به مناسبت روز کتاب و کتاب خوانی / گنجی پنهان در دکانی
کتاب میراثی ماندگار، پدیده ای باشکوه و با ارزش و عنصری رشد آفرین و روشنگر در پهنه زندگی بشر است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از تیتریک دامغان ؛ میتوان فضل و معرفت انسان را از اندازه گرایش و عشق او به کتاب و کتابخوانی میزان کرد و میتوان از این محک گوهر آدمیان عیار گرفت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تیتریک دامغان ؛ ,هر روز رسانه ای و فرهنگ پروری به جمع فرهنگ سازان جهان اندیشه راه میابد، اما هرگز قدر و منزلت کتاب رو به کاهش نمیگراید و غباری بر آیینه خورشید کتاب نمینشیند. گشت و گذار در هیچ صحرایی به اندازه گرداندن دیده بر روی برگهای کتاب طراوت بخش نیست. و به حق که میان حق و باطل فاصله همان قدر است که میان گشودن و بستن کتاب.
,اگر باز جویی خطا از صواب **** نیابی یکی همنشین چون کتاب
,کتاب میراثی ماندگار، پدیده ای باشکوه و با ارزش و عنصری رشد افرین و روشنگر در پهنه زندگی بشر است. افتخار ما نیز در این است که فرهنگ باورهای دینی ما – یعنی آیین مقدس اسلام – مبتنی بر ارزش بینش و دانش و ارجمندی کتاب و نگارش است و خداوند منان معجزه ابدی آخرین و محبوب ترین فرستاده اش را یک کتاب قرار داده است.قرآن کریم سرامد همه کتابهای عظیم است. همچنین پیشینه فرهنگی ما و شمار کتابها و کتابخانه ها در عصر شکوفایی تمدن اسلامی و اهتمام دانشمندان اسلامی و ایرانی در پدید آوردن آثار ارزشمند جهانی، همه و همه ناظر بر اهمیت کتاب و کتابخوانی است.
,وظیفه همه افراد فرهیخته و همه نهادهای فرهنگی کشور است که در اشاعه، گسترش و تقویت هرچه بیشتر مسأله کتاب و کتابخوانی اهتمام ورزند و در یک کلام، همه درد آشنایان و دل اگاهان به منظور بسیج همگانی برای گسترش فرهنگ کتاب و کتابخوانی بپا خیزند تا هنگام خجسته ای پیش آید که در آن، (کتاب) همه جا، برای همه کس و در همه وقت به وفور یافت شود و مطرح باشد و هیچ کس در هیچ جا بهانه ای برای کتاب نخواندن نداشته باشد.
,اما قصه از آنجا آغاز می شود که یک روز در کوی قیصریه ابتدای خیابان ایستگاه ( شهید مطهری ) در حال گذر بودم که چشمم به یک دکان قدیمی در انتهای کوچه ، توجه من را به خود جلب کرد. ابتدا اول مغازه ایستادم و نگاه می کردم . دو مرد میانسال با هم گپ می زدند . همه چیز در دکان بود ولی بیشتر کتاب ها خود نمایی می کرد . رفتم داخل بعد سلام و احوال پرسی جریان این کتاب ها را پرسیدم و صاحب مغازه گفت: این ها کتاب های قدیمی و عتیقه است که به حسب علاقه از دیرباز نگه داری می کردم و حال برای اندک کسب حلالی به قیمت می فروشم .
, اما قصه از آنجا آغاز می شود که یک روز در کوی قیصریه ابتدای خیابان ایستگاه ( شهید مطهری ) در حال گذر بودم که چشمم به یک دکان قدیمی در انتهای کوچه ، توجه من را به خود جلب کرد. ابتدا اول مغازه ایستادم و نگاه می کردم . دو مرد میانسال با هم گپ می زدند . همه چیز در دکان بود ولی بیشتر کتاب ها خود نمایی می کرد . رفتم داخل بعد سلام و احوال پرسی جریان این کتاب ها را پرسیدم و صاحب مغازه گفت: این ها کتاب های قدیمی و عتیقه است که به حسب علاقه از دیرباز نگه داری می کردم و حال برای اندک کسب حلالی به قیمت می فروشم .,

,
, وقتی پرسیدم قدیمی ترین کتاب متعلق به چند سال قبل هست با هفتاد یا هشتاد سال قبل جواب من را داد ! ... تعجب کردم در دامغان در یک منطقه قدیمی و در این دکان همچون گنج هایی نهفته است و ما بی خبر .
, وقتی پرسیدم قدیمی ترین کتاب متعلق به چند سال قبل هست با هفتاد یا هشتاد سال قبل جواب من را داد ! ... تعجب کردم در دامغان در یک منطقه قدیمی و در این دکان همچون گنج هایی نهفته است و ما بی خبر .,با اجازه اش که از شانس خوبم دوربینم همراهم بود چند عکس از کتاب ها گرفتم و مغازه را ترک کردم.
, با اجازه اش که از شانس خوبم دوربینم همراهم بود چند عکس از کتاب ها گرفتم و مغازه را ترک کردم.,آن قدر غرق در فکر بودم که حتی یادم رفت نام آن آقای کتابدار را بپرسم . بیست و چهارم آبان ماه ، روز کتاب ، کتابخوانی و کتابدار است . با خود گفتم یادی کنم از این مرد بزرگ در این عصر شلوغ که هنوز هم با این یار مهربان یار است!.
, آن قدر غرق در فکر بودم که حتی یادم رفت نام آن آقای کتابدار را بپرسم . بیست و چهارم آبان ماه ، روز کتاب ، کتابخوانی و کتابدار است . با خود گفتم یادی کنم از این مرد بزرگ در این عصر شلوغ که هنوز هم با این یار مهربان یار است!.,

,
,

,
,

,
,

,
,

,
,

,
,

,
, ,
انتهای پیام /رض
, انتهای پیام /رض]
ارسال دیدگاه