یادداشت
آسیب شناسی آموزش و پرورش و اوضاع فعلی تدریس در کشور
به نظر شما مهمترین حرفه در جوامع امروزی چیست؟ شاید با خودتان فکر کنید این پرسش، مانند انبوه پرسشهای مشابه میتواند ذاتی نسبی داشته باشد و به تناسب آن، دریایی از پاسخها.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ محمدحسین جعفریان در سخن پرس نوشت:
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
شاید آن قدر به نسبی بودن پاسخ آن یقین داشته باشید که چنین پرسشی را اصولاً مبتذل و پرداختن به آن را کاری بیهوده بدانید؟ اما گذشته از تمام اینها، پاسخ چیست؟ رئیس جمهور؟ وزارت؟ وکالت؟ قهرمانی ورزش؟ ستاره سینما؟ قضاوت؟ و... یا چنانکه برخی از آنها که روشنفکرتر مینمایند و تلاش در متفاوت بودن دارند و پاسخهای ویژه میدهند، مثلاً: مسؤولان بهداشت شهری، رفتگرها یا شغلی که احتمالاً اغلب شما که این سطور را میخوانید در اندیشه آن هستید، یعنی؛ معلمی؟! بیتردید، معلمی نزدیکترین پاسخ است. شغلی که شغل انبیا بوده است.
,
آنچه من به عنوان پاسخ در ذهن دارم نیز بسیار به معلمی نزدیک و در واقع شاخهای و شعبهای از آن است. به گمان من، آنها که متون درسی را در هر سرزمینی مینویسند و یا انتخاب و تدوین میکنند، مهمترین شغل را دارند. آنها هستند که در گام نخست تعیین میکنند نسل آینده چگونه ببیند، بخواند و بیندیشد. البته شاید همه شما اکنون در این فکر باشید که با ضریب نفوذ در حال گسترش رسانههای مجازی، کم کم آموزش و پرورش سنتی در جوامع کمرنگ شده و نقش محوری خویش را واگذار میکنند. این تصور تا حدی درست است. اما به گمان من در این باب تا حدی غلو شده و دنیای مجازی بیشتر از توانش به حساب آمده و البته فقط زمان قادر است درستی و نادرستی این باور را محک بزند؛ این را از آن جهت میگویم که یک آموزش و پرورش هوشیار و هدفمند قادر است نسلی تربیت کند که در مواجهه با سیلاب ویرانگر فضای مجازی، به جای تسلیم شدن و تاریکی و نابودی و خانه خرابی متعاقب آن، این سیلاب را هدایت کند، بر آن سد بزند و توربینهای عظیم را به چرخش درآورد و نور تولید کند. میتواند گزینش کند، فقط باید پیشتر، آموزش و پرورش، مهارتهای لازم را به آن نسل آموخته باشد.
,
ما به فرزندانمان میآموزیم چگونه خوب زندگی کنند و البته این مستلزم آموزش و یا دست کم نمایش و شرح بدیها نیز هست. وقتی تاریکی را شناختید آنگاه معنا و ارزش واقعی نور را درمییابید. آن وقت حاضرید برای جلوگیری از تیرگی، از خودگذشتگی کنید. حاضرید برای استیلای نور فداکاری کنید، زیرا بدیها و خوبیهای هر یک را بخوبی آموختهاید. با گذشت زمان برخی مفاهیم دستخوش دگرگونی میشوند. شیوههای رسیدن به نیکنامی و بدنامی تغییر میکند.
,
برخی ارزشها بسادگی به ضد خود بدل میشوند و برخی ضدارزشها رنگ عوض میکنند. با این وصف وقتی سخن از فناوری و بهرهگیری از آن در جامعه میشنویم، نخستین جایی که این فناوری باید ظهور و بروز پیدا کند تا در ادامه کل جامعه ما را به دنبال خود به سمت صلاح بکشد، بیگمان صنایع، رسانهها، ورزش یا شهرسازی و اقتصاد و غیره ما نیست، بلکه آموزش و پرورش ماست. نمیخواهم بحث را بیشتر از نیاز آن پیچیده کنم. من فکر میکنم آنهایی که محتوای کتابهای درسی فرزندان ما را بویژه در دورههای پیش از دانشگاه، یعنی از آموزش ابتدایی تا دانشگاه گزینش و تدوین میکنند و مهم و حساسترین شغل این سرزمین و در حقیقت سررشته همه چیز را در دست دارند به گمان من باید نخبگان، نوابغ و متفکران بزرگی در هر عرصه به همراه چهرههای درخشان و متخصص این حوزه کمیتهای را تشکیل دهند که محتوای کتابهای درسی را معلوم و تدوین و عرضه میکنند. هر گاه این مجموعه از سرعت، دقت و توان و تخصص لازم برخوردار نباشد، تولیداتش براساس نیازسنجی مناسبی صورت نگیرد، متوجه تغییرات شگفت جهان پیرامون ما نبوده و اگر بوده برای همراهی با آن در حسنات و مقابله با آن در مضرات و معاصی برنامه مدونی نداشته باشد، ما سخت آسیب پذیر میشویم. زیرا مثلاً فناوری نبردها به مرحله جنگهای اتمی و موشکهای بالستیک و تهاجمات میکروبی رسیده و ما همچنان در حال آموختن چگونگی استفاده بهینه از تیر و کمان و شمشیرهای جدیدتر در میادین نبرد هستیم. فرستادن سربازانی با این کیفیت آموزشی به میدان (حال هر چقدر هم در آن فنون زبده به بار آیند)، پیشاپیش محکوم به شکست است. اکنون نمیخواهم زیادی موضوع را بپیچانم و شما را خسته کنم. شکر خدا تا امروز هم چندان از قافله عقب نبودهایم. اما کافی نیست. باز هم در این باره خواهم نوشت. اما این را بگویم که در کتابهای درسی ما، بسیارند دروسی موازی و اضافی و غیرضرور که بود و نبودشان خدشهای به آموزش مخاطب وارد نمیکند، اما در آن سو متأسفانه باز هم چه بسیارند مفاهیم، هنجارها و اصولی که هیچ رد پایی از آنها در کتابهای درسی فرزندان ما نیست و یک عمر پس از آن ما با هزار و یک شیوه سعی میکنیم این کاستی آموزشی را جبران کنیم.
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه