بزرگ بودن یک ملت به بزرگ بودن اندیشه جمعی و فردی تک تک جمعیت آن است!
روشن است که پیشرفت و ترقی همه ملتها جدا از نوع حکومت و ساختار سیاسی، رابطه مستقیمی به نوع فرهنگ، خصوصیات فردی و گروهی مردم دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز، توسعه انسانی مردمان یک دیار و منطقه، تنها مسیر تعالی آن مردمان به موقعیتهای مختلف اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی و... است و صورت ساده وغیرقابل انکار آن: هر آیینه تا مردمان یک منطقه و یک شهر خود را در آینه روزگار بزرگ و کلان نبینند، خواستهها و نیازهاشان را نیز بزرگ و کلان نخواهند دید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز,بزرگ بودن یک ملت به بزرگ بودن اندیشه جمعی و فردی تک تک جمعیت آن است نه در کوچک و بزرگ بودن جغرافیای محل سکونت و جایگاه آنان. مردمی که (زمان) حال مؤثر نداشته باشد، هدف و مسیر مشخصی نیز برای آینده نخواهد داشت. مردمی که بزرگی، نشانه اندیشه آن است، به حتم از اخلاق و منش بزرگی نیز بهره میبرد. اخلاقی که در آن رعایت، زبان و کلام، حرمت انسانی یک دیگر، احترام به حضور و غیبت یکدیگر، صرف همه توان برای یک دل شدن و... اس و اساس است. برای شناختن نشانههای چنین خلق و خوی بزرگ که برسازنده اندیشهای بزرگ است باید به آسیب شناسی اجتماعی خود و فرهنگ خود بپردازیم.
,روشن است که پیشرفت و ترقی همه ملتها جدا از نوع حکومت و ساختار سیاسی، رابطه مستقیمی به نوع فرهنگ، خصوصیات فردی و گروهی مردم دارد. وجود برخی خصایص منفی و نابهنجار در بین انسانها بطورغیر قابل انکاری میتواند در مسیر رشد و پیشرفت جوامع تأثیری معکوس داشته و این ویژگیهای منفی با نهادینه شدن در فرهنگ و زندگی روزانه موانع بزرگی بر سر راه تغییرات مثبت اجتماعی و سیاسی بر جای گذارند. صفاتی که عمدتاً ارتباطی به نوع حکومت نداشته و معمولاً ریشه در تربیت، شخصیت و اعتقادات مردم دارد. شاید اگر دقت کرده باشیم در جریان عادی زندگی ما اهالی شهرارومیه نیز مواردی به چشم میخورد که به شدت به آنان خو گرفتهایم. مواردی که بیشتر حکایت از وجود فاصلههای عمیق بین ما اهالی شهر در هر حالت و در هر موقعیت دارد. این موارد همه از بد خلقیها و حتی بیاخلاقی زندگی معاصر سرچشمه میگیرذ که باید پیشگیری و مدیریت شوند.
,مواردی که در ادامه به آن خواهیم پرداخت در واقع برآیند خصایص منفی ما مردمی است که با وجود این صفات از وجود یک اخلاق، خلاقی که زمینه ساز اندیشه بزرگ و کلان شود، محروم گشتهایم. این محرومیت ما را در ایجاد جریان توسعه انسانی و گذار از آن به توسعه فرهنگی محروم کردهاست.
,دروغگویی:
,نبود صداقت در گفتار و کردار باعث بوجود آمدن حس بی اعتمادی بین انسانها در زمینههای مختلف مانند روابط خانوادگی، تجارت و سیاست میگردد. در چنین محیطی دیگر براحتی نمیتوان به دیگران اعتماد کرد و نوعی حس نا امنی در جامعه شکل میگیرد. دروغ توسط افرادی سست عنصر و ضعیف گفته میشود که مایلند با طی کوتاهترین مسیر به اهدافشان دست یابند.
,ریا کاری:
,یکی نبودن ظاهر و باطن، آنچه که در درون میگذرد با آنچه که در بیرون اتفاق میافتد متفاوت است. خصیصهای که بذر نفاق و دورنگی را در نهاد انسانها میکارد و محصولی جز ناامیدی و احساس عدم اطمینان دربر نخواهد داشت. فقدان خلوص نیت در انجام کارها و دو رویی چهرهای زشت از انسانها بر جای گذاشته و ارزش عمل انجام شده را بسیار کاهش خواهد داد.
,چاپلوسی:
,اشاعه فرهنگ چاپلوسی بخصوص در محیطهای کاری صدمات جبران ناپذیری به بخش اقتصاد و ساختار اداری وارد میآورد. انسانها باید بیاموزند بدون اغراق و صریح و با صداقت صحبت کنند ولو اینکه به ضررشان باشد. چرب زبانی صرفا ً برای گرفتن امتیازات در هر زمینهای امری نکوهیده است. هر فردی باید بتواند بدون واهمه به انتقادات سالم از دیگران بپردازد و مصالح را قربانی منافع خود نکند.
,حسادت:
,خاموش کردن شمع دیگری هرگز باعث نخواهد شد، شمع شما درخشانتر و نور افشانتر شود. حسادت یکی از ویرانگرترین خصیصههای انسانی است که هم خود شخص رنج میبرد و هم باعث رنج دیگران میشود. فرد حسود خودش را در موقعیتی پایینتر از نفر مقابل مییابد و در خود احساس ضعف میکند و به جای رفع کاستیهای خود شروع به ضربه زدن به او میکند. وسعت اثرات این خصیصه آنقدر بزرگ است که میتواند زندگی افراد را از هم بپاشد.
,تنگ نظری:
,اینکه کسی از موفقیت، شادی و داشتههای دیگران ناراحت و از شکست و مشکلات و غم آنها خوشحال شود نوعی اختلال روانشناختی محسوب میگردد. افراد مبتلا کلاً نمیتوانند تاب بیاورند که کسی به موقعیتی بهتر دست یابد و در این راه سعی میکنند سنگهای فراوانی به سمت وی پرتاب کنند. شاید در ظاهر خوشحال به نظر برسند ولی درونشان شعلههای آتش فوران میکند. هدف اصلی زندگی انسانها کمک به هم نوع برای رسیدن به موفقیت آنها است و نه برعکس. بنابراین انسانهای تنگ نظر بر خلاف رودخانه پیشرفت حرکت میکنند و جریان آن را کند مینمایند.
,خودخواهی:
,شرط اصلی و عمده هموار شدن مسیر پیشرفت و رفع همه مشکلات این است که "خودخواهی" را به سمت "دیگرخواهی" سوق دهیم. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم بسیاری از معضلات و ناهنجاریهای رفتاری مردم ریشه در این خصیصه دارد. وقتی منفعت شخصی بر منفعت همگانی ارجحیت پیدا کند شاهد آن خواهیم بود که بیقانونی، هرج و مرج، مشاجرات و ناامنی رشد چشمگیری پیدا میکند.
,شخصیت پرستی:
,شخصیت پرستی را میتوان در جوامع امروزی برای بت کردن افراد و ایجاد شخصیتی بیبدیل، افسانهای و قابل پرستش در عرصههای مختلف مانند ورزش، سینما، تجارت و... به وضوح مشاهده کرد. آفت شخصیت پرستی باعث میشود که مردم چهرهای قهرمان از فرد مورد نظرشان مجسم کنند که هیچ ایراد و انتقادی به وی وارد نیست ودر نتیجه زبدهتر از وی نیز نمیتواند راه کار ارائه دهد در حالت کلی همه انسانها ممکن است گاهاً دچار اشتباه شوند و این یعنی "انسان بودن."
,خرافه پرستی:
,شاید از ابتدای خلقت بشر، خرافات و عقاید بیاساس یکی از عواملی بوده که تا به امروز در دنیای تکنولوژی و صنعت هنوز هم گریبانگیر بسیاری از افراد است. عقایدی که نسل به نسل و بدون هیچ پشتوانه علمی، دینی و منطقی، منتقل شده و سبب گردیده مشکلات و گرفتاریهای زیادی برای نوع بشر بوجود آید.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه