فتوت، فضیلت فراموش شده؛
بازنمایی خصلتهای فتوت و پهلوانی در تولیدات رسانهای ایران و غرب
بازنمایی خصلتهای پهلوانی و فتوت و نسبت آن با انقلاب اسلامی ایران، تصویری که تلویزیون ایران در پیش چشم مخاطب خود به نمایش می گذارد، و سوء استفادههایی که مستندهای ماهوارهای در زشت نشان دادن سنتهای باستانی ما انجام دادهاند، از دغدغههای این مقاله است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ندای اصفهان، فرهنگ بومی هر ملتی خود یک سرمایه است و این سرمایه نبایستی از بین برود. عدم شناخت صحیح نسبت به این سرمایهها موجب میشود به راحتی ارزشهای غنی خود را از دست بدهیم. به عنوان مثال جوانمردی به مثابه یک ایده و نظام اخلاقی در تاریخ و فرهنگ ما محدودههای مشخصی دارد و به عنوان آرمان و عرفی مقبول و ستودنی، همواره مورد توجه مردم این سرزمین بوده و باید در افقی گستردهتر مورد توجه قرار گیرد. عناوینی همچون عیاران، شاطران، سربداران و فتیان، در فرهنگ کشورمان ریشهای دیرینه دارند و آنها سرسلسلهی خود را منسوب به شاه فتوت مولا علی (علیه السلام) عنوان میدارند. فتوت دارای ظرفیتهای مختلفی است که از آن جمله میتوان به ظرفیتهای گفتمانی و فکری، قابلیتهای تبلیغی، آیینی و معنایی، و همچنین سبک زندگی اشاره کرد. بر این اساس، در مقاله پیش رو به بررسی روند حاکم بر تولیدات پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی ایران پرداختهایم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,بازنمایی خصلتهای پهلوانی و فتوت و نسبت آن با انقلاب اسلامی ایران، تصویری که تلویزیون ایران در پیش چشم مخاطب خود به نمایش می گذارد، و سوء استفادههایی که مستندهای ماهوارهای در زشت نشان دادن سنتهای باستانی ما انجام دادهاند، از دغدغههای مخصوص ماست.
,در اینجا به نظریهای که با مشاهده و مطالعه در فتوتنامهها و همچنین مضامین احادیث اسلامی به آن رسیدهایم اشاره نماییم. با توجه به این مبانی باید گفت «فتوت کل دین است» و طبق این نظر، فتوت چیزی جز مؤمن واقعی بودن و به دنبال انسان کامل بودن نیست. در این معنا، فتوت، از منظر نظری «روح دیانت»، و از منظر عملی »سبک زندگی مؤمنانه» است. با ذکر این تفکیک میتوان گفت که مراد از فتوت در تحقیق حاضر، مفهوم تدقیق و تعمیق شده آن است.
,دریافت فایل کامل این مقاله: دانلود
, دانلود,۱- مقدمه و طرح مسأله
, ۱- مقدمه و طرح مسأله,بازخوانی هر رخدادی در فضای پس از وقوع آن همواره دشوار و در عین حال همیشه یک ضرورت بوده و هست. این دشواری و ضرورت درباره انقلاب اسلامی ایران که هنوز هم آثار نظری و عملی آن به عنوان بزرگترین و مردمیترین انقلاب پایانی قرن بیستم در حوزه اندیشه، جامعهشناسی و سیاست مطرح است، بیشتر نمود و بروز دارد. هر وجهی از انقلاب را میتوان و باید در درون گفتمان انقلابی دید و فهمید. این بایستگی و توان هم کنشگران انقلابی و هم نسلهای پساانقلاب را در برمیگیرد.
,یکی از این وجوه گفتمانی، بازنمایی تولیدات سیمای جمهوری اسلامی ایران است که توجه بسیاری از قشر فرهیخته و دغدغهمند را به خود جلب کرده است و بسیاری درصدد بازخوانی روندهای حاکم بر آن و تعیین نسبت آن با گفتمان شیعی انقلاب اسلامی ایران هستند.
,بازنمایی خصلتهای پهلوانی و فتوت در سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز یکی از همین دغدغههاست که به نظر میرسد برنامههای تولید شده در این راستا در بسیاری از موارد نتوانسته است نسبت صحیحی با ایدئولوژی انقلاب اسلامی برقرار نماید و یا حداقل از ظرفیتها و پتانسیلهای موجود به خوبی استفاده نشده است. خواهیم دید که این خصلتها دارای آرمانهایی است که در طی قرون با تفکرات ایرانی و شیعی گره خورده است و امروز باید بتوانیم از این آرمانها در راستای ارزشهای خود بهرهبرداری لازم را داشته باشیم.
,توضیح آنکه بسیاری از کارشناسان معتقدند که ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران «اسلام شیعی» است، و این ایدئولوژی دارای اصولی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ از آن جمله میتوان به: عدالت، ولایت و وصایت، ظلمستیزی، عصمت، عترت، غیبت، اجتهاد، تقیه، تقلید و… اشاره نمود؛ در تحلیل ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران و تعیین نسبت برنامههای تلویزیون ایران، لازم است تا همه این فاکتورها را در نظر داشت (گودرزی، ۱۳۹۱).
,از سوی دیگر ارزشهای ایدئولوژیک انقلاب ۵۷ ارزشهایی خلق الساعه و یک شبه نیست بلکه ریشه در ۱۴۰۰ سال تنفس در فرهنگ تشیع و اهلبیت دارد. اگر به طور خاص بخواهیم سخن بگوییم لازم است خصلتهای فتوت و پهلوانی را در آیینه صدها سال ژرفاندیشی و آرمانخواهی تشیع ایرانی بهتر بشناسیم. در ادبیات و آثار و حافظه شفاهی مردم ما سخنان و داستانهای فراوانی پیرامون پهلوانان و آیین جوانمردی به چشم میخورد. این مفهوم، در اعصار مختلف، گاه با عنوان عیاران، گاه با عنوان فتیان، گاه شاطران، گاه قلندرها و… مطرح گشتهاند. لغتنامهی دهخدا ۵۰ روستا با نام قلندریه و روستاهای متعدد دیگری را با نام لنگر یا اسامی متشابه نام میبرد. سراسر کتب کلاسیک ایرانی مانند شاهنامه فردوسی، تذکره الاولیاء و منطق الطیر عطار نیشابوری، اسرارالتوحید شیخ ابوسعید ابوالخیر، سیاستنامه خواجه نظام الملک، قابوسنامه کیکاوس بن اسکندر، خمسه نظامی، بوستان و گلستان سعدی، دیوان حافظ، مثنوی معنوی مولوی و… مشحون از آموزشهای درخشان انسانی آیین فتوت است. از ویژگیهای شگفت فتوت، آرمانگرایی اجتماعی آن بوده که بر اصولی آیینی رواج داشته و از قرون بعد از اسلام دهها بلکه صدها کتاب در خصوص آن نوشته شده است و عیاران و پهلوانان و شاطران موظف به پیروی از اصول طریقت آن بودهاند.
,میتوان از صدها کتاب و رساله نام برد که تنها موضوع آنها در خصوص فتوت تألیف شده، مانند فتوتنامه سلطانی، تحفه الاخوان فی خصایص الفتیان، رساله الفتیان سمرقندی، فتوتنامه شهاب الدین سهروردی، فتوتنامه نجمالدین زرین کوب، فتوتنامه یوسف کرکهری، فتوتنامه چیتسازان، فتوتنامه عطار، فتوتنامه ابوعبدالرحمن نیشابوری، فتوتنامه علی بن عبدالرسول، فتوتنامه تحفه الاخوان خواجه عبدالله انصاری، کتاب فتوت حنبلی، قواعد الفتوت عبدالرزاق کاشانی، رساله فتوت امام فخررازی، فتوتنامه منظوم ناصری سیواسی، رساله فی الفتوت شیخ علاءالدوله سمنانی، رساله فتوتیه میرسید علی همدانی، فتوتنامه ابن معمار و… که تمامی میتوانند نمایشگر عواطف عالی انسانی و مردمگرایی تاریخی ایرانیان باشد (افشاری، ۱۳۹۱).
,ایرانیان حقانیقت را در آن دیدند که شعائر ائمه اطهار (علیهالسلام) و علویان را بپذیرند و بنای عقاید شیعه را که مطابق تعالیم حضرت علی (علیهالسلام) و ائمه جانشین وی از اصالت و حقیقت مبرهنی برخوردار بود، به صورت آیین و مذهب خود درآورند و معتقداتی را پیریزی کنند تا مردم ایران با دلبستگی به آن کوشاتر و جانبازتر باشند. احزاب و گروههای عیاران، دارای سازمانهایی سیاسی بوده که حلقههای آن در سراسر ایران از بغداد تا سیستان به هم زنجیر شده بود که متحدا در زیر لوای طرفداران علی (علیهالسلام) و فرزندان او و شعائر مکتب فتوت با بیگانه مبارزه میکردند (انصافپور، ۱۳۸۶). برخی از عیاران در قرن دوم هجری در سایه تعالیم مکتب فتوت و آیین دیرینه پهلوانی ایران، با ابزار دلاوریها و از خود گذشتگیها و قدرت تشکیلاتی ملی خود، آنقدر قدرت یافتند که بارها لشکریان خلفای عباسی را شکست داده و از قسمتهای وسیعی از ایران بیرون راندند.
,از قرن هفتم تا قرن نهم که دوره تسلط مغولان و تاتاران بر ایران است باز عیارپیشگی قوت و رونق گرفت و همه جا شهرت عیاران ایرانی که به انحاء طرق با حکام بیگانه در ستیز بودند به آفاق بود. پهلوانی و عیاری در این دوره زیر لوای فتوت و مذهب شیعه و مبارزه با بیگانگان عمومیت یافته بود. نام پهلوانان و کشتی گیرانی که در عین حال عیار نیز بودهاند و در ورزشخانهها در کسوت خویش میکوشیدند، از این دوره در تذکرهها و تواریخ آمده است (انصاف پور، ۱۳۸۶).
,از آنجا که مفهوم پهلوانی و فتوت ریشه در تاریخ این مرز و بوم دارد، لازم است نشان داده شود سیمای جمهوری اسلامی ایران به چه میزان توانسته از این خصلتها بهره برداری نماید که جای تأمل و قضاوت دارد. به شهادت فتوت نامهها، شخص فتی دارای صفات اخلاقی حسنه است ازجمله: تقوی، وفا، راستی، امانت، رازداری، یاری درماندگان، تواضع، فداکاری، بی نیازی، دوست دوست و دشمن دشمن بودن، آرمانخواهی، مردمی بودن، برادرخواندگی، شجاعت، سخاوت، عفت، حیا و…
,همچنین کاشفی سبزواری (۱۳۵۰) در مقدمه فتوتنامه خود میگوید: «فتوت در عرف عام عبارت است از: اتصاف به صفت حمیده و اخلاق پسندیده، بر وجهی که بدان از ابناء جنس خویش ممتاز گردد؛ و به تعریف خواص، عبارت است از ظهور نور فطرت انسانی و استیلای آن بر ظلمت صفات نفسانی تا فضایل اخلاق بأسرها ملکه گردد و رذایل به کلی اشفاء پذیرد.»
,از نمودهای مهم آیین فتوت در ایران میتوان به زورخانهها اشاره نمود که شاید امروز این مکان را به عنوان میراثدار دوران پرشکوه گذشته بتوان نام برد. زورخانه تنها یک نهاد ورزشی به معنای امروزین آن نبود، بلکه به مثابه نهادی اجتماعی، مذهبی و فرهنگی رخ مینماید تا بر مبنای آموزههای عالی دینی و انسان ساز آن، آیین فتوت و جوانمردی را به آنان که پای در گود مقدس زورخانه میگذارند، بیاموزد. چنین است که پیامبر اسلام (صلیالله علیه وآله وسلم) نیز پیش از بعثت در جرگه فتیان است و حضرت علی (علیهالسلام) پیشوای جوانمردان و عیاران معرفی میشوند و از دیگر سو رستم، پهلوان اسطورهای ایران نیز خود به گونه دیگر عیاری چیرهدست است.
,زورخانه به عنوان یک نهاد اجتماعی و فرهنگی معرفی میشود که زبان، ادبیات و فلسفه وجودی ویژه خود را در مسیر پر فراز و نشیب قرون ایجاد کرده است تا واژه پهلوان؛ مصداق انسانی کامل در تن و روان باشد؛ انسانی با والاترین آرمانهای اخلاقی که در مذهب و عرفان ناب تبلور یافته است. پهلوانی که از دل زورخانه بیرون آمده تن و روان خود را برای پیکار با سستی، تفرقه، پلیدی، ناجوانمردی، حق کشی، تجاوز و… پرورش داده است (تهرانچی، ۱۳۸۵).
,موارد ذکر شده که گوشههایی اندک از جریان پهلوانی و فتوت در ایران است ما را به این نظر رهنمون میسازد که این خصلتها در طی صدها سال فرایندی پیچیده و ایدئولوژیک داشتهاند که به صورت یک گفتمان درآمدهاند و این پژوهش مدعای آن دارد که سیمای جمهوری اسلامی ایران در تولیدات خویش از این جنبه ایدئولوژیک غافل بوده و نتوانسته است رسالت خود را در راستای فرهنگسازی چندان به درستی انجام دهد و در بسیاری از تولیدات خود نگاهی تقلیلگرایانه و کلیشهای داشته است.
,۲- تعریف مفاهیم
, ۲- تعریف مفاهیم,در این بخش به تعریف مفاهیم و واژگان کلیدی این تحقیق میپردازیم؛
,۱-۲- بازنمایی[۲]: رسانهها واقعیت را به گونه خاصی به مخاطب نشان میدهند. هر رسانهای روایت خاصی از یک حادثه ارائه میکند. «بازنمایی» تولید معنا از طریق چارچوب های مفهومی و گفتمانی است. به این معنی که «معنا» از طریق نشانه ها، بویژه زبان تولید می شود. زبان سازنده معنا برای رویه های اجتماعی و اشیاء مادی است و صرفا واسطه ای خنثی و بدون جهتگیری برای صورتبندی معانی و معرفت نیست. فرایند تولید معنا از طریق زبان را رویه های دلالت مینامند و لذا آنچه واقعیت نامیده می شود خارج از فرایند «بازنمایی» نیست. استوارت هال[۳](۲۰۰۲) اشاره میکند که مطالعات رسانهای در پی آن هستند تا بررسی کنند که چگونه رسانهها، معانی را صورتبندی و شکل میدهند. بازنمایی را از شیوه های کلیدی تولید معنا می دانند. به این ترتیب، معنا بیثبات، لغزنده، و همواره در حال تغییر و دگرگونی است. معانی در رابطه با قدرت است که ثبت میشوند. در همین زمینه قابل ذکر است که بازنمایی فرهنگی و رسانهای امری خنثی و بیطرف نیست، بلکه در خدمت روابط و مناسبات قدرت جهت تولید و اشاعه معانی ترجیح داده شده در جامعه در راستای تداوم و تقویت نابرابری اجتماعی است. به بیان دیگر، بازنمایی در بافت معانی (عقل سلیم) تولید و توزیع میشود، اما این وضعیت در اختیار و کنترل نظام قدرت است؛ نظام قدرتی که تعیین میکند کدام معانی مشروعیت داشته باشند و کدامیک نه. بازنمایی دارای خصوصیاتی است که از آن جمله میتوان به ایدئولوژیک بودن آن، تقدم بازنمایی بر حقیقت در اندیشه پست مدرن، و داشتن پیامدهای واقعی برای مردم، اشاره کرد (مهدیزاده، ۱۳۸۷).
, [۲], [۳],۲-۲- فتوت: عناوینی همچون عیاران، شاطران، سربداران و فتیان، در فرهنگ کشورمان ریشهای دیرینه دارند و آنها سرسلسلهی خود را منسوب به حضرت علی (علیهالسلام) عنوان میدارند و با عنایت به حدیث معروف «لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار»، علی (علیهالسلام) را اولین سرسلسلهی فتوتیه مطرح میسازند (زرینکوب، ۱۳۷۳). فتوت اصطلاحی است که در حدود قرن دوم هجری به عنوان مفهومی مشابه مروت ابداع شد و ناظر به ویژگی فتی (جوانمرد) بود. «این اصطلاح معمولا نشانهای است برای جنبشها و سازمانهای مختلف که تا اوایل دوران جدید در تمامی جوامع شهری شرق جهان اسلام گسترده بودند. این جنبشها در طول تاریخ اشکال مختلفی به خود گرفته و با عناوین مختلفی شناخته شدهاند. در تحقیقات مختلف توجه خاصی به مناسبات و ارتباطات اهل فتوت از یک سو با تصوف، و از سوی دیگر با اصناف و مشاغل شده است» (شفیعی کدکنی، ۱۳۸۶). فتوت هم از بعد اعتقادی و هم از بعد ساختار اجتماعی مورد توجه است.
,۳-۲- فتوتنامه: در باب عیاری و آداب و شرایط جوانمردی مطالب متعددی نوشته شده است که آنها را در کتابهایی با نام فتوتنامه گرد آوردهاند. مفصلترین رساله در مورد فتوت، چه به زبان عربی و چه فارسی، «فتوتنامه سلطانی» نوشته «واعظ کاشفی سبزواری» (متوفای ۱۵۰۵ م) است[۴]. این کتاب فراهم آورنده نادرترین اطلاعات پیرامون اخلاق، مراسم تشرف، جامه درپوشیدن و روابط رایج در انجمن سقاها، وزنه بردارها، کشتی گیرها، شعرخوانها، داستان گویان و… است. این کتاب نشان میدهد که فتوت تا نزدیکیهای پایان قرن پانزده همچنان در ایران کاملا شایع و گسترده بوده است.
, [۴],۴-۲- پهلوانی: به قهرمانان کشتی که ضمنا آزموده فنون باستانی کاری و ورزش زورخانهای هم هستند گفته میشود. «معمولا پهلوان باید بسیار آزموده و چابک و باتجربه باشد و هماوردی در زورآزمایی و تمرینهای ورزشی نداشته باشد. پهلوان باید فروتن باشد و مردم دار، و قدرت و یال و کوپالش را دستمایه ارعاب و خودنمایی نکند. به کسانی که لاف پهلوانی میزنند اما چیزی در چنته ندارند، پهلوان پنبه میگویند» (رضوی، ۱۳۹۱، ص ۴۱۸).
,کشتی نیز از مفاهیمی است که با پهلوانی گره خورده است. در لغتنامه دهخدا ذیل واژه کشتی اینگونه توضیح داده شده است: «به هم آویختن و پیکار کردن تا یکی دیگری را بر زمین زند، زورآزمایی کردن، بند گرفتن، به هم پیچیدن». اما این واژه و اصطلاح قدمتی طولانی در تاریخ و آیین ایرانیان دارد. «کشتی بستن باوری دیرینه است که مفهومی کاملا نمادین و دینی دارد. کشتی، بندِ بندگی خداوند است. این شال و کمربند، رشتهای است که تمام پیروان آیین مزدیسنا را به هم گره میزند و ارتباطی معنوی و روحانی میان آنان برقرار میسازد. این همه را فرمانبردار و بنده پروردگار میسازد» (صیرفی، ۱۳۸۶).
,۳- شناخت فتوت و پهلوانی
, ۳- شناخت فتوت و پهلوانی,فتوت و پهلوانی دارای ادبیات و مفاهیم فربه و گستردهای است که پیرامون آن به تفصیل میتوان سخن گفت؛ ما نیز به صورت استقرایی مهمترین مباحث از دیدگاه خود را آوردهایم لیکن در پایان این بخش یک جمعبندی نهایی که بتوانبه صورت کاربردی از آن بهره گرفت آورده شده است.
,۱-۳- تاریخ و مسائل جوانمردی
, ۱-۳- تاریخ و مسائل جوانمردی,جوانمردی از پدیدههای بسیار مهم تاریخ اجتماعی ایران است که بررسی تاریخ و مسائل آن کمی مشکل مینماید چراکه معمولا پژوهشگران بر اساس دیدگاه خاصی که داشتهاند کوشیدهاند تنها به نکاتی بپردازند که با دیدگاههای خود آنان موافق باشد.
,شفیعی کدکنی (۱۳۸۶، ص ۲۲) در اینباره میگوید: «آنچه در تاریخ اجتماعی ایران به عنوان آیین جوانمردی و گاه فتوت خوانده میشود، شیوهای از حیات روحی است که ریشههای تاریخی و جغرافیایی آن را هیچ کس تاکنون به کمال نتوانسته است مورد پژوهش علمیقرار دهد و هر لایهای که از روی این مفهوم برداشته شود پوسته و لایهای دیگر آن را احاطه کرده است».
,شاید بهتر آن باشد که پیش از ادامه بحث، بهرغم این گفته که فتوت قابل تعریف نیست، چند تعبیر از فتوت در میان متون مختلف نقل کنیم که به عنوان تعریف استفاده گردد:
,لغتنامه دهخدا ذیل این واژه چنین میگوید: «فتوت، اسم مصدری است که صفت آن «فتی» به صورت فتیان، فتیه و فتیات به معنی جوان، غلام و کنیز در قرآن کریم به کار رفته است. فتوت مجموعهای از فضایل است که اهم آنها کرم و مروّت و سخا و شجاعت است»[۵].
, [۵],تفسیر مجمع البیان در ذیل آیات سوره کهف به توصیف فتوت اصحاب کهف میپردازد[۶]؛ کلمه «فتی» در قرآن کریم در سوره یوسف، آیه ۳۰ در مورد یوسف (علیهالسلام) از آن جهت که تن به کار زشت نداد، در آیات ۱۰ و ۱۳ سوره کهف، در مورد اصحاب کهف که بر خدا مؤمن بودند و سر به پیش بت خم نکردند، در آیات ۶۰ و ۶۳ همان سوره در مورد یوشع (= یسَع) که با موسی (علیهالسلام) همراهی کرد و در سوره انبیا، آیه ۶۰ در مورد ابراهیم (علیهالسلام) به کار رفته است.
, [۶],ابن بطوطه (۱۳۶۱) در سفرنامه خود میگوید: «اهل فتوت را گاه جوانمردان، گاهی اهل اخوت یا احسان، گاهی عیاران و بعضا هم شطاران (شُطار) نامیدهاند. جوانمرد معادل کنایی سخی، کریم، جواد، بامروت و بافتوت است. اخیان جمع اخ که در زبان ترکی هم به کار میرود، گروهی است که غریب نوازی، احکام، برآوردن حاجات مردم، دستگیری از مظلومان و کشتن شرطهها کار آنان بوده است» (ابن بطوطه، ج ۱ ص ۳۴۷).
,در زبان فارسی هنوز در زبان مردم کلماتی رد و بدل میشوند که علاوه بر معنی لغوی خود به طور کنایی به معنی جوانمرد و خوش قول و حامی به کار میروند و بسیاری از آن کلمات بار معنایی مثبت دارند. نظیر: اخ، اخی، اخوی، برادر، داداش (داش)، مشهدی (مشدی) (داش مشدی)، لوطی و… (نفیسی، بی تا ص ۱۳۳)
,حسن بصری (م ۱۱۰ ه) مفهوم فتوت را در آیه قرآن کریم یافته است: «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاء ذِی الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ»: خداوند به عدل و احسان به خویشاوندان فرمان میدهد و از فحشا و زشتکاری و ستم نهی میکند. شما را پند میدهد، باشد که پذیرای پند شوید(نحل/ ۹۰) (به نقل از کاشفی سبزواری، ۱۳۵۰، ص ۱۱).
,امام جعفر صادق (علیهالسلام) (۱۴۸ ه) برای جوانمرد دو شرط قرار داده و یکی از آن دو شرط را که ایمان باشد، برتر از تقوی قرار داده و فرموده است که خداوند اصحاب کهف را به سبب ایمان آنان، «فِتیه» خوانده است: «الفتی من آمن بالله و اتقی، ان اصحاب الکهف کانوا کهولا فسماهم الله فتیه بایمانهم»: جوانمرد کسی است که مؤمن به خدا و پرهیزگار باشد، اصحاب کهف میانسال بودند، به سبب ایمانی که داشتند خداوند آنان را جوانمرد خواند (به نقل از شیخ طبرسی، تفسیر مجمع البیان).
,میر سید شریف جرجانی (م ۸۱۶ ه) تعریف لغوی و اصطلاحی فتوت را با این عبارت آورده است: «الفتوه فی اللغه السخاء و الکرم، و فی الاصطلاح اهل الحقیقه هی أن تؤثر الخلق علی نفسک بالدنیا و الآخره»: فتوت در لغت بخشندگی و جوانمردی است و در اصطلاح اهل حقیقت، ایثار و مقدم داشتن مردم بر خویشتن است در دنیا و آخرت (التعریفات ص۱۶۵، به نقل از رضوی ۱۳۹۱).
,سعدی نیز در بوستان که به نوعی میتوان فتوتنامه منظومش خواند، درباره وظایف و خصایل جوانمردان داد سخن داده و در باب دوم که به «احسان» اختصاص داده، از امام علی (علیهالسلام) یاد میکند و چنین میگوید: (ابیات ۱۲۳۶- ۱۲۳۸)
,ره نیکمردان آزاده گیر چو اِستادهای، دست افتاده گیر
,ببخشای کانان که مرد حقاند خریدار دکان بی رونقاند
,جوانمرد اگر راست خواهی، ولی است کرم، پیشه شاه مردان، علی است
,شفیعی کدکنی (۱۳۸۶، ص ۱۱۶) میگوید: «[فتی] به معنی جوان است. اندک اندک مفهوم «دلیری» و «بخشندگی» هم در کلمه دمیده شد. به تدریج تمامی نیکیهای معنوی و تمام زمینههای دلیری به این کلمه گره خورده است. از اوایل قرن دوم هجری نشانههای صفات دیگری درباره فتیان به چشم میخورد که به هیچ روی ریشه در تعالیم دینی ندارد. در شام و عراق در آغاز قرن دوم «فتیانی» بودهاند که اهل خمر و لهو و غنا بودهاند و در پایان همین قرن عیاران و شاطرانی بودهاند که رو در روی دولت قرار داشتهاند…».
,استاد محجوب درباره عیاران نوشته است: «… کسی که درباره آیین فتوت و جوانمردی مطالعه میکند، نمیتواند از کار عیاران بی خبر باشد. به نظر من چنین میرسد که عیاران همان جوانمرداناند. منتهی عیار کسی است که فتوت و جوانمردی را حرفه خویش قرار داده باشد و آنچه در مورد پهلوانان و کارگزاران ورزش و خادمان زورخانه گفته شد، در حق ایشان نیز صدق میکند؛ یعنی عیاران، کسانی هستند که یا سراسر عمر خود را وقف ترویج و توسعه آیین فتوت کردهاند و یا اگر شغلی نیز داشته باشند، آن کار تحت الشعاع فعالیتهای ایشان در راه جوانمردی قرار میگیرد» (محجوب، ۱۹۹۹ م).
,کتاب سمک عیار را جامعه آرمانی مبتنی بر جوانمردی دانستهاند (ناتل خانلری، ۱۳۸۸). در کتاب سمک عیار، اشخاص داستان فراواناند و از طبقات گوناگون مشاهده میشوند: شاه، شاهزاده، وزیر، ندیم، عیار، رامشگر، غلام، جراح، قصاب، مشت زن، طباخ، نباش، اصناف مختلف پیشه وران، زن، مرد، پیر، جوان، نیک اندیشان، بدکرداران و بسیاری دیگر را در این داستان میتوان دید که هرکس بسته به تأثیر و اهمیتش در قصه جلوهگر است و رفتاری دارد در خور منش و مقام خویش. «اما قهرمان اصلی که وقایع مهم کتاب زاییده وجود اوست و دیگر اشخاص واقعه را تحت الشعاع قرار میدهد چندان که در ضمیر خواننده اثری خاص از خود به جای مینهد، سمک از گروه عیاران است» (یغمایی، ۱۳۷۷).
,در کتب مختلف ریشههای این جنبش را بیشتر در خراسان و سیستان دانستهاند. در کتاب «تصوف در یکصد پرسش و پاسخ» آمده است: «… به این دلیل بود که موالی که با آل عباس خصومت داشتند و به آل علی پیوسته بودند، بیشتر در نواحیای بودند که دور از مرکز خلافت باشد (به نقل از رضوی، ۱۳۹۱). در مقدمه فتوتنامه سلطانی آمده است: «از قدیمترین دورانها تا نخستین روزهایی که نیروهای انتظامی لشکری و کشوری منظم و مسلح پدید آیند، حفظ نظم شهرها به عهده همین جوانمردان بود. همچون یعقوب لیث صفار خدمات بزرگی کرده بودند و خیانتهای بزرگی هم داشتهاند[۷]» (کاشفی سبزواری، ۱۳۵۰). دکتر محمد ریاض (۱۳۸۹) میگوید: «فتوت اجتماعی عبارت است از کارهایی که فتیان برای بهبود و رفاه عامهی مردم و کمک و دستگیری مظلومان و بینوایان، در مقابل ستمکاران و جابران انجام میدادهاند… در دوره اسلامی این نوع فتیان «عیاران» و «شطاران» نامیده میشدند و اعمال خود را به سرعت و تا حدی پنهانی انجام میدادند.»
, [۷],در قرن ششم هجری فتوت به صورت یک مسلک و عامل اجتماعی جدی در آمده بود و به همین علت پادشاهان و خلفا متوجه آن گردیده و کم و بیش بدان گرویدند و آداب و رسوم و تشریفات آن را به طور مشخص مورد اجرا قرار دادند. از تحولات تاریخ فتوت ترویج آن توسط خلیفه عباسی الناصر لدین الله (۵۷۷- ۶۲۲ ه. ق) میباشد که کار و کردار فتیان چندان پسند او افتاد که خود او نیز به جرگه این گروه درآمد. هرچند گفته میشود که «الناصر از کم نفوذی خلیفه ناخرسند بود و فتوت را افزار تجدید قوت ساخته و بدین نیت وارد میدان فتیان گردیده بود» (ریاض، ۱۳۸۹). فتوتنامه معروف و منظوم ناصری (۶۸۹ هجری در ۸۰۰ بیت) نیز یادگار همین دوران طلائی برای فتوت میباشد.
,«بعد از سقوط خلافت عباسیان فتوت به صورت یک تشکیلات رسمی سیاسی و اجتماعی از بین رفت. از این زمان به بعد جنبه اخلاقی و اجتماعی آیین فتوت بر جنبه سیاسی آن غالب آمد» (کاشفی سبزواری، ۱۳۵۰، ص ۸۳).
,۲-۳- فتوت و تصوف
, ۲-۳- فتوت و تصوف,در متون فارسی و عربی ادبیات صوفیه اهمیتی خاص دارد که نمیتوان به راحتی از کنار آن گذشت. این ادب هم شامل نظم و نثر است، و هم در فلسفه و عرفان و تاریخ و اخلاق ما وارد شده است. کاشفی سبزواری (۱۳۵۰) میگوید: «چنانکه میدانیم ریشه و خاستگاه کلمه تصوف [همانند فتوت] دقیقا معلوم نیست. تصوف که به هر حال طریقه معنوی برای تزکیه نفس و تصفیه باطن است و گفتهاند قابل تعریف نیست». در مورد فتوت و تصوف بحث بسیار شده است که آیا فتوت زیرمجموعهای از تصوف بوده است یا آنکه صوفیه مسلک فتوت را آب و تاب تازهای دادهاند و مکتب خود را پایه گذاری نمودهاند؟ همچنین بحث بر سر آن است که ریشه و خاستگاه فتوت و تصوف از کدامین کشور و قوم بوده است و آیا مربوط به قبل از اسلام یا پس از اسلام میباشد و شباهتهایی که مابین تصوف و فتوت مشاهده میشود بر سر چیست؟
,بحث از آنجا پر اهمیت میشود که صوفیه فقها را اهل ظاهر میخوانند و خود را اهل باطن میدانند و همین گونه دعاوی سبب شده است که فقها هم آنها را مثل باطنیه (که خود را اهل باطن میشمردهاند) به الحاد منسوب دارند و کافر و گمراه بدانند. «صوفیه با آنکه بنای کارشان بر مجاهدتهای فردی است و هر یک از آنها میکوشد تا به قول معروف گلیم خویش از موج به دربرد، تدریجا به سبب تجاذب معنوی و برای آنکه در مقابل هجوم مخالفان تنها نمانند، جماعتهای برادری و فرقههای خاص اخوت درست کردهاند و در برابر مسجد و مدرسه که پناهگاه مشرعه و فقها بوده است آنها نیز برای خویش زاویه و خانقاه ساختهاند و رفته رفته آدابی و ترتیبی از آن خود بوجود آوردهاند» (زرین کوب، ۱۳۷۳).
,«به اعتقاد متصوفه، فتوت طریقتی اخلاقی است که از پیامبران به میراث مانده است» (سلمی به نقل از رضوی ۱۳۹۱). «بزرگان صوفیه و عرفای اسلامی به علت شباهت زیاد مابین اصول اساسی فتوت و طرز فکر خودشان (که مبنی بر اخلاص عمل و ایثار و جهاد با نفس است) این مسلک را با تصوف و عرفان ارتباط خاصی داده و آن را پذیرفتهاند» (در جستجوی فتوت، به نقل از رضوی ۱۳۹۱).
,شفیعی کدکنی (۱۳۸۶، ص ۱۱۵) معتقد است فتوت یا آیین جوانمردی در ایران قبل از اسلام وجود داشته است و در یکی از تحولات خود با تصوف تلاقی کرده است.
,اما زرین کوب (۱۳۷۳، ص ۱۰) معتقد است قلمرو عرفان گسترده است و در تمام تمدنها و ادیان عرفان وجود دارد پس نباید به منطقهی خاصی اختصاص پیدا کند: «مجرد شباهت بین مذاهب مختلف عرفانی حاکی از تأثیر متقابل نیست لیکن فقط نشانه آن است که عرفان مثل دین و علم و هنر، امری مشترک و عام است».
,زرین کوب (ص ۳۳ الی ۳۷) معتقد است برخلاف پندار بعضی از محققان ضرورت ندارد که ریشه تصوف اسلامی را در خارج از اسلام – و حتما در خارج از آن- نشان دهیم. خاصه که در حدیث هم به رابطهای که بین خدا با قلب مؤمن هست اشارتها رفته است. «علاوه بر عرفان و ادب، آراء صوفیه در فرهنگ و آداب و امثال و تربیت مسلمانان جهان تأثیر داشته است و ازجمله رواج فکر قناعت و رضا، و اندیشه توکل و تسلیم که بسیاری از شرقیان را به خاکساری و درویش نهادی رهنمون شده است تا حد زیادی از مرده ریگ صوفیه شمار است. با این همه، سرمایهی این میراث درحقیقت عرفان و ادب قوم است که بررسی ارزش آن برای دریافت پایه واقعی فرهنگ اسلامی ضرورت تام دارد. صوفیه جماعتی بودهاند از مسلمانان که اساس کار آنها در عمل مبتنی بر مجاهدت مستقل فردی بوده است و در علم بر معرفت مستقیم قلبی». «دوران تاتار و مغول نه فقط در ایران بلکه در بسیاری از بلاد مسلمانی چون هند و ترکستان و شام و روم و مصر و افریقیه نیز دوران شکفتگی تصوف بود. در این روزگاران همهجا خانقاهها بود و همهجا مجالس وجد و سماع قوم».
,ابن بطوطه جهانگرد نامدار اندلسی نیز در سفرنامه خود در این رابطه صحبت میکند. او در این ایام از مغرب تا مشرق جهان اسلامی در هرجا که میرفت رباطها، خانقاهها[۸]، تکیهها، و لنگرها را از جنب و جوش صوفیه و فتیان و قلندران[۹] آکنده مییافت. سلسلهها و طریقههای گونهگون تا اواخر قرن نهم -و حتی غالبا بعد از آن نیز- در تمام بلاد مسلمانی مورد توجه عامه بودند و مشایخ صوفیه همه جا به چشم احترام نگریسته میشدند: «عامه نیز مخصوصا به طریقت جوانمردان – که آیین عیاری را با تعالیم صوفیه به هم آمیخته بودند- گرایش فراوان پیدا کردند و «لنگر»های جوانمردان نیز مثل خانقاهها و رباطهای صوفیه محل تردد و ازدحام طالبان تربیت و ارشاد آنها گشت…» (ابن بطوطه، ۱۳۶۱).
, [۸], [۹],شاید ما بتوانیم به این نتیجه مهم برسیم که فتوت قرائت شیعی و ایرانی شده از تصوف است. و در نهایت مرحوم سعید نفیسی (بی تا، ص ۱۳۲) معتقد است «رابطه فتوت و تصوف به اندازهای محکم بوده که بزرگان متصوفهی ایران همواره تصوف را برای خواص و جوانمردی را برای عوام میدانستهاند و هر دو را با هم ترویج میکردهاند».
,۳-۳- فتوت و زورخانه
, ۳-۳- فتوت و زورخانه,زورخانه اسم مکان است و به ورزشگاه محدودی میگویند که جمعی از مردان در آن به ورزش و تمرین هنرهای ورزشی میپردازند. «ساختار زورخانه خود با ما سخن میگوید و نشان میدهد که علاوه بر دیدگاههای اخلاقی که نشانههای پهلوانی و فتوت را در خود دارد، ریشه در روزگاران کهن داشته و در مکانهای دور از چشم، نظیر برخی انبارها و سردابها و آب انبارهای متروک، برخی گروههای اجتماعی و مبارز خود را آماده کرده و به تمرینهای رزمی میپرداختهاند. بعدها زورخانه با فتوت و تصوف رابطهای نزدیک یافت و جوانمردان و پهلوانان و پیران تصوف رابطه نزدیکتری یافتند. خانقاه و زورخانه به هم پیوستند و نیروی معنوی، اجتماعی و اخلاقی قدرتمندی به وجود آوردند» (رضوی، ۱۳۹۱).
,تجلیهای بعدی فتوت را میتوان در انجمنهای مردمی شهری پیدا کرد که به داشها، جاهلان، شاطران و یتیمان شهره بودند و همگی با زورخانه – ورزشگاه سنتی ایرانی- در پیوند بودند. «اغلب شهرها زورخانهای داشتند که کشتی گیران و ورزشکاران، تمرینات ورزشی خود را در آنجا و در مقابل شمایل عظیم امام علی بن ابی طالب (علیهالسلام) – حامیخویش- انجام میدادند… به نظر میرسد که فتوت یا جوانمردی، مجموعه قوانین مشتمل بر احترام، اصول سازمانی و مراسم تشرف را در اختیار زورخانه نهاده باشد» (کاظمینی، ۱۳۴۲).
,جوانمردی و فتوت همواره در میان کشتی گیران و ورزشکاران رایج بوده است «و یکی از نامورترین پیشروان آنان یکی جوانمرد قصاب بود و دیگری پهلوان محمود خوارزمی متخلص به قتالی که به پوریای ولی (یا پوربای ولی) معروف بود. او عصاره قدرت و دلاوری قلمداد میشد» (نفیسی، بی تا). و در عصر حاضر نیز میبایست به مرحوم جهان پهلوان غلامرضا تختی اشاره نمود که در سالهای ۱۳۳۶، ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ پهلوان اول کشور و پهلوانی مردمی و اخلاقی بود و در سال ۱۳۴۶ در سن ۳۷ سالگی به مرگ مشکوکی درگذشت.
,شعر حکیم فردوسی و نام پهلوانان شاهنامه، همواره در بیان مرشدها و ورزشکاران و زینتهای در و دیوار زورخانه تکرار میشود:
,ز نیرو بود مرد را راستی ز سستی کژی زاید و کاستی
,این بیت را میتوان نماد و شعار بنیادین ورزش باستانی قلمداد کرد. اما سراسر شاهنامه، عرصه هنرهای پهلوانی و اخلاق جوانمردی و همواره مورد علاقه پهلوانان بوده است. رستم و سهراب و اسفندیار و سیاوش و آرش و رهام و گیو و گودرز و…، برترین پهلوانان بوده و در کشتی و تیراندازی و رزم و سوارکاری، نماد و ضرب المثل هستند.
,عدهای به ارتباط نزدیک ورزش باستانی با تصوف و عرفان اشاره دارند و معتقدند «این ارتباط تنها در مسائل فکری نیست، بلکه ساختمان زورخانهها نیز شباهت بسیار با تکایا و خانقاهها دارد. وجود افرادی چون پوریای ولی – چه افسانه باشد و چه حقیقت- معرف این یگانگی پهلوانی و عرفان است و این خود جوهر آیین مهر است» (بهار، ۱۳۷۳).
,در حال حاضر فدراسیون بین المللی[۱۰] ورزشهای زورخانهای IZSF)) [11] در زیرمجموعه تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد که سرپرستی و تمهید و قواعدگذاری در این عرصه را برعهده داشته و بودجهای نیز در این کار مصرف مینماید. هرچند عدهای معتقدند این با روح و تاریخ مردمی ورزشهای باستانی چندان سازگاری ندارد، معهذا در شرایط جدید و مدرن شدن زندگی موجب حفظ آن شده است.
, [۱۰], [11],۴-۳- شرایط و آداب و ارکان فتوت
, ۴-۳- شرایط و آداب و ارکان فتوت,در شرایط و آداب فتوت و جوانمردی در فتوتنامهها، به ویژه فتوتنامه سلطانی به جزئیات شرایط و آداب و ارکان آن پرداختهاند که حتی به اختصار هم در این پژوهش نمیتوان آورد و تنها به برخی نمونهها اشاره مینماییم.
,مهمترین نکته که اهل فتوت بدان معتقدند و از مولای متقیان علی (علیهالسلام) نقل کردهاند اهمیت استاد است. واعظ کاشفی این سطرها را در بیان استاد آورده است: «بدان که هیچ کاری بی استاد میسر نمیشود و هرکه بی استاد کاری کند بیبنیاد باشد. از شاه ولایت منقول است که اگر کسی به مرتبه کشف و کرامات رسد و کارهای کلی از او در وجود آید و او را استادی به استادی درست نباشد از او هیچ کاری نیاید و کار او هیچ چیزی را نشاید…» (کاشفی سبزواری، ۱۳۵۰، ص ۹۲).
,در قابوسنامه آمده است «اصل جوانمردی سه چیز است: یکی آنکه هرچه گویی بکنی، و دیگر آنکه خلاف راست نگویی، سوم آنکه شکیب را کار بندی، زیرا هر صفتی که تعلق دارد به جوانمردی به زیر آن سه چیز است» (به نقل از خانلری، ۱۳۸۸، ص ۱۵۶).
,«اما در عیاری نه اصل بود: ۱- رازداری ۲- راستی ۳- یاری درماندگان ۴- عفت ۵- فداکاری ۶- بی نیازی ۷- دوست دوست و دشمن دشمن بودن ۸- برادرخواندگی و خواهرخواندگی ۹- سوگند عیاران» (همان، ص ۱۷۱).
,«اما اساس ملامت: تقوی و زهد مستور عاری از هرگونه دعوی و تظاهر» (نفیسی، بی تا، ص ۳۳۹).
,در میان اهل فتوت هر فنی (صنفی) مرشدی دارد. افشاری (۱۳۹۱) میگوید: «ابونصر عبدالله مرشد نساجان، عمر بربری مرشد خبازان، سلمان فارسی مرشد آرایشگران و داود (علیهالسلام) مرشد آهنگران بود…». در عمده آثاری که از اهل فتوت باقی مانده، ایشان برای مسلک خود تاریخچهای طولانی ترسیم نمودهاند و سابقه این جماعت را به پیامبران بزرگ الهی رساندهاند. «کارکرد اصلی این بازگشت به گذشته و نشان دادن ریشههای این مسلک در تاریخ و آثار گذشتگان هم میتوانست آنان را از تهمت بدعت که از ناحیه اهل ظاهر گریبانگیر هر امر تازهای در تمدن اسلامی میشد، برهاند و هم با یافتن پشتوانههای معرفتی مستحکم در میان مخاطبان مقبولیت بیشتری بیابد[۱۲]» (افشاری، ۱۳۸۸).
, [۱۲],کاشفی سبزواری (۱۳۵۰) در مقدمه کتابش از امام علی (علیهالسلام) به عنوان قطب فتوت و از حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان خاتم فتوت یاد کرده است و میگوید: «از روی اصطلاح، فتوت در عرف عام عبارت است از: اتصاف به صفت حمیده و اخلاق پسندیده، بر وجهی که بدان از ابناء جنس خویش ممتاز گردد؛ و به تعریف خواص، عبارت است از ظهور نور فطرت انسانی و استیلای آن بر ظلمت صفات نفسانی تا فضایل اخلاق ملکه گردد و رذایل به کلی شفا پذیرد».
,در اینجا کاشفی شرحی درباره علت جوانمرد خواندن هر یک از افراد بازگو میکند از جمله اینکه جوانمرد خواندن حضرت ابراهیم علیهالسلام به سبب گذشتن او از جان و مال و فرزندانش بود «و دویم یوسف را جوانمرد گفت، به واسطه آنکه گناه برادران را به روی ایشان نیاورد و با آن خواری که با او کرده بودند، گفت: لا تثریب علیکم الیوم: بر شما هیچ سرزنش نیست. از آن خود را در گذرانید و از حق تعالی نیز آمرزش ایشان خواست که: یغفرالله لکم…» (همان، ص ۲۱) و به همین ترتیب به یوشع بن نون و اصحاب کهف میپردازد و سپس متوجه آخرین فرد میشود و موارد متعددی را برمیشمرد و او را پیشوای جوانمردان این امت میخواند: «پنجم علی را جوانمرد خوانند برای آنکه در شب غار جان فدای سید مختار کرد: و من الناس من یشتری نفسه ابتغآء مرضات الله و دیگر شب طعام نخورد و به سائل داد که: و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و با وجود احتیاج به طعام، آن را ایثار میفرمود: و یؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصه، و دیگر سر به دشمن بخشید و سخاوتش به حدی بود که در نماز انگشتری به سائل داد: و یؤثرون الزکوه و هم راکعون، و شجاعتش تا غایتی بود که از بطنان غیب، هاتف لاریب گفت: لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار؛ و حقیقت آن است که اقسام جوانمردی منحصر در دو صفت است: یکی نفع به دوستان رسانیدن و آن به سخاوت حاصل شود، و دویم ضرر دشمن از ایشان باز داشتن و آن به شجاعت وجود گیرد…»
,۵-۳- جوانمردی و زنان
, ۵-۳- جوانمردی و زنان,برخی از محققان جوانمردی را یک نظام مشخص و مردانه برشمردهاند که زنان هیچ سهم و جایگاهی در آن نداشتهاند. اگر فتوت را همان آیین و شرایع مندرج در فتوتنامههای قرن ششم به بعد بدانیم، این مسأله صحیح به نظر میرسد چراکه فتوت یا جوانمردی، آیینی بوده است خاص «مردان». اصولا در آیین یاد شده، «مردی» مربوط به صفات جسمانی و روحانی جنس مرد، مانند نیرومندی، دلاوری و استواری بوده است که در مرد نمایانتر از زن است و در آیین مذکور این ویژگیها در حد اعلای آن برای «جوانمرد» لازم بوده است.
,اما رضوی (۱۳۹۱) مینویسد: «جوانمردی یک صفت عام و فراتر از جنسیت است. زنان جوانمرد، همچون مردان و گاه برتر و فراتر از آنان، در طول تاریخ کوشیده و این نظام اخلاقی و اجتماعی را قوام و گسترش دادهاند. هرچند تاریخ را با مرکّب سیاه مذکر نوشتهاند و از جنگ و خونریزی و توطئه و زندان و مرگ و رنج و بردگی و تباهی هزاران انسان ناشناس (و تعداد اندکی سرشناس) انباشتهاند؛ اما زنان با کوشش و بردباری و حضوری مداوم، همواره نقش بزرگ خود را در تداوم حیات معنوی و اخلاقی بشر، ایفا کردهاند. آنان در همین آسیای تاریک و بیرحم و سنگین تاریخ، گندم را به نان بدل میکردند و حرکت در مسیر روشن زندگی را امکان پذیر میساختند. به همین دلیل، اگر تاریخ جوانمردی و فتوت، غالبا در سوی و جوی مردان روان بوده، علتش تغافل و تجاهل است»[۱۳].
, [۱۳],شفیعی کدکنی (۱۳۸۶) در این باره میگوید: «مفهوم آغازین فتوت و جوانمردی ظاهرا تعارضی با زن بودن نداشته است و جوانمردی و فتوت صفتی بوده است که هر انسانی میتوانسته واجد آن باشد». در بوستان سعدی، داستان سمک عیار و مصیبتنامه شیخ فریدالدین عطار نیشابوری نیز حکایتهایی دیده میشود. اما موثقترین روایت احوال زنان جوانمرد را میتوان در کتاب «ذکرالنسوۀ المتعبدات الصوفیات» اثر «ابوعبدالرحمن سلمی» که در اواخر قرن چهارم تألیف شده است ملاحظه کرد[۱۴] (به نقل از رضوی ص۱۱۹).
, [۱۴],۶-۳- جامعه شناسی و آسیب شناسی:
, ۶-۳- جامعه شناسی و آسیب شناسی:,این جلوهای از سیمای فتوت در میان گروههای مختلفی از مردم بود که روزگاری نقش مؤثری در جامعه اسلامی داشتند. هرچند امروزه دیگر آشکارا با گروه و جماعتی به نام اهل فتوت سر و کار نداریم، اما کم و بیش شاهد دلبستگی جمعی بی نام و نشان و جایگاهی خاص برای گردآمدن هستیم که تا حدودی خود را موظف به اجرای نقش جوانمردان در دستگیری از محرومان و رسیدگی به امور مستمندان و درماندگان میدانند، بی آنکه همچون گذشته، لنگرگاه، زاویه یا فتوتخانهای داشته باشند. «آنچه اکنون لاتی، جاهلی، داش مشدی گری و لوطی منشی نامیده میشود و متصفانش معمولا لحنی ویژه و واژگان و عبارات و تکیه کلامهای متمایزی دارند و در برخی موارد از پاره خلافهای اجتماعی و هنجارشکنیها رویگردان نیستند و نیز عمدتا در میان گروههای فرودست اقتصادی و فرهنگی دیده میشوند، روزی روزگاری رود پرآب و خروشانی بود که در کویر تفتیده این سرزمین، بی هیچ مزد و منت به یاری تشنگان عدالت و سوختگان فقر و ستم میآمد و آنان را از ناامیدی و درماندگی میرهانید و موجب تسکین خاطر محنت کشیدگان و بلای جان ستمکاران بود» (تهرانچی، ۱۳۸۵). به هر حال ظهور دولتهای مدرن در ایران و افزایش میزان برخورداری عمومی از رفاه و بهزیستی، و تقویت نقش نهادهای امنیتی، شهربانی، شهرداری، امدادرسانی، و به موازات آن مقابله با زورمندان محلی و منطقهای، به تدریج جا را بر پهلوانان و پهلوان منشی و فرهنگ پیرامونی این قبیل پدیدهها تنگ کرده، به گونهای که امروزه تنها هالهای از آنچه بوده و در کتابهایی چون فتوتنامه سلطانی نقش بسته، به جا مانده است. خوب یا بد، این بخشی از فرهنگ ماست و ما نیز باید برای آیندگان ره توشهای شایسته گرد بیاوریم.
,رضوی (۱۳۹۱) در این باره میگوید: «برای شناخت دقیق و عمیق از هر جریان اجتماعی بایستی مجموعهای از عوامل و جریانات دیگر را در ارتباط با آن مورد توجه قرار داد. به ویژه اگر جریان اجتماعی مورد مطالعه در دوره گستردهای از حیات بشری تطور و تکوین یافته و با فرهنگها و اجتماعات گوناگونی نیز ارتباط برقرار نموده باشد. حتی قدسیترین امور در عالم، هنگامی که به دست بشر میافتند، بسیاری تغییرات و تحریفات را در خود ملاحظه میکنند. هر امری که در جهان انسانی پای میگذارد بسان بارانی است لطیف، که با گذر از هرجا لاجرم بوی و روی آن را به خود میگیرد. آیین جوانمردی و فتوت نیز از این قاعده مستثنی نیست و زمینههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و… در شکل بخشی بدان مدخلیت تام داشتهاند و جریانات مشابه و حتی رقیب بر آن تأثیر بسیار گذاشته و از آن متأثر شدهاند».
,انصاف پور (۱۳۸۶) نیز در زمینه انحطاط این جنبش میگوید: «عوامل پدید آورنده انقلاب مشروطه تمام ضوابط و قواعد نظام تولیدی قدیم را در هم شکست و اصولی را که طی هزاران سال به طور یکنواخت در نهاد اجتماعی و بنیاد مالی نیروهای مولده جاری و حاکم بود، برای همیشه دگرگون ساخت. سنتهای تکلیفی اجرای اصول آیین فتوت که به چگونگی تأثیرپذیری احساسات و عواطف فردی بستگی داشت، جای خود را به قوانین مدنی و مراجع قضایی و مقررات موضوعه جمعی داد. شاطران و عیاران که مظهر قدرت اجتماعی و طبقه زحمتکش شهری بودند برای همیشه از صحنه زندگی پر تلاش آدمی خارج و فقط نامی از رفتارشان در اوراق تاریخ باقی ماند». در حقیقت، تمام پدیدهها، چه مادی و چه ذهنی و فکری همانند جانداران به تناسب استعداد زمینه تاریخی خاص خود دورهای برای زندگی دارند. روزی زاده میشوند، دورهای رشد میکنند و کمال میپذیرند و زمانی به فرسودگی و پیری میافتند و بالاخره روزی هم میمیرند و از میان میروند.
, ,زرین کوب (۱۳۷۳) میگوید: «زوال تشکیلات فتوت در ایران گویا در قرن دهم هجری به عمل آمده است. آن موقع به امر شاه عباس صفوی لنگرهای فتیان در سراسر ایران بسته شد و کیفیت پراکندگی فتیان بدین شرح است که اهل فتوت… به سبب ظهور گروههای لوطی و مشدی که در حقیقت ثمره و میوه لنگرهای خودشان بود رفته رفته نزد صفویه منفور و سپس منسوخ شدند. در آن زمان لنگرگاهها مرکز فساد شده بود و بدین اقدام، از بین رفت و از آن پس فتیان در گوشه و کنار کشور پراکنده باقی ماندند». بارزترین مظهر چنین انحطاط اجتماعی، اعمال پهلوان اکبر خراسانی در زمان قاجار است که نه نشان و نسب از خانواده پیشهوران داشت و نه در عمر خود از کار و تولید، نان خورده بود و هیچ اصلی جز نامجویی و به خودپردازی نمیشناخت. پهلوان اکبر خراسانی برای رسیدن به بالاترین مرتبه پهلوانی که غایت آمالش بود، هر مانعی را در پیش راه خود خرد میکرد و از هیچ دسیسه و جنایتی فروگذار نمیکرد[۱۵] (انصاف پور، ۱۳۸۶).
, [۱۵],۷-۳- جمعبندی شاخصههای فتوت
, ۷-۳- جمعبندی شاخصههای فتوت,چنانچه دیدیم در فتوتنامهها و منابع مختلف ملاکهای مختلفی برای فتوت بیان شده است. البته گروهها و دستههای فتوت هم مختلف هستند که هرکدام آداب و اعتقادات خاص خود را داشتهاند. در این تحقیق پس از مطالعه فتوت نامههای مختلف (در حد اشباع)، به جمعبندی ویژگیهای فتوت و آنچه که بیشتر به چشم میخورد به شرح زیر پرداختهایم (این دسته بندی از نوآوریهای این تحقیق میباشد):
,الف- داشتن اجتماعات و تشکیلاتی بودن: همواره آنها را به عنوان دسته، فرقه و گروه نشانه داری میشناختهاند. البته اکثرا تشکیلات آنها مخفی بوده است و به همین دلیل خیلی از حالات آنها برای ما در هالهای از ابهام است. عدهای نیز به دلیل آنکه فتیان عمدتا از میان مردم عامی بودهاند معتقدند اثری که به طور کامل نمودار تشکیلات و انجمنهای فتوت باشد برای ما باقی نمانده است.
,انصاف پور (۱۳۸۶ ص ۲۶) مینویسد: «عیاران یکدیگر را یار خطاب میکردند. اعضای سابقهدار را پیر، و کم سابقه را جوان میخواندند و مراکز تجمعی داشتند که آن را خانه میگفتند. چند مرکز تجمع را حزب و چندین حزب را احزاب مینامیدند. هر یک از این احزاب رهبری داشت که به او سرهنگ خطاب میکردند». برای آگاهی از شرح کامل این ساختار باید به کتاب تاریخ سیستان مراجعه شود: «مدارج کسوت عیاری مراحلی داشت که طالبین میبایست آن را طی میکردند. اعضای وفادار و جدی حزب را مطلوب و جوانان تازه کار را طالب میگفتند. طالب پس از گذراندن دوران سخت آزمایشها، موفق به دریافت پیشبند میشد و از آن پس او را عضو کمر بسته میخواندند. احزاب و گروههای عیاران، دارای سازمانهایی سیاسی بوده که حلقههای آن در سراسر ایران از بغداد تا سیستان به هم زنجیر شده بود» (به نقل از انصافپور، ۱۳۸۶).
,همچنین اجتماع آنها در زوایا، لنگرها و زورخانهها خود شاهدی بر همین بحث است.
,ب- صنفی بودن: به طوری که هر صنفی فتوت مخصوص خود را دارد و معتقدند هرکس فتوتنامه مخصوص آن صنف را نداند آنچه که از آن کسب نصیبش میشود حلال نیست و بر او حرام میباشد.
,به گواهی فتوتنامهها، این اصناف عبارت بودند از: خبازان، خیاطان، کرباس بافان، حمامیان و سلمانیان، نمدمالان، کفاشان، سرکه گیران، ناوه کشان، طبق کشان، کفش گران، سلاخان، قصابان، خرّاشان، نجاران، بنایان، آهنگران، دوزندگان، مسگران، عصّاران، کوره پزان، رنگرزان، حلاجان، دباغان، قفل سازان، چلنگران و… که گاه به منظور حفظ موقعیت و منافع صنفی خود، هردسته رئیس و پیشکسوتی برای خود انتخاب میکرد که ضمن توافق با دولتهای حاکم به طور مشروط تکیهگاه اجتماعی پیدا میکردند و قبل از همه، حفاظت از شهرها در دست نمایندگان اصناف بود (و هر صنفی نیز نسب شغل خود را به یکی از پیامبران میرساند).
,ج- صبغه اجتماعی داشتن: رویکرد آنها اجتماعی بوده است و در نتیجه از مردم بودن، مردمی بودن و در مردم بودن از خصائص آنهاست. «همواره بنای زورخانهها و لنگرها (برخلاف مساجد و کاروانسراهای معظم که از طرف بزرگان و پادشاهان برپا میگشت)، به وسیله مردم خرده پا یا به قول «شاردن»، طبقات نسبتا پایین مردم ساخته میشد… از گذشتههای دور، زورخانه متعلق به مردم عادی کوچه و بازار بوده و افراد طبقه بالا نه به آن میلی و نه در آن دستی و راهی داشتهاند» (انصاف پور، ۱۳۸۶، ص ۸۰).
,د- آرمان داشتن: درنتیجه شکوِه و گلایه از وضع موجود داشتهاند. نتیجه آرمان داشتن، ظلم ستیز بودن، مبارزه با نابسامانیهای اجتماعی و مخالفت با خلفا، پادشاهان، حکام و ظالمان است. وجود فتوتنامههای مختلف و دستورات اخلاقی آیینی آن خود شاهدی بر این آرمانگرایی است.
,ه- گره خوردن با مفاهیم تشیع (صوفیه؟): در مورد صوفیه در بخش قبل به اجمال سخن گفته شد. اما یک واقعیت انکارناپذیر تاریخ پهلوانی آن است که مسئولیتهای اخلاقی آنها، با آیین فتوت در قالب مذهب شیعه و شعائر آن همزاد و همراه بوده است. چنان که این افراد با تمامی نهضتهای شیعی علویان، شعوبیان، عیاران و اسماعیلیان و سربداران پیش رفته و تحت تعالیم و شعائر آن بالنده شدهاند.
,هرچند محتوای ذهنی فتوت با شعائر شیعی در زمان صفویه پررنگتر شده است اما باید در نظر گرفت که این پدیده همپای عقاید شیعی و مانند آن، شاید پس از هزار سال پویایی در آن زمان به اوج و آشکاری خود رسیده است. همچنین فتوتیه همواره سرسلسلهی خود را منسوب به مولا علی (علیهالسلام) عنوان میدارند و با عنایت به حدیث معروف «لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار»، که از زبان جبرئیل شنیده شد، علی (علیهالسلام) را اولین سرسلسلهی فتوتیه مطرح میسازند.
,و- توجه به آمادگی جسمانی و گره خوردن به مفاهیم پهلوانی: به طور خاص آمادگی جسمانی، چابکی، مهارت و رزم گره خورده با فتوت و عیاری بوده است. همچنین کثرت و رواج عناوین و القاب پهلوانی مانند: گو، گرد، دلیر، دلاور، یل، هژبر، نیو، نیوزاد، تهمتن، پیلتن، نبرده، نستوه، پهلو، نژاده، جوانمرد، رادمرد، شیردل، اردشیر، شیرمرد، شیرافکن، نامبردار، نامور، نامدار، آزاده، آریا و… از سابقه کهن آیین پهلوانی در کشور ما حکایت میکند.
,سعدی نیز در گلستان از پهلوانی حکایت میکند که در سفر بلخ بامیان با کاروان همراه بوده: «سپرباز، چرخ انداز، سلحشور، بیشزور که ده مرد توانا کمان او را به زه نکردی و زورآوران زمان پشت او را به زمین نیاوردی و اما چون متنعم بود و سایه پرورده…».
,ز- دارای صفات اخلاقی حسنه: این صفات را میتوان اصول عیاری یا فتوت نام نهاد؛ تقوی، وفا، راستی، امانت، رازداری، یاری درماندگان، تواضع، فداکاری، بی نیازی، دوست دوست و دشمن دشمن بودن، برادرخواندگی، شجاعت، سخاوت، عفت، حیا و…
,همچنین شیخ شهاب الدین سهروردی در فتوت نامهاش از ۲۵ وظیفه دیگر در فتوت نام میبرد: فضل، فتوح، فصاحت، فراغت، فهم، فراست، فعل، توکل، توبه، تواضع، تصدیق، تصور، تحمل، تطوع، تهجد، تلطف، تبرک، تصوف، تمکین، تفکر، تسکین، وفا، ورع، ولایت و وصلت.
,همچنین کاشفی سبزواری میگوید: «بعضی از ائمه لغت برآنند که فتوت، جوانمردی باشد؛ اما از روی اصطلاح، فتوت در عرف عام عبارت است از: اتصاف به صفت حمیده و اخلاق پسندیده، بر وجهی که بدان از ابناء جنس خویش ممتاز گردد؛ و به تعریف خواص، عبارت است از ظهور نور فطرت انسانی و استیلای آن بر ظلمت صفات نفسانی تا فضایل اخلاق بأسرها ملکه گردد و رذایل به کلی اشفاء پذیرد».
,البته چنانچه در آسیبشناسی فتوت گفتیم این صفات همواره برقرار نبوده و در مراحلی تاریخی استثنائاتی نیز داشته است به طوریکه در نهایت اهل فتوت دچار آلودگی و آسیبهای فراوان شدند و رو به زوال رفتند.
,ک- آیینی بودن: در کلیه مراحل فتوت ویژگیهای آیینی به چشم میخورد که میتوان از ظرفیتهای آن نیز بهره برد. بدین معنا که میتوان همه موارد گفته شده را تحت عناوین آیینی مجددا دستهبندی کرد. «آیین، برگزاری منظم و دقیق و ادواری مراسم و تشریفاتی خاص است که عملا صورتی نمایشی دارد» (ستاری، ۱۳۸۵، ص ۲۳).
,در علم ارتباطات، آنطور که رودنبولر (۱۳۸۷، ص ۷۰) مینویسد، «آیین اجرای داوطلبانه رفتاری است که به شکلی سزاوار به منظور تاثیرگذاری نمادین یا مشارکت در زندگی جدی طراحی شده است». مفهوم آیین میتواند به فهم جنبههای غیرعادی امور کمک کند. به طور مثال عبادت نمونهای کلاسیک از رفتاری انسانی است که به طور منظم تکرار میشود. این رفتار، غیرعادی و عجیب به نظر میرسد مگر اینکه در چارچوب مفهومی مناسبی تحلیل شود. صور آیینی از قبیل “فتوت” به مثابه کنشهای غیرابزاری به راحتی قابل تعریف است. مدل تحلیل آیینی، به مراتب بیشتر از الگوی کنش عقلانی یا ابزاری جزئیاتی را برای ما تبیین میکند و بسیاری از عقاید و جنبشهای اجتماعی از نظر آیینی قابل توجیه خواهد بود.
,مفهوم آیین میتواند به توضیح جنبههایی از امور که هنوز تحلیل نشدهاند کمک کند. «برای مثال چه اتفاق خواهد افتاد اگر هدیه دادن، محبت کردن، داوطلب شدن برای خرید نوشیدنی برای رفقا یا مهمان کردن آنها به نهار را، همچون نمادهایی که روابط دوستانه را ایفا میکند، آیین فرض کنیم؟» (رودنبولر، ۱۳۸۷، ص ۳۱) این اشکال ارتباطات، آگاه کننده و برای مطالعه ارزشمند هستند.
,فتوت همواره دارای ادبیات و اصطلاحات خاص فراوان بوده است و برای هر کاری دارای آداب و نمادهای مختلف هستند: بلوغ، عقل، مروت، خرقه پوشی، آداب خوردن، آشامیدن، پوشیدن، آداب اجتماعات، ارتباط با خود، خدا، خلق، طبیعت، سختگیری جهت پیوستن به این سلک، ورود مرحله به مرحله و ارتقاء درجه یافتن، تکیه بر استاد، مرشد و پیر (به طوریکه بدون اذن یا حضور استاد یا مرشد عملی برایشان جایز نیست)، توجه به نان و نمک، نمک گیر شدن، کمر بستن… «و گاه شرایط و آداب فتوت را تا هفتاد و دو رساندهاند» (ریاض، ۱۳۸۹، ص ۵۸).
,ل- فتوت به عنوان سبک زندگی: در تقسیمبندی دیگری میتوان فتوت را به عنوان یک سبک زندگی تعریف نمود و مجدد به دستهبندی عناصر آن پرداخت و از ظرفیتهای آن به عنوان یک «هویت» و «ارزش» بهره برد.
,سبک زندگی از جمله مفاهیم مهمی است که هم در مطالعات فرهنگی، و هم در روانشناسی به آن اشاره شده است. در برخی موارد سبک زندگی را به مفهوم راه و روشی دانستهاند که بیانگر ارزشهای یک فرد یا یک گروه میباشد. سبک زندگی با طبقه اقتصادی- اجتماعی پیوند دارد و در تصویری که از فرد ساخته میشود بازتاب مییابد (آسابرگر، ۱۳۷۹).
,این مفهوم در حوزه مطالعات فرهنگی، به مجموعه رفتارها و الگوی کنشهای فرد اطلاق میشود که معطوف به ابعاد هنجاری و معنای زندگی اجتماعی است و نشاندهنده کم و کیف نظام باورها و کنشهای اوست. سبک زندگی تابلویی از معانی و تفاسیری است که فرد در جریان اعمال روزمره و زندگی روزانه نشان میدهد (حیدری، ۱۳۹۱).
,رویکرد «فتوت و سبک زندگی» دستهبندی جدیدی است که جهت تحقیقات دیگران پیشنهاد مینماییم. چنانچه میتوان تقسیمبندیهای مفید دیگری را نیز ارائه داد به طور مثال «فتوت و روش تبلیغ» مورد دیگری است که به ذهن میرسد.
,۴- فتوت در تولیدات رسانهای
, ۴- فتوت در تولیدات رسانهای,(ادامه دارد…)
,,
پی نوشت:
, پی نوشت:,[۱] کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه صداوسیما- طلبه سطح یک حوزه علمیه اصفهان، مدرسه علمیه میرزاحسین- (عهده دار نگارش متن)
, [۱],[۲] Representation
, [۲],[۳] Stuart Hall
, [۳],[۴] از آنجا که متن پیش رو اطلاعات زیادی را از این فتوتنامه وام گرفته است و نام آن را در چند مرحله تکرار خواهیم کرد پس به تعریف آن در اینجا پرداختهایم.
, [۴],[۵] همچنین به فرهنگ عمید و فرهنگ فارسی معین مراجعه شود.
, [۵],[۶] همچنین به تفسیر المیزان (علامه محمدحسین طباطبایی) و تفسیر نمونه (آیت الله ناصر مکارم شیرازی) مراجعه شود.
, [۶],[۷] سعید نفیسی (بی تا) میگوید: «اگر جوانمردان ایرانی به جز ابومسلم خراسانی و یعقوب پسر رویگر سیستانی کسی دیگر را نپرورده بودند همین فخر و شرف برای ایرانیان کافی بود». اما اسماعیل حاکمی (۱۳۸۹) یعقوب و همچنین برادرش عمرو لیث صفاری را از خوارج میداند.
, [۷],[۸] خانقاه که با تفاوتی تکیه و زاویه و رباط نیز خوانده میشود محل اجتماع درویشان مخصوصا جای خلوت و ذکر آنها بود.
, [۸],[۹] قلندریه درواقع جماعتی بودند از صوفیه ملامتی که در حدود قرن هقتم هجری در خراسان و هند و حتی شام و بعضی بلاد دیگر شهرت و فعالیت داشتهاند…
, [۹],[۱۰] در سایت رسمی این فدراسیون بین المللی نام چند زورخانه در خارج ایران آمده تا توجیه عنوان بین المللی برای فدراسیون مذکور باشد. ازجمله: زورخانه فردوسی تاجیکستان، زورخانه رستم دستان افغانستان و زورخانه عباس بن علی (علیهالسلام) در کربلا. واضح است که این زورخانهها نیز مربوط به ایرانیان است و چون تردد زیادی در این کشور و کربلا هست، این مرکز دایر شده، اما در نهایت ورزش باستانی و زورخانه، ورزشی ایرانی و سازگار با روحیات، آیینها و خصایص مردم کشور ماست.
, [۱۰],[۱۱] International Zurkhaneh Sports Federation
, [۱۱],[۱۲] در زمینه این حکایات باید گفت این مطلب هیچ نقصانی بر آداب فتوت و تشکیلات آن وارد نمیآورد. میدانیم که در میان عامه مردم داستانهای بسیار دراز، ساخته تخیل پهناور داستان پردازان و قصه گویان پدید آمده است که قهرمانان آن مقدسان دینی و مذهبی هستند که با شوق بسیار از سوی خوانندگان استقبال و خوانده شده اند و کمتر اتفاق افتاده که کسی بر آن حکایات خرده بگیرد.
, [۱۲],[۱۳] میتوان گفت که در افق جامعه کهن و قرون میانه در ایران، قوت مردسالاری چنان بوده که صدای زنان به گوش نرسد.
, [۱۳],[۱۴] در غرب مادر ترزا (۱۹۱۰- ۱۹۹۷ م) راهبه آلبانیایی را به عنوان نمونه ای از زنان فتی معرفی میکنند… در عهد مشروطیت نیز بانوان شجاع و بافضیلت، دهها انجمن مخفی و آشکار برای تربیت و دفاع از حقوق خویش و پیشبرد امر انقلاب فراهم ساختند… روزنامه حبل المتین مینویسد: «در یکی از زد و خوردهای بین اردوی انقلابی ستارخان با لشکر شاه، بین کشته شدگان انقلابیان جنازه بیست زن مشروطه طلب در لباس مردانه پیدا شده است» (به سند موجود در خانه مشروطه اصفهان).
, [۱۴],[۱۵] از نکات جالب توجه در این زمینه کتب نگارش شده پیش از انقلاب اسلامی ایران است، که در آنها به نام «شعبان جعفری» به عنوان یکی از پهلوانان بزرگ و باشگاه داران کشور اشاره است و ظاهرا وی به عنوان ریاست «کانون ورزشخانههای باستانی» منصوب شده بود. شعبان جعفری معروف به «شعبان بی مخ» از عمال رژیم پهلوی بود که در سقوط مصدق نیز نقش داشت. چون انحطاط به پایینترین مرحله خود میرسد، زورخانه به جای پروراندن پهلوان جوانمرد و اهل فتوت، غول بدلکار و جیره خوار بیرون میدهد.
, [۱۵],جواد جلوانی- دکتر سید بشیر حسینی
, جواد جلوانی- دکتر سید بشیر حسینی,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه