دیوار کوتاه آتش نشان ها

دیوار کوتاه آتش نشان ها
همیشه آتشی به پا می شود، از روی بی دقتی، سهل انگاری، حرف گوش نکردن، جدی نگرفتن توصیه های ایمنی یا شاید هم از روی خودخواهی! قصه، قصه تکرار است!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، به نقل از گفتار نیوز، قصه فرسودگی ساختمان های خیابان جمهوری و ایمن نبودن ساختمان های کهنه اش، قصه صاحب کارانی که برای سود بیشتر، چیزی جز خود را نمی بینند و فشارهای روزمره اقتصادی کمرشکنی که حال و حوصله ای برای آنها باقی نمی گذارد تا برای جان خود و دیگران، ارزش بیشتری قائل شوند و قصه شهرداری که زورش به ساختمان های فرسوده نمی رسد و بودجه ای که نیست تا صرف فرسودگی ساختمان های شهر شود و ناظران ساختمانی که با زرق و برق پول های چپانده شده در جیب شان، نبود پله اضطراری برای چنین ساختمان مرتفعی را آسان کرده و .. نهایتا، بازداشت مقصری که در نگاه نخست، دیوارش از همه مقصران دیگر کوتاه تر است!

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

مهم هم نیست که کدام یک از این قصه ها را هر بار دوباره بازگوییم و بازشنویم! مهم تکراری است که یقه زندگی ما را گرفته و تند تند پشت سر هم میخ خود را بر فرق سرمان می کوبد.

,

شاید تنها نکته مثبت این داستان، بازداشت این مقصران دیوار کوتاه باشد. باید قبول کرد که سرعت انجام رسیدگی به این پرونده، برای نخستین بار جای سوت و هورای بسیار دارد. بازداشت مسئول پایگاه و اپراتور آتش نشانی که به حادثه اعزام شده بودند، نخستین گام است. اما ای کاش آخرین گام نباشد.

,

به هر حال گزارش مسئولان عالی رتبه آتش نشانی وجود نقص در تجهیزات ایمنی را تایید کرده و نشان می دهد که در این زمینه سهل انگاری عجیبی صورت گرفته است. اما تصور اینکه اگر در همان لحظه حادثه دیگری در ساختمان خالی از سکنه دیگری اتفاق می افتاد، کمی شرایط را تغییر می دهد. اگر قرار بود آتش نشانانی که برای خاموش کردن آتش به ساختمانی با چنین شرایط مشابه اعزام شوند، به راستی مجهز نبودن چنین وسایلی چه فجایع دیگری را به بار می آورد؟! آیا قرار است نیروی انسانی زبده و فداکار آتش نشانی، نیرویی که با صرف زمان و دوره ها و تمرینات طاقت فرسا و طولانی مدت به مهارت های خاص دست می یابد، تنها به یک دلیل ساده نبود تجهیزات ایمن، به هدر رود؟!

,

این حادثه یک بار برای آن دو زن سقوط کرده از ساختمان، یا من یا شما اتفاق می افتد، اما برای کسانی که هر روز با این تجهیزات سر و کار دارند، ریسک غیر قابل تصوری را دارد. بعید است چنین ریسک بزرگی جزو توانایی های مدیریت بحران مسئولان این سازمان عریض و طویل به شمار آید!؟

,

در چنین شرایطی تصور کنید آتش نشانی که سال ها در این سازمان مشغول به کار بوده و از نبود تجهیزات و ایمنی وسایل هم اطلاع دارد، آیا در شرایط مشابه، نهایتا همان کاری را که در ساختمان خیابان جمهوری اتفاق افتاد، از او سر نخواهد زد؟!! شمایی که هر روز جان دادن یکی از همکارانتان را ـ به دلیل ایمن نبودن تجهیزات ـ به چشم دیده اید و احتمالا پس از طی کردن، روزهای پر ماجرا و پر حادثه بسیار، هنگام بازگشت به خانه، پسر آقای فلانی یا فلان هنرپیشه یا فوتبالیست مشهور را در ماشین مدل بالایش را هم در خیابان دیده باشید، آیا دیگر چیزی به عنوان مسئولیت و وجدان درون شما تاپ تاپ خواهد کرد؟!

,

بازداشت اپراتور و مسئول پایگاه آتش نشانی کار بسیار مطلوبی است، در صورتی که شهردار آن منطقه نیز به دلیل صدور مجوز فعالیت برای چنین ساختمان فرسوده ای نیز بازداشت شود، مسئول تهیه تجهیزات ایمن برای آتش نشانی و احیانا مهندس ناظر ساختمان که سال ها پیش، ضرورت وجود یک پله اضطراری برای چنین ساختمان مرتفعی را درک نکرده است و مسئول وزارت کار که از بیمه بودن یا نبودن کارگران مطلع نبوده است و ... هم اتفاق بیافتد.

,

شاید به سرانجام رسیدن این پرونده، نقطه عطفی برای پرونده های مشابه دیگر باشد. پرونده هایی که شاکیان بسیارش هر روز در ورودی و خروجی شعبات مختلف دادگستری سرگردانند!

,

انتهای پیام

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه