گفتگو با یک دیپلمات بیرجندی:

‌زندگی‌دیپلماتیک تلخ و‌شیرین‌راباهم دارد/ازاول‌انقلاب‌تاکنون تنهاتصوری‌که ازکشور ما ارائه شده یک‌تصویر منفی است

‌زندگی‌دیپلماتیک تلخ و‌شیرین‌راباهم دارد/ازاول‌انقلاب‌تاکنون تنهاتصوری‌که ازکشور ما ارائه شده یک‌تصویر منفی است
دیپلمات بیرجندی: انقلاب اسلامی ما به مذاق بسیاری خوش نیامده، از اول انقلاب تا کنون تنها تصوری که از کشور ما ارائه شده یک تصویر منفی است و وظیفه ماست که در قالب فرد یا خانواده نگاهها را تصحیح کنیم و تصویر واقعی از کشور را ارائه دهیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زن امروز ،ساختمان نمایندگی وزارت خارجه در خیابان مطهری قرار دارد که دو یا سه نفر در این نمایندگی مشغول کارند. با تعیین وقت قبلی به دفتر آقای ابراهیمی رفتم.دفتر کار منظم و تلویزیونی که اخبار خارجی پخش می کند ،توجه ام را به خود جلب کرد. حتما به زبان انگلیسی تسلط خوبی دارد " البته در اثنای دیدار به این اشاره می کند که به زبان عربی و انگلیسی مسلط است" این را می شود از اخبار انگلیسی که گوش می دهد، دریافت. آقای ابراهیمی پشت میزش نشسته است و سریع متونی را تایپ می کند. من ده دقیقه ای زودتر رسیدم و شاید در این زمان، فرصت کنم از مشغله هایی که در نمایندگی وزارت خارجه وجود دارد، بنویسم. میز کارش کمی شلوغ است و پر از مکاتبات اداری... بعد از چند دفعه صحبت با تلفن، آن چه می نویسد پایان می یابد و گفتگوی ما آغاز می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زن امروز, زن امروز, زن امروز,

 

,

معرفی از خودتان و بگویید چگونه وارد وزارت خارجه شدید؟ غلامحسین ابراهیمی متولد مشهد اما اصالتا از شهر خوسف هستم،مقطع دیپلم  را در بیرجند گذراندم. جزو نفرات اول کنکور بودم و از 100 رشته انتخابی، به سه رشته علاقه مند بودم و انتخاب کردم و هرسه را قبول شدم. رشته علوم قضایی، روابط سیاسی (دیپلماتیک وزارت خارجه) و روان شناسی. اما به دانشگاه وزارت خارجه رفتم . آن زمان دوره اولی بود که دانشکده وزارت خارجه در کنکور سراسری رسمیت یافته بود و  به محض قبول شدن در کنکور و عبور از مصاحبه های سخت، وارد وزارت خارجه شدم. مقطع فوق لیسانس را در رشته سیاست گذاری عمومی در دانشگاه تهران می خواندم که به دلیل ماموریتهای خارج از کشور، تحصیلم را ناتمام گذاشتم و در تکمیل رشته فوق لیسانس ام درمطالعات منطقه ای با تاکید جهان عرب، با دفاع پایان نامه،تحصیلاتم را به اتمام رساندم.

 

 کار در وزارت خارجه چگونه است و در چه کشورهایی فعالیت داشتید ؟ اوضاع کاریم در وزارت خارجه، بیشتر در حوزه عربی بوده ،بیش از  10-12 سال در کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه خدمت کردم. بخشی از خدمتم را در آسیای شرقی (در کشورهایی چون مالزی و اندونزی) وبخشی در اروپای شرقی و اکنون هم در نمایندگی وزارت خارجه بیرجند.کار در وزارت خارجه  به نوعی خانه به دوشی است، خدمتهای ما دوره 5 ساله دارد بخشی از خدمت ما در قالب ماموریتهای سه یا چهارساله در خارج از کشور و مدت دوسال در ایران است که به بازیابی اطلاعات و آشنایی بیشتر با تحولات داخلی بویژه در حوزه وزارت خارجه منوط می شود ، کشورهامحل خدمت نیز براساس حوزه کاری و نیاز کشورهایی که مدنظر است تعیین می شود.

 

کار در وزارت خارجه سهل و ممتنع است و به ظاهر بسیار سهل و در باطن بسیار سخت و در عین حال، همراه با استرس و فشارهای خاص خودش است. کسی که در وزارت خارجه فعالیت می کند نماینده یک ملت است و باری از ملت را به دوش می کشد و وظیفه اش به همان میزان افزایش می یابد، البته به دغدغه های افراد برمی گردد ممکن است فردی دغدغه بیشتری داشته باشد بنابراین احساس مسئولیت بیشتری خواهد داشت و من از افرادی هستم که چه در داخل و چه خارج از کشور دغدغه زیادی دارم و مسئولیتم  شخصی ام  را چند برابر حیطه اداری حس می کنم.

 

 همسرم خانه دار  و دو فرزند دختر دارم/فکر نمی کنم  فرزندانم بخواهند وارد شغل پدرشان شوند

همسرتان در چه رشته ای تحصیل کردند و مشغول چه کاری هستند؟ همسرم در رشته الهیات  تحصیل کردند و اکنون در مقطع کارشناسی ارشد فقه و حقوق تحصیل می کنند و خانه دارهستند. بدون همکاری همسرم  و همراهی اش نمی توانستم کاری کنم. کارهای وزارت خارجه به گونه ای است که دائما در حال سفر و ماموریتهای کاری هستیم و به همین دلیل همسرم بسیاری ازموقعیت کاری و درسی اش را نتوانست داشته باشدو اکنون مشغول خانه داری و تحصیل شخصی است البته به خاطر عدم استقرار دائم از تحصیل هم عقب ماند.

 

 چه میزان با شغل شما همراهی دارند؟ در مجموع من و همسرم در خارج از کشور هردو به عنوان نماینده ملت ایران خدمت می کنیم. فرقی نمی کند چه من به صورت رسمی و چه همسرم که غیر رسمی فعالیت می کنند در رابطه با دیپلماسی عمومی در خارج از کشور برای دفاع از فرهنگ و آداب و رسوم و حقوق معنوی و مادی هر دو باهم  برنامه اجرا می کنیم. البته فعالیت غیر رسمی همسران دیپلماتها در چند شکل بروز می کند  من جمله در برخی کارها که لازم است ارتباطات خانوادگی داشته باشیم و یا ارتباطاتی که با همسران دیپلماتهای خارج از کشور برقرار شود ،که از آن به عنوان دیپلماسی عمومی یاد می شود، همسران ما هستند که نقش ایفا می کنند. در معرفی فرهنگ و آداب رسوم غنی ایرانی ،ترویج زبان فارسی،ارائه  تصویر صحیحی از زنان ایرانی،معرفی جاذبه گردشگری و صنایع دستی،بخش اعظم اینها به عهده همسران دیپلماتهاست که در قالب برگزاری نمایشگاه های خیریه  و نمایشگاههای صنایع دستی و برنامه های آشپزی ایرانی برای معرفی به کشورهای هدف اجرا می شود.

 

از اول انقلاب تا کنون تنها تصوری که از کشور ما ارائه شده یک تصویر منفی است

زندگی دیپلماتها چگونه است ؟ ممکن است  همین زندگی دیپلماتیک در آمریکا برای بسیاری آرزو باشد ،ظاهر امر خوب است اما  یک طرف فشارهای ناشی از دوری از خانواده، اختلاف ساعات  وطرف دیگر نگاههایی است که در که خارج از کشور وجود دارد و وظیفه هر دیپلماتی است این نگاهها را تصحیح کند. انقلاب اسلامی ما به مذاق بسیاری خوش نیامده، از اول انقلاب تا کنون تنها تصوری که از کشور ما ارائه شده یک تصویر منفی است و وظیفه ماست که در قالب فرد یا خانواده  نگاهها را تصحیح کنیم و تصویر واقعی از کشور را ارائه دهیم که این هم مشکلات خاص خودش را دارد.

 

زندگی دیپلماتیک تلخ و شیرین  را باهم دارد و  برخلاف مردم عادی  نمی توانیم برنامه مستمری برای زندگی مان داشته باشیم و بیشتر برنامه ها به صورت متحرک و موقت است. در عین حال باید روانشناسی  را هم درنظر بگیریم در خارج از کشور  اقوام و فامیل وبعضا هم زیان کمتر پیدا می شود و اینها سختی خاص خود را دارد. از طرفی هم  تحصیل ودرس فرزندان با اینکه معلمین ایرانی در مدارس وزارت خارجه وجود دارد اما یک معلم نمی تواند تمام نیازهای تحصیلی فرزدان دیپلماتها را تامین کند و مشکلات درسی و تحصیلی فرزندان از اول تا آخر باید خانواده رفع و رجوع کند. "اینجا وضعیت تحصیلی شان چگونه است؟"مسلما رسیدگی بیشتر است و کمتر دغدغه دارم.

 

با این مقدمه سراغی از فرزندانش می گیرم و از او می پرسم آیا آنها تمایلی دارند مانند پدر دیپلمات شوند؟ او پاسخ می دهد: دو فرزند دختر دارم، فاطمه و سارا 9 و 11 ساله. فکر نمی کنم .آنها برنامه های دیگری دارند، چراکه  زندگی دیپلماتها فشارهای خاص خودش را دارد و بعید میدانم چنین خواسته ای داشته باشند

 

در فضای همان روابط دیپلماتیک حاکم است ؟ (با خنده) قطعا نه ،فضای خانه دوستانه است. البته سعی می کنیم مسائل تشریفاتی را رعایت کنیم تاعادت و نهادینه بشود .اما فضای خانه  راحت و آسان گرفته میشود.

 

نیت داشتم تجربیاتم رادر اختیار مردم شهرم قرار دهم/ فکرش را نمی کردم این گونه شود

چه شد که بیرجند را برای ماموریت دوساله تان انتخاب کردید؟ من فرزند این آب و خاک هستم و علقه و وابستگی به شهرم دارم.از همان زمانی که وارد وزارت خارجه شدم، نیت داشتم  تجربیاتم را ، مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار مردم و منطقه قرار دهم. البته  فکرش را نمی کردم که مستقیما تجربیاتم را در اختیار بگذارم اما شرایط اینگونه رقم خورد و توفیق برای من حاصل شد که آنچه نیاز مردم و منطقه است  چه در بخشهای مدیریتی و غیر مدیریتی (که همان افکار عمومی وسازمانهای مردم نهاداست) قرار دهم. آن زمان که قرار شد با همکاری نمایندگان استان به خصوص نماینده بیرجندو استاندار این دفتر نمایندگی در بیرجند راه اندازی شود تلاشهایی داشتم و مایل بودم این دفتر در بیرجند آغاز به کار نماید.

 

تا کنون به بازنشسته شدن فکر کردید؟ هنوز به بازنشسته شدن فکر نکردم چرا که از خدمتم زیاد مانده است، از طرفی چون هدفمند و علاقه مند به کارم هستم برنامه هایم دقیق است. من دوسال قبل از کنکور احتمال می دادم اینجا قبول بشوم و جزو اولین بیرجندی هایی بودم که بعد از انقلاب رسما وارد  وزارت خارجه شد ،البته قبل از انقلاب کسانی بودند و بعد از من  نیز افراد دیگری از شهرهای طبس و قاین وارد وزارت خارجه شدند.

پایان بخش اول. ادامه دارد ......

,

معرفی از خودتان و بگویید چگونه وارد وزارت خارجه شدید؟ غلامحسین ابراهیمی متولد مشهد اما اصالتا از شهر خوسف هستم،مقطع دیپلم  را در بیرجند گذراندم. جزو نفرات اول کنکور بودم و از 100 رشته انتخابی، به سه رشته علاقه مند بودم و انتخاب کردم و هرسه را قبول شدم. رشته علوم قضایی، روابط سیاسی (دیپلماتیک وزارت خارجه) و روان شناسی. اما به دانشگاه وزارت خارجه رفتم . آن زمان دوره اولی بود که دانشکده وزارت خارجه در کنکور سراسری رسمیت یافته بود و  به محض قبول شدن در کنکور و عبور از مصاحبه های سخت، وارد وزارت خارجه شدم. مقطع فوق لیسانس را در رشته سیاست گذاری عمومی در دانشگاه تهران می خواندم که به دلیل ماموریتهای خارج از کشور، تحصیلم را ناتمام گذاشتم و در تکمیل رشته فوق لیسانس ام درمطالعات منطقه ای با تاکید جهان عرب، با دفاع پایان نامه،تحصیلاتم را به اتمام رساندم.

 

 کار در وزارت خارجه چگونه است و در چه کشورهایی فعالیت داشتید ؟ اوضاع کاریم در وزارت خارجه، بیشتر در حوزه عربی بوده ،بیش از  10-12 سال در کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه خدمت کردم. بخشی از خدمتم را در آسیای شرقی (در کشورهایی چون مالزی و اندونزی) وبخشی در اروپای شرقی و اکنون هم در نمایندگی وزارت خارجه بیرجند.کار در وزارت خارجه  به نوعی خانه به دوشی است، خدمتهای ما دوره 5 ساله دارد بخشی از خدمت ما در قالب ماموریتهای سه یا چهارساله در خارج از کشور و مدت دوسال در ایران است که به بازیابی اطلاعات و آشنایی بیشتر با تحولات داخلی بویژه در حوزه وزارت خارجه منوط می شود ، کشورهامحل خدمت نیز براساس حوزه کاری و نیاز کشورهایی که مدنظر است تعیین می شود.

 

کار در وزارت خارجه سهل و ممتنع است و به ظاهر بسیار سهل و در باطن بسیار سخت و در عین حال، همراه با استرس و فشارهای خاص خودش است. کسی که در وزارت خارجه فعالیت می کند نماینده یک ملت است و باری از ملت را به دوش می کشد و وظیفه اش به همان میزان افزایش می یابد، البته به دغدغه های افراد برمی گردد ممکن است فردی دغدغه بیشتری داشته باشد بنابراین احساس مسئولیت بیشتری خواهد داشت و من از افرادی هستم که چه در داخل و چه خارج از کشور دغدغه زیادی دارم و مسئولیتم  شخصی ام  را چند برابر حیطه اداری حس می کنم.

 

 همسرم خانه دار  و دو فرزند دختر دارم/فکر نمی کنم  فرزندانم بخواهند وارد شغل پدرشان شوند

همسرتان در چه رشته ای تحصیل کردند و مشغول چه کاری هستند؟ همسرم در رشته الهیات  تحصیل کردند و اکنون در مقطع کارشناسی ارشد فقه و حقوق تحصیل می کنند و خانه دارهستند. بدون همکاری همسرم  و همراهی اش نمی توانستم کاری کنم. کارهای وزارت خارجه به گونه ای است که دائما در حال سفر و ماموریتهای کاری هستیم و به همین دلیل همسرم بسیاری ازموقعیت کاری و درسی اش را نتوانست داشته باشدو اکنون مشغول خانه داری و تحصیل شخصی است البته به خاطر عدم استقرار دائم از تحصیل هم عقب ماند.

 

 چه میزان با شغل شما همراهی دارند؟ در مجموع من و همسرم در خارج از کشور هردو به عنوان نماینده ملت ایران خدمت می کنیم. فرقی نمی کند چه من به صورت رسمی و چه همسرم که غیر رسمی فعالیت می کنند در رابطه با دیپلماسی عمومی در خارج از کشور برای دفاع از فرهنگ و آداب و رسوم و حقوق معنوی و مادی هر دو باهم  برنامه اجرا می کنیم. البته فعالیت غیر رسمی همسران دیپلماتها در چند شکل بروز می کند  من جمله در برخی کارها که لازم است ارتباطات خانوادگی داشته باشیم و یا ارتباطاتی که با همسران دیپلماتهای خارج از کشور برقرار شود ،که از آن به عنوان دیپلماسی عمومی یاد می شود، همسران ما هستند که نقش ایفا می کنند. در معرفی فرهنگ و آداب رسوم غنی ایرانی ،ترویج زبان فارسی،ارائه  تصویر صحیحی از زنان ایرانی،معرفی جاذبه گردشگری و صنایع دستی،بخش اعظم اینها به عهده همسران دیپلماتهاست که در قالب برگزاری نمایشگاه های خیریه  و نمایشگاههای صنایع دستی و برنامه های آشپزی ایرانی برای معرفی به کشورهای هدف اجرا می شود.

 

از اول انقلاب تا کنون تنها تصوری که از کشور ما ارائه شده یک تصویر منفی است

زندگی دیپلماتها چگونه است ؟ ممکن است  همین زندگی دیپلماتیک در آمریکا برای بسیاری آرزو باشد ،ظاهر امر خوب است اما  یک طرف فشارهای ناشی از دوری از خانواده، اختلاف ساعات  وطرف دیگر نگاههایی است که در که خارج از کشور وجود دارد و وظیفه هر دیپلماتی است این نگاهها را تصحیح کند. انقلاب اسلامی ما به مذاق بسیاری خوش نیامده، از اول انقلاب تا کنون تنها تصوری که از کشور ما ارائه شده یک تصویر منفی است و وظیفه ماست که در قالب فرد یا خانواده  نگاهها را تصحیح کنیم و تصویر واقعی از کشور را ارائه دهیم که این هم مشکلات خاص خودش را دارد.

 

زندگی دیپلماتیک تلخ و شیرین  را باهم دارد و  برخلاف مردم عادی  نمی توانیم برنامه مستمری برای زندگی مان داشته باشیم و بیشتر برنامه ها به صورت متحرک و موقت است. در عین حال باید روانشناسی  را هم درنظر بگیریم در خارج از کشور  اقوام و فامیل وبعضا هم زیان کمتر پیدا می شود و اینها سختی خاص خود را دارد. از طرفی هم  تحصیل ودرس فرزندان با اینکه معلمین ایرانی در مدارس وزارت خارجه وجود دارد اما یک معلم نمی تواند تمام نیازهای تحصیلی فرزدان دیپلماتها را تامین کند و مشکلات درسی و تحصیلی فرزندان از اول تا آخر باید خانواده رفع و رجوع کند. "اینجا وضعیت تحصیلی شان چگونه است؟"مسلما رسیدگی بیشتر است و کمتر دغدغه دارم.

 

با این مقدمه سراغی از فرزندانش می گیرم و از او می پرسم آیا آنها تمایلی دارند مانند پدر دیپلمات شوند؟ او پاسخ می دهد: دو فرزند دختر دارم، فاطمه و سارا 9 و 11 ساله. فکر نمی کنم .آنها برنامه های دیگری دارند، چراکه  زندگی دیپلماتها فشارهای خاص خودش را دارد و بعید میدانم چنین خواسته ای داشته باشند

 

در فضای همان روابط دیپلماتیک حاکم است ؟ (با خنده) قطعا نه ،فضای خانه دوستانه است. البته سعی می کنیم مسائل تشریفاتی را رعایت کنیم تاعادت و نهادینه بشود .اما فضای خانه  راحت و آسان گرفته میشود.

 

نیت داشتم تجربیاتم رادر اختیار مردم شهرم قرار دهم/ فکرش را نمی کردم این گونه شود

چه شد که بیرجند را برای ماموریت دوساله تان انتخاب کردید؟ من فرزند این آب و خاک هستم و علقه و وابستگی به شهرم دارم.از همان زمانی که وارد وزارت خارجه شدم، نیت داشتم  تجربیاتم را ، مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار مردم و منطقه قرار دهم. البته  فکرش را نمی کردم که مستقیما تجربیاتم را در اختیار بگذارم اما شرایط اینگونه رقم خورد و توفیق برای من حاصل شد که آنچه نیاز مردم و منطقه است  چه در بخشهای مدیریتی و غیر مدیریتی (که همان افکار عمومی وسازمانهای مردم نهاداست) قرار دهم. آن زمان که قرار شد با همکاری نمایندگان استان به خصوص نماینده بیرجندو استاندار این دفتر نمایندگی در بیرجند راه اندازی شود تلاشهایی داشتم و مایل بودم این دفتر در بیرجند آغاز به کار نماید.

 

تا کنون به بازنشسته شدن فکر کردید؟ هنوز به بازنشسته شدن فکر نکردم چرا که از خدمتم زیاد مانده است، از طرفی چون هدفمند و علاقه مند به کارم هستم برنامه هایم دقیق است. من دوسال قبل از کنکور احتمال می دادم اینجا قبول بشوم و جزو اولین بیرجندی هایی بودم که بعد از انقلاب رسما وارد  وزارت خارجه شد ،البته قبل از انقلاب کسانی بودند و بعد از من  نیز افراد دیگری از شهرهای طبس و قاین وارد وزارت خارجه شدند.

پایان بخش اول. ادامه دارد ......

,

معرفی از خودتان و بگویید چگونه وارد وزارت خارجه شدید؟ غلامحسین ابراهیمی متولد مشهد اما اصالتا از شهر خوسف هستم،مقطع دیپلم  را در بیرجند گذراندم. جزو نفرات اول کنکور بودم و از 100 رشته انتخابی، به سه رشته علاقه مند بودم و انتخاب کردم و هرسه را قبول شدم. رشته علوم قضایی، روابط سیاسی (دیپلماتیک وزارت خارجه) و روان شناسی. اما به دانشگاه وزارت خارجه رفتم . آن زمان دوره اولی بود که دانشکده وزارت خارجه در کنکور سراسری رسمیت یافته بود و  به محض قبول شدن در کنکور و عبور از مصاحبه های سخت، وارد وزارت خارجه شدم. مقطع فوق لیسانس را در رشته سیاست گذاری عمومی در دانشگاه تهران می خواندم که به دلیل ماموریتهای خارج از کشور، تحصیلم را ناتمام گذاشتم و در تکمیل رشته فوق لیسانس ام درمطالعات منطقه ای با تاکید جهان عرب، با دفاع پایان نامه،تحصیلاتم را به اتمام رساندم.

 

 کار در وزارت خارجه چگونه است و در چه کشورهایی فعالیت داشتید ؟ اوضاع کاریم در وزارت خارجه، بیشتر در حوزه عربی بوده ،بیش از  10-12 سال در کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه خدمت کردم. بخشی از خدمتم را در آسیای شرقی (در کشورهایی چون مالزی و اندونزی) وبخشی در اروپای شرقی و اکنون هم در نمایندگی وزارت خارجه بیرجند.کار در وزارت خارجه  به نوعی خانه به دوشی است، خدمتهای ما دوره 5 ساله دارد بخشی از خدمت ما در قالب ماموریتهای سه یا چهارساله در خارج از کشور و مدت دوسال در ایران است که به بازیابی اطلاعات و آشنایی بیشتر با تحولات داخلی بویژه در حوزه وزارت خارجه منوط می شود ، کشورهامحل خدمت نیز براساس حوزه کاری و نیاز کشورهایی که مدنظر است تعیین می شود.

 

کار در وزارت خارجه سهل و ممتنع است و به ظاهر بسیار سهل و در باطن بسیار سخت و در عین حال، همراه با استرس و فشارهای خاص خودش است. کسی که در وزارت خارجه فعالیت می کند نماینده یک ملت است و باری از ملت را به دوش می کشد و وظیفه اش به همان میزان افزایش می یابد، البته به دغدغه های افراد برمی گردد ممکن است فردی دغدغه بیشتری داشته باشد بنابراین احساس مسئولیت بیشتری خواهد داشت و من از افرادی هستم که چه در داخل و چه خارج از کشور دغدغه زیادی دارم و مسئولیتم  شخصی ام  را چند برابر حیطه اداری حس می کنم.

 

 همسرم خانه دار  و دو فرزند دختر دارم/فکر نمی کنم  فرزندانم بخواهند وارد شغل پدرشان شوند

همسرتان در چه رشته ای تحصیل کردند و مشغول چه کاری هستند؟ همسرم در رشته الهیات  تحصیل کردند و اکنون در مقطع کارشناسی ارشد فقه و حقوق تحصیل می کنند و خانه دارهستند. بدون همکاری همسرم  و همراهی اش نمی توانستم کاری کنم. کارهای وزارت خارجه به گونه ای است که دائما در حال سفر و ماموریتهای کاری هستیم و به همین دلیل همسرم بسیاری ازموقعیت کاری و درسی اش را نتوانست داشته باشدو اکنون مشغول خانه داری و تحصیل شخصی است البته به خاطر عدم استقرار دائم از تحصیل هم عقب ماند.

 

 چه میزان با شغل شما همراهی دارند؟ در مجموع من و همسرم در خارج از کشور هردو به عنوان نماینده ملت ایران خدمت می کنیم. فرقی نمی کند چه من به صورت رسمی و چه همسرم که غیر رسمی فعالیت می کنند در رابطه با دیپلماسی عمومی در خارج از کشور برای دفاع از فرهنگ و آداب و رسوم و حقوق معنوی و مادی هر دو باهم  برنامه اجرا می کنیم. البته فعالیت غیر رسمی همسران دیپلماتها در چند شکل بروز می کند  من جمله در برخی کارها که لازم است ارتباطات خانوادگی داشته باشیم و یا ارتباطاتی که با همسران دیپلماتهای خارج از کشور برقرار شود ،که از آن به عنوان دیپلماسی عمومی یاد می شود، همسران ما هستند که نقش ایفا می کنند. در معرفی فرهنگ و آداب رسوم غنی ایرانی ،ترویج زبان فارسی،ارائه  تصویر صحیحی از زنان ایرانی،معرفی جاذبه گردشگری و صنایع دستی،بخش اعظم اینها به عهده همسران دیپلماتهاست که در قالب برگزاری نمایشگاه های خیریه  و نمایشگاههای صنایع دستی و برنامه های آشپزی ایرانی برای معرفی به کشورهای هدف اجرا می شود.

 

از اول انقلاب تا کنون تنها تصوری که از کشور ما ارائه شده یک تصویر منفی است

زندگی دیپلماتها چگونه است ؟ ممکن است  همین زندگی دیپلماتیک در آمریکا برای بسیاری آرزو باشد ،ظاهر امر خوب است اما  یک طرف فشارهای ناشی از دوری از خانواده، اختلاف ساعات  وطرف دیگر نگاههایی است که در که خارج از کشور وجود دارد و وظیفه هر دیپلماتی است این نگاهها را تصحیح کند. انقلاب اسلامی ما به مذاق بسیاری خوش نیامده، از اول انقلاب تا کنون تنها تصوری که از کشور ما ارائه شده یک تصویر منفی است و وظیفه ماست که در قالب فرد یا خانواده  نگاهها را تصحیح کنیم و تصویر واقعی از کشور را ارائه دهیم که این هم مشکلات خاص خودش را دارد.

 

زندگی دیپلماتیک تلخ و شیرین  را باهم دارد و  برخلاف مردم عادی  نمی توانیم برنامه مستمری برای زندگی مان داشته باشیم و بیشتر برنامه ها به صورت متحرک و موقت است. در عین حال باید روانشناسی  را هم درنظر بگیریم در خارج از کشور  اقوام و فامیل وبعضا هم زیان کمتر پیدا می شود و اینها سختی خاص خود را دارد. از طرفی هم  تحصیل ودرس فرزندان با اینکه معلمین ایرانی در مدارس وزارت خارجه وجود دارد اما یک معلم نمی تواند تمام نیازهای تحصیلی فرزدان دیپلماتها را تامین کند و مشکلات درسی و تحصیلی فرزندان از اول تا آخر باید خانواده رفع و رجوع کند. "اینجا وضعیت تحصیلی شان چگونه است؟"مسلما رسیدگی بیشتر است و کمتر دغدغه دارم.

 

با این مقدمه سراغی از فرزندانش می گیرم و از او می پرسم آیا آنها تمایلی دارند مانند پدر دیپلمات شوند؟ او پاسخ می دهد: دو فرزند دختر دارم، فاطمه و سارا 9 و 11 ساله. فکر نمی کنم .آنها برنامه های دیگری دارند، چراکه  زندگی دیپلماتها فشارهای خاص خودش را دارد و بعید میدانم چنین خواسته ای داشته باشند

 

در فضای همان روابط دیپلماتیک حاکم است ؟ (با خنده) قطعا نه ،فضای خانه دوستانه است. البته سعی می کنیم مسائل تشریفاتی را رعایت کنیم تاعادت و نهادینه بشود .اما فضای خانه  راحت و آسان گرفته میشود.

 

نیت داشتم تجربیاتم رادر اختیار مردم شهرم قرار دهم/ فکرش را نمی کردم این گونه شود

چه شد که بیرجند را برای ماموریت دوساله تان انتخاب کردید؟ من فرزند این آب و خاک هستم و علقه و وابستگی به شهرم دارم.از همان زمانی که وارد وزارت خارجه شدم، نیت داشتم  تجربیاتم را ، مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار مردم و منطقه قرار دهم. البته  فکرش را نمی کردم که مستقیما تجربیاتم را در اختیار بگذارم اما شرایط اینگونه رقم خورد و توفیق برای من حاصل شد که آنچه نیاز مردم و منطقه است  چه در بخشهای مدیریتی و غیر مدیریتی (که همان افکار عمومی وسازمانهای مردم نهاداست) قرار دهم. آن زمان که قرار شد با همکاری نمایندگان استان به خصوص نماینده بیرجندو استاندار این دفتر نمایندگی در بیرجند راه اندازی شود تلاشهایی داشتم و مایل بودم این دفتر در بیرجند آغاز به کار نماید.

 

تا کنون به بازنشسته شدن فکر کردید؟ هنوز به بازنشسته شدن فکر نکردم چرا که از خدمتم زیاد مانده است، از طرفی چون هدفمند و علاقه مند به کارم هستم برنامه هایم دقیق است. من دوسال قبل از کنکور احتمال می دادم اینجا قبول بشوم و جزو اولین بیرجندی هایی بودم که بعد از انقلاب رسما وارد  وزارت خارجه شد ،البته قبل از انقلاب کسانی بودند و بعد از من  نیز افراد دیگری از شهرهای طبس و قاین وارد وزارت خارجه شدند.

پایان بخش اول. ادامه دارد ......

,

معرفی از خودتان و بگویید چگونه وارد وزارت خارجه شدید؟ غلامحسین ابراهیمی متولد مشهد اما اصالتا از شهر خوسف هستم،مقطع دیپلم  را در بیرجند گذراندم. جزو نفرات اول کنکور بودم و از 100 رشته انتخابی، به سه رشته علاقه مند بودم و انتخاب کردم و هرسه را قبول شدم. رشته علوم قضایی، روابط سیاسی (دیپلماتیک وزارت خارجه) و روان شناسی. اما به دانشگاه وزارت خارجه رفتم . آن زمان دوره اولی بود که دانشکده وزارت خارجه در کنکور سراسری رسمیت یافته بود و  به محض قبول شدن در کنکور و عبور از مصاحبه های سخت، وارد وزارت خارجه شدم. مقطع فوق لیسانس را در رشته سیاست گذاری عمومی در دانشگاه تهران می خواندم که به دلیل ماموریتهای خارج از کشور، تحصیلم را ناتمام گذاشتم و در تکمیل رشته فوق لیسانس ام درمطالعات منطقه ای با تاکید جهان عرب، با دفاع پایان نامه،تحصیلاتم را به اتمام رساندم.

 

 کار در وزارت خارجه چگونه است و در چه کشورهایی فعالیت داشتید ؟ اوضاع کاریم در وزارت خارجه، بیشتر در حوزه عربی بوده ،بیش از  10-12 سال در کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه خدمت کردم. بخشی از خدمتم را در آسیای شرقی (در کشورهایی چون مالزی و اندونزی) وبخشی در اروپای شرقی و اکنون هم در نمایندگی وزارت خارجه بیرجند.کار در وزارت خارجه  به نوعی خانه به دوشی است، خدمتهای ما دوره 5 ساله دارد بخشی از خدمت ما در قالب ماموریتهای سه یا چهارساله در خارج از کشور و مدت دوسال در ایران است که به بازیابی اطلاعات و آشنایی بیشتر با تحولات داخلی بویژه در حوزه وزارت خارجه منوط می شود ، کشورهامحل خدمت نیز براساس حوزه کاری و نیاز کشورهایی که مدنظر است تعیین می شود.

 

کار در وزارت خارجه سهل و ممتنع است و به ظاهر بسیار سهل و در باطن بسیار سخت و در عین حال، همراه با استرس و فشارهای خاص خودش است. کسی که در وزارت خارجه فعالیت می کند نماینده یک ملت است و باری از ملت را به دوش می کشد و وظیفه اش به همان میزان افزایش می یابد، البته به دغدغه های افراد برمی گردد ممکن است فردی دغدغه بیشتری داشته باشد بنابراین احساس مسئولیت بیشتری خواهد داشت و من از افرادی هستم که چه در داخل و چه خارج از کشور دغدغه زیادی دارم و مسئولیتم  شخصی ام  را چند برابر حیطه اداری حس می کنم.

 

 همسرم خانه دار  و دو فرزند دختر دارم/فکر نمی کنم  فرزندانم بخواهند وارد شغل پدرشان شوند

همسرتان در چه رشته ای تحصیل کردند و مشغول چه کاری هستند؟ همسرم در رشته الهیات  تحصیل کردند و اکنون در مقطع کارشناسی ارشد فقه و حقوق تحصیل می کنند و خانه دارهستند. بدون همکاری همسرم  و همراهی اش نمی توانستم کاری کنم. کارهای وزارت خارجه به گونه ای است که دائما در حال سفر و ماموریتهای کاری هستیم و به همین دلیل همسرم بسیاری ازموقعیت کاری و درسی اش را نتوانست داشته باشدو اکنون مشغول خانه داری و تحصیل شخصی است البته به خاطر عدم استقرار دائم از تحصیل هم عقب ماند.

 

 چه میزان با شغل شما همراهی دارند؟ در مجموع من و همسرم در خارج از کشور هردو به عنوان نماینده ملت ایران خدمت می کنیم. فرقی نمی کند چه من به صورت رسمی و چه همسرم که غیر رسمی فعالیت می کنند در رابطه با دیپلماسی عمومی در خارج از کشور برای دفاع از فرهنگ و آداب و رسوم و حقوق معنوی و مادی هر دو باهم  برنامه اجرا می کنیم. البته فعالیت غیر رسمی همسران دیپلماتها در چند شکل بروز می کند  من جمله در برخی کارها که لازم است ارتباطات خانوادگی داشته باشیم و یا ارتباطاتی که با همسران دیپلماتهای خارج از کشور برقرار شود ،که از آن به عنوان دیپلماسی عمومی یاد می شود، همسران ما هستند که نقش ایفا می کنند. در معرفی فرهنگ و آداب رسوم غنی ایرانی ،ترویج زبان فارسی،ارائه  تصویر صحیحی از زنان ایرانی،معرفی جاذبه گردشگری و صنایع دستی،بخش اعظم اینها به عهده همسران دیپلماتهاست که در قالب برگزاری نمایشگاه های خیریه  و نمایشگاههای صنایع دستی و برنامه های آشپزی ایرانی برای معرفی به کشورهای هدف اجرا می شود.

 

از اول انقلاب تا کنون تنها تصوری که از کشور ما ارائه شده یک تصویر منفی است

زندگی دیپلماتها چگونه است ؟ ممکن است  همین زندگی دیپلماتیک در آمریکا برای بسیاری آرزو باشد ،ظاهر امر خوب است اما  یک طرف فشارهای ناشی از دوری از خانواده، اختلاف ساعات  وطرف دیگر نگاههایی است که در که خارج از کشور وجود دارد و وظیفه هر دیپلماتی است این نگاهها را تصحیح کند. انقلاب اسلامی ما به مذاق بسیاری خوش نیامده، از اول انقلاب تا کنون تنها تصوری که از کشور ما ارائه شده یک تصویر منفی است و وظیفه ماست که در قالب فرد یا خانواده  نگاهها را تصحیح کنیم و تصویر واقعی از کشور را ارائه دهیم که این هم مشکلات خاص خودش را دارد.

 

زندگی دیپلماتیک تلخ و شیرین  را باهم دارد و  برخلاف مردم عادی  نمی توانیم برنامه مستمری برای زندگی مان داشته باشیم و بیشتر برنامه ها به صورت متحرک و موقت است. در عین حال باید روانشناسی  را هم درنظر بگیریم در خارج از کشور  اقوام و فامیل وبعضا هم زیان کمتر پیدا می شود و اینها سختی خاص خود را دارد. از طرفی هم  تحصیل ودرس فرزندان با اینکه معلمین ایرانی در مدارس وزارت خارجه وجود دارد اما یک معلم نمی تواند تمام نیازهای تحصیلی فرزدان دیپلماتها را تامین کند و مشکلات درسی و تحصیلی فرزندان از اول تا آخر باید خانواده رفع و رجوع کند. "اینجا وضعیت تحصیلی شان چگونه است؟"مسلما رسیدگی بیشتر است و کمتر دغدغه دارم.

 

با این مقدمه سراغی از فرزندانش می گیرم و از او می پرسم آیا آنها تمایلی دارند مانند پدر دیپلمات شوند؟ او پاسخ می دهد: دو فرزند دختر دارم، فاطمه و سارا 9 و 11 ساله. فکر نمی کنم .آنها برنامه های دیگری دارند، چراکه  زندگی دیپلماتها فشارهای خاص خودش را دارد و بعید میدانم چنین خواسته ای داشته باشند

 

در فضای همان روابط دیپلماتیک حاکم است ؟ (با خنده) قطعا نه ،فضای خانه دوستانه است. البته سعی می کنیم مسائل تشریفاتی را رعایت کنیم تاعادت و نهادینه بشود .اما فضای خانه  راحت و آسان گرفته میشود.

 

نیت داشتم تجربیاتم رادر اختیار مردم شهرم قرار دهم/ فکرش را نمی کردم این گونه شود

چه شد که بیرجند را برای ماموریت دوساله تان انتخاب کردید؟ من فرزند این آب و خاک هستم و علقه و وابستگی به شهرم دارم.از همان زمانی که وارد وزارت خارجه شدم، نیت داشتم  تجربیاتم را ، مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار مردم و منطقه قرار دهم. البته  فکرش را نمی کردم که مستقیما تجربیاتم را در اختیار بگذارم اما شرایط اینگونه رقم خورد و توفیق برای من حاصل شد که آنچه نیاز مردم و منطقه است  چه در بخشهای مدیریتی و غیر مدیریتی (که همان افکار عمومی وسازمانهای مردم نهاداست) قرار دهم. آن زمان که قرار شد با همکاری نمایندگان استان به خصوص نماینده بیرجندو استاندار این دفتر نمایندگی در بیرجند راه اندازی شود تلاشهایی داشتم و مایل بودم این دفتر در بیرجند آغاز به کار نماید.

 

تا کنون به بازنشسته شدن فکر کردید؟ هنوز به بازنشسته شدن فکر نکردم چرا که از خدمتم زیاد مانده است، از طرفی چون هدفمند و علاقه مند به کارم هستم برنامه هایم دقیق است. من دوسال قبل از کنکور احتمال می دادم اینجا قبول بشوم و جزو اولین بیرجندی هایی بودم که بعد از انقلاب رسما وارد  وزارت خارجه شد ،البته قبل از انقلاب کسانی بودند و بعد از من  نیز افراد دیگری از شهرهای طبس و قاین وارد وزارت خارجه شدند.

پایان بخش اول. ادامه دارد ......

,

معرفی از خودتان و بگویید چگونه وارد وزارت خارجه شدید؟ غلامحسین ابراهیمی متولد مشهد اما اصالتا از شهر خوسف هستم،مقطع دیپلم  را در بیرجند گذراندم. جزو نفرات اول کنکور بودم و از 100 رشته انتخابی، به سه رشته علاقه مند بودم و انتخاب کردم و هرسه را قبول شدم. رشته علوم قضایی، روابط سیاسی (دیپلماتیک وزارت خارجه) و روان شناسی. اما به دانشگاه وزارت خارجه رفتم . آن زمان دوره اولی بود که دانشکده وزارت خارجه در کنکور سراسری رسمیت یافته بود و  به محض قبول شدن در کنکور و عبور از مصاحبه های سخت، وارد وزارت خارجه شدم. مقطع فوق لیسانس را در رشته سیاست گذاری عمومی در دانشگاه تهران می خواندم که به دلیل ماموریتهای خارج از کشور، تحصیلم را ناتمام گذاشتم و در تکمیل رشته فوق لیسانس ام درمطالعات منطقه ای با تاکید جهان عرب، با دفاع پایان نامه،تحصیلاتم را به اتمام رساندم.

, معرفی از خودتان و بگویید چگونه وارد وزارت خارجه شدید؟ , معرفی از خودتان و بگویید چگونه وارد وزارت خارجه شدید؟ , جزو نفرات اول کنکور بودم و از 100 رشته انتخابی، به سه رشته علاقه مند بودم و انتخاب کردم و هرسه را قبول شدم. رشته علوم قضایی، روابط سیاسی (دیپلماتیک وزارت خارجه) و روان شناسی. اما به دانشگاه وزارت خارجه رفتم .,

 

,

 کار در وزارت خارجه چگونه است و در چه کشورهایی فعالیت داشتید ؟ اوضاع کاریم در وزارت خارجه، بیشتر در حوزه عربی بوده ،بیش از  10-12 سال در کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه خدمت کردم. بخشی از خدمتم را در آسیای شرقی (در کشورهایی چون مالزی و اندونزی) وبخشی در اروپای شرقی و اکنون هم در نمایندگی وزارت خارجه بیرجند.کار در وزارت خارجه  به نوعی خانه به دوشی است، خدمتهای ما دوره 5 ساله دارد بخشی از خدمت ما در قالب ماموریتهای سه یا چهارساله در خارج از کشور و مدت دوسال در ایران است که به بازیابی اطلاعات و آشنایی بیشتر با تحولات داخلی بویژه در حوزه وزارت خارجه منوط می شود ، کشورهامحل خدمت نیز براساس حوزه کاری و نیاز کشورهایی که مدنظر است تعیین می شود.

,  کار در وزارت خارجه چگونه است و در چه کشورهایی فعالیت داشتید ؟,  کار در وزارت خارجه چگونه است و در چه کشورهایی فعالیت داشتید ؟, کار در وزارت خارجه  به نوعی خانه به دوشی است، خدمتهای ما دوره 5 ساله دارد بخشی از خدمت ما در قالب ماموریتهای سه یا چهارساله در خارج از کشور و مدت دوسال در ایران است که به بازیابی اطلاعات و آشنایی بیشتر با تحولات داخلی بویژه در حوزه وزارت خارجه منوط می شود ،,

 

,

کار در وزارت خارجه سهل و ممتنع است و به ظاهر بسیار سهل و در باطن بسیار سخت و در عین حال، همراه با استرس و فشارهای خاص خودش است. کسی که در وزارت خارجه فعالیت می کند نماینده یک ملت است و باری از ملت را به دوش می کشد و وظیفه اش به همان میزان افزایش می یابد، البته به دغدغه های افراد برمی گردد ممکن است فردی دغدغه بیشتری داشته باشد بنابراین احساس مسئولیت بیشتری خواهد داشت و من از افرادی هستم که چه در داخل و چه خارج از کشور دغدغه زیادی دارم و مسئولیتم  شخصی ام  را چند برابر حیطه اداری حس می کنم.

, کار در وزارت خارجه سهل و ممتنع است و به ظاهر بسیار سهل و در باطن بسیار سخت و در عین حال، همراه با استرس و فشارهای خاص خودش است. , من از افرادی هستم که چه در داخل و چه خارج از کشور دغدغه زیادی دارم و مسئولیتم  شخصی ام  را چند برابر حیطه اداری حس می کنم.,

 

,

 همسرم خانه دار  و دو فرزند دختر دارم/فکر نمی کنم  فرزندانم بخواهند وارد شغل پدرشان شوند

,  همسرم خانه دار  و دو فرزند دختر دارم/فکر نمی کنم  فرزندانم بخواهند وارد شغل پدرشان شوند, همسرم خانه دار  و دو فرزند دختر دارم/فکر نمی کنم  فرزندانم بخواهند وارد شغل پدرشان شوند, همسرم خانه دار  و دو فرزند دختر دارم/فکر نمی کنم  فرزندانم بخواهند وارد شغل پدرشان شوند,

همسرتان در چه رشته ای تحصیل کردند و مشغول چه کاری هستند؟ همسرم در رشته الهیات  تحصیل کردند و اکنون در مقطع کارشناسی ارشد فقه و حقوق تحصیل می کنند و خانه دارهستند. بدون همکاری همسرم  و همراهی اش نمی توانستم کاری کنم. کارهای وزارت خارجه به گونه ای است که دائما در حال سفر و ماموریتهای کاری هستیم و به همین دلیل همسرم بسیاری ازموقعیت کاری و درسی اش را نتوانست داشته باشدو اکنون مشغول خانه داری و تحصیل شخصی است البته به خاطر عدم استقرار دائم از تحصیل هم عقب ماند.

, همسرتان در چه رشته ای تحصیل کردند و مشغول چه کاری هستند؟ , همسرتان در چه رشته ای تحصیل کردند و مشغول چه کاری هستند؟ ,

 

,

 چه میزان با شغل شما همراهی دارند؟ در مجموع من و همسرم در خارج از کشور هردو به عنوان نماینده ملت ایران خدمت می کنیم. فرقی نمی کند چه من به صورت رسمی و چه همسرم که غیر رسمی فعالیت می کنند در رابطه با دیپلماسی عمومی در خارج از کشور برای دفاع از فرهنگ و آداب و رسوم و حقوق معنوی و مادی هر دو باهم  برنامه اجرا می کنیم. البته فعالیت غیر رسمی همسران دیپلماتها در چند شکل بروز می کند  من جمله در برخی کارها که لازم است ارتباطات خانوادگی داشته باشیم و یا ارتباطاتی که با همسران دیپلماتهای خارج از کشور برقرار شود ،که از آن به عنوان دیپلماسی عمومی یاد می شود، همسران ما هستند که نقش ایفا می کنند. در معرفی فرهنگ و آداب رسوم غنی ایرانی ،ترویج زبان فارسی،ارائه  تصویر صحیحی از زنان ایرانی،معرفی جاذبه گردشگری و صنایع دستی،بخش اعظم اینها به عهده همسران دیپلماتهاست که در قالب برگزاری نمایشگاه های خیریه  و نمایشگاههای صنایع دستی و برنامه های آشپزی ایرانی برای معرفی به کشورهای هدف اجرا می شود.

,  چه میزان با شغل شما همراهی دارند؟ , چه میزان با شغل شما همراهی دارند؟ , من و همسرم در خارج از کشور هردو به عنوان نماینده ملت ایران خدمت می کنیم,

 

,

از اول انقلاب تا کنون تنها تصوری که از کشور ما ارائه شده یک تصویر منفی است

, از اول انقلاب تا کنون تنها تصوری که از کشور ما ارائه شده یک تصویر منفی است, از اول انقلاب تا کنون تنها تصوری که از کشور ما ارائه شده یک تصویر منفی است,

زندگی دیپلماتها چگونه است ؟ ممکن است  همین زندگی دیپلماتیک در آمریکا برای بسیاری آرزو باشد ،ظاهر امر خوب است اما  یک طرف فشارهای ناشی از دوری از خانواده، اختلاف ساعات  وطرف دیگر نگاههایی است که در که خارج از کشور وجود دارد و وظیفه هر دیپلماتی است این نگاهها را تصحیح کند. انقلاب اسلامی ما به مذاق بسیاری خوش نیامده، از اول انقلاب تا کنون تنها تصوری که از کشور ما ارائه شده یک تصویر منفی است و وظیفه ماست که در قالب فرد یا خانواده  نگاهها را تصحیح کنیم و تصویر واقعی از کشور را ارائه دهیم که این هم مشکلات خاص خودش را دارد.

, زندگی دیپلماتها چگونه است ؟ , زندگی دیپلماتها چگونه است ؟ , زندگی دیپلماتها چگونه است ؟ , ممکن است  همین زندگی دیپلماتیک در آمریکا برای بسیاری آرزو باشد ،ظاهر امر خوب است اما  یک طرف فشارهای ناشی از دوری از خانواده، اختلاف ساعات  وطرف دیگر نگاههایی است که در که خارج از کشور وجود دارد و وظیفه هر دیپلماتی است این نگاهها را تصحیح کند. انقلاب اسلامی ما به مذاق بسیاری خوش نیامده، از اول انقلاب تا کنون تنها تصوری که از کشور ما ارائه شده یک تصویر منفی است و وظیفه ماست که در قالب فرد یا خانواده  نگاهها را تصحیح کنیم و تصویر واقعی از کشور را ارائه دهیم که این هم مشکلات خاص خودش را دارد., ممکن است  , یک طرف ,

 

,

زندگی دیپلماتیک تلخ و شیرین  را باهم دارد و  برخلاف مردم عادی  نمی توانیم برنامه مستمری برای زندگی مان داشته باشیم و بیشتر برنامه ها به صورت متحرک و موقت است. در عین حال باید روانشناسی  را هم درنظر بگیریم در خارج از کشور  اقوام و فامیل وبعضا هم زیان کمتر پیدا می شود و اینها سختی خاص خود را دارد. از طرفی هم  تحصیل ودرس فرزندان با اینکه معلمین ایرانی در مدارس وزارت خارجه وجود دارد اما یک معلم نمی تواند تمام نیازهای تحصیلی فرزدان دیپلماتها را تامین کند و مشکلات درسی و تحصیلی فرزندان از اول تا آخر باید خانواده رفع و رجوع کند. "اینجا وضعیت تحصیلی شان چگونه است؟"مسلما رسیدگی بیشتر است و کمتر دغدغه دارم.

, زندگی دیپلماتیک تلخ و شیرین  را باهم دارد و  برخلاف مردم عادی  نمی توانیم برنامه مستمری برای زندگی مان داشته باشیم و بیشتر برنامه ها به صورت متحرک و موقت است. , "اینجا وضعیت تحصیلی شان چگونه است؟",

 

,

با این مقدمه سراغی از فرزندانش می گیرم و از او می پرسم آیا آنها تمایلی دارند مانند پدر دیپلمات شوند؟ او پاسخ می دهد: دو فرزند دختر دارم، فاطمه و سارا 9 و 11 ساله. فکر نمی کنم .آنها برنامه های دیگری دارند، چراکه  زندگی دیپلماتها فشارهای خاص خودش را دارد و بعید میدانم چنین خواسته ای داشته باشند

, با این مقدمه سراغی از فرزندانش می گیرم و از او می پرسم آیا آنها تمایلی دارند مانند پدر دیپلمات شوند؟ , با این مقدمه سراغی از فرزندانش می گیرم و از او می پرسم آیا آنها تمایلی دارند مانند پدر دیپلمات شوند؟ , دو فرزند دختر دارم، فاطمه و سارا 9 و 11 ساله. فکر نمی کنم .آنها برنامه های دیگری دارند، چراکه  زندگی دیپلماتها فشارهای خاص خودش را دارد و بعید میدانم چنین خواسته ای داشته باشند,

 

,

در فضای همان روابط دیپلماتیک حاکم است ؟ (با خنده) قطعا نه ،فضای خانه دوستانه است. البته سعی می کنیم مسائل تشریفاتی را رعایت کنیم تاعادت و نهادینه بشود .اما فضای خانه  راحت و آسان گرفته میشود.

, در فضای همان روابط دیپلماتیک حاکم است ؟ , در فضای همان روابط دیپلماتیک حاکم است ؟,

 

,

نیت داشتم تجربیاتم رادر اختیار مردم شهرم قرار دهم/ فکرش را نمی کردم این گونه شود

, نیت داشتم تجربیاتم رادر اختیار مردم شهرم قرار دهم/ فکرش را نمی کردم این گونه شود, نیت داشتم تجربیاتم رادر اختیار مردم شهرم قرار دهم/ فکرش را نمی کردم این گونه شود,

چه شد که بیرجند را برای ماموریت دوساله تان انتخاب کردید؟ من فرزند این آب و خاک هستم و علقه و وابستگی به شهرم دارم.از همان زمانی که وارد وزارت خارجه شدم، نیت داشتم  تجربیاتم را ، مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار مردم و منطقه قرار دهم. البته  فکرش را نمی کردم که مستقیما تجربیاتم را در اختیار بگذارم اما شرایط اینگونه رقم خورد و توفیق برای من حاصل شد که آنچه نیاز مردم و منطقه است  چه در بخشهای مدیریتی و غیر مدیریتی (که همان افکار عمومی وسازمانهای مردم نهاداست) قرار دهم. آن زمان که قرار شد با همکاری نمایندگان استان به خصوص نماینده بیرجندو استاندار این دفتر نمایندگی در بیرجند راه اندازی شود تلاشهایی داشتم و مایل بودم این دفتر در بیرجند آغاز به کار نماید.

, چه شد که بیرجند را برای ماموریت دوساله تان انتخاب کردید؟ , چه شد که بیرجند را برای ماموریت دوساله تان انتخاب کردید؟ , از همان زمانی که وارد وزارت خارجه شدم، نیت داشتم  تجربیاتم را ، مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار مردم و منطقه قرار دهم. البته  فکرش را نمی کردم که مستقیما تجربیاتم را در اختیار بگذارم اما شرایط اینگونه رقم خورد و توفیق برای من حاصل شد ,

 

,

تا کنون به بازنشسته شدن فکر کردید؟ هنوز به بازنشسته شدن فکر نکردم چرا که از خدمتم زیاد مانده است، از طرفی چون هدفمند و علاقه مند به کارم هستم برنامه هایم دقیق است. من دوسال قبل از کنکور احتمال می دادم اینجا قبول بشوم و جزو اولین بیرجندی هایی بودم که بعد از انقلاب رسما وارد  وزارت خارجه شد ،البته قبل از انقلاب کسانی بودند و بعد از من  نیز افراد دیگری از شهرهای طبس و قاین وارد وزارت خارجه شدند.

, تا کنون به بازنشسته شدن فکر کردید؟, تا کنون به بازنشسته شدن فکر کردید؟, ,

پایان بخش اول. ادامه دارد ......

, پایان بخش اول. ادامه دارد ......,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه