یاداشت /
چرایی رویکرد آمریکا به نفوذ در ایران از طریق مذاکره
پس از اشاره مختصر به دلیل نفوذ، امریکا پس از 37 سال رویارویی با ملت ایران و پیشبرد «راهبرد تقابل»، اکنون به دنبال تبدیل این راههای «تعامل» و عادی سازی رابطه با ایران از طریق مذاکره است؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مروارید نیوز؛ با توجه به تاکید مکرر رهبر معظم انقلاب در مورد کلید واژه نفوذ در ابتدا ضمن اشاره کوتاه به بیانات رهبری به چرایی این رویکرد می پردازیم :
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مروارید نیوز,
بیانات مقام معظم رهبری درباره نفوذ
ملت بزرگ ایران این شیطان بزرگ را از کشور بیرون کرد. نباید بگذاریم دوباره برگردد. نباید بگذاریم از در که بیرون رفت، از پنجره بازگردد. نباید اجازه بدهیم نفوذ پیدا کند. دشمنیِ آنها تمام نمیشود. ( آمریکاییها ) به دنبال مذاکره با ایراناند؛ اما مذاکره، بهانه است. مذاکره وسیلهای برای نفوذ و تحمیل خواستهها است.حضرت آیتالله خامنهای در بیاناتشان چهار مصداق برای نفوذ دشمن میشمارند:
1- نفوذ اقتصادی
2- نفوذ امنیتی
3- نفوذ سیاسی
4- نفوذ فرهنگی
مقام معظم رهبری :دشمن سعی میکند در زمینه فرهنگی، باورهای جامعه را دگرگون کند و آن باورهایی را که توانسته این جامعه را سرِ پا نگه دارد جابهجا کند و خدشه نماید و در آنها اختلال و رخنه به وجود بیاورد. میلیاردها برای این مقصود خرج میکنندچرا امریکا پس از 37 سال رویارویی با ملت ایران و پیشبرد «راهبرد تقابل»، اکنون به دنبال تبدیل این راهبرد به «تعامل» و عادیسازی رابطه با ایران از طریق مذاکره است؟
در ادمه برخی از دلایل و زمینه های رویکرد امریکا و دشمنان انقلاب به نفوذ از طریق مذاکره را مورد بررسی قرار می دهیم.
دلایل نفوذ
سیر مذاکرات طولانی ایران و ۱+۵ و توافق هستهای وین شکل نوینی از فضای حاکم در نظام بین الملل را نشان داد. تلاش جدی دولتمردان آمریکایی برای دستیابی توافق با ایران و رویکرد جدید آنها به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران و تلاش برای تعمیم آن به حوزه های غیر هسته ای، مؤید تغییر در ماهیت و منابع قدرت و همچنین تغییر در ساختار نظام بین الملل است.
غرب به رهبری آمریکا در راستای مهار انقلاب اسلامی از زمان ریاست جمهوری کلینتون و با طراحی «مارتین ایندایک» و «آنتونی لیک» که نفوذ قابل توجهی در شورای امنیت ملی (NSC) آمریکا داشتند، محدودیت های استراتژیکی بیشماری را علیه جمهوری اسلامی ایران تدوین و بسیج کردند که هسته بنیادین آن مبتنی بر «رویکرد فشار برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران » بود. اما نتیجه و تجربه غرب از پیمودن صرف این رویکرد در سال های اخیر برخلاف انتظار آنها بود که نشانه ها و مستندات آن در اظهارات اوباما در مصاحبه با «نیویورک تایمز» و همچنین سخنرانی در «دانشگاه آمریکن» بعد از توافق هستهای وین کاملاً هویدا است.
عدم تغییر رفتار ایران به رغم محدویت های استراتژیک و افزایش فرصت ها و دارایی های راهبردی ایران در سطح داخلی و منطقه ای جز اعترافاتی بود که اوباما و دیگر مقامات آمریکایی پس از توافق وین مکرر به آن اشاره داشتهاند. شناسایی این نقاط کلیدی در تغییر محاسبات غرب در برابر ایران و تدوین منطق هماوردی انقلاب اسلامی می تواند به کارگیری شود. از این رو، می توان به چند عامل و مزیت اصلی که سبب تغییر راهبردی سیاست های آمریکایی ها و رویکرد آنها به مذاکره البته با هدف نفوذ شد، به شرح زیر اشاره کرد.
شکست های آمریکا در منطقه غرب آسیا (خاور میانه)به موازات تثبیت قدرت منطقه ای ایران
اولین نقطه تغییر سیاست¬ها و راهبردها در رفتار آمریکایی ها و غربی ها از تقابل به تعامل و از طریق تلاش برای مذاکره با ایران اسلامی، مجموعه شکست¬ها و ناکامی¬های امریکا در تحقق طرح خاورمیانه بزرگ و کاهش روزافزون نفوذ و قدرت این کشور در منطقه استراتژیک غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه) است. نگاهی به روندهای سیاسی و امنیتی منطقه نشان می¬دهد تحولات هیچ کدام از کشورهای منطقه، مطابق با خواست و سیاست های راهبردی ایالات متحده جلو نرفته است. آمریکایی¬ها مرکز ثقل این ناکامی ها را جمهوری اسلامی می دانند. این شکست ها در کنار تثبیت نفوذ و قدرت منطقه ای ایران به رغم ایجاد تمام موانع راهبردی از سوی غرب، چاره ای جزء رویکرد به مذاکره برای غرب و آمریکا باقی نگذاشته است. غرب در قالب الگوهای عملگرایانه خود پذیرفته است که حل منازعات غرب آسیا جز با مشارکت جمهوری اسلامی ایران مقدور نیست و معادلات منطقه ای بدون حضور ایران شکل نمی¬گیرد. غرب به این باور رسیده است که کشش و جاذبه قدرت نرم افزاری ایران در منطقه، تنگنای گفتمانی بیشماری را برای آنها ایجاد کرده است و تنها تداوم رویکرد فشار و تهدید، اهداف راهبرد مهار آنها را در عرصه منطقه¬ای محقق نمی کند. این تغییر محاسبه، به قدری عمیق بوده است که حتی برخی از محافل تحلیلی و تئوریسین های آمریکایی از لزوم مشارکت آمریکا با ایران برای مبارزه و کنترل داعش سخن می گویند.
اثبات ناکارآمدی گزینه نظامی علیه اقتدار و شکست ناپذیری جمهوری اسلامی ایران
این ناکارآمدی با ایجاد قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران که در سال¬های اخیر با توجه به بومی سازی و ارتقای صنایع دفاعی و همچنین بلوغ و توانمندی متحدان استراتژیک انقلاب اسلامی در سطح منطقه ایجاد شده، صورتی واقع بینانه برای غرب پیدا کرده است. در تبیین این موضوع باید گفت یکی از عواملی که زیرساخت مناسبات بین ایران و غرب بویژه امریکا را شکل میدهد، رقابت نظامی و تکنولوژیکی است. این رقابت است که تا حد زیادی پتانسیل رویاروییها و تحریمها و گفتگوها و توافق ها و رقابتها و معاملهها را تعیین می کند. مطابق با ارزیابی¬هایی که کارشناسان نظامی صهیونیستی و آمریکایی انجام داده اند، اگرچه توانمندی¬های ایران بویژه در حوزه دفاعی و نظامی با آمریکا به لحاظ کمیت و کیفیت برابر نیستند، اما در موقعیتی قرار دارد که بتواند برای سامانه¬های جنگ نوین الکترونیکی امریکایی خطرساز شود. به عبارت دیگر جنگ با ایران به معنای یک عرصه برای به نمایش گذاشتن تکنولوژی برتر آمریکایی نیست، چرا که ارتش آمریکا به خوبی میداند که در این جنگ در معرض ایجاد اختلال در رادارها و سامانههای جی پی اس خود قرار می گیرد و حتی ممکن است هواپیماهای بدون سرنشین نتوانند از طریق ماهواره با پایگاههای خود ارتباط بگیرند. به این معنا آمریکا از فعالیت¬های اطلاعاتی و الکترونیک محروم خواهد ماند. این در حالی است که این تجهیزات پشتوانه رکن اساسی طرح های جنگی آمریکا در جنگ های امروزی را شامل میشود. به عنوان مثال غیر ممکن است که آمریکا بتواند بدون سامانه جی پی اس از سامانههای موشکی دوربرد خود استفاده کند. تنها راه استفاده از تجهیزات در این شرایط استفاده از سامانههای لیزری یا دوربینی خواهد بود و این نیز مستلزم استفاده از بمبافکن ها یا هواپیماهای بدون سرنشین و پرواز آنها در نزدیکی هدف خواهد بود که خطرات دفاع هوایی ایران آن را تهدید میکند.
از سوی دیگر، "آنتونی کوردزمن" تحلیلگر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی واشنگتن در یکی از پژوهشهای خود با اشاره به توانایی ایران در دفاع از خود نوشت، ایران قدرتمندترین نیروی نظامی در منطقه خلیج فارس است. وی با اشاره به نیروی نظامی ایران در زمان شاه مخلوع نوشت، درست است که ایران در زمان سقوط شاه در سال 1979 و به هنگام قطع مناسبات با آمریکا مشکلاتی در تجهیز ارتش خود به سلاحهای روز داشت ولی بیتردید ایران هماکنون قدرت نظامی نخست منطقه خلیج فارس است. این تحلیلگر آمریکایی میافزاید، ایران 540 هزار نیروی رزمنده، بیش از 350 هزار سرباز ذخیره، 1600 تانک پیشرفته، 1500 خودروی رزمی(زرهی)، 3200 واحد توپخانهای، 306 جنگنده، 50 بالگرد تجهیز شده، 3 فروند زیردریایی، 59 کشتی جنگی(ناو) و 10 کشتی جنگی برای انتقال نیرو به دریا دارد. وی میافزاید، علاوه بر این، ایران قادر است دست به حملههایی بزند که اثرات و نتایجی راهبردی در منطقه دارد که با امکانات و توان نظامی خودش متناسب است، به طوری که میتواند نقاطی در ساحل خلیج [فارس] و خلیج عمان را هدف قرار بدهد و از جزایر خود در بندرعباس در نزدیکی تنگه هرمز نیز به عنوان پایگاهی دریایی و هوایی بهره ببرد.
اگر تنها بخواهیم اعتراف و اذعان دیگران که با حدس و گمان توانمندی های جمهوری اسلامی ایران را تحلیل می کنند، در اینجا ذکر بکنیم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. اما از باب نمونه، اشاره به تحلیل آنها مناسب است. پایگاه خبری المحیط مینویسد: تاوان حمله به ایران بشدت سهمگین خواهد بود. آیا ژنرالهای آمریکایی و اسرائیلی نتایج آن را تاب می آورند؟ همچنین روزنامه "الشروق" کشور جزایر در گزارشی با عنوان "برگهای برنده و واکنش سهمگین ایران به حمله احتمالی آمریکا-اسرائیل» نوشت: پیش از آنکه وارد جزئیات طرحهای جنگی [دفاعی] جمهوری اسلامی [ایران] برای مقابله با تجاوز احتمالی بشویم، در ابتدا به موقعیت نظامی و امکانات ژئواستراتژیک و سیاستهایی که به ایران امکان میدهد از همه برگهای بازی استفاده کند باید پرداخت. الشروق پس از اشاره به این موقعیت ها می افزاید: علاوه بر این به فنآوری پیشرفتهای میپردازیم که ایران را قادر ساخته است تا قدرتی نظامی در منطقه باشد که نه تنها بتواند از خود دفاع کند بلکه بتواند با قدرتهای جهانی و منطقهای و در رأس آنان با آمریکا و رژیم صهیونیستی مقابله کند. این روزنامه الجزایری در پایان با اشاره به قدرت موشکی ج.ا.ا نوشت: سامانه موشکی ایران قادر است در دقایق نخست درگیری، تمام قسمتهای ناوگان دریایی آمریکا را در خلیج فارس متلاشی و به لاشه کشتی و ناو جنگی تبدیل کند.
ناکامی در پیشگیری از فروپاشی رژیم تحریم های سخت و بی سابقه علیه ایران
سومین نقطه تغییر رفتار در غرب و تلاش برای مذاکره با ایران، پیشگیری از فروپاشی رژیم تحریم های سخت و بی سابقه علیه ایران است. این متغییر مهم در سازه تحلیلی- رفتاری غرب در ۳ سطح خرد، میانی و کلان دارای مؤلفههایی به قرار ذیل می باشد: یک- مقاومت ملت ایران در برابر تحریم و شکست ناپذیری در برابر تحریمها و عدم تحقق شکاف دولت- ملت و شورش مردمی(اظهارات جانکری در شورای روابط خارجی آمریکا در تاریخ ۳مرداد۹۴) ، دو- سازگاری اقتصاد ایران با شرایط تحریم با توجه به مدل اقتصاد مقاومتی(اظهارات جان کری در جلسه پرسش و پاسخ سنا در تاریخ ۳مرداد۹۴)، سه- شکست اجماع جهانی علیه ایران و عدم همراهی پایدار هم پیمانان آمریکا در تداوم رژیم تحریم های سخت علیه ایران با توجه به چالش ها و نیازهای اقتصادی آنان(اظهارات اوباما در گفتگو با نیویورک تایمز در تاریخ ۲۴ تیر ۹۴).
بلوغ و بالندگی دانش و تجربه ایرانیان در عرصه فناوریهای نوین
نقطه اوج اذعان آمریکا در این مورد بویژه دانش هسته ای، اظهارات وزیر خارجه این کشور در جلسه استماع کمیته امور خارجه مجلس نمایندگان آمریکا مبنی بر اینکه«ما نمی توانیم با بمباران دانش ایران را ازبین ببریم»، بوده است. امروزه فناوری هستهای جایگاه یک منبع قدرت گفتمانی را برای ج.ا.ا ایجاد کرده است که این امر مهم جز با سیاست دوراندیشانه رهبری نظام اسلامی برای راه اندازی نهضت علمی و اراده جوانان خلاق ایرانی به دست نیامده است.
انتهای پیام/م
بیانات مقام معظم رهبری درباره نفوذ
ملت بزرگ ایران این شیطان بزرگ را از کشور بیرون کرد. نباید بگذاریم دوباره برگردد. نباید بگذاریم از در که بیرون رفت، از پنجره بازگردد. نباید اجازه بدهیم نفوذ پیدا کند. دشمنیِ آنها تمام نمیشود. ( آمریکاییها ) به دنبال مذاکره با ایراناند؛ اما مذاکره، بهانه است. مذاکره وسیلهای برای نفوذ و تحمیل خواستهها است.حضرت آیتالله خامنهای در بیاناتشان چهار مصداق برای نفوذ دشمن میشمارند:
1- نفوذ اقتصادی
2- نفوذ امنیتی
3- نفوذ سیاسی
4- نفوذ فرهنگی
مقام معظم رهبری :دشمن سعی میکند در زمینه فرهنگی، باورهای جامعه را دگرگون کند و آن باورهایی را که توانسته این جامعه را سرِ پا نگه دارد جابهجا کند و خدشه نماید و در آنها اختلال و رخنه به وجود بیاورد. میلیاردها برای این مقصود خرج میکنندچرا امریکا پس از 37 سال رویارویی با ملت ایران و پیشبرد «راهبرد تقابل»، اکنون به دنبال تبدیل این راهبرد به «تعامل» و عادیسازی رابطه با ایران از طریق مذاکره است؟
در ادمه برخی از دلایل و زمینه های رویکرد امریکا و دشمنان انقلاب به نفوذ از طریق مذاکره را مورد بررسی قرار می دهیم.
دلایل نفوذ
سیر مذاکرات طولانی ایران و ۱+۵ و توافق هستهای وین شکل نوینی از فضای حاکم در نظام بین الملل را نشان داد. تلاش جدی دولتمردان آمریکایی برای دستیابی توافق با ایران و رویکرد جدید آنها به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران و تلاش برای تعمیم آن به حوزه های غیر هسته ای، مؤید تغییر در ماهیت و منابع قدرت و همچنین تغییر در ساختار نظام بین الملل است.
غرب به رهبری آمریکا در راستای مهار انقلاب اسلامی از زمان ریاست جمهوری کلینتون و با طراحی «مارتین ایندایک» و «آنتونی لیک» که نفوذ قابل توجهی در شورای امنیت ملی (NSC) آمریکا داشتند، محدودیت های استراتژیکی بیشماری را علیه جمهوری اسلامی ایران تدوین و بسیج کردند که هسته بنیادین آن مبتنی بر «رویکرد فشار برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران » بود. اما نتیجه و تجربه غرب از پیمودن صرف این رویکرد در سال های اخیر برخلاف انتظار آنها بود که نشانه ها و مستندات آن در اظهارات اوباما در مصاحبه با «نیویورک تایمز» و همچنین سخنرانی در «دانشگاه آمریکن» بعد از توافق هستهای وین کاملاً هویدا است.
عدم تغییر رفتار ایران به رغم محدویت های استراتژیک و افزایش فرصت ها و دارایی های راهبردی ایران در سطح داخلی و منطقه ای جز اعترافاتی بود که اوباما و دیگر مقامات آمریکایی پس از توافق وین مکرر به آن اشاره داشتهاند. شناسایی این نقاط کلیدی در تغییر محاسبات غرب در برابر ایران و تدوین منطق هماوردی انقلاب اسلامی می تواند به کارگیری شود. از این رو، می توان به چند عامل و مزیت اصلی که سبب تغییر راهبردی سیاست های آمریکایی ها و رویکرد آنها به مذاکره البته با هدف نفوذ شد، به شرح زیر اشاره کرد.
شکست های آمریکا در منطقه غرب آسیا (خاور میانه)به موازات تثبیت قدرت منطقه ای ایران
اولین نقطه تغییر سیاست¬ها و راهبردها در رفتار آمریکایی ها و غربی ها از تقابل به تعامل و از طریق تلاش برای مذاکره با ایران اسلامی، مجموعه شکست¬ها و ناکامی¬های امریکا در تحقق طرح خاورمیانه بزرگ و کاهش روزافزون نفوذ و قدرت این کشور در منطقه استراتژیک غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه) است. نگاهی به روندهای سیاسی و امنیتی منطقه نشان می¬دهد تحولات هیچ کدام از کشورهای منطقه، مطابق با خواست و سیاست های راهبردی ایالات متحده جلو نرفته است. آمریکایی¬ها مرکز ثقل این ناکامی ها را جمهوری اسلامی می دانند. این شکست ها در کنار تثبیت نفوذ و قدرت منطقه ای ایران به رغم ایجاد تمام موانع راهبردی از سوی غرب، چاره ای جزء رویکرد به مذاکره برای غرب و آمریکا باقی نگذاشته است. غرب در قالب الگوهای عملگرایانه خود پذیرفته است که حل منازعات غرب آسیا جز با مشارکت جمهوری اسلامی ایران مقدور نیست و معادلات منطقه ای بدون حضور ایران شکل نمی¬گیرد. غرب به این باور رسیده است که کشش و جاذبه قدرت نرم افزاری ایران در منطقه، تنگنای گفتمانی بیشماری را برای آنها ایجاد کرده است و تنها تداوم رویکرد فشار و تهدید، اهداف راهبرد مهار آنها را در عرصه منطقه¬ای محقق نمی کند. این تغییر محاسبه، به قدری عمیق بوده است که حتی برخی از محافل تحلیلی و تئوریسین های آمریکایی از لزوم مشارکت آمریکا با ایران برای مبارزه و کنترل داعش سخن می گویند.
اثبات ناکارآمدی گزینه نظامی علیه اقتدار و شکست ناپذیری جمهوری اسلامی ایران
این ناکارآمدی با ایجاد قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران که در سال¬های اخیر با توجه به بومی سازی و ارتقای صنایع دفاعی و همچنین بلوغ و توانمندی متحدان استراتژیک انقلاب اسلامی در سطح منطقه ایجاد شده، صورتی واقع بینانه برای غرب پیدا کرده است. در تبیین این موضوع باید گفت یکی از عواملی که زیرساخت مناسبات بین ایران و غرب بویژه امریکا را شکل میدهد، رقابت نظامی و تکنولوژیکی است. این رقابت است که تا حد زیادی پتانسیل رویاروییها و تحریمها و گفتگوها و توافق ها و رقابتها و معاملهها را تعیین می کند. مطابق با ارزیابی¬هایی که کارشناسان نظامی صهیونیستی و آمریکایی انجام داده اند، اگرچه توانمندی¬های ایران بویژه در حوزه دفاعی و نظامی با آمریکا به لحاظ کمیت و کیفیت برابر نیستند، اما در موقعیتی قرار دارد که بتواند برای سامانه¬های جنگ نوین الکترونیکی امریکایی خطرساز شود. به عبارت دیگر جنگ با ایران به معنای یک عرصه برای به نمایش گذاشتن تکنولوژی برتر آمریکایی نیست، چرا که ارتش آمریکا به خوبی میداند که در این جنگ در معرض ایجاد اختلال در رادارها و سامانههای جی پی اس خود قرار می گیرد و حتی ممکن است هواپیماهای بدون سرنشین نتوانند از طریق ماهواره با پایگاههای خود ارتباط بگیرند. به این معنا آمریکا از فعالیت¬های اطلاعاتی و الکترونیک محروم خواهد ماند. این در حالی است که این تجهیزات پشتوانه رکن اساسی طرح های جنگی آمریکا در جنگ های امروزی را شامل میشود. به عنوان مثال غیر ممکن است که آمریکا بتواند بدون سامانه جی پی اس از سامانههای موشکی دوربرد خود استفاده کند. تنها راه استفاده از تجهیزات در این شرایط استفاده از سامانههای لیزری یا دوربینی خواهد بود و این نیز مستلزم استفاده از بمبافکن ها یا هواپیماهای بدون سرنشین و پرواز آنها در نزدیکی هدف خواهد بود که خطرات دفاع هوایی ایران آن را تهدید میکند.
از سوی دیگر، "آنتونی کوردزمن" تحلیلگر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی واشنگتن در یکی از پژوهشهای خود با اشاره به توانایی ایران در دفاع از خود نوشت، ایران قدرتمندترین نیروی نظامی در منطقه خلیج فارس است. وی با اشاره به نیروی نظامی ایران در زمان شاه مخلوع نوشت، درست است که ایران در زمان سقوط شاه در سال 1979 و به هنگام قطع مناسبات با آمریکا مشکلاتی در تجهیز ارتش خود به سلاحهای روز داشت ولی بیتردید ایران هماکنون قدرت نظامی نخست منطقه خلیج فارس است. این تحلیلگر آمریکایی میافزاید، ایران 540 هزار نیروی رزمنده، بیش از 350 هزار سرباز ذخیره، 1600 تانک پیشرفته، 1500 خودروی رزمی(زرهی)، 3200 واحد توپخانهای، 306 جنگنده، 50 بالگرد تجهیز شده، 3 فروند زیردریایی، 59 کشتی جنگی(ناو) و 10 کشتی جنگی برای انتقال نیرو به دریا دارد. وی میافزاید، علاوه بر این، ایران قادر است دست به حملههایی بزند که اثرات و نتایجی راهبردی در منطقه دارد که با امکانات و توان نظامی خودش متناسب است، به طوری که میتواند نقاطی در ساحل خلیج [فارس] و خلیج عمان را هدف قرار بدهد و از جزایر خود در بندرعباس در نزدیکی تنگه هرمز نیز به عنوان پایگاهی دریایی و هوایی بهره ببرد.
اگر تنها بخواهیم اعتراف و اذعان دیگران که با حدس و گمان توانمندی های جمهوری اسلامی ایران را تحلیل می کنند، در اینجا ذکر بکنیم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. اما از باب نمونه، اشاره به تحلیل آنها مناسب است. پایگاه خبری المحیط مینویسد: تاوان حمله به ایران بشدت سهمگین خواهد بود. آیا ژنرالهای آمریکایی و اسرائیلی نتایج آن را تاب می آورند؟ همچنین روزنامه "الشروق" کشور جزایر در گزارشی با عنوان "برگهای برنده و واکنش سهمگین ایران به حمله احتمالی آمریکا-اسرائیل» نوشت: پیش از آنکه وارد جزئیات طرحهای جنگی [دفاعی] جمهوری اسلامی [ایران] برای مقابله با تجاوز احتمالی بشویم، در ابتدا به موقعیت نظامی و امکانات ژئواستراتژیک و سیاستهایی که به ایران امکان میدهد از همه برگهای بازی استفاده کند باید پرداخت. الشروق پس از اشاره به این موقعیت ها می افزاید: علاوه بر این به فنآوری پیشرفتهای میپردازیم که ایران را قادر ساخته است تا قدرتی نظامی در منطقه باشد که نه تنها بتواند از خود دفاع کند بلکه بتواند با قدرتهای جهانی و منطقهای و در رأس آنان با آمریکا و رژیم صهیونیستی مقابله کند. این روزنامه الجزایری در پایان با اشاره به قدرت موشکی ج.ا.ا نوشت: سامانه موشکی ایران قادر است در دقایق نخست درگیری، تمام قسمتهای ناوگان دریایی آمریکا را در خلیج فارس متلاشی و به لاشه کشتی و ناو جنگی تبدیل کند.
ناکامی در پیشگیری از فروپاشی رژیم تحریم های سخت و بی سابقه علیه ایران
سومین نقطه تغییر رفتار در غرب و تلاش برای مذاکره با ایران، پیشگیری از فروپاشی رژیم تحریم های سخت و بی سابقه علیه ایران است. این متغییر مهم در سازه تحلیلی- رفتاری غرب در ۳ سطح خرد، میانی و کلان دارای مؤلفههایی به قرار ذیل می باشد: یک- مقاومت ملت ایران در برابر تحریم و شکست ناپذیری در برابر تحریمها و عدم تحقق شکاف دولت- ملت و شورش مردمی(اظهارات جانکری در شورای روابط خارجی آمریکا در تاریخ ۳مرداد۹۴) ، دو- سازگاری اقتصاد ایران با شرایط تحریم با توجه به مدل اقتصاد مقاومتی(اظهارات جان کری در جلسه پرسش و پاسخ سنا در تاریخ ۳مرداد۹۴)، سه- شکست اجماع جهانی علیه ایران و عدم همراهی پایدار هم پیمانان آمریکا در تداوم رژیم تحریم های سخت علیه ایران با توجه به چالش ها و نیازهای اقتصادی آنان(اظهارات اوباما در گفتگو با نیویورک تایمز در تاریخ ۲۴ تیر ۹۴).
بلوغ و بالندگی دانش و تجربه ایرانیان در عرصه فناوریهای نوین
نقطه اوج اذعان آمریکا در این مورد بویژه دانش هسته ای، اظهارات وزیر خارجه این کشور در جلسه استماع کمیته امور خارجه مجلس نمایندگان آمریکا مبنی بر اینکه«ما نمی توانیم با بمباران دانش ایران را ازبین ببریم»، بوده است. امروزه فناوری هستهای جایگاه یک منبع قدرت گفتمانی را برای ج.ا.ا ایجاد کرده است که این امر مهم جز با سیاست دوراندیشانه رهبری نظام اسلامی برای راه اندازی نهضت علمی و اراده جوانان خلاق ایرانی به دست نیامده است.
انتهای پیام/م
بیانات مقام معظم رهبری درباره نفوذ
ملت بزرگ ایران این شیطان بزرگ را از کشور بیرون کرد. نباید بگذاریم دوباره برگردد. نباید بگذاریم از در که بیرون رفت، از پنجره بازگردد. نباید اجازه بدهیم نفوذ پیدا کند. دشمنیِ آنها تمام نمیشود. ( آمریکاییها ) به دنبال مذاکره با ایراناند؛ اما مذاکره، بهانه است. مذاکره وسیلهای برای نفوذ و تحمیل خواستهها است.حضرت آیتالله خامنهای در بیاناتشان چهار مصداق برای نفوذ دشمن میشمارند:
,
1- نفوذ اقتصادی
,2- نفوذ امنیتی
,3- نفوذ سیاسی
,4- نفوذ فرهنگی
,
مقام معظم رهبری :دشمن سعی میکند در زمینه فرهنگی، باورهای جامعه را دگرگون کند و آن باورهایی را که توانسته این جامعه را سرِ پا نگه دارد جابهجا کند و خدشه نماید و در آنها اختلال و رخنه به وجود بیاورد. میلیاردها برای این مقصود خرج میکنندچرا امریکا پس از 37 سال رویارویی با ملت ایران و پیشبرد «راهبرد تقابل»، اکنون به دنبال تبدیل این راهبرد به «تعامل» و عادیسازی رابطه با ایران از طریق مذاکره است؟
,
در ادمه برخی از دلایل و زمینه های رویکرد امریکا و دشمنان انقلاب به نفوذ از طریق مذاکره را مورد بررسی قرار می دهیم.
,
دلایل نفوذ
, دلایل نفوذ,
سیر مذاکرات طولانی ایران و ۱+۵ و توافق هستهای وین شکل نوینی از فضای حاکم در نظام بین الملل را نشان داد. تلاش جدی دولتمردان آمریکایی برای دستیابی توافق با ایران و رویکرد جدید آنها به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران و تلاش برای تعمیم آن به حوزه های غیر هسته ای، مؤید تغییر در ماهیت و منابع قدرت و همچنین تغییر در ساختار نظام بین الملل است.
,
غرب به رهبری آمریکا در راستای مهار انقلاب اسلامی از زمان ریاست جمهوری کلینتون و با طراحی «مارتین ایندایک» و «آنتونی لیک» که نفوذ قابل توجهی در شورای امنیت ملی (NSC) آمریکا داشتند، محدودیت های استراتژیکی بیشماری را علیه جمهوری اسلامی ایران تدوین و بسیج کردند که هسته بنیادین آن مبتنی بر «رویکرد فشار برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران » بود. اما نتیجه و تجربه غرب از پیمودن صرف این رویکرد در سال های اخیر برخلاف انتظار آنها بود که نشانه ها و مستندات آن در اظهارات اوباما در مصاحبه با «نیویورک تایمز» و همچنین سخنرانی در «دانشگاه آمریکن» بعد از توافق هستهای وین کاملاً هویدا است.
,عدم تغییر رفتار ایران به رغم محدویت های استراتژیک و افزایش فرصت ها و دارایی های راهبردی ایران در سطح داخلی و منطقه ای جز اعترافاتی بود که اوباما و دیگر مقامات آمریکایی پس از توافق وین مکرر به آن اشاره داشتهاند. شناسایی این نقاط کلیدی در تغییر محاسبات غرب در برابر ایران و تدوین منطق هماوردی انقلاب اسلامی می تواند به کارگیری شود. از این رو، می توان به چند عامل و مزیت اصلی که سبب تغییر راهبردی سیاست های آمریکایی ها و رویکرد آنها به مذاکره البته با هدف نفوذ شد، به شرح زیر اشاره کرد.
,,
,
شکست های آمریکا در منطقه غرب آسیا (خاور میانه)به موازات تثبیت قدرت منطقه ای ایران
, شکست های آمریکا در منطقه غرب آسیا (خاور میانه)به موازات تثبیت قدرت منطقه ای ایران,,
اولین نقطه تغییر سیاست¬ها و راهبردها در رفتار آمریکایی ها و غربی ها از تقابل به تعامل و از طریق تلاش برای مذاکره با ایران اسلامی، مجموعه شکست¬ها و ناکامی¬های امریکا در تحقق طرح خاورمیانه بزرگ و کاهش روزافزون نفوذ و قدرت این کشور در منطقه استراتژیک غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه) است. نگاهی به روندهای سیاسی و امنیتی منطقه نشان می¬دهد تحولات هیچ کدام از کشورهای منطقه، مطابق با خواست و سیاست های راهبردی ایالات متحده جلو نرفته است. آمریکایی¬ها مرکز ثقل این ناکامی ها را جمهوری اسلامی می دانند. این شکست ها در کنار تثبیت نفوذ و قدرت منطقه ای ایران به رغم ایجاد تمام موانع راهبردی از سوی غرب، چاره ای جزء رویکرد به مذاکره برای غرب و آمریکا باقی نگذاشته است. غرب در قالب الگوهای عملگرایانه خود پذیرفته است که حل منازعات غرب آسیا جز با مشارکت جمهوری اسلامی ایران مقدور نیست و معادلات منطقه ای بدون حضور ایران شکل نمی¬گیرد. غرب به این باور رسیده است که کشش و جاذبه قدرت نرم افزاری ایران در منطقه، تنگنای گفتمانی بیشماری را برای آنها ایجاد کرده است و تنها تداوم رویکرد فشار و تهدید، اهداف راهبرد مهار آنها را در عرصه منطقه¬ای محقق نمی کند. این تغییر محاسبه، به قدری عمیق بوده است که حتی برخی از محافل تحلیلی و تئوریسین های آمریکایی از لزوم مشارکت آمریکا با ایران برای مبارزه و کنترل داعش سخن می گویند.
,,
اثبات ناکارآمدی گزینه نظامی علیه اقتدار و شکست ناپذیری جمهوری اسلامی ایران
, اثبات ناکارآمدی گزینه نظامی علیه اقتدار و شکست ناپذیری جمهوری اسلامی ایران,,
این ناکارآمدی با ایجاد قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران که در سال¬های اخیر با توجه به بومی سازی و ارتقای صنایع دفاعی و همچنین بلوغ و توانمندی متحدان استراتژیک انقلاب اسلامی در سطح منطقه ایجاد شده، صورتی واقع بینانه برای غرب پیدا کرده است. در تبیین این موضوع باید گفت یکی از عواملی که زیرساخت مناسبات بین ایران و غرب بویژه امریکا را شکل میدهد، رقابت نظامی و تکنولوژیکی است. این رقابت است که تا حد زیادی پتانسیل رویاروییها و تحریمها و گفتگوها و توافق ها و رقابتها و معاملهها را تعیین می کند. مطابق با ارزیابی¬هایی که کارشناسان نظامی صهیونیستی و آمریکایی انجام داده اند، اگرچه توانمندی¬های ایران بویژه در حوزه دفاعی و نظامی با آمریکا به لحاظ کمیت و کیفیت برابر نیستند، اما در موقعیتی قرار دارد که بتواند برای سامانه¬های جنگ نوین الکترونیکی امریکایی خطرساز شود. به عبارت دیگر جنگ با ایران به معنای یک عرصه برای به نمایش گذاشتن تکنولوژی برتر آمریکایی نیست، چرا که ارتش آمریکا به خوبی میداند که در این جنگ در معرض ایجاد اختلال در رادارها و سامانههای جی پی اس خود قرار می گیرد و حتی ممکن است هواپیماهای بدون سرنشین نتوانند از طریق ماهواره با پایگاههای خود ارتباط بگیرند. به این معنا آمریکا از فعالیت¬های اطلاعاتی و الکترونیک محروم خواهد ماند. این در حالی است که این تجهیزات پشتوانه رکن اساسی طرح های جنگی آمریکا در جنگ های امروزی را شامل میشود. به عنوان مثال غیر ممکن است که آمریکا بتواند بدون سامانه جی پی اس از سامانههای موشکی دوربرد خود استفاده کند. تنها راه استفاده از تجهیزات در این شرایط استفاده از سامانههای لیزری یا دوربینی خواهد بود و این نیز مستلزم استفاده از بمبافکن ها یا هواپیماهای بدون سرنشین و پرواز آنها در نزدیکی هدف خواهد بود که خطرات دفاع هوایی ایران آن را تهدید میکند.
,
از سوی دیگر، "آنتونی کوردزمن" تحلیلگر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی واشنگتن در یکی از پژوهشهای خود با اشاره به توانایی ایران در دفاع از خود نوشت، ایران قدرتمندترین نیروی نظامی در منطقه خلیج فارس است. وی با اشاره به نیروی نظامی ایران در زمان شاه مخلوع نوشت، درست است که ایران در زمان سقوط شاه در سال 1979 و به هنگام قطع مناسبات با آمریکا مشکلاتی در تجهیز ارتش خود به سلاحهای روز داشت ولی بیتردید ایران هماکنون قدرت نظامی نخست منطقه خلیج فارس است. این تحلیلگر آمریکایی میافزاید، ایران 540 هزار نیروی رزمنده، بیش از 350 هزار سرباز ذخیره، 1600 تانک پیشرفته، 1500 خودروی رزمی(زرهی)، 3200 واحد توپخانهای، 306 جنگنده، 50 بالگرد تجهیز شده، 3 فروند زیردریایی، 59 کشتی جنگی(ناو) و 10 کشتی جنگی برای انتقال نیرو به دریا دارد. وی میافزاید، علاوه بر این، ایران قادر است دست به حملههایی بزند که اثرات و نتایجی راهبردی در منطقه دارد که با امکانات و توان نظامی خودش متناسب است، به طوری که میتواند نقاطی در ساحل خلیج [فارس] و خلیج عمان را هدف قرار بدهد و از جزایر خود در بندرعباس در نزدیکی تنگه هرمز نیز به عنوان پایگاهی دریایی و هوایی بهره ببرد.
اگر تنها بخواهیم اعتراف و اذعان دیگران که با حدس و گمان توانمندی های جمهوری اسلامی ایران را تحلیل می کنند، در اینجا ذکر بکنیم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. اما از باب نمونه، اشاره به تحلیل آنها مناسب است. پایگاه خبری المحیط مینویسد: تاوان حمله به ایران بشدت سهمگین خواهد بود. آیا ژنرالهای آمریکایی و اسرائیلی نتایج آن را تاب می آورند؟ همچنین روزنامه "الشروق" کشور جزایر در گزارشی با عنوان "برگهای برنده و واکنش سهمگین ایران به حمله احتمالی آمریکا-اسرائیل» نوشت: پیش از آنکه وارد جزئیات طرحهای جنگی [دفاعی] جمهوری اسلامی [ایران] برای مقابله با تجاوز احتمالی بشویم، در ابتدا به موقعیت نظامی و امکانات ژئواستراتژیک و سیاستهایی که به ایران امکان میدهد از همه برگهای بازی استفاده کند باید پرداخت. الشروق پس از اشاره به این موقعیت ها می افزاید: علاوه بر این به فنآوری پیشرفتهای میپردازیم که ایران را قادر ساخته است تا قدرتی نظامی در منطقه باشد که نه تنها بتواند از خود دفاع کند بلکه بتواند با قدرتهای جهانی و منطقهای و در رأس آنان با آمریکا و رژیم صهیونیستی مقابله کند. این روزنامه الجزایری در پایان با اشاره به قدرت موشکی ج.ا.ا نوشت: سامانه موشکی ایران قادر است در دقایق نخست درگیری، تمام قسمتهای ناوگان دریایی آمریکا را در خلیج فارس متلاشی و به لاشه کشتی و ناو جنگی تبدیل کند.
,
ناکامی در پیشگیری از فروپاشی رژیم تحریم های سخت و بی سابقه علیه ایران
, ناکامی در پیشگیری از فروپاشی رژیم تحریم های سخت و بی سابقه علیه ایران,
,
سومین نقطه تغییر رفتار در غرب و تلاش برای مذاکره با ایران، پیشگیری از فروپاشی رژیم تحریم های سخت و بی سابقه علیه ایران است. این متغییر مهم در سازه تحلیلی- رفتاری غرب در ۳ سطح خرد، میانی و کلان دارای مؤلفههایی به قرار ذیل می باشد: یک- مقاومت ملت ایران در برابر تحریم و شکست ناپذیری در برابر تحریمها و عدم تحقق شکاف دولت- ملت و شورش مردمی(اظهارات جانکری در شورای روابط خارجی آمریکا در تاریخ ۳مرداد۹۴) ، دو- سازگاری اقتصاد ایران با شرایط تحریم با توجه به مدل اقتصاد مقاومتی(اظهارات جان کری در جلسه پرسش و پاسخ سنا در تاریخ ۳مرداد۹۴)، سه- شکست اجماع جهانی علیه ایران و عدم همراهی پایدار هم پیمانان آمریکا در تداوم رژیم تحریم های سخت علیه ایران با توجه به چالش ها و نیازهای اقتصادی آنان(اظهارات اوباما در گفتگو با نیویورک تایمز در تاریخ ۲۴ تیر ۹۴).
,,
بلوغ و بالندگی دانش و تجربه ایرانیان در عرصه فناوریهای نوین
, بلوغ و بالندگی دانش و تجربه ایرانیان در عرصه فناوریهای نوین,
,
,
نقطه اوج اذعان آمریکا در این مورد بویژه دانش هسته ای، اظهارات وزیر خارجه این کشور در جلسه استماع کمیته امور خارجه مجلس نمایندگان آمریکا مبنی بر اینکه«ما نمی توانیم با بمباران دانش ایران را ازبین ببریم»، بوده است. امروزه فناوری هستهای جایگاه یک منبع قدرت گفتمانی را برای ج.ا.ا ایجاد کرده است که این امر مهم جز با سیاست دوراندیشانه رهبری نظام اسلامی برای راه اندازی نهضت علمی و اراده جوانان خلاق ایرانی به دست نیامده است.
,,
,
,
انتهای پیام/م
,]
ارسال دیدگاه