یادداشت
آزادی سران فتنه با تمام معیارهای عقلانی مغایرت دارد/کجای دنیا به عاملان ناامنی فرصت دوباره تقدیم می شود
کسانی دم از مسالمت و رفتار انسانی میزنند،آزادی سران فتنه که میخواهند آن را خواسته ای به حق جلوه دهند، حقیقتا با تمام معیارهای عقلی مغایرت دارد. در کجای جهان عاملان کشتار مردم و جنگ داخلی و ایجا ناامنی را آزاد کرده و فرصت فعالیت دوباره را به آنها تقدیم میکنند؟![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازسرویس سیاسی “آرمان کرمان” ؛فتنه سال ۸۸یک پدیده آنی و اتفاقی ناگهانی نبود و هرگز به خودی خود ایجاد نشد .فتنه سال ۸۸ بروزی از یک نقشه ی از قبل تعیین شده بود.این طرح شوم دشمنان خارجی و داخلی نظام ، به میزان دشمنی و نیرنگشان جلوه گر شد و آتشی از آشفتگی برپا نمود .اما خوشبختانه آنطور که طراحانش میخواستند به سرانجام نرسید و بیش از پیش باعث رسوائییشان گشت.این بازار آشفته ی فتنه به عرصه ای برای بروز انواع عملها و عکس العملها و بیماریهای نهفته درونی و انحرفات عمیق فکری بسیاری از آدمهایی شد که تجربه ی چندین ساله زندگی در کنارشان هرگز توانایی نشان دادن این همه بی لیاقتی و سست عنصری وجودشان را نداشت.پرده ها کنار رفت و فاش شد که آن روزها که خیلی ها مستانه برای آزادی موهوم کف میزدند، نمیدانستند که آزادی بیاران مدعی معرکه که تقدس لباس روحانیت حیفشان بود، از همین دست و کف زدنها تصور کردند که راحت میتوان سلیقه این اقلیت را بر استواری و رسوخ اعتقاد و میهن دوستی بسیاری دیگر بار کنند.دست به دست هم دادند و در نهایت به شیطان های بزرگ تکیه زدند.آخرین نفس نفس های بریده شان را خرج داد و بیدادی پوچ و بی فایده کردند.نه تنها خود جنایت کردند که جنگ برادر کشی به راه انداختند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل ازسرویس سیاسی “آرمان کرمان” ؛فتنه سال ۸۸یک پدیده آنی و اتفاقی ناگهانی نبود و هرگز به خودی خود ایجاد نشد .فتنه سال ۸۸ بروزی از یک نقشه ی از قبل تعیین شده بود.این طرح شوم دشمنان خارجی و داخلی نظام ، به میزان دشمنی و نیرنگشان جلوه گر شد و آتشی از آشفتگی برپا نمود .اما خوشبختانه آنطور که طراحانش میخواستند به سرانجام نرسید و بیش از پیش باعث رسوائییشان گشت.این بازار آشفته ی فتنه به عرصه ای برای بروز انواع عملها و عکس العملها و بیماریهای نهفته درونی و انحرفات عمیق فکری بسیاری از آدمهایی شد که تجربه ی چندین ساله زندگی در کنارشان هرگز توانایی نشان دادن این همه بی لیاقتی و سست عنصری وجودشان را نداشت.پرده ها کنار رفت و فاش شد که آن روزها که خیلی ها مستانه برای آزادی موهوم کف میزدند، نمیدانستند که آزادی بیاران مدعی معرکه که تقدس لباس روحانیت حیفشان بود، از همین دست و کف زدنها تصور کردند که راحت میتوان سلیقه این اقلیت را بر استواری و رسوخ اعتقاد و میهن دوستی بسیاری دیگر بار کنند.دست به دست هم دادند و در نهایت به شیطان های بزرگ تکیه زدند.آخرین نفس نفس های بریده شان را خرج داد و بیدادی پوچ و بی فایده کردند.نه تنها خود جنایت کردند که جنگ برادر کشی به راه انداختند., , “آرمان کرمان”, “آرمان کرمان”, ,]
ارسال دیدگاه