گزارش ویژه؛
رسالت خبرنگاری؛ وظیفه ای که به افسانه تبدیل می شود؟
خبرنگار که باشی باید مسوول باشی، مسوول در برابر تمام حرف هایی که میزنی و کاغذ هایی که سیاه می کنی تا حقایقی به جامعه برسد، خدایی ناکرده اگر در رسالت خود کوتاهی کنی و دروغی را به خاطر ترس از کسی در جامعه ترویج کنی، در این دنیا هم نباشد، در دنیای دیگر پاسخگو خواهی بود..خبرنگار که باشی، ساعت دو نصف شب هم باشد، با اشتیاق زیاد در حال نوشتن گزارش خواهی بود..[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ گروه اجتماعی آناج: خبرنگار که باشی خواسته یا ناخواسته در غم و شادی میلیون ها انسان شریک می شوی، انگار قلبت به وسعت تمام جغرفیای قلب های انسان ها وسیع می شود. خبرنگار که باشی از کنار هر حادثه ای، رویدادی به راحتی نمی گذری..پا به پای مردم اشک میریزی و با شادی ان ها خنده بر لبانت نقش می بندد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گروه اجتماعی آناج: , گروه اجتماعی آناج: , آناج, خبرنگار که باشی خواسته یا ناخواسته در غم و شادی میلیون ها انسان شریک می شوی، انگار قلبت به وسعت تمام جغرفیای قلب های انسان ها وسیع می شود. خبرنگار که باشی از کنار هر حادثه ای، رویدادی به راحتی نمی گذری..پا به پای مردم اشک میریزی و با شادی ان ها خنده بر لبانت نقش می بندد, .,
خبرنگار که باشی انسان های جامعه را خانواده خودت فرض می کنی، به راحتی نمی توانی از کویی که در ان ظلم نفس می کشد گذر کنی، باید خودت را به آب و آتش بزنی تا بلکه صدایی از مظلومان را به گوش مسوولی برسانی و تا رسالت خود را انجام ندهی آرام نمیگیری..
پاسی از شب باشد و حتی هوا گرگ و میش باشد، رویدادی اتفاق بیفتد، تا خبر را اطلاع رسانی نکنی، نمی توانی پلک روی هم بگذاری..زمین هم بلرزد، دریا هم طغیان کند و طوفان ها ویران کنند، باز هم یک جایی از دنیا، خبرنگاران مشغول مخابره هستند..
حس کنجکاوی زمانی که حادثه ای رخ می دهد، خبرنگار را به سمتی سوق می دهد که باید باشد، حقایق را درک کند، حتی در مرکز حادثه، آغوش خطر هم باشد، خبرنگار به مرور زمان جسارت را در ذات خودش تقویت می کند...
اگر کنجکاو نباشی، کافی است که خبرنگار باشی، آنوقت هست که دیگر تمام وجودت مملو از حس کنجکاوی می شود و زمانی که از یک خیابان عبور می کنی دنبال سوژه خاص خبری هستی، ناخوداگاه تیز بین می شوی..
خبرنگار که باشی باید مسوول باشی، مسوول در برابر تمام حرف هایی که میزنی و کاغذ هایی که سیاه می کنی تا حقایقی به جامعه برسد، خدایی ناکرده اگر در رسالت خود کوتاهی کنی و دروغی را به خاطر ترس از کسی در جامعه ترویج کنی، در این دنیا هم نباشد، در دنیای دیگر پاسخگو خواهی بود..خبرنگار که باشی، ساعت دو نصف شب هم باشد، با اشتیاق زیاد در حال نوشتن گزارش خواهی بود..
البته این را هم از قلم نندازیم که انعکاس واقعیت و تواضع در نوشتن، اطلاعرسانی صادقانه و شفاف از وظایف اصلی خبرنگار خوب است.
, ..,
,
, ..,
,
, ...,
,
, ..,
,
, ..,
, ,
, .,
خبرنگار کیست؟
, خبرنگار کیست؟, خبرنگار کیست؟,
خبرنگار کسی است که با اتکا به ذوق و استعداد شخصی، پس از گذارنیدن دورهٔ آموزش تخصصی و همچنین با توجه به مسئولیت اجتماعی که این پیشه بر گردن او میگذارد، وظیفه بدستآوردن، آمادهکردن، گردآوری و ساماندادن اخبار و انتقال آنها را با وسایل ارتباط جمعی (مطبوعات، رادیو، تلویزیون و خبرگزاری) به مخاطبان بر گردن دارد.
برپایهٔ اعلامیه سازمان یونسکو، خبرنگاران باید کوشش کنند تا اخباری که در اختیار عموم میگذارند درست، دقیق و معتبر باشد و در درستی اخباری که به دست میآورند، پژوهش و اندیشه کنند. خبرنگاران نباید حقیقتی را عمداً تحریف یا خراب کنند و نیز هیچ گونه مطلبی را نباید از دید مردم پنهان نگهدارند.
, .,
,
, .,
به سراغ یکی از خبرنگاران مجرب استان می روم، حرف از رسالت خبری که میشود، لبخند تلخی میزند و می گوید: قبل از اتمام رشته خبرنگاری و گذراندن تمام واحدهای دانشگاهی، همیشه تصورم از خبرنگاری این بود که با افرادی همکار خواهم شد که هر لحظه در حال تلاش و کوشش هستند و شاید از فرط خستگی کار خبری رنگ از رخسارشان هم باخته باشد، در سرمای زمستان و گرمای تابستان برای یافتن حقیقت و حل مشکلات مردم اهی کوچه پس کوچه های شهر می شوند و حتی سر از مناطق محروم در می آورند، تا بلکه دردی از جامعه را با قلم و کاغذی که تنها سلاحشان است، دوا کنند..
,همان ابتدای کار خبرنگاری ترس از اینکه شاید نتوانم حقایق جامعه را گزارش کنم، تردیدی در من ایجاد کرده بود که وارد این عرصه نشوم، چرا که کوچکترین اشتباهی در نوشتن شاید میتواسنت به افراد زیادی آسیب بزند، با این حال علاقه به این کار باعث شد که وارد این حیطه شوم هر چند که برخی از دوستان هشدار می دادند که خبرنگاری درامدی ندارد و فقط زحمت و دوندگی حاصل می شود..
,دیری نگذشت که فهمیدم ارتباط در این حیطه حرف اول را می زند، به عقیده برخی حتی در این عرصه اگر بره باشی برای اینکه توسط گرگ ها خورده نشوی باید لباس گرگ بر تن کنی.
,آهی می کشد و می گوید: تجربه ای نداشتم و برای اینکه موفق شوم هر رویداد خبری را تجربه می کردم، به غیر از گزارش و مصاحبه، خبرها درد و غم جامعه را بر دوشم میگذاشت.
,عینکش را از چشمش بر میدارد و دستی به موهای خاکستری اش می کشد و ادامه می دهد: کم کم وقتی دعوت به جلسات خبری شدم، با خبرنگاران زیادی آشنا شدم، خودکار را محکم بین دو انگشتم میگرفتم تا با سرعت بیشتری خبرها را بنویسم، وقتی سرم را بلند می کردم و نفسی می کشیدم، با کمال تعجب برخی را میدیدم که با خیال راحت بدون اینکه خودکاری در دستشان باشد مسوول مورد نظر را نظاره می کنند، اوایل با خودم میگفتم خوش به حالشان که چقدر حرفه ای هستند و همه ی حرف های مسوول را به مخیله خود میسپارند و با خیال راحت به صندلی تکیه می دهند، با خودم میگفتم هنوز خیلی مانده است که مثل آنها حرفه ای بشوم و خودکار را بگذارم کنار و همه اطلاعات را در مغزم ذخیره کنم..تا اینکه یک روز در مصاحبه خبری به طور کاملا اتفاقی یکی از اساتید خبر را که خودش خبرنگار مجربی بود وارد جلسه شد، با اشتیاق منتظر بودم که ببینم که این استاد خبر با چه شیوه ای خبر خواهد نوشت و خبر را به حافظه اش خواهد سپرد..
,وی خاطرنشان می کند: با کمال تعجب مشاهده کردم که استاد خبر مثل من خودکاری به دست گرفته و خبر می نویسد، کمی تعجب کردم، آیا این استاد مجرب غیر حرفه ای بود یا اینکه خبرنگارانی که خبر نمی نوشتن غیر حرفه ای بودند، تا اینکه فهمیدم برخی از خبرنگارانی که میخواستم آنها را الگویی برای پیشرفتم قرار دهم، علاقه ای به نوشتن خبر ندارند بلکه بعد از اتمام جلسه خبر را از خبرنگارانی که زودتر از همه منتشر می نویسند، کپی می کنند! یعنی کار و رسالت اصلیشان کپی پست بود..
,این خبرنگار اعلام می کند: طولی نکشید که به این فضا عادت کردم، با این حال از علاقه ام به کار خبر کاسته نشد، چند روز پیش که به راهپیمایی روز 13 آبان رفته بودم تا گزارشی مردمی تهیه کنم، انتظار داشتم که برخی از این خبرنگاران به اصطلاح کپی پیستی حداقل در این روز خاص حضور داشته و خبری تهیه کنند، اما باز هم کسی از آنها نیامده بود، چند خبرنگار همیشگی که در همه صحنه های خبری حاضر بودند، حضور داشتند و برای مصاحبه با مسوولان در این روز دوندگی می کردند و تا ظهر خبرها را به صورت آنلاین کار می کردند و حتی صبحانه که هیچ، ناهاری هم نخورده بودند و تنها دردشان این بود که خبر راهپیمایی 13 آبان زودتر منتشر شود...
,حرف هایش که تمام می شود، کیفش را بر میدارد و موهایش را مرتب می کند و ضمن اینکه یکی از خبرنگاران را برای مصاحبه ام معرفی می کند، خداحافظی می کند و میرود.
,تلفن را بر میدارم و با خبرنگار فارس تماس میگیرم، صدایش از پشت تلفن خواب آلود می آید، میپرسم خانم خبرنگار خواب بودی؟ می گوید: بله دیشب تا ساعت 12 جلسه بودم و خبر می نوشتم.
,در مورد موضوع گزارشم برایش توضیح می دهم و می گوید: چند خبر دارم که باید زود تکمیلشان کنم، بعد از اینکه آنها را نوشتم حرف هایم را برایت می نویسم.
,بعد از یک ساعتی تماس میگیرم و می گوید: متاسفانه در سال های گذشته جو نامطلوب حاکم بر مطبوعات و خبرگزاری های استان شرایطی به وجود آورده است که بی مایه ترین افراد به راحتی وارد عرصه رسانه و مطبوعات استان شده اند و روز به روز کیفیت مطالب و محتوای مطبوعات را پایین آورده اند. در مقطع کنونی بعضا افرادی عناوین دهن پرکنی مثل مدیر مسوولی، سردبیری و سرپرستی را یدک می کشند که کمترین آشنایی با اصول و فنون روزنامه نگاری و ژورنالیسم ندارند و با ایجاد لابی ها و باندهای مافیایی، مانع ظهور و بروز و پیشرفت خبرنگاران مستعد و واقعی می شوند.
,وی ادامه می دهد: رفتارهای زننده و نامناسب همین افراد کم مایه که جایگاه قشر نخبه روزنامه نگاران و فرهیختگان واقعی جامعه را به ناحق به یغما برده اند و باعث تضییع حقوق ده ها جوان مستعد و تحصیل کرده شده اند در مراسم های مختلف گاها به نوعی است که موجب نگاه تحقیرآمیز و توام با توهین جامعه، بویژه مدیران رده بالا به عموم خبرنگاران گردیده و همین بعضا بی احترامی ها و تعمیم شخصیت خبرنگارنماها به کل خبرنگاران باعث شده است تعداد معدود خبرنگاران واقعی هم در عرصه های مهم و اساسی استان کمتر حضور یابند و همین امر باز هم عرصه را به نفع خبرنگارنماها وسیع تر کرده است، همه اینها موجب شده است تا صفحات مطبوعات استان آذربایجان شرقی بیشتر از اینکه دردهای مردم را فریاد زنند و جامعه را به سمت تعالی فرهنگی سوق دهند، بوی فاکتور بگیرند. فاکتورهایی که هرچند مبالغشان چندان چشمگیر نیست؛ روی هم رفته رضایت صاحبان مناصب را جلب می کنند و حقیر و امثال حقیر باز هم می توانند به ناحق مدیر مسئول، سردبیر و یا خبرنگار باقی بمانند.
,این خبرنگار اظهار می کند: در مراسم های تجلیل و روز خبرنگاراسامی افرادی که برای تجلیل بالای سن می آیند نه تقریبا، بلکه کاملا برای همه قابل حدث است و نیشخند خبرنگاران در گوشه و کنار سالن این معنی را فریاد می زد.
,و اگر از پچ پچ تعدادی از خبرنگاران شنیده می شد که خودشان دارند خودشان را تجلیل می کنند پربیراه نمی گویند، با این وضعیت فعلی مطبوعات، کدام روزنامه ای می تواند حداقل دو خبرنگار و نه بیشتر به استخدام خود درآورد تا برای او گزارش های دست اول تولید کند؛ اصلا چرا باید خودش را با وجود گزارش های هر روزه درج شده در خبرگزاری ها به زحمت بیندازد و متحمل هزینه های اضافی شود؟!
,گیریم مردم عادی نخواهند روزنامه های محلی ما را مطالعه کنند، در عوض برخی از مسوولین با مشاهده عکس های بزرگ خود در تمامی مطبوعات استان چند ساعتی را صرف تماشا می کنند و بهایش را هم می پردازند حال چه اصراری است مثلا یک دانشجو محتویات مطبوعات استان را بی آنکه مبلغی هم پرداخت نماید مطالعه کند تا سطح سواد سیاسی و اجتماعیش بالا رود...
,به سراغ یکی دیگر از خبرنگاران استان میروم، او هم از جوی که در جامعه خبری ایجاد شده است، گله مند است، می گوید: این روزها به نظر میرسد تبدیل شدن نشستهای خبری به تریبونی برای مسوولان، یک سنت شده است تا آنها بتوانند سخنرانی کنند و حرفهای خود در قالب پاسخ به پرسشهای خبرنگاران، به بستهی خبری بدل کنند و در آخر با دادن کارت هدیه ای 50 هزار تومانی صحبتهای خود را به گوش مردم برسانند که البته بعضاً با گزینشهای اشتباهی که در دعوت کردنشان رخ می دهد ، به جای دعوت از خبرنگاران واقعی از عده ای خبرنگار نما دعوت می نمایند و گاه خبرشان نیز در همان جا دفن و اصلا مخاطبی پیدا نمی کند.
,در حالی که متن مصاحبه ای را ویرایش می کند، ادامه می دهد: بسیاری از مسوولان بهصورت هفتگی یا ماهانه یا به بهانههای مختلف، نشست خبری برگزار میکنند و وقتی با خبرنگارانی روبرو می شوند که کلا از موضوع بیاطلاعند خوشحال شده و با پاسخهای بسته، کوتاه و سطحی یا بعضا موکول شدن پاسخها به آینده این نشستها به اتمام می رسد.
,این خبرنگار 30 ساله خاطرنشان می کند: بنده معتقدم شرایط حاکم بر نشستهای خبری به ظرفیتهای رسانهای و ارتباطی هر شهر و کارکرد رسانه در هر جامعهای بستگی دارد. اگر در یک جامعه، رسانه بر مخاطب تأثیر میگذارد و افکار عمومی را هدایت میکند، در آن جامعه پرسش ثانویه نیز در کنفرانسهای خبری مطرح میشود، اکنون شاهد هستیم مدیران برنامه با ارتباطی که با رسانههای همسوی با خود دارند، نشست خبری را در کنترل خود میگیرند و مدیران برنامهها با هماهنگی رسانههای همسو با خود، پرسشها را بهنحوی طراحی میکنند که مصاحبه شونده با پاسخ دادن به چند پرسش طولانی، زمان را به پایان ببرد یا با طرح پرسشهای کلی، این امکان به مصاحبه شونده داده میشود که زمان را برای خودش کند که البته این موضوع نیز با حضور خبرنگار نماها که البته در شهر ما نیز عده شان کم نیست اتفاق می افتد.
,ما امروز به خطرنگار در جامعه نیاز داریم نه خبرنگارنما!
, ما امروز به خطرنگار در جامعه نیاز داریم نه خبرنگارنما!, ما امروز به خطرنگار در جامعه نیاز داریم نه خبرنگارنما!,خبرنگار مجرب دیگری که تخصص خبری اش تهیه گزارش هایی میدانی از مناطق حاشیه نشین شهراست، نیز اظهار می کند: با اینکه استان آذربایجان شرقی به لحاظ کمی رتبه دوم کشوری را داراست و همیشه تیتر اول مصاحبه از مسوولان امر در روز خبرنگار همین ارایه آمار تکراری می باشد، ولی به لحاظ کیفی همچنان جای نقد و بررسی دارد، مرور صفحات اول روزنامه ها و پایگاه های خبری و برخی خبرگزاری ها و دیدن اخبار مشابه و تکراری یکی از ضعف های مطبوعات محلی استان ما می باشد، هر چند در این میان برخی از خبرگزاری ها و پایگاه های خبری در زمینه تولید اخبار و جذب مخاطب موفق بوده اند ولی تعداد آنها انگشت شمار است.
,وی ادامه می دهد: به نظرم مهم ترین وظیفه هر خبرنگار بیان واقعیت و واقع نگاری است.خبرنگار باید هر آنچه را که می بیند بیان کند و از بیان مطالب حاشیه ای که سبب انحراف می شود جلوگیری کند. زیادتر نگوید از آنچه که هست، از آنچه که باید و شاید. خبرنگار باید منصف بوده و امانتدار باشد. خبرنگاران در اطلا ع رسانی حلقه واسط بین واقعیت ها و مخاطبان هستند.
,این خبرنگاری که رشته تحصیلی اش علوم سیاسی است، اظهار می کند: خبرنگاران قشر بسیار زحمت کشی هستند و همیشه مورد احترام جامعه هستند، ولی متاسفانه برخی خبرنگاران به ظاهر خبرنگار یا همان خبرنگار نماها رسالت خبری خبرنگاران واقعی را زیر سوال برده اند! برخی از روابط عمومی ها نیز با مبالغی ناچیز خبرنگاران را از عرصه نقد و انتقاد خارج کرده اند، امروزه در استان ما این روابط عمومی ها هستند که اخبار را تولید وبه خبرنگاران دیکته می کنند! بسیاری از خبرنگاران جذب شهرداری ها شده اند، خبرنگاران ما کمتر در بطن جامعه حضور دارند و کمتر گزارش میدانی تهیه می کنند، امروزه ما شاهد حضور پررنگ برخی خبرنگاران در کنفرانس های مطبوعاتی هستیم ولی در راه پیمایی ها و غیره آنها را نمی بینیم، خبرنگاران ما عادت کرده اند در اتاقی مسقف بمانند، ما باید این خبرنگاران را از این اتاق ها به بطن جامعه بکشانیم تا بتوانند مشکلات کف خیابان ها و کوچه پس کوچه های شهر را در آیینه مطبوعات منعکس نمایند.
,وی خاطرنشان می کند: در این میان البته ضعف خانه مطبوعات، انجمن صنفی و باشگاه خبرنگاران در آموزش و جذب خبرنگاران مشهود است! عدم استفاده از پتانسیل اساتید مجرب و توانمند استان و ارایه مطالب تکراری و بروز نشده از دیگر مشکلات آموزش خبرنگاری است.
,بسیاری از خبرنگاران ما فرق بین نقد و تخریب را نمیدانند
, بسیاری از خبرنگاران ما فرق بین نقد و تخریب را نمیدانند, بسیاری از خبرنگاران ما فرق بین نقد و تخریب را نمیدانند,این خبرنگار اظهار می کند: البته فرق زیادی بین نقد کردن و نق زدن وجود دارد، برخی از خبرنگاران نیز تخریب میکنند و اسمش را می گذارند انتقاد، بعضی از خبرنگاران نیز فقط نق می زنند؛ یک نکتهی منفی را می گیرند و مدام آن را تکرار کرده و سیاه نمایی می کنند، درحالی که می توانند یک نکته تاریک را در نظر بگیرند و با جنبهای مثبت به جنگ آن بروند، امیدوارم مسوولان خبرنگاران واقعی را درک کنند نه اینکه طرد چرا که ما امروز به خطرنگار در جامعه نیاز داریم نه خبرنگارنما.
,لازم به ذکر است که هدف از نوشتن این گزارش نوشتن گزارش مناسبتی همچون روز خبرنگار نبوده است، بلکه دردلی کردیم با برخی از اصحاب رسانه که می خواستند به نحوی از مشکلات این عرصه بگویند.
]
ارسال دیدگاه