یکی از مستندسازان جوان:
اگر مردم سوریه حامی حکومتشان نبودند، اسد خیلی پیشتر سقوط کرده بود
آنچه در سوریه اتفاق می افتد دقیقا آن نیست که در رسانه های جهانی و حتی رسانه داخلی اعلام می شود. متاسفانه صدا و سیمای ما نیز همیشه یا تعطیل است و یا عقب تر از رسانه های دیگر عمل می کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، سهیل کریمی یکی از مستندسازان جوان و مستعدی است که در طی سالهای گذشته توانسته با به تصویر کشیدن وضعیت مسلمانان در نقاط مختلف جهان از جمله پاکستان، قزاقستان، عراق و اخیرا سوریه گام موثری در شفاف سازی جریان های ضد شیعی داشته باشد.
گفتگوی تفضیلی آناج با سهیل کریمی را در ادامه میخوانید. این مصاحبه در جریان سفر وی به تبریز انجام شد.در این مصاحبه،حاج بهزاد پروین قدس و محمد تاجیک از عکاسان بنام دفاع مقدس همراه وی حضور داشتند.
آناج: در مورد علت حضور نیروهای داوطلب مدافعان حرم در سوریه بفرمائید. چه ضرورتی دارد که این نیروها در سوریه حضور داشته باشند؟
به نظر من اتفاق سوریه اتفاق نادری است که در سال های اخیر واقع شده است و جنس آن قدری متفاوت تر از بقیه است. مثلا آرمان فلسطین یا لبنان یکی از آرمان های انقلاب ما بوده است، اما جنگ سوریه مثل دفاع مقدس خود ما است و انگار داریم با کسی می جنگیم که قصد تصرف کشور ما را داشت.
حال تروریست هایی که در سوریه دست به کشتار مردم زده اند، هدفشان تغییر حکومت نیست هرچند در ایران متاسفانه عده ای فکر می کنند که دعوا بر سر قدرت است در حالی که چنین نیست و حکومت و قدرت بهانه است.
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
,
, ,
من هنگامی که مستند "فتنه شام" را می ساختم، با خیلی از مخالفین سوریه صحبت کردم. عمده آنان می گفتند ما که امروز مخالفت و اعتراض خود را شروع کرده ایم، دنبال دموکراسی و آزادی انتخابات، احزاب و رسانه ها بودیم. یعنی آنچه که ما دنبال آن بودیم فقط یک دهم چیزی است که الان به آن رسیده ایم.
در واقع آن ها می گفتند حکومت ده برابر آن چیزی را که ما می خواستیم به ما داده است. جالب تر این که ان ها می گفتند ما حاضریم سلاح به دست بگیریم و تحت فرمان رئیس بشار (به قول خودشان) علیه کسانی که خارج از سوریه تامین می شوند، بجنگیم. یعنی بحث ما اصلا قدرت و حکومت نیست بلکه موضوع و بحث اصلی تغییراتی است که قرار است در منطقه بیافتد.
نیروهایی که داوطلبانه به سوریه می روند
کسانی که از ایران به سوریه می روند (که عمدتا نیز داوطلبانه می روند) کسانی هستند که می دانند جنس این جنگ از جنس جنگ ایران و عراق است و می دانند که اگر امروز آن ها به میدان نروند دشمن به طرف آن ها خواهد آمد. البته این باور عین حقیقت است چرا که اگر دمشق سقوط کند به زودی در تهران هم شلوغ کاری می شود.
آن روز که ما در دمشق بودیم یک خمپاره به فرودگاه دمشق زدند و تعدادی از مسافران کشته شد. من با بچه ها تماس گرفته و گفتم اگر قدری در دمشق سهل انگاری صورت بگیرد خمپاره بعدی در تهران به فرودگاه امام خمینی خواهد خورد. البته این که می گویم ادعای من نیست بلکه قصد و نیتی است که خود مخالفان و تروریست های سوری به آن اعتراف کرده اند.
پس این طبیعی است که عده ای مردان با غیرت مثل محمودرضا بیضایی می روند که همسر و فرزاندانشان در سلامت و آسایش باشند. این همان کاری است که رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس انجام دادند. ما نیز باید قدری تامل کنیم و بگوییم با این وجود ما چرا نشسته و دست روی دست گذاشته ایم.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
,
, ,
آناج: چطور شد که مستند فتنه شام کلید خورد و چرا از سوریه شروع کردید؟
من کارهای زیادی را انجام داده ام و مستند های زیادی را ساخته ام. در سال 90 برای تهیه ی مستند به لبنان نیز رفته بودم و حتی قرار داد مستندی با عنوان "فرعون در منجلاب" را با مرکز گسترش سینمای مستند امضا کرده بودیم و قرار بر این بود که من به مصر بروم.
گرفتن روادید جهت رفتن به مصر بسیار مشکل بود و مصری ها به هیچ عنوان به من روادید نمی دادند و من هشت ملیون خرج کردم تا از آلمان کارت پرس پاس دریافت کرده و به عنوان شهروند آلمانی به مصر وارد شوم؛ اما متاسفانه موفق نشدم و هنوز هم گرفتن روادید میسر نشده است. در این کش و قوس متوجه شدم که اتفاقاتی در سوریه نیز شروع شده است و چون از سوریه شناخت داشتم و قبلا نیز جهت ساخت مستند به آنجا رفته بودم، تصمیم گرفتم به آنجا بروم.
از طرفی می دانستم که آنچه در سوریه اتفاق می افتد دقیقا آن نیست که در رسانه های جهانی و حتی رسانه داخلی اعلام می شود. همچنین می دانستم که بشار اسد که یک دندان پزشک بود از جنس آدم کش نیست که بخواهد مردم خود را بکشد و سعی او بیشتر این بود که بتواند میراث پدر خود را حفظ کند. بنابراین این سوال برای من پیش آمد که چرا کسی در قالب فیلم یا تصویر واقعیت ها را به ما نمی گوید؟!
متاسفانه صدا و سیمای ما نیز همیشه یا تعطیل است و یا عقب تر از رسانه های دیگر عمل می کند. لذا تصمیم گرفتم به سوریه بروم و مستند بسازم اما هیچ یک از ارگان هایی که از آن ها درخواست کردم با من همکاری نکرده و مرا حمایت نکردند و من هم با پس اندازی که داشتم کوله بار خود را بسته و به صورت شخصی راهی سوریه شدم.
دوستان اهل رسانه ی سوری استقبال گرمی از من کردند و دفتر خود را به عنوان مرکز آمد و شد در اختیار ما قرار دادند. بالاخره من کار خود را با یک نگاه منتقدانه شروع کردم. از طریق یک نفر که قبلا عضو حزب بعثی سوریه بود و به دلیل انتقاد از حزب بعثی اخراج شده بود، به مخالفین سوریه حتی در کشورهای دیگر دست یافتیم که از آن جمله رئیس جمهور سابق لبنان و مفتی اعظم سوریه و خیلی افراد دیگر از سیاسیون، نمایندگان مجلس، روزنامه نگاران..
اوضاع به قدری منزجر بود که من چند بار مجبور شدم کفش های خود را دور بیاندازم چرا که گوشت آدم ها در خیابان ها پخش شده بود و زیر پا می ماند و من بسیار زجر می کشیدم و اصلا جرات نمی کردم کفش هایم را تمیز کنم لذا آن ها را دور می انداختم. نزدیک دو ماه در سوریه ماندم و همسرم نیز به عنوان دستیار با من همکاری می کرد.
بنا بر این شد که من به پاریس، استانبول و آنکارا هم بروم و با مخالفین سوری در آن شهرها نیز صحبت کنم اما از لحاظ وضعیت مالی در تنگنا قرار گرفته و موفق به این کار نشدم .وزارت ارشاد قول کمک کلانی را به ما داد بود اما فقط نصف آن را پرداخت کرد و کار ما ناقص ماند و کسی دست ما را نگرفت و هنوز هم این طرح ناقص مانده است. امسال نیز به سوریه رفتم و به کمک آقای تاجیک تصاویر جدید تری گرفتم. اما فعلا برخی از ترجمه ها صورت نگرفته است، بدهی های ما پرداخت نشده است و سایر مشکلات نیز باعث شد که ما تا به حال نتوانیم کار را تدوین کنیم.
امسال در سوریه اتفاقات جالبی افتاد و آن این که من نیز به همراه آقای تاجیک در عملیات ها حاضر می شدم و با این حضور سه مستند دیگر را نیز تهیه کردم که آن ها نیز در مرحله ی تدوین متوقف شده اند. شهادت آقای بیضایی ما را تکان داد تا ما حداقل یکی از آن کارها را تدوین کنیم که انتهای قصه ی ما آقای بیضایی و دفن ایشان است.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
,
, ,
آناج: با توجه به اینکه فضای سوریه را لمس کرده اید، آینده این کشور را چگونه می بینید؟
صحبت کردن درمورد آینده سوریه سخت است ولی چیزی که مشخص است این است که مردم مخالف حکومت نیستند. اگر مردم مخالف حکومت بودند همچون مصر در 18 روز سقوط می کرد و سه سال به طول نمی انجامید. مردم در صحنه هستند و حکومت را می خواهند. اتفاق خاصی که الان در سوریه می افتد این است که کسانی که در جمع تروریست ها هستندف همان ارتشی های خود سوریه هستند که از ارتش فرار کرده اند و تعداد معدودی باقی مانده اند که به تروریست نپیوسته اند.
جنگ سوریه، جنگ فرسایشی است
روی ارتش اصلا نمی توان حساب کرد. عمده ی کسانی که دارند از سوریه و حکومت آن دفاع می کنند مردم سوریه هستند که به طور داوطلبانه به میدان آمده اند. بنابراین این جنگ یک جنگ فرسایشی است و آمریکا و غرب هم می داند که این یک جنگ فرسایشی است و حکومت به طور کامل مزمحل نخواهد شد. یک اتفاق بسیار بزرگتر دارد برای دشمنان سوریه می افتد و آن اتفاق این است که دو طرفی که الان دارند باهم می جنگند عمدتا دشمنان غرب هستند.
از این سمت کسی مثل محمودرضا به میدان می رود که یکی از آرمان هایش جنگیدن با امریکاست و از آن سمت سلفی های مراکش، سوریه، عربستان و جاهای دیگر هستند و حتی سلفی های خود ایران نیز در آن جبهه حضور دارند. در عین حال هردو جبهه با غرب مشکل دارند. حال سوریه، ایران، لبنان و ... محور مقاومت را تقویت و حمایت می کنند، جبهه مقابل نیز از طرف تندروان اسلام گرا (به اصطلاح)، ترکیه، آمریکا و دیگر جاها حمایت می شوند.
آنچه واقعیت است این است که الان از هر دو جبهه کشته می شود و برای غرب چه چیزی بهتر از این است که هر روز از دو طرف که هر دو طرف دشمنانش هستند، کشته می شوند.
لذا برای اینکه محور مقاومت پیروز نشود محور مقابل را حمایت می کنند که کفه ها برابر بماند و کفه مقاومت سنگین تر نشود. اما این امکان وجود دارد که وقتی دیدند در سوریه توفیق حاصل نمی شود، به سمت فلوجه و رومانی بروند و آنجا را درگیر کنند. چه بسا تشکیلات جدید داعش که مدعی حکومت بر عراق و شام است، خطرناک تر از حکومت بشار اسد برای دنیای غرب خواهد بود.
بشار اسد هرچه هم باشد و هر مشکلی هم با غرب داشته باشد ولی تروریست پرورش نمی دهد و به جاهای دیگر تروریست اعزام نمی کند ولی داعش حتی به زن و بچه های خودشان هم رحم نمی کنند، چنانچه می بینید در فتواهای خود به خواهران و مادران خودشان هم رحم نمی کنند.
در میان دشمنان غرب داعش بسیار خطرناک تر از بشار اسد، حزب الله لبنان و یا شیعیان ایران خواهد بود چرا که حداقل دشمن ما را عاقل می دانند. در نتیجه به تدریج حالت رودروایسی را کنار می گذارند و این تشکیلات را بر می چینند. اما همان طور که گفتیم این اتفاق یک باره واقع نمی شود و برای اینکه به تدریج این تشکیلات را جمع کنند مثلا می روند و در عراق هم درگیری ایجاد می کنند.
آناج: آیا مستند شهید محمودرضا بیضایی از تلویزیون پخش می شود؟
خیر ! چون تصاویر، تصاویری نیست که ما بتوانیم امروز آن را نمایش بدهیم. در واقع تصاویری که ضبط شده است و کارهایی که ایشان انجام می دادند محرمانه است و شاید بیست یا سی سال دیگر بتوان آن ها را پخش کرد. نوع عملیاتهای بچه های ما خیلی ویژه بود و آنچه ما از محمودرضا تعریف کردیم یک ذره از کارهای محمودرضا را هم شامل نمی شود.
بهره اقتصادی ایران از سوریه خیلی بیشتر از آنچیزی است که در ذهن مردم است
آناج: ارتباط اقتصادی ایران و سوریه چگونه است؟
دورنمای ما از سوریه همیشه این بوده است که شیر نفت و گاز آن جا باز می شود؛ در حالی که چنین نیست. من آنجا تاکسی های پرایدی را دیدم که در ایران شایع شده بود ایران حدود یک و چند میلیون تومان یک دستگاه پراید را به آن ها می فروشد درحالی که چنین نیست هر دستگاه پراید به قیمت سه میلیون و خورده ای به دست آن ها می رسید. یعنی قوطی حلبی را آنجا یازده میلیون می فروختند اینجا می گفتند که در ازای یک یا دو میلیون فروخته ایم.
ایران آنجا کارخانه ی برق ایجاد کرده است که تکنسین ها و مدیران رده بالای آن همه ایرانی هستند و کارگرانش سوری. کارخانه ایران خودرو نیز انجا توسط ایران احداث شده و خودرو سمندی را که در سال 89 در ایران 11 میلیون قیمت داشت در سوریه 22 میلیون می فروختند. در واقع 49 درصد به سوریه و 51 درصد به ایران سود می رسید.
پالایشگاه ها و پتروشیمی نیز از دیگر واحدهای احداثی ایران بود که آنها به ایران اعتماد کرده و امکانات لازم را در اختیارش قرار داده بودند. هرچند روسیه نیز به عنوان یک قدرت جهانی آنجا سرمایه گذاری هایی را انجام داده بود اما آن ها به ایران بیشتر از روسیه اعتماد داشتند. سوریه یکی از بزرگترین برگ های برنده اقتصادی ما در منطقه بود و رد همه جای سوریه هم ایرانی را می شناختند و هم محصولات ایرانی را.
آناج: آیا این واقعیت دارد که در سوریه حتی تروریست های چینی هم حضور دارند؟
بله این حقیقت دارد. طبق آخرین آمار سوریه از 18 کشور دنیا اسیر داشت و از سیستان و بلوچستان و کردستان ایران نیز در بین آن ها وجود داشت و خیلی از تازه مسلمانان امریکا و اروپا نیز در بین اسرا بودند که به قول خودشان با گرایش جهادی سلفی، به قصد جهاد! نه صرفا پول، برای کشتار مردم آمده بودند.
آناج: نقش حزب الله در سوریه چگونه است؟
بله؛ نقش حزب الله بسیار پر رنگ است. شهر القصیر که شهر بسیار بزرگی هم هست، به دست حزب الله آزاد شده است.
نقش ارتش خیلی کمرنگ تر از نیروهای دفاع وطنی است. نیروهای دفاع وطنی مثل بسیج خودمان هستند و از هر قشر جامعه و مذاهب مختلف در آن وجود دارد. اگر می بینید تا به حال آتش فتنه خاموش نشده است به دلیل نبودن انگیزه دفاع و جنگیدن در ارتش سوریه است. البته همه ی ارتشی ها چنین نبودند و برخی نیز غیرت دارند و با تروریست همدست نمی شوند.
در یکی از تپه های اشغال شده که باید آزاد می شد و بچه های ایرانی نیز آنجا حضور داشتند و کسی نمی توانست آن ها را نجات بدهد. یک فرمانده ارتش سوری یک لودر با خود برد و به طرف بالای تپه رفت. می دانست که کشته خواهد شد، اما رفت که یک خاکریز بزند تا بقیه از زیر آن فرار کنند. او رفت و کشته شد.
آناج: به نظر شما چرا ما نتوانستیم واقعیات سوریه را در کشور خودمان بازتاب بدهیم؟
برای این که رسانه ما ضعیف است. ما در عالم رسانه، یک هزارم غرب سواد رسانه ای نداریم. این اسیب ها به مدیریت برمی گردد وگرنه بچه های ایران زمین دغدغه بسیار بالایی دارند و می خواهند در بحران ها به صحنه بیایند، اما سوء مدیریت ظرفیت های ما را به باد می دهد. در واقع مدیران رسانه های ما عمدتا فقط میز خود و حیطه ی خود را می بینند و فقط به فکر سود خودشان هستند. و گرنه الان انواع خبرنگاران با عرضه وجود دارد که حتی حاضرند به خط مقدم بروند اما مدیریت این اجازه را به آن ها نمی دهد. حال چرای این اجازه ندادن را باید از خود این افراد بپرسید.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه