اغواگری انتخاباتی در مناطق کُردنشین
رسول گلباخی فعال فرهنگی و رسانهای غرب کشور در یادداشتی ضمن اشاره به برخی اغواگریهای معمول در استان های کُردنشین کشور، به عنوان یک فعال رسانهای به ارائه برخی شیوههای سالم برای تبلیغات انتخاباتی نیز اشاره میکند که در ادامه خواهیم خواند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از مکریان، «ما آزادیخوهان که برای دفاع از حقوق ملت صدای خودمان را بلند کردهایم، نمیخواهیم هیچگونه اطلاعی از زبان دیپلماتیک داشته و برای استتار و کتمان آمال و مقاصدی که میتوانیم بدون پروا در برابر مردم اظهار نمائیم، دروغهای معمولی سیاسیون را به کار ببریم. ما به جز حرف راست، حرفی نمیزنیم و نخواهیم زد.».
, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از مکریان، «ما آزادیخوهان که برای دفاع از حقوق ملت صدای خودمان را بلند کردهایم، نمیخواهیم هیچگونه اطلاعی از زبان دیپلماتیک داشته و برای استتار و کتمان آمال و مقاصدی که میتوانیم بدون پروا در برابر مردم اظهار نمائیم، دروغهای معمولی سیاسیون را به کار ببریم. ما به جز حرف راست، حرفی نمیزنیم و نخواهیم زد.»., به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از مکریان، «ما آزادیخوهان که برای دفاع از حقوق ملت صدای خودمان را بلند کردهایم، نمیخواهیم هیچگونه اطلاعی از زبان دیپلماتیک داشته و برای استتار و کتمان آمال و مقاصدی که میتوانیم بدون پروا در برابر مردم اظهار نمائیم، دروغهای معمولی سیاسیون را به کار ببریم. ما به جز حرف راست، حرفی نمیزنیم و نخواهیم زد.»., شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مکریان,آنچه خواندید در سال ۱۳۹۳ خورشیدی گفته نشده است. این حرف زمانی مطرح شده است که لیبرال دموکراسی در اوج ارج و منزلت خود به سر میبرد. زمانی که بعضاً ایمان داشتند منش سیاسی که هیچ، از نوک پا تا فرق سر باید غربی شود و این تنها راه رستگاری و غایت انسانیت است. در این شرایط است که شیخ محمد خیابانی جملاتی را که در پاراگراف بالا خواندید مطرح میکند.
, آنچه خواندید در سال ۱۳۹۳ خورشیدی گفته نشده است. این حرف زمانی مطرح شده است که لیبرال دموکراسی در اوج ارج و منزلت خود به سر میبرد. زمانی که بعضاً ایمان داشتند منش سیاسی که هیچ، از نوک پا تا فرق سر باید غربی شود و این تنها راه رستگاری و غایت انسانیت است. در این شرایط است که شیخ محمد خیابانی جملاتی را که در پاراگراف بالا خواندید مطرح میکند., آنچه خواندید در سال ۱۳۹۳ خورشیدی گفته نشده است. این حرف زمانی مطرح شده است که لیبرال دموکراسی در اوج ارج و منزلت خود به سر میبرد. زمانی که بعضاً ایمان داشتند منش سیاسی که هیچ، از نوک پا تا فرق سر باید غربی شود و این تنها راه رستگاری و غایت انسانیت است. در این شرایط است که شیخ محمد خیابانی جملاتی را که در پاراگراف بالا خواندید مطرح میکند.,گویی شیخ محمد خیابانی از ابتدا درک کرده بود که مدل غربی دموکراسی جولانگاه اغواگران و فتانگان زمان برای مهندسی افکار عمومی و به این سو و آن سو کشاندن جوامع است. طوری که بیاعتناترین اشخاص نسبت به موازین اخلاقی و خودکامه ترین آنها در لباس دموکراسی آراء عمومی را جلب میکند و سپس آنچه نباید، رخ میدهد. اما از چه طریق؟
, گویی شیخ محمد خیابانی از ابتدا درک کرده بود که مدل غربی دموکراسی جولانگاه اغواگران و فتانگان زمان برای مهندسی افکار عمومی و به این سو و آن سو کشاندن جوامع است. طوری که بیاعتناترین اشخاص نسبت به موازین اخلاقی و خودکامه ترین آنها در لباس دموکراسی آراء عمومی را جلب میکند و سپس آنچه نباید، رخ میدهد. اما از چه طریق؟, گویی شیخ محمد خیابانی از ابتدا درک کرده بود که مدل غربی دموکراسی جولانگاه اغواگران و فتانگان زمان برای مهندسی افکار عمومی و به این سو و آن سو کشاندن جوامع است. طوری که بیاعتناترین اشخاص نسبت به موازین اخلاقی و خودکامه ترین آنها در لباس دموکراسی آراء عمومی را جلب میکند و سپس آنچه نباید، رخ میدهد. اما از چه طریق؟,نظام انتخاباتی در کشورهایی که گوناگون و به ویژه آنها که رسماً یا بطور غیر رسمی رنگ و بوی لیبرال دموکراسی در بطن و اطرافشان استشمام میشود، محلی مناسب برای رشد و نمو انسانهای نالایق است. زیرا در چنین کشورهایی، در اغلب موارد این انتخابات است که تکلیف قدرت را مشخص میکند و نه مولفههایی نظیر: اخلاقمداری، دغدغهمندی نسبت به اعضای جامعه، توان مدیریتی و.... چه بسا یک مدیر متخلق، متدین و کارآمد به خاطر عدم برخورداری از منابع مالی برای تبلیغات انتخاباتی و خودداری از بیان وعدههای خلاف واقع و مالایطاق از رسیدن به جایگاه که شایسته آن است و میتواند جامعه را از وجود خویش بهرهمند سازد محروم بماند و بلعکس شخص دیگری که فاقد حداقل مولفههای لازم برای هدایت جامعه است با انواع و اقسام لابیگریها، انگشت گذاشتن روی احساسات عمومی و به جریان انداختن هیجانات آنها و به زنجیر کشیدن قوه تعقل و تحلیلشان و دادن وعدههای فاقد ضمانتهای اجرایی آراء عمومی را جلب و بر سریر قدرت جای گیرد.
, نظام انتخاباتی در کشورهایی که گوناگون و به ویژه آنها که رسماً یا بطور غیر رسمی رنگ و بوی لیبرال دموکراسی در بطن و اطرافشان استشمام میشود، محلی مناسب برای رشد و نمو انسانهای نالایق است. زیرا در چنین کشورهایی، در اغلب موارد این انتخابات است که تکلیف قدرت را مشخص میکند و نه مولفههایی نظیر: اخلاقمداری، دغدغهمندی نسبت به اعضای جامعه، توان مدیریتی و.... چه بسا یک مدیر متخلق، متدین و کارآمد به خاطر عدم برخورداری از منابع مالی برای تبلیغات انتخاباتی و خودداری از بیان وعدههای خلاف واقع و مالایطاق از رسیدن به جایگاه که شایسته آن است و میتواند جامعه را از وجود خویش بهرهمند سازد محروم بماند و بلعکس شخص دیگری که فاقد حداقل مولفههای لازم برای هدایت جامعه است با انواع و اقسام لابیگریها، انگشت گذاشتن روی احساسات عمومی و به جریان انداختن هیجانات آنها و به زنجیر کشیدن قوه تعقل و تحلیلشان و دادن وعدههای فاقد ضمانتهای اجرایی آراء عمومی را جلب و بر سریر قدرت جای گیرد., نظام انتخاباتی در کشورهایی که گوناگون و به ویژه آنها که رسماً یا بطور غیر رسمی رنگ و بوی لیبرال دموکراسی در بطن و اطرافشان استشمام میشود، محلی مناسب برای رشد و نمو انسانهای نالایق است. زیرا در چنین کشورهایی، در اغلب موارد این انتخابات است که تکلیف قدرت را مشخص میکند و نه مولفههایی نظیر: اخلاقمداری، دغدغهمندی نسبت به اعضای جامعه، توان مدیریتی و.... چه بسا یک مدیر متخلق، متدین و کارآمد به خاطر عدم برخورداری از منابع مالی برای تبلیغات انتخاباتی و خودداری از بیان وعدههای خلاف واقع و مالایطاق از رسیدن به جایگاه که شایسته آن است و میتواند جامعه را از وجود خویش بهرهمند سازد محروم بماند و بلعکس شخص دیگری که فاقد حداقل مولفههای لازم برای هدایت جامعه است با انواع و اقسام لابیگریها، انگشت گذاشتن روی احساسات عمومی و به جریان انداختن هیجانات آنها و به زنجیر کشیدن قوه تعقل و تحلیلشان و دادن وعدههای فاقد ضمانتهای اجرایی آراء عمومی را جلب و بر سریر قدرت جای گیرد.,رسول گلباخی فعال فرهنگی و رسانهای غرب کشور و سردبیر هفته نامه صدای آشنا، در گفت و گویی ضمن اشاره به برخی اغواگریهای معمول در استان های کُردنشین کشور، به عنوان یک فعال رسانهای به ارائه برخی شیوههای سالم برای تبلیغات انتخاباتی نیز اشاره میکند که در ادامه خواهیم خواند.
, رسول گلباخی فعال فرهنگی و رسانهای غرب کشور و سردبیر هفته نامه صدای آشنا، در گفت و گویی ضمن اشاره به برخی اغواگریهای معمول در استان های کُردنشین کشور، به عنوان یک فعال رسانهای به ارائه برخی شیوههای سالم برای تبلیغات انتخاباتی نیز اشاره میکند که در ادامه خواهیم خواند., رسول گلباخی فعال فرهنگی و رسانهای غرب کشور و سردبیر هفته نامه صدای آشنا، در گفت و گویی ضمن اشاره به برخی اغواگریهای معمول در استان های کُردنشین کشور، به عنوان یک فعال رسانهای به ارائه برخی شیوههای سالم برای تبلیغات انتخاباتی نیز اشاره میکند که در ادامه خواهیم خواند.,انتخاباتی که در کشور ما برگزار میشود، متاسفانه چیزی بیشتر از یک کپی از نظام انتخابی غرب بیشتر نیست. از این رو مشاهده تمسک بعضی کاندیداها به شیوههای اغواگرانه در کسب آراء مردم نباید چندان دور از ذهن باشد. اما این اغواگری چگونه انجام میشود؟ راههای متعددی را تاکنون شاهد بودهایم. از بحرانی جلوه دادن اوضاع تا ترسیم آیندهای غیرقابل تحقق که منوط به انتخاب فلان کاندیدا است، همه و همه را تجربه کردهایم.
, انتخاباتی که در کشور ما برگزار میشود، متاسفانه چیزی بیشتر از یک کپی از نظام انتخابی غرب بیشتر نیست. از این رو مشاهده تمسک بعضی کاندیداها به شیوههای اغواگرانه در کسب آراء مردم نباید چندان دور از ذهن باشد. اما این اغواگری چگونه انجام میشود؟ راههای متعددی را تاکنون شاهد بودهایم. از بحرانی جلوه دادن اوضاع تا ترسیم آیندهای غیرقابل تحقق که منوط به انتخاب فلان کاندیدا است، همه و همه را تجربه کردهایم., انتخاباتی که در کشور ما برگزار میشود، متاسفانه چیزی بیشتر از یک کپی از نظام انتخابی غرب بیشتر نیست. از این رو مشاهده تمسک بعضی کاندیداها به شیوههای اغواگرانه در کسب آراء مردم نباید چندان دور از ذهن باشد. اما این اغواگری چگونه انجام میشود؟ راههای متعددی را تاکنون شاهد بودهایم. از بحرانی جلوه دادن اوضاع تا ترسیم آیندهای غیرقابل تحقق که منوط به انتخاب فلان کاندیدا است، همه و همه را تجربه کردهایم.,استان های کُردنشین از جمله مناطقی هستند که چه در دوره پهلوی و چه پس از انقلاب اسلامی بنا به دلایل مختلف دچار محرومیت نسبی بوده است. در دوران پهلوی که اصولاً مانند بسیاری دیگر از مناطق کشور، به این مناطق نیز هیچ توجهی نمیشد. جالب است بدانید درکل استانی چون کُردستان تنها یک کارخانه وجود داشت که آن هم به تولید سیگار اختصاص داده شده بود. پس از انقلاب اسلامی نیز مناطق کُردنشین علیرغم توجههای جمهوری اسلامی برای آبادانی و محرومیت زدایی از آن، به علت واقع شدن در مرزهای غربی کشور، هم در دفاع مقدس متحمل خسارتهایی شدند و هم پس از آن، گاه و بیگاه مورد تعرض گروههای معاند نظام واقع میگردند که این مسئله موجب کاهش رونق زندگی در این منطقه از کشورمان میشود. البته بنده به نحو نسبی و در مقایسه با سایر نقاط کشور مطالب اخیر را عرض کردم. به هر حال کاندیداها به عطف توجه به آنچه گفته شد و حساسیت مردم این خطه نسبت به توجه هر چه بیشتر به استان هایشان، یکی از کارهایی که در جریان انتخاباتهای مختلف در دستور کار قرار میدهند، دادن وعدههای متعدد عمرانی و تاکید بر اعطای پستهای کلیدی به اهالی این منطقه است که به برنامه معمولی و ثابت کاندیداها در انتخابات مختلف شده است.
, استان های کُردنشین از جمله مناطقی هستند که چه در دوره پهلوی و چه پس از انقلاب اسلامی بنا به دلایل مختلف دچار محرومیت نسبی بوده است. در دوران پهلوی که اصولاً مانند بسیاری دیگر از مناطق کشور، به این مناطق نیز هیچ توجهی نمیشد. جالب است بدانید درکل استانی چون کُردستان تنها یک کارخانه وجود داشت که آن هم به تولید سیگار اختصاص داده شده بود. پس از انقلاب اسلامی نیز مناطق کُردنشین علیرغم توجههای جمهوری اسلامی برای آبادانی و محرومیت زدایی از آن، به علت واقع شدن در مرزهای غربی کشور، هم در دفاع مقدس متحمل خسارتهایی شدند و هم پس از آن، گاه و بیگاه مورد تعرض گروههای معاند نظام واقع میگردند که این مسئله موجب کاهش رونق زندگی در این منطقه از کشورمان میشود. البته بنده به نحو نسبی و در مقایسه با سایر نقاط کشور مطالب اخیر را عرض کردم. به هر حال کاندیداها به عطف توجه به آنچه گفته شد و حساسیت مردم این خطه نسبت به توجه هر چه بیشتر به استان هایشان، یکی از کارهایی که در جریان انتخاباتهای مختلف در دستور کار قرار میدهند، دادن وعدههای متعدد عمرانی و تاکید بر اعطای پستهای کلیدی به اهالی این منطقه است که به برنامه معمولی و ثابت کاندیداها در انتخابات مختلف شده است., استان های کُردنشین از جمله مناطقی هستند که چه در دوره پهلوی و چه پس از انقلاب اسلامی بنا به دلایل مختلف دچار محرومیت نسبی بوده است. در دوران پهلوی که اصولاً مانند بسیاری دیگر از مناطق کشور، به این مناطق نیز هیچ توجهی نمیشد. جالب است بدانید درکل استانی چون کُردستان تنها یک کارخانه وجود داشت که آن هم به تولید سیگار اختصاص داده شده بود. پس از انقلاب اسلامی نیز مناطق کُردنشین علیرغم توجههای جمهوری اسلامی برای آبادانی و محرومیت زدایی از آن، به علت واقع شدن در مرزهای غربی کشور، هم در دفاع مقدس متحمل خسارتهایی شدند و هم پس از آن، گاه و بیگاه مورد تعرض گروههای معاند نظام واقع میگردند که این مسئله موجب کاهش رونق زندگی در این منطقه از کشورمان میشود. البته بنده به نحو نسبی و در مقایسه با سایر نقاط کشور مطالب اخیر را عرض کردم. به هر حال کاندیداها به عطف توجه به آنچه گفته شد و حساسیت مردم این خطه نسبت به توجه هر چه بیشتر به استان هایشان، یکی از کارهایی که در جریان انتخاباتهای مختلف در دستور کار قرار میدهند، دادن وعدههای متعدد عمرانی و تاکید بر اعطای پستهای کلیدی به اهالی این منطقه است که به برنامه معمولی و ثابت کاندیداها در انتخابات مختلف شده است.,وی در ادامه می افزاید: ممکن است کسی بپرسد مگر اشکالی دارد کاندیدایی قول آباد کردن منطقهای را بدهد یا در نظر داشته باشد نخبگان محلی را در امور مشارکت دهد. در جواب میگوییم خیر. اما مشکل آنجاست که این وعدهها عملاً عملی نیست و از اول برای کسانی که نسبت به قوانین و حوزه وظایف و اختیارات مقامات کشوری اطلاع دارند محرز است که این وعدهها عملی نیست. اما عموم مردم که طبیعتاً اطلاع چندان نسبت به این مسایل ندارند، اغوا و متعقباً مغبون میشوند. برای مثال کاندیدای ریاست جمهوری وعدههایی میدهد که تحقق آنها منوط به تصویب مجلس شورای اسلامی است. در حالی که در حدود اختیارات مقامات اجرایی نیست. یا اینکه نامزد نمایندگی مجلس شورای اسلامی وعده احداث جاده، کارخانه جات دولتی و... را میدهد که مربوط به قوه اجرایی کشور است و نه قوه مقننه. یا کاندیدای شورای شهر وعده کاهش تورم را میدهد. در حالی که انتخاب شهردار، نظارت بر کار شهرداری و حوزهای است که آنان باید در حدودش متعهد شوند.
, وی در ادامه می افزاید: ممکن است کسی بپرسد مگر اشکالی دارد کاندیدایی قول آباد کردن منطقهای را بدهد یا در نظر داشته باشد نخبگان محلی را در امور مشارکت دهد. در جواب میگوییم خیر. اما مشکل آنجاست که این وعدهها عملاً عملی نیست و از اول برای کسانی که نسبت به قوانین و حوزه وظایف و اختیارات مقامات کشوری اطلاع دارند محرز است که این وعدهها عملی نیست. اما عموم مردم که طبیعتاً اطلاع چندان نسبت به این مسایل ندارند، اغوا و متعقباً مغبون میشوند. برای مثال کاندیدای ریاست جمهوری وعدههایی میدهد که تحقق آنها منوط به تصویب مجلس شورای اسلامی است. در حالی که در حدود اختیارات مقامات اجرایی نیست. یا اینکه نامزد نمایندگی مجلس شورای اسلامی وعده احداث جاده، کارخانه جات دولتی و... را میدهد که مربوط به قوه اجرایی کشور است و نه قوه مقننه. یا کاندیدای شورای شهر وعده کاهش تورم را میدهد. در حالی که انتخاب شهردار، نظارت بر کار شهرداری و حوزهای است که آنان باید در حدودش متعهد شوند., وی در ادامه می افزاید: ممکن است کسی بپرسد مگر اشکالی دارد کاندیدایی قول آباد کردن منطقهای را بدهد یا در نظر داشته باشد نخبگان محلی را در امور مشارکت دهد. در جواب میگوییم خیر. اما مشکل آنجاست که این وعدهها عملاً عملی نیست و از اول برای کسانی که نسبت به قوانین و حوزه وظایف و اختیارات مقامات کشوری اطلاع دارند محرز است که این وعدهها عملی نیست. اما عموم مردم که طبیعتاً اطلاع چندان نسبت به این مسایل ندارند، اغوا و متعقباً مغبون میشوند. برای مثال کاندیدای ریاست جمهوری وعدههایی میدهد که تحقق آنها منوط به تصویب مجلس شورای اسلامی است. در حالی که در حدود اختیارات مقامات اجرایی نیست. یا اینکه نامزد نمایندگی مجلس شورای اسلامی وعده احداث جاده، کارخانه جات دولتی و... را میدهد که مربوط به قوه اجرایی کشور است و نه قوه مقننه. یا کاندیدای شورای شهر وعده کاهش تورم را میدهد. در حالی که انتخاب شهردار، نظارت بر کار شهرداری و حوزهای است که آنان باید در حدودش متعهد شوند.,این فعال سیاسی و فرهنگی کُرد با اشاره به اینکه باید در نظر گرفت که رای دادن مردم در انتخابات نوعی مهر تایید به کلیت نظام است، تاکید کرد: دادن وعدههایی که عملی شدنشان ناممکن است، وجهه آن کاندیدا را مخدوش کند، اما اینکه روی دیدگاه اعضای جامعه نسبت به مشروعیت مجموعه نظام تاثیر میگذارد و میزان مقبولیت آن را کاهش میدهد نیز امریست انکار ناپذیر.
, این فعال سیاسی و فرهنگی کُرد با اشاره به اینکه باید در نظر گرفت که رای دادن مردم در انتخابات نوعی مهر تایید به کلیت نظام است، تاکید کرد: دادن وعدههایی که عملی شدنشان ناممکن است، وجهه آن کاندیدا را مخدوش کند، اما اینکه روی دیدگاه اعضای جامعه نسبت به مشروعیت مجموعه نظام تاثیر میگذارد و میزان مقبولیت آن را کاهش میدهد نیز امریست انکار ناپذیر., این فعال سیاسی و فرهنگی کُرد با اشاره به اینکه باید در نظر گرفت که رای دادن مردم در انتخابات نوعی مهر تایید به کلیت نظام است، تاکید کرد: دادن وعدههایی که عملی شدنشان ناممکن است، وجهه آن کاندیدا را مخدوش کند، اما اینکه روی دیدگاه اعضای جامعه نسبت به مشروعیت مجموعه نظام تاثیر میگذارد و میزان مقبولیت آن را کاهش میدهد نیز امریست انکار ناپذیر.,گلباخی نکتهای راجع به وعدههای انتخاباتی مطرح می کند و می گوید: بعضا میبینیم، اطرافیان برخی کاندیداها وعدهها و بعضاً ویژگیهایی را درباره آن نامزد ذکر میکنند. تصمیم گیرندگان نیز قرابت خانوادگی یا اندیشهای آنها را حمل بر این میکنند که آنان در جریان هستند و خلاصه بر پایه آنچه از اطرافیان آن کاندیدا میشنوند، اقدام به تصمیم گیری و نهایتاً رای دادن به وی میکنند. پس از مدتی که وعدهها عملی نشد یا خلاف ادعاهای مطروحه راجع به آن کاندیدا ثابت شد، اقدام به موآخذه وی میکنند و در جواب میشوند: «این وعدهها را من ندادم و این حرفها را من نزدم. اگر از دهان خود من میشنیدید، من امروز پاسخگو میبودم. شما نباید به هر کس خود را به من ملحق میکند اعتماد و زبان او را زبان من تلقی کنید». حال این میتواند واقعی باشد و یا یک ترفند انتخاباتی برای جلب آرا و سپس شانه خالی کردن از زیر بار تعهدات. مردم باید برنامهها و وعدههای کاندیداها را یا از زبان خود آنان یا از ستاد انتخاباتی آنان بشنوند تا قابلیت پی گیری داشته باشد و بر پایه شایعات و شنیدههای غیر رسمی تصمیم گیری نکنند.
, گلباخی نکتهای راجع به وعدههای انتخاباتی مطرح می کند و می گوید: بعضا میبینیم، اطرافیان برخی کاندیداها وعدهها و بعضاً ویژگیهایی را درباره آن نامزد ذکر میکنند. تصمیم گیرندگان نیز قرابت خانوادگی یا اندیشهای آنها را حمل بر این میکنند که آنان در جریان هستند و خلاصه بر پایه آنچه از اطرافیان آن کاندیدا میشنوند، اقدام به تصمیم گیری و نهایتاً رای دادن به وی میکنند. پس از مدتی که وعدهها عملی نشد یا خلاف ادعاهای مطروحه راجع به آن کاندیدا ثابت شد، اقدام به موآخذه وی میکنند و در جواب میشوند: «این وعدهها را من ندادم و این حرفها را من نزدم. اگر از دهان خود من میشنیدید، من امروز پاسخگو میبودم. شما نباید به هر کس خود را به من ملحق میکند اعتماد و زبان او را زبان من تلقی کنید». حال این میتواند واقعی باشد و یا یک ترفند انتخاباتی برای جلب آرا و سپس شانه خالی کردن از زیر بار تعهدات. مردم باید برنامهها و وعدههای کاندیداها را یا از زبان خود آنان یا از ستاد انتخاباتی آنان بشنوند تا قابلیت پی گیری داشته باشد و بر پایه شایعات و شنیدههای غیر رسمی تصمیم گیری نکنند., گلباخی نکتهای راجع به وعدههای انتخاباتی مطرح می کند و می گوید: بعضا میبینیم، اطرافیان برخی کاندیداها وعدهها و بعضاً ویژگیهایی را درباره آن نامزد ذکر میکنند. تصمیم گیرندگان نیز قرابت خانوادگی یا اندیشهای آنها را حمل بر این میکنند که آنان در جریان هستند و خلاصه بر پایه آنچه از اطرافیان آن کاندیدا میشنوند، اقدام به تصمیم گیری و نهایتاً رای دادن به وی میکنند. پس از مدتی که وعدهها عملی نشد یا خلاف ادعاهای مطروحه راجع به آن کاندیدا ثابت شد، اقدام به موآخذه وی میکنند و در جواب میشوند: «این وعدهها را من ندادم و این حرفها را من نزدم. اگر از دهان خود من میشنیدید، من امروز پاسخگو میبودم. شما نباید به هر کس خود را به من ملحق میکند اعتماد و زبان او را زبان من تلقی کنید». حال این میتواند واقعی باشد و یا یک ترفند انتخاباتی برای جلب آرا و سپس شانه خالی کردن از زیر بار تعهدات. مردم باید برنامهها و وعدههای کاندیداها را یا از زبان خود آنان یا از ستاد انتخاباتی آنان بشنوند تا قابلیت پی گیری داشته باشد و بر پایه شایعات و شنیدههای غیر رسمی تصمیم گیری نکنند.,وی یکی از نمونههای اغواگری که طی سالهای اخیر در این مناطق را رونمایی می کند: طرفداران یکی از کاندیداها برای جلب آراء عمومی درباره وی میگفتند عمده لایحه بودجه کشور، بر اساس کتب تالیفی وی تنظیم میشود، بنابراین چنانچه وی به نمایندگی برگزیده شود، شهر و منطقه سهم قابل توجهی از بودجه را به خود اختصاص خواهد داد. اولاً باید گفت مستند شما برای این ادعا که بودجه بر اساس کتب تالیفی وی تنظیم میشود چیست؟ ثانیاً اگر به فرضی این ادعا درست باشد از کجا به ایت نتیجه رسیدهاید که «پس منطقه سهم قابل توجهی از بودجه را به خود اختصاص خواهد داد؟». آیا اینکه دولت از کتابهای او در تظیم بودجه استفاده میکند، دلیل قابل قبولی است؟
, وی یکی از نمونههای اغواگری که طی سالهای اخیر در این مناطق را رونمایی می کند: طرفداران یکی از کاندیداها برای جلب آراء عمومی درباره وی میگفتند عمده لایحه بودجه کشور، بر اساس کتب تالیفی وی تنظیم میشود، بنابراین چنانچه وی به نمایندگی برگزیده شود، شهر و منطقه سهم قابل توجهی از بودجه را به خود اختصاص خواهد داد. اولاً باید گفت مستند شما برای این ادعا که بودجه بر اساس کتب تالیفی وی تنظیم میشود چیست؟ ثانیاً اگر به فرضی این ادعا درست باشد از کجا به ایت نتیجه رسیدهاید که «پس منطقه سهم قابل توجهی از بودجه را به خود اختصاص خواهد داد؟». آیا اینکه دولت از کتابهای او در تظیم بودجه استفاده میکند، دلیل قابل قبولی است؟, وی یکی از نمونههای اغواگری که طی سالهای اخیر در این مناطق را رونمایی می کند: طرفداران یکی از کاندیداها برای جلب آراء عمومی درباره وی میگفتند عمده لایحه بودجه کشور، بر اساس کتب تالیفی وی تنظیم میشود، بنابراین چنانچه وی به نمایندگی برگزیده شود، شهر و منطقه سهم قابل توجهی از بودجه را به خود اختصاص خواهد داد. اولاً باید گفت مستند شما برای این ادعا که بودجه بر اساس کتب تالیفی وی تنظیم میشود چیست؟ ثانیاً اگر به فرضی این ادعا درست باشد از کجا به ایت نتیجه رسیدهاید که «پس منطقه سهم قابل توجهی از بودجه را به خود اختصاص خواهد داد؟». آیا اینکه دولت از کتابهای او در تظیم بودجه استفاده میکند، دلیل قابل قبولی است؟,یک نمونه دیگر این است که بعضاً کاندیداها روی احساسات اعضای جامعه دست میگذارند که این در شهرهای کوچک به وفور قابل رویت است. عضویت در تشکلهای مردم نهاد، شرکت در مراسم ترحیم یا جشنهای بزرگان یک طایفه، دعوت از آنها به بهانه مشورت و قرار گرفتن در جریان مشکلاتشان همراه با پذیراییهای آنچنانی که منجر به ایجاد یک احساس دِین در ایشان نسبت به شخص کاندیدا و... بخشی از مانورهای انتخاباتی است به سبک برانگیختن احساسات انتخاب کنندگان است. مدل دیگر تبلیغات بر اساس تحریک نمودن و برانگیختن هیجان در اعضای جامعه بحرانی جلوه دادن اوضاع است که متعقباً مردم مسئولان فعلی را مسبب آن دانسته و به مخالفین آنها گرایش پیدا میکنند. چیزی که در سالهای اخیر به خوبی نمود پیدا کرد. بعضاً نیز شنا کردن بر خلاف جریان آب را وسیله جذب مردم قرار میدهند. برای مثال یک نظر شاز راجع به مقوله آزادیهای فردی مطرح میکنند و آن را به حوزههای مختلف نظیر ارتباطات اجتماعی، مقوله حجاب و... میکشانند و از این طریق سبد آراء خود را پر میکنند. در حالی که این حرف صرف برای خوشایند عدهای از رای دهندگان زده میشود و اغلب با مبانی عقیدیتی طراحان و بیان کنندگان آن نیز میانهای ندارد.
, یک نمونه دیگر این است که بعضاً کاندیداها روی احساسات اعضای جامعه دست میگذارند که این در شهرهای کوچک به وفور قابل رویت است. عضویت در تشکلهای مردم نهاد، شرکت در مراسم ترحیم یا جشنهای بزرگان یک طایفه، دعوت از آنها به بهانه مشورت و قرار گرفتن در جریان مشکلاتشان همراه با پذیراییهای آنچنانی که منجر به ایجاد یک احساس دِین در ایشان نسبت به شخص کاندیدا و... بخشی از مانورهای انتخاباتی است به سبک برانگیختن احساسات انتخاب کنندگان است. مدل دیگر تبلیغات بر اساس تحریک نمودن و برانگیختن هیجان در اعضای جامعه بحرانی جلوه دادن اوضاع است که متعقباً مردم مسئولان فعلی را مسبب آن دانسته و به مخالفین آنها گرایش پیدا میکنند. چیزی که در سالهای اخیر به خوبی نمود پیدا کرد. بعضاً نیز شنا کردن بر خلاف جریان آب را وسیله جذب مردم قرار میدهند. برای مثال یک نظر شاز راجع به مقوله آزادیهای فردی مطرح میکنند و آن را به حوزههای مختلف نظیر ارتباطات اجتماعی، مقوله حجاب و... میکشانند و از این طریق سبد آراء خود را پر میکنند. در حالی که این حرف صرف برای خوشایند عدهای از رای دهندگان زده میشود و اغلب با مبانی عقیدیتی طراحان و بیان کنندگان آن نیز میانهای ندارد., یک نمونه دیگر این است که بعضاً کاندیداها روی احساسات اعضای جامعه دست میگذارند که این در شهرهای کوچک به وفور قابل رویت است. عضویت در تشکلهای مردم نهاد، شرکت در مراسم ترحیم یا جشنهای بزرگان یک طایفه، دعوت از آنها به بهانه مشورت و قرار گرفتن در جریان مشکلاتشان همراه با پذیراییهای آنچنانی که منجر به ایجاد یک احساس دِین در ایشان نسبت به شخص کاندیدا و... بخشی از مانورهای انتخاباتی است به سبک برانگیختن احساسات انتخاب کنندگان است. مدل دیگر تبلیغات بر اساس تحریک نمودن و برانگیختن هیجان در اعضای جامعه بحرانی جلوه دادن اوضاع است که متعقباً مردم مسئولان فعلی را مسبب آن دانسته و به مخالفین آنها گرایش پیدا میکنند. چیزی که در سالهای اخیر به خوبی نمود پیدا کرد. بعضاً نیز شنا کردن بر خلاف جریان آب را وسیله جذب مردم قرار میدهند. برای مثال یک نظر شاز راجع به مقوله آزادیهای فردی مطرح میکنند و آن را به حوزههای مختلف نظیر ارتباطات اجتماعی، مقوله حجاب و... میکشانند و از این طریق سبد آراء خود را پر میکنند. در حالی که این حرف صرف برای خوشایند عدهای از رای دهندگان زده میشود و اغلب با مبانی عقیدیتی طراحان و بیان کنندگان آن نیز میانهای ندارد.,وی مسئله دیگر را مصاحبه کاندیداها با رسانههایی دانست که علناً عناد و ضدیت خود با کلیت نظام جمهوری اسلامی را بیان میکنند و تاکید می کند: تکلیف این کاندیداها به دو نحو مشخص میشود. یا این کاندیدا ندانسته مرتکب چنین امری میشود که جای تامل دارد و باید اندیشید که آیا چنین فردی شایسته سکان داری جامعه یا استیفای حقوق جامعه خویش میباشد یا نه. چون تعقل، عاقبت اندیشی و تجزیه و تحلیل حکیمانه اعمال لازمه اعتماد کردن است. از منظر دیگر ممکن است این کاندیدا با علم به وضعیت آن رسانه و معلوم الحال بودنش اقدام به مصاحبه کرده است که باز هم نمیتواند گزینه مناسبی برای تصدی مسئولیت در نظامی باشد که با معاندان و مخالفان مادرزادیاش تعامل دارد.
, وی مسئله دیگر را مصاحبه کاندیداها با رسانههایی دانست که علناً عناد و ضدیت خود با کلیت نظام جمهوری اسلامی را بیان میکنند و تاکید می کند: تکلیف این کاندیداها به دو نحو مشخص میشود. یا این کاندیدا ندانسته مرتکب چنین امری میشود که جای تامل دارد و باید اندیشید که آیا چنین فردی شایسته سکان داری جامعه یا استیفای حقوق جامعه خویش میباشد یا نه. چون تعقل، عاقبت اندیشی و تجزیه و تحلیل حکیمانه اعمال لازمه اعتماد کردن است. از منظر دیگر ممکن است این کاندیدا با علم به وضعیت آن رسانه و معلوم الحال بودنش اقدام به مصاحبه کرده است که باز هم نمیتواند گزینه مناسبی برای تصدی مسئولیت در نظامی باشد که با معاندان و مخالفان مادرزادیاش تعامل دارد., وی مسئله دیگر را مصاحبه کاندیداها با رسانههایی دانست که علناً عناد و ضدیت خود با کلیت نظام جمهوری اسلامی را بیان میکنند و تاکید می کند: تکلیف این کاندیداها به دو نحو مشخص میشود. یا این کاندیدا ندانسته مرتکب چنین امری میشود که جای تامل دارد و باید اندیشید که آیا چنین فردی شایسته سکان داری جامعه یا استیفای حقوق جامعه خویش میباشد یا نه. چون تعقل، عاقبت اندیشی و تجزیه و تحلیل حکیمانه اعمال لازمه اعتماد کردن است. از منظر دیگر ممکن است این کاندیدا با علم به وضعیت آن رسانه و معلوم الحال بودنش اقدام به مصاحبه کرده است که باز هم نمیتواند گزینه مناسبی برای تصدی مسئولیت در نظامی باشد که با معاندان و مخالفان مادرزادیاش تعامل دارد.,اما ایجاد حاشیه امنیت برای جلوگیری از این اغواگریها به چه نحو است؟ گلباخی به این شکل به سوال پاسخ می دهد: پاسخ به این سوال یعنی ارائه راهکار. از جمله کارآمدترین موراد این است که رسانه ملی و نهادهای اطلاع رسانی حاکمیتی، بیطرفانه اقدام به آگاه سازی مردم نسبت به وظایف و اختیارات فلان مسئولیتی که کاندیداها در صدد کسب آن هستند، کنند. این امر موجب میشود تا کاندیداها برای دادن وعدههایشان دست به عصا و با تامل بیشتری اقدام کنند.
, اما ایجاد حاشیه امنیت برای جلوگیری از این اغواگریها به چه نحو است؟ گلباخی به این شکل به سوال پاسخ می دهد: پاسخ به این سوال یعنی ارائه راهکار. از جمله کارآمدترین موراد این است که رسانه ملی و نهادهای اطلاع رسانی حاکمیتی، بیطرفانه اقدام به آگاه سازی مردم نسبت به وظایف و اختیارات فلان مسئولیتی که کاندیداها در صدد کسب آن هستند، کنند. این امر موجب میشود تا کاندیداها برای دادن وعدههایشان دست به عصا و با تامل بیشتری اقدام کنند., اما ایجاد حاشیه امنیت برای جلوگیری از این اغواگریها به چه نحو است؟ گلباخی به این شکل به سوال پاسخ می دهد: پاسخ به این سوال یعنی ارائه راهکار. از جمله کارآمدترین موراد این است که رسانه ملی و نهادهای اطلاع رسانی حاکمیتی، بیطرفانه اقدام به آگاه سازی مردم نسبت به وظایف و اختیارات فلان مسئولیتی که کاندیداها در صدد کسب آن هستند، کنند. این امر موجب میشود تا کاندیداها برای دادن وعدههایشان دست به عصا و با تامل بیشتری اقدام کنند.,راه کار دیگر که باز به وعدههای انتخاباتی برمی گردد این است که تشکل یا نهادهایی برای پیگیری وعدههای انتخاباتی کاندیداها پس از رای آوردن تشکیل شود تا از کوچکترین تا بزرگترین موارد مطروحه در دوران انتخابات را پیگیری کنند. اگر کاندیدایی میگوید «اگر بنده انتخاب شوم، ریالی از حقوق و مزایای سِمَتم استفاده نخواهم کرد»، این نهادها مسرانه این مسئله را پیگیری کنند. نه اینکه بعد از انتخابات همه چیز فراموش شود و منتخب مردم علاوه بر حقوق و مزایای قانونی، هزار یک رانت خواری و ارتشا را نیز مرتکب شود. در واقع پس انتخابات، منتخب مردم چه از جانب هوادارانش و چه از جانب هواداران کاندیداهای مغلوب، باید زیر ذره بین باشد. البته با رعایت انصاف و عدالت.
, راه کار دیگر که باز به وعدههای انتخاباتی برمی گردد این است که تشکل یا نهادهایی برای پیگیری وعدههای انتخاباتی کاندیداها پس از رای آوردن تشکیل شود تا از کوچکترین تا بزرگترین موارد مطروحه در دوران انتخابات را پیگیری کنند. اگر کاندیدایی میگوید «اگر بنده انتخاب شوم، ریالی از حقوق و مزایای سِمَتم استفاده نخواهم کرد»، این نهادها مسرانه این مسئله را پیگیری کنند. نه اینکه بعد از انتخابات همه چیز فراموش شود و منتخب مردم علاوه بر حقوق و مزایای قانونی، هزار یک رانت خواری و ارتشا را نیز مرتکب شود. در واقع پس انتخابات، منتخب مردم چه از جانب هوادارانش و چه از جانب هواداران کاندیداهای مغلوب، باید زیر ذره بین باشد. البته با رعایت انصاف و عدالت., راه کار دیگر که باز به وعدههای انتخاباتی برمی گردد این است که تشکل یا نهادهایی برای پیگیری وعدههای انتخاباتی کاندیداها پس از رای آوردن تشکیل شود تا از کوچکترین تا بزرگترین موارد مطروحه در دوران انتخابات را پیگیری کنند. اگر کاندیدایی میگوید «اگر بنده انتخاب شوم، ریالی از حقوق و مزایای سِمَتم استفاده نخواهم کرد»، این نهادها مسرانه این مسئله را پیگیری کنند. نه اینکه بعد از انتخابات همه چیز فراموش شود و منتخب مردم علاوه بر حقوق و مزایای قانونی، هزار یک رانت خواری و ارتشا را نیز مرتکب شود. در واقع پس انتخابات، منتخب مردم چه از جانب هوادارانش و چه از جانب هواداران کاندیداهای مغلوب، باید زیر ذره بین باشد. البته با رعایت انصاف و عدالت.,وی درباره لزوم ارتقا سطح عموم جامعه به لحاظ برخورد با مسایل سیاسی می گوید: جمهوری اسلامی نباید صرفاً سه ماه قبل از انتخابات روی این مسئله کار کند. ارتقا سطح درک اعضای جامعه از مسایل سیاسی از جمله مواردی است که هر چند غیر مستقیم، اما تاثیر فزایندهای در انتخابات دارد. گاهی اوقات در برخی شهرها میبینیم که کاندیداها بجای برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، مناظره با سایر کاندیداها و نمایندگانشان و در حقیقت روشن ساختن ذهن مردم، جلسات سرگرم کننده نظیر دعوت از هنرمندان، آوردن افراد تردست و برنامههای اینچنینی، حتی برگزاری کنسرتهای موسیقی و در آخر توزیع پوسترهای انتخاباتی خود و معرفی کردن خود به عنوان میزبان آراء عمومی را جلب میکنند. مردم باید به این درجه برسند که نه تنها به آنها رای ندهند، بلکه آنها موآخذه کنند. گاهی مشاهده میشود فلان کاندیدا سال تا سال طرف روحانیت نمیرود، اما قبل از انتخابات با این قشر، از آن جهت که در افکار عمومی ذی نفوذ هستند، ملاقاتهایی پی در پی ترتیب میدهند برای همسوسازی اقشار مذهبی با خویش. در چنین حالتی از جامعه روحانیت انتظار میرود نه تنها این افراد را تایید نکنند، بلکه حقیقت آنها را برای مردم منطقه آشکار کنند و برعکس مسئولین و کاندیداهایی که به معنای واقعی کلمه، در همه حال، بدون مطرح ساختن خود و علنی کردن مواضعشان، مشورت با روحانیت را پیش مقدمه کارهایشان قرار میدهند را به مردم معرفی و هادی مردم در رای دادن باشند.
, وی درباره لزوم ارتقا سطح عموم جامعه به لحاظ برخورد با مسایل سیاسی می گوید: جمهوری اسلامی نباید صرفاً سه ماه قبل از انتخابات روی این مسئله کار کند. ارتقا سطح درک اعضای جامعه از مسایل سیاسی از جمله مواردی است که هر چند غیر مستقیم، اما تاثیر فزایندهای در انتخابات دارد. گاهی اوقات در برخی شهرها میبینیم که کاندیداها بجای برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، مناظره با سایر کاندیداها و نمایندگانشان و در حقیقت روشن ساختن ذهن مردم، جلسات سرگرم کننده نظیر دعوت از هنرمندان، آوردن افراد تردست و برنامههای اینچنینی، حتی برگزاری کنسرتهای موسیقی و در آخر توزیع پوسترهای انتخاباتی خود و معرفی کردن خود به عنوان میزبان آراء عمومی را جلب میکنند. مردم باید به این درجه برسند که نه تنها به آنها رای ندهند، بلکه آنها موآخذه کنند. گاهی مشاهده میشود فلان کاندیدا سال تا سال طرف روحانیت نمیرود، اما قبل از انتخابات با این قشر، از آن جهت که در افکار عمومی ذی نفوذ هستند، ملاقاتهایی پی در پی ترتیب میدهند برای همسوسازی اقشار مذهبی با خویش. در چنین حالتی از جامعه روحانیت انتظار میرود نه تنها این افراد را تایید نکنند، بلکه حقیقت آنها را برای مردم منطقه آشکار کنند و برعکس مسئولین و کاندیداهایی که به معنای واقعی کلمه، در همه حال، بدون مطرح ساختن خود و علنی کردن مواضعشان، مشورت با روحانیت را پیش مقدمه کارهایشان قرار میدهند را به مردم معرفی و هادی مردم در رای دادن باشند., وی درباره لزوم ارتقا سطح عموم جامعه به لحاظ برخورد با مسایل سیاسی می گوید: جمهوری اسلامی نباید صرفاً سه ماه قبل از انتخابات روی این مسئله کار کند. ارتقا سطح درک اعضای جامعه از مسایل سیاسی از جمله مواردی است که هر چند غیر مستقیم، اما تاثیر فزایندهای در انتخابات دارد. گاهی اوقات در برخی شهرها میبینیم که کاندیداها بجای برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، مناظره با سایر کاندیداها و نمایندگانشان و در حقیقت روشن ساختن ذهن مردم، جلسات سرگرم کننده نظیر دعوت از هنرمندان، آوردن افراد تردست و برنامههای اینچنینی، حتی برگزاری کنسرتهای موسیقی و در آخر توزیع پوسترهای انتخاباتی خود و معرفی کردن خود به عنوان میزبان آراء عمومی را جلب میکنند. مردم باید به این درجه برسند که نه تنها به آنها رای ندهند، بلکه آنها موآخذه کنند. گاهی مشاهده میشود فلان کاندیدا سال تا سال طرف روحانیت نمیرود، اما قبل از انتخابات با این قشر، از آن جهت که در افکار عمومی ذی نفوذ هستند، ملاقاتهایی پی در پی ترتیب میدهند برای همسوسازی اقشار مذهبی با خویش. در چنین حالتی از جامعه روحانیت انتظار میرود نه تنها این افراد را تایید نکنند، بلکه حقیقت آنها را برای مردم منطقه آشکار کنند و برعکس مسئولین و کاندیداهایی که به معنای واقعی کلمه، در همه حال، بدون مطرح ساختن خود و علنی کردن مواضعشان، مشورت با روحانیت را پیش مقدمه کارهایشان قرار میدهند را به مردم معرفی و هادی مردم در رای دادن باشند.,از آنچه تاکنون درباره اغوای انتخاباتی در استانهای غرب کشور، از زبان سردبیر هفته نامه صدای آشنا شنیدیم و فی الواقع ماحصل کپی زدن از دموکراسی زاییده غرب در مقوله انتخابات است، لازم میآید که بررسی دموکراسی و مقتضیات آن نظیر برگزاری انتخابات، بدون توجه به خاستگاه این اندیشه، بطور جامع و دقیق میسر نیست و ممکن است آدمی را به بیراهه ببرد.
, از آنچه تاکنون درباره اغوای انتخاباتی در استانهای غرب کشور، از زبان سردبیر هفته نامه صدای آشنا شنیدیم و فی الواقع ماحصل کپی زدن از دموکراسی زاییده غرب در مقوله انتخابات است، لازم میآید که بررسی دموکراسی و مقتضیات آن نظیر برگزاری انتخابات، بدون توجه به خاستگاه این اندیشه، بطور جامع و دقیق میسر نیست و ممکن است آدمی را به بیراهه ببرد., از آنچه تاکنون درباره اغوای انتخاباتی در استانهای غرب کشور، از زبان سردبیر هفته نامه صدای آشنا شنیدیم و فی الواقع ماحصل کپی زدن از دموکراسی زاییده غرب در مقوله انتخابات است، لازم میآید که بررسی دموکراسی و مقتضیات آن نظیر برگزاری انتخابات، بدون توجه به خاستگاه این اندیشه، بطور جامع و دقیق میسر نیست و ممکن است آدمی را به بیراهه ببرد.,آنچه گفته شد حاصل «قراردادگرایی» بیچون و چرایی بود که نمایندگان موج اول فلسفه سیاسی غرب از جمله توماس هابز، نیکولو ماکیاولی و جان لاک به آن اصرار داشتند و به موجب این دیدگاه اصولاً اینکه چه کسی به حکومت رسیده باشد مهم نیست، بلکه آنچه مهم است این است که چگونه به حکومت رسیده است! به عبارت موجزتر شخص برای دستیابی به قدرت فقط باید به دنبال همسو ساختن اعضای جامعه با خود باشد و دیگر اینکه چگونه این کار را انجام میدهد یا اینکه اصولاً شایستگیهای لازم را دارد یا نه، محل بحث نیست. در حالی که در مردم سالاری دینی، لازم است مقتضیات این مردم سالاری – انتخابات – نیز رنگ و بوی دینی و اخلاقی به خود بگیرد. در این صورت اینکه فرد شایستگیهای لازم را دارد یا نه و اینکه به چه راهکارهایی برای جلب آرا تمسک میجوید، به مراتب مهمتر از صرف همراه سازی اعضای جامعه است. این است که در فرهنگ دینی گفته میشود، هدف (رسیدن به قدرت) وسیله (اغواگری و حیل اخذ آراء) را توجیه نمیکند.
, آنچه گفته شد حاصل «قراردادگرایی» بیچون و چرایی بود که نمایندگان موج اول فلسفه سیاسی غرب از جمله توماس هابز، نیکولو ماکیاولی و جان لاک به آن اصرار داشتند و به موجب این دیدگاه اصولاً اینکه چه کسی به حکومت رسیده باشد مهم نیست، بلکه آنچه مهم است این است که چگونه به حکومت رسیده است! به عبارت موجزتر شخص برای دستیابی به قدرت فقط باید به دنبال همسو ساختن اعضای جامعه با خود باشد و دیگر اینکه چگونه این کار را انجام میدهد یا اینکه اصولاً شایستگیهای لازم را دارد یا نه، محل بحث نیست. در حالی که در مردم سالاری دینی، لازم است مقتضیات این مردم سالاری – انتخابات – نیز رنگ و بوی دینی و اخلاقی به خود بگیرد. در این صورت اینکه فرد شایستگیهای لازم را دارد یا نه و اینکه به چه راهکارهایی برای جلب آرا تمسک میجوید، به مراتب مهمتر از صرف همراه سازی اعضای جامعه است. این است که در فرهنگ دینی گفته میشود، هدف (رسیدن به قدرت) وسیله (اغواگری و حیل اخذ آراء) را توجیه نمیکند., آنچه گفته شد حاصل «قراردادگرایی» بیچون و چرایی بود که نمایندگان موج اول فلسفه سیاسی غرب از جمله توماس هابز، نیکولو ماکیاولی و جان لاک به آن اصرار داشتند و به موجب این دیدگاه اصولاً اینکه چه کسی به حکومت رسیده باشد مهم نیست، بلکه آنچه مهم است این است که چگونه به حکومت رسیده است! به عبارت موجزتر شخص برای دستیابی به قدرت فقط باید به دنبال همسو ساختن اعضای جامعه با خود باشد و دیگر اینکه چگونه این کار را انجام میدهد یا اینکه اصولاً شایستگیهای لازم را دارد یا نه، محل بحث نیست. در حالی که در مردم سالاری دینی، لازم است مقتضیات این مردم سالاری – انتخابات – نیز رنگ و بوی دینی و اخلاقی به خود بگیرد. در این صورت اینکه فرد شایستگیهای لازم را دارد یا نه و اینکه به چه راهکارهایی برای جلب آرا تمسک میجوید، به مراتب مهمتر از صرف همراه سازی اعضای جامعه است. این است که در فرهنگ دینی گفته میشود، هدف (رسیدن به قدرت) وسیله (اغواگری و حیل اخذ آراء) را توجیه نمیکند.,در طول تاریخ این بیتوجهی نسبت به اینکه چه کسی به قدرت میرسد و از چه طریق مردم را اقناع، یا بهتر بگویم اغوا میکندگاه باعث شده است تا نامشروعترین حکومتها از مسیر دموکراسی برای ارز اندام نمودن فرصت پیدا کنند که نمونه بارز آن در آلمان و در جریان روی کارآمدن دیکتاتوری آدولف هیتلر قابل مشاهده است. وی درون دموکراسی و کش و قوس رقابتهای حزبی روی کار آمد. عجیبتر اینکه بررسی خیل هواداران وی نشان میدهد که آنان از مسیحیان پروتستان هستند. پروتستانهایی که از ابتدا روحیه اعتراضی در آنان وجود داشت اصولاً به خاطر وجود چنین خصلتی است که عنوان پروتستان (معترض) بر ایشان اتلاق شد.
, در طول تاریخ این بیتوجهی نسبت به اینکه چه کسی به قدرت میرسد و از چه طریق مردم را اقناع، یا بهتر بگویم اغوا میکندگاه باعث شده است تا نامشروعترین حکومتها از مسیر دموکراسی برای ارز اندام نمودن فرصت پیدا کنند که نمونه بارز آن در آلمان و در جریان روی کارآمدن دیکتاتوری آدولف هیتلر قابل مشاهده است. وی درون دموکراسی و کش و قوس رقابتهای حزبی روی کار آمد. عجیبتر اینکه بررسی خیل هواداران وی نشان میدهد که آنان از مسیحیان پروتستان هستند. پروتستانهایی که از ابتدا روحیه اعتراضی در آنان وجود داشت اصولاً به خاطر وجود چنین خصلتی است که عنوان پروتستان (معترض) بر ایشان اتلاق شد., در طول تاریخ این بیتوجهی نسبت به اینکه چه کسی به قدرت میرسد و از چه طریق مردم را اقناع، یا بهتر بگویم اغوا میکندگاه باعث شده است تا نامشروعترین حکومتها از مسیر دموکراسی برای ارز اندام نمودن فرصت پیدا کنند که نمونه بارز آن در آلمان و در جریان روی کارآمدن دیکتاتوری آدولف هیتلر قابل مشاهده است. وی درون دموکراسی و کش و قوس رقابتهای حزبی روی کار آمد. عجیبتر اینکه بررسی خیل هواداران وی نشان میدهد که آنان از مسیحیان پروتستان هستند. پروتستانهایی که از ابتدا روحیه اعتراضی در آنان وجود داشت اصولاً به خاطر وجود چنین خصلتی است که عنوان پروتستان (معترض) بر ایشان اتلاق شد.,مسعود ابراهیمی
, مسعود ابراهیمی, مسعود ابراهیمی,انتهای پیام/پ
, انتهای پیام/پ, انتهای پیام/پ]
ارسال دیدگاه