logo
یک‌شنبه 05 مهر 1405 | یکشنبه 27 سپتامبر 2026 |
اخبار داغ
  1. نامه ایران به سازمان ملل درباره اظهارات خصمانه دبیرکل ناتو
  2. با وجود شیطنت دشمن، تنگه هرمز در اختیار ایران است
  3. سرباز جوان ایرانی، جان‌فدای ناموس و وطن شد
  4. رشد ۱۷ میلیاردی گیشه سینما در هفته نخست مهر؛ «خانوم والده» صدرنشین شد
  5. موزه‌های ایران؛ روایتگر تاریخ، هنر و فرهنگ ایرانی از دوران باستان تا دوران معاصر
  6. هنر؛ فناوری نجات‌بخش در خط مقدم جنگ روایت‌ها
  7. یا همه نفت می‌فروشند یا هیچ‌کس!/ فجیره در انتهای گلوگاه نفتی غرب آسیا
  8. تنگه هرمز، برگ برنده ایران در مذاکرات/ آمریکا تاب تحمل هزینه تنش را ندارد
  9. مجوز فعالیت برند چهره حامی پهلوی در تهران را چه کسی صادر کرد؟/ ضرورت ورود قوه قضائیه برای بررسی و محاکمه صادرکنندگان متخلف
  10. رهبر شهید و تجربه حضوری پر صلابیت در سازمان ملل/ تاکید بر تضمین امنیت منطقه در سایه محاکمه عامل ناامنی منطقه!
  11. سخنان رئیس‌جمهور در سازمان ملل در شأن ملت ایران بود/ دفاع از حقوق‌ ملت انسجام را افزایش داد
  12. داماد "حسن روحانی" چه کاره دولت است که در هر موضوعی اظهارنظر می‌کند؟/داماد سرخانه نگران کیک تولد همسایه!
  13. فرصت‌سوزی حسن روحانی از سفر تاریخی رئیس‌جمهور چین به ایران
  14. روزی که قرآن تمام حجت شهید رئیسی در سازمان ملل شد
  15. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  16. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  17. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  18. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  19. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  20. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد

دل نوشته/

چند دقیقه مکث بر سر قبری که شهیدش در راه است

چند دقیقه مکث بر سر قبری که شهیدش در راه است
امشب رفتم سر قبری گریه کنم که هنوز توش پیکری نبود ولی کافی بود برای اینکه من یک عمر خجالت زده و نادم باشم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از «دیارباران»، امشب رفتم سر قبری گریه کنم که هنوز توش پیکری نبود ولی کافی بود برای اینکه من یک عمر خجالت زده و نادم باشم و  پاش گریه ای کنم که هیچ فایده ای نداره ...

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیارباران,

گاهی اصلا حوصله اش را نداشتم همان وقت هایی که بخاطر امور کاری زنگ میزد ، تو دلم میگفتم باز این آدم سمجِ گیر داد به ما !!

,


همیشه اعصابم از سماجتها و پیله کردنهایش خرد میشد و وقتی شادی و انرژیشو میدیم به خودم میگفتم چه آدم فرخنده و بیکاریه!!

,
,


انقدرم مغرور و حق به جانب بودم  و مطمئن که درست فکر میکنم، حتی هم یکبار به مشروعیت این افکار زشتم شک نکردم !
این تازگیا هم که اصلا خبر نداشتم رفته سوریه ...

,
,
,

تا اینکه تو یه خبر فوری شنیدم: سید اسماعیل سیرت نیا در سوریه به شهادت رسید !!!

,

امشب رفتم تا بالای قبری گریه کنم که وقتی هنوز کنده نشده بود جاشو به رفقا نشون میدادم و میگفتم اینجا مال منه!!

,

اما مال کسی شده که من  قضاوتش کردم و چه بد قضاوتی کردم و حالا خدا هم جایی که آرزوشو داشتم رو داد بهش، هم فرصت حلالیت طلبیدن ازم سلب شد و  هم به فرض محال معصوم بودنم در تمام زندگی، به جرم همین حق الناس، توفیقی که نصیب سید اسماعیل و امثالش شد رو هرگز نخواهم داشت و این یعنی بدبختی ...

,

کاش یاد میگرفتم قضاوت نکنم ...

,


از امشب باید برای خودم گریه کنم نه برای سید اسماعیل و دوستاش ...

,
,


آسد اسماعیل سیرت نیا میدونم  تو زنده ای و من مرده ،،، حلال کن داداش ...

,
,

انتهای پیام/ ر

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه