حرفهای شنیدنی مادر اولین 4 قلوی کرجی/ معجزه ای که دهان طعنه گویان را بست
مادر اولین چهارقلوهای کرجی گفت: تنها خداست که سرنوشت بنده هایش را تعیین میکند و اگر بخواهد کاری میکند که همه انگشت حیرت بر دهن بگیرند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از «تیتریک»،اینجا بیمارستان البرز کرج و تمام کادر بخش زایمان این بیمارستان از اتفاق خوشایندی که رخ داده، اظهار خوشحالی میکنند، تولد 4 قل نوزاد، که سه تا از آنها پسر و یکی دختر هستند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تیتریک,

خانم رضایی سرپرستار این بیمارستان میگوید: همه نوزادان بین یک کیلو تا یک کیلو و100 وزن دارند و 30 هفته ای به دنیا آمده اند که یکی از این نوزادان به دستگاه مخصوص و سه تای دیگر نیاز به اکسیژن دارند ولی به طور کل حال عمومی همه آنها خوب است.
, ,
,
,
,

, ,
وی میافزاید: به محض اینکه مراقبتهای درمانی این نوزادان تمام شود میتوانند مرخص شوند و از آنجا که تنفس مسئله مهمی است مراقبهای ویژه برای این نوزادان ادامه پیدا خواهد کرد تا وضعیت بهتری پیدا کرده و توانایی استفاده از شیر مادر را پیدا کنند و در ضمن باید وزنشان هم به یک و نیم افزایش پیدا کند.
این سرپرستار در پایان اظهار میکند: با این تفاسیر فکر می کنم یک ماهی را در خدمت این 4 قلوها باشیم.
برای گفتگو با مادر و پدر اولین 4 قلوهای کرجی راهی خانه آنها میشویم، خانه ای 50 متری که با زحمت و سختی تهیه شده و به زودی با حضور 4 کودک هم زمان حال و هوایی خاص پیدا خواهد کرد.
,
,
,
,
,
, ,
این فرزندان را پس از 5 سال از خدا آنهم به صورت طبیعی و بدون استفاده از دارویی خاصی گرفته اند و ویژگی مشترکی که این زوج جوان دارند تسلیم محض رضای خدا بودن است و راز اتفاق دلنشین تولد 4 کودک باهم را در همین رضایت می بینند.
,
,

, ,
,
وقتی شوهرم گریه هایم را میدید میگفت اینقدر ناشکری نکن و به رضای خدا راضی باش، اگر صلاح ببیند خودش دوباره میدهد و من در همان صلاح دانستن با ندانستن خدا سیر کردم تا 5 سال گذشت...
طعنه های مردم و اشتیاق به داشتن فرزند را به جان میخریدم ولی دنبال دارو و درمان خاصی نمی رفتم،حتی یک قرص ویژه هم استفاده نکردم و تنها و تنها برای زندگی تلاش میکردم و خواسته ام را در گرو خواست خدا می دیدم تا اینکه یک روز در کمال حیرت و خوشحالی دریافتم که باردار شده ام و جالب اینجا که درست همین نقطه ای که با همسرم نشسته ام به او گفتم حس می کنم 4 جنین در شکم دارم.
,
,

این مادر جوان ادامه داد: همسرم با حرف من خنده اش گرفت و گفت، تو همان یک بچه ر ا به من بده برایم بس است و ماجرا وقتی جالب شد که این مسئله را روز اولین سونوگرافی به دکتری که مراجعه کرده بودیم گفتم...دکتر نیز به شوخی گفت، اگر حرف تو درست باشد من 50 هزار تومان از مبلغ سونوگرافی را به تو برمیگردانم و به محض اینکه کار خود را شروع کرد و 4 نوزاد را در من دید، آنقدر حیرت کرده بود که ف.رأ 50 هزار تومان را از کشوی میزش درآورد و به من داد.
شب که به خانه آمدیم همسرم گفت از خدا میخواهم که سه بچه از این 4 تا پسر باشد و یکی دختر و خودم هم یک دختر میخواستم و حالا می بینیم که قدرت خدا و خواست خدا بر اجابت دعایمان بوده است و از این بابت خیلی خوشحال هستیم.

در خصوص دلهره های این دو زوج جوان میپرسیم و آیا اینکه فکر میکنند بتوانند از پس مخارج 4 فرزند هم سن برآیند؟
میگویند: همان کسی که دندان میدهد، نان را هم خواهد داد و امیدمان اول از همه به خدا است و در کنارش از مسئولین و دولت هم کمک میخواهیم تا بتوانیم از پس مخارج و تربیت فرزندانمان بربیاییم، چراکه دولت همیشه خانواده های ایرانی را به داشتن فرزندان متعدد تشویق کرده و امیدواریم در این مورد به حرف خود عمل کند و یاری رسان شرایط ویژه ما باشد ... ما هم بسیار خوشحالیم که میتوانیم یک خانواده شاد و پرجمعیت باشیم، هرچند گاهی کمی میترسیم و نگران میشویم.
این مادر ادامه داد: شکر خداوند همین خانه کوچک را با کمک خانواده خریدیم و زحمتهای من و شوهرم که شبانه روز کار کردیم و با وجود کوچک بودن ولی میدانیم که سقفی بر سرداریم و همین سیسمونی را که چهار نوزاد همزمان بتوانند از آن استفاده کنند را خانواده ام خریده اند و آنها هم مانند ما تمکن مالی خوبی ندارند...کار آزاد هم گاهی هست و گاهی نیست و بیستر مواقع ترس وجودم را میگیرد ولی فکر میکنم همان خدایی که با لطفش به انتظار من و طعنه های مردم پاسخ داد بازهم هوای ما را خواهد داشت...دوران بارداری سونوگرافی های زیادی انجام دادم که مبالغ زیادی میخواست یا داروهایی باید مصرف میکردم تا بچه هایم سالم رشد کنند در بدنم و تمام اینها مخارج زیادی داشت...حتی تصمیم گرفته بودیم یکی از بچه ها را به کسی واگذار کنیم و آدم آن را هم پیدا کرده بودیم و قرار بود از پولی که میدهد خرج بقیه را تأمین کنیم ولی به محض اینکه لگد زدن های بچه در شکمم شروع شد، چنان مهری بر دلم نشست که تصمیم گرفتیم بازهم به خداوند اطمینان کامل کرده و همه چیز را به دست او بسپاریم.
مادر چهارقلوهای کرجی گفت: دکترم به من گفت این بچه ها در 4 ماهگی سقط خواهند شد و قرار بود که برویم و دو تا از آنها را کورتاژ کنیم تا بقیه نجات پیدا کنند ولی من و شوهرم تصمیم گرفتیم سختی حمل همه آنها را با هم تحمل کنم و گفتیم اگر خدا بخواهد هرکدام را به ما میدهد، به این ترتیب دیگر عذاب وجدان نداریم که کدامشان برایمان بماند، و خواست خدا این بود که همه با هم به دنیا بیایند ودر حال حاضر تا وقتی بتوانند از بیمارستان مرخص شوند داروهایی کمیاب و گران نیاز دارند و به هر سختی که هست داریم آن را تهیه میکنیم.

وی میگوید فرزندان ریحانه های بهشتی هستند که خداوند آنها را به ما میدهد و ما وظیفه خطیری برای تربیت آنها داریم.... اصلاح و تربیت اولاد از تولد آنها هم مهمتر است و ما هستیم که افراد جامعه و آینده کشور را با طرز رفتار و فکرمان میسازیم.

برای این خانواده دوست داشتنی آرزوی سلامتی و شادی کرده و امیدواریم مسئولین و دولتمردن برای راحتی و رفاه آنان قدمی اساسی و خوب بردارند.
,
, ,
,
,
,
,
, ,
,
,
,
,
, ,
,
,
,
, ,
,
,
,
, ,
,
,
,
, ,
,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه