 1 از 1