کارنامه مجمع روحانیون مبارز/از انشعاب سیاسی تا اردوکشی خیابانی
اعضای مجمع روحانیون بدون درنظر گرفتن لزوم اجرای فرامین رهبری- همان موضوعی که روزگاری بسیار روی آن تأکید داشتند- علاوه بر ادامه بیانیه نویسی، در برابر فجایعی چون شعارهای ۱۳ آبان سال ۸۸، حوادث ۲۵ بهمن ۸۸ و... سکوت کامل اختیار کردند و بیتفاوتی خود را نسبت به آرمانهای امام خمینی نشان دادند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، یکی از مهمترین پدیدههای سیاسی در قرن بیستم «حزب سیاسی» است که در کشاکش قدرت و مبارزههای انتخاباتی بالاترین ابزار موفقیت در مقایسه با دیگر رقیبان سیاسی به شمار میرود که به ظاهر یا به واقع به نام مردم، حکومت رانده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,در سال ۱۳۵۷ عده ای از روحانیون که نقش بارزی در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی داشتند و در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم فعالیت می کردند با اجازه امام خمینی (ره) و همت شهید مطهری، جامعه روحانیت مبارز تهران را تشکیل دادند(+). اعضای اصلی این جامعه عبارت بودند از شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید شاه آبادی، آیت الله مهدوی کنی، رهبر معظم انقلاب، اکبر هاشمی رفسنجانی، علی اکبر ناطق نوری، حسن روحانی، محمد مجتهد شبستری و… . اما بعد ها مسائل و زمینه هایی در جامعه روحانیت مبارز پیش آمد که گروهی به عنوان مجمع روحانیون مبارز از آن جدا شدند که در این جا به آن زمینه ها اشاره خواهد شد.
, +,زمینه های شکل گیری مجمع روحانیون مبارز
,الف) دو دستگی در حزب جمهوری اسلامی
,عده ای از اعضای جامعه روحانیت مبارز، از جمله شهید دکتر بهشتی، آیت الله سیدعلی خامنه ای، آیت الله موسوی اردبیلی، شهید باهنر و هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۰ حزب جمهوری اسلامی را تشکیل دادند.[۱] ولی از همان ابتدا گرایش های مختلفی در حزب جمهوری اسلامی شکل گرفت. به خصوص دو جناح فعال و قدرتمند در حزب به وجود آمد؛ یکی جناح روشنفکران مذهبی متشکل از بعضی مهندسان، پزشکان، دانشجویان و تحصیل کرده های دانشگاهی که چهره شاخص آن ها میرحسین موسوی بود که بعدها معروف به چپ سنتی شدند. گروه دیگر، عبارت بودند از سران جمعیت موتلفه اسلامی، بازاریان، اصناف متدین که بعدها معروف به راست سنتی شدند.[۲] پس نخستین زمینه جدایی، در حزب جمهوری اسلامی به وجود آمد.
, [۱], [۲],ب) شهادت دکتر بهشتی
,پس از انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و شهادت دکتر بهشتی که همواره عامل وحدت این دو جناح موجود در حزب بود، اختلافات بیشتری بین دو جناح بروز کرد. پس از انتصاب میرحسین موسوی به نخست وزیری، این جناح، دولت را به دست گرفتند. اما ارکان مهم حزب به دست جریان راست سنتی افتاد. این گروه با حمایت جمعیت موتلفه اسلامی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز سعی در به دست آوردن کرسی های مجلس شورای اسلامی، دولت و استحکام موقعیت خود در حزب جمهوری اسلامی داشت. البته با توجه به موقعیت کشور و جنگ تحمیلی این اختلافات کمتر خود را نشان داد.
,ج) انتخاب نخست وزیر و کابینه جدید
,اختلافات دو جناح در مهر و آبان ماه ۱۳۶۴ و زمانی که مقام معظم رهبری (رئیس جمهور وقت)، قصد معرفی نخست وزیر و کابینه ی جدید به مجلس را داشت، دوباره تشدید شد. جناح راست سنتی از نخست وزیری آیت الله مهدوی کنی و جناح چپ از نخست وزیری میرحسین موسوی حمایت می کرد. با توجه به اینکه جناح راست دارای اکثریت نسبی در مجلس بود، رقابت بین دو جناح برای معرفی نخست وزیر و اعضای دولتش بیشتر شد. اما با توجه به پیام امام خمینی (ره) به مجلس شورای اسلامی، میرحسین موسوی شانس بیشتری برای نخست وزیری داشت، به همین دلیل رئیس جمهور وقت، وی را به مجلس معرفی کرد. در عین حال، نمایندگان طرفدار جناح راست با نخست وزیری وی مخالفت می کردند و در نهایت هم حدود ۹۹ نفر به او رای ندادند. همین مساله یکی از زمینه های مهم جدایی گروهی از روحانیون مبارز و تشکیل مجمع روحانیون مبارز شد.[۳]
, [۳],د) اختلاف دیدگاه ها
,اختلاف دیدگاه های دو جناح در بعضی از قوانین و مقررات از جمله قانون زمین شهری، قانون کار، حدود مالکیت مردم، قانون تعاونی های تولیدی و… یکی دیگر از زمینه های مهم انشعاب در جامعه روحانیت مبارز و تشکیل مجمع روحانیون بود. جناح راست سنتی با حمایت از برخی از روحانیون سرشناس، با چنین قوانین و مقرراتی که به نفع اقشار و گروه های کم درآمد بود، ولی از نظر شرعی مشکل داشت، مخالفت می کرد. اما جناح چپ موافق و طراح این گونه قوانین و مقررات بود. این اختلاف دیدگاه ها نیز زمینه بزرگی برای تشکیل مجمع روحانیون مبارز بود.
,ه) اختلاف فهرست نامزد های دوره دوم و سوم مجلس شورای اسلامی
,هنگام تهیه فهرست نامزدهای دومین دوره مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۶۳ در جامعه روحانیت مبارز در تهران اختلافاتی بروز کرد. این دوره ابتدا درباره گنجاندن نام آقایان مهدی کروبی و دعایی که در جناح چپ قرار داشتند، توافق شد، اما آقایان موسوی خوئینی ها و فخرالدین حجازی رای نیاوردند. البته مجددا پس از یک هفته، پیشنهاد شد که آقایان کروبی و دعایی از شهرستان نامزد شوند و درنتیجه رای گیری مجدد به عمل آمد که آقای دعایی در شورای جامعه روحانیت مبارز رای نیاورد. به همین دلیل آقای کروبی طی نامه ای به آقای مهدوی کنی از جامعه روحانیت مبارز استعفا داد، ولی با وساطت آقای هاشمی رفسنجانی، دوباره در شورا رای گیری شد و آقای دعایی در لیست تهران قرار گرفت و بدین شکل اختلافات فروکش کرد.
,در آستانه انتخابات مجلس سوم در سال ۱۳۶۶ دوباره درباره اعلام لیست جامعه روحانیت مبارز در تهران اختلافاتی پیش آمد. در این دوره آقایان مرتضی الویری و هادی غفاری از لیست جامعه روحانیت حذف شدند و به همین دلیل آقای کروبی در شورا، انتقاداتی را مطرح کرد که موثر واقع نشد. در نتیجه آقایان سیدمحمد خوئینی ها و سیدمحمد خاتمی با توجه به عملکرد جامعه روحانیت مبارز، ضمن ملاقات با آقای کروبی و خوئینی ها در مورد تشکیلات جدید با امام خمینی ملاقات کرده تا نظر موافق ایشان را جلب کنند. اما به دلیل بستری بودن آقای کروبی در بیمارستان، آقای خوئینی ها به تنهایی در اسفندماه ۱۳۶۶ با امام ملاقات کرد و برخلاف آنچه تصور می شد، امام با این جدایی موافقت کردند و در نتیجه، مجمع روحانیون مبارز در فروردین ماه ۱۳۶۷ فهرست جداگانه ای در تهران برای مجلس سوم ارائه داد و پس از برگزاری انتخابات به طور رسمی و با اجازه امام (ره) اعلام موجودیت کرد.[۴] از این تاریخ به بعد، مجمع روحانیون مبارز به طور مستقل و جدا از جامعه روحانیت مبارز در صحنه سیاسی کشور حضور پیدا کرد و پس از پیروزی آقای سید محمد خاتمی در خرداد ۱۳۷۶ و تشکیل جناح دوم خرداد، به عنوان یکی از گروه های مهم و تاثیرگذار در آن، به حیات سیاسی خود ادامه داد.
, [۴],عملکرد مجمع در سالهای اصلاحات تا انتخابات ریاست جمهوری نهم
,انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ نقطهی عطفی در تاریخ مجمع روحانیون به حساب میآید. در این تاریخ دولت اصلاحات به ریاست یکی از اعضای مجمع روحانیون روی کار میآید و بدین ترتیب دومینوی عدم اقبال مردم و انزوای سیاسی اعضای مجمع روحانیون مبارز پایان میپذیرد و این حلقه با کسب کرسی ریاست مجلس ششم توسط «مهدی کروبی» کامل میشود. نکتهی اساسی این جاست که طی این سالها و زمانی که عملاً بیشترین هجمه به ارکان جمهوری اسلامی و ولایت فقیه، مشاهده میگردد، سکوت اعضای مجمع بیش از همه چیز تعجب ناظران را به خود جلب میکند.
,روزنامهی سلام، به جای انتقاد از بدنهی دولت پیرامون مشی غلط سیاسی و فرهنگی در تاریخ ۳ خرداد ۱۳۷۳ از قول «عطاءالله مهاجرانی»، وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی مینویسد: «بعد از دوم خرداد ارزشها در جامعه پررنگ شده است… ارزشها را سلیقهی افراد تعیین نمیکند و مبنای تعیین ارزش، معیارهای دینی است…»
,مهاجرانی در ادامهی سخنان خود به جای پاسخ به این سؤال که چرا ارزشهای دینی با هدایت مستقیم دولت در حال کمرنگ شدن است، با فرافکنی میگوید: «اجرای قانون شوراها یکی از ارزشها است…»
,طی این سالها که فضای سیاسی کشور برای بازگشت بسیاری از روزنامه نگاران ضد انقلاب و اپوزیسیون مانند: «مسعود بهنود» (تحلیلگر فعلی بی.بی.سی فارسی) باز میگردد، کمیسیون فرهنگی مجلس پنجم با تصویب طرحی، قصد داشت تا مانع این روند شود. از این رو طرح اصلاح قانون مطبوعات در تیرماه ۱۳۷۸، در کمیسیون فرهنگی مجلس پنجم، مطرح و در ۴ بند به تصویب رسید که از جملهی مواد آن عبارت بودند از:
,الف) ممنوعیت فعالیت مطبوعاتی برای عوامل بیگانه، اعضای گروهکهای تروریستی و ضد انقلاب، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژیم طاغوت و…؛
,ب) منع شدن مطبوعات کشور از دریافت کمک مالی از کشورهای بیگانه؛
,ج) ضمانت اجرایی برای مقابله با افراد دولتی یا غیردولتی که نشریات را برای چاپ مطلب یا مقالهای زیر فشار قرار داده یا آنها را وادار به سانسور مینمایند؛
,د) لزوم التزام عملی مدیران مسئول و صاحبان امتیاز نشریات به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
,در این هنگام روزنامهی سلام با هماهنگی روزنامههای زنجیرهای که منافع خود را از تصویب این طرح در خطر میدیدند، به جای حمایت از این قانون جهت ممانعت از نفوذ اپوزیسیون و بیگانگان در رسانههای کشور، ناگهان در روزهای منتهی به تصویب این طرح فضای رسانهای را بر ضد این طرح مهیا میکند و با قلب موضوع در مطلبی از قول «محسن آرمین» مینویسد: «طرح تحدید مطبوعات مقابله با توسعهی سیاسی است…»[۵]
, [۵],همچنین این روزنامه در روز تصویب این قانون، آن را سفارشی از طرف وزارت اطلاعات معرفی مینماید. علاوه بر این در سالهایی که بیشترین شبهه از سوی روشنفکران دانشگاهی و حوزوی نسبت اصل «ولایت فقیه» مطرح گردید و حتی زمانی که «اکبر گنجی» با جسارت در سفر به آلمان اظهار داشت: «خمینی به موزهی تاریخ خواهد رفت!» نه اعضای این مجمع و نه نشریات وابسته به آن حتی یک اظهار نظر نیز پیرامون این موضوع نداشتند و با سکوت کامل از کنار آن گذشتند.
,مقابلهی عملی با ولی فقیه و آرمانهای امام خمینی(ره)؛ آخرین پرده از نمایش مجمع روحانیون
,این تشکل سیاسی که زمانی تمامی فرامین ولی فقیه را لازم الاجرا تلقی میکند، پس از فتنهی ۸۸ به طرز کاملاً شفافی با مواضع ولی فقیه مرزبندی مینماید و با وجود فرمایشات موکد رهبری مبنی بر لزوم دخالت نخبگان برای از بین بردن فتنه، اعضای مجمع روحانیون نه تنها این موضوع را کاملاً ناگفته به حساب آوردند بلکه به شکل مستقیم در مقابل این راهبرد ایستادند و حامی و زمینهساز اغتشاش شدند.
,این مجمع ضمن تأیید شایعهی تقلب در انتخابات در بیانیهی رسمی خود در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ میگوید: «با پوزش از اینکه نتوانستیم از آرای مردم صیانت به عمل آوریم، به استحضار مردم شریف میرساند که در این انتخابات صرف نظر از نتیجهای که معلوم شد، آنچه موجب تأسف و نگرانی بیشتر است، اعمال نوعی مهندسی آرای گسترده در این دوره است. مجمع روحانیون مبارز در جلسهای فوق العاده به این نتیجه رسید که برای دفاع از جمهوریت اسلامی نظام و بازگرداندن اعتماد عمومی و نگاهبانی از موج آشتی ملی با صندوقهای رأی، ابطال این انتخابات و تجدید آن در فضایی عادلانهتر و منطقیتر راهکاری مناسب است یا دست کم تعیین هیأتی بیطرف و کاردان و شجاع برای حقیقت یابی و اعلام نظر نهایی به ملت و رهبری تصمیمی درست در جهت آرمانهای والای انقلاب و اندیشههای حضرت امام و تقویت اعتماد ملی است…»[۶]
, [۶],از سوی دیگر با آنکه از چند روز پیش از برگزاری نماز جمعه، رهبر معظم انقلاب در ۳۰ خرداد، اطلاع رسانی لازم پیرامون آن صورت پذیرفته بود اما مجمع روحانیون مبارز درخواست مجوز راهپیمایی در ۳۰ خرداد را به وزارت کشور داده بود که این درخواست مورد موافقت قرار نگرفت و با آنکه رهبر معظم انقلاب در آن نماز جمعهی تاریخی خواستار پیگیری مطالبات از راه قانون و خاتمه دادن به اردوکشی خیابانی شدند، این مجمع تا ساعت ۲ بعد از ظهر روز شنبه (۳۰ خرداد ۱۳۸۸) حاضر به لغو درخواست خود نشد و زمانی این کار را انجام داد که دیگر اثری نداشت و همه به خیابانها آمده بودند.[۷]
, [۷],اعضای مجمع روحانیون بدون در نظر گرفتن لزوم اجرای تمامی فرامین رهبری- همان موضوعی که روزگاری بسیار روی آن تأکید داشتند- علاوه بر ادامهی بیانیه نویسی در ادامهی کار در برابر فجایعی چون جایگزینی شعار «مرگ بر روسیه» به جای «مرگ بر آمریکا» در روز ۱۳ آبان سال ۸۸، حوادث ۲۵ بهمن سال ۸۸ و… سکوت کامل اختیار کردند و با این اقدام خود، بیتفاوتی خود را نسبت به مهمترین آرمانهای امام خمینی(ره) نشان دادند.[۸]
, [۸],پی نوشت
,[۱] گونه شناسی بحران ها و راهبرد مقابله با آن، ص ۱۱۸- ۱۱۹
, [۱],[۲] احزاب و جناح های سیاسی امروز، عباس شادلو.، ص ۷۰٫
, [۲],[۳] همان، ص ۷۱٫
, [۳],[۴] همان، ص ۷۲- ۷۵
, [۴],[۵] روزنامهی سلام، ۶/۴/۷۸٫
, [۵],[۶] بیانیهی مجمع روحانیون مبارز، سایت قلم ۲۸/۳/۸۸٫
, [۶],[۷] از انقلابیگری تا تجدید نظرطلبی، نشریهی مثلث، شمارهی ۹۱٫
, [۷],[۸] بررسی کارنامه و عملکرد مجمع روحانیون مبارز؟/ سایت پرسمان دانشجویی
, [۸],انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه