طنز: اندر حکایت خواب مش نصرت

دلخوشی مسئولان ارشد هشترود با افتتاح یک شعبه بیمه

دلخوشی مسئولان ارشد هشترود با افتتاح یک شعبه بیمه
هفته گذشته در یک اقدامی عجیب خیل عظیمی از مسئولان ارشد شهرستان اقدام به افتتاح ششمین شعبه نمایندگی یکی از بیمه ها کردند که این افتتاح مزیت خاصی نسبت به دیگر موارد نداشت و حضور این همه مسئول هم توجیه خاصی در آن نداشت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ و به نقل از خبرنگار پیک هشترود، یکی از نویسندگان جوان هشترودی این اقدام مسئولان را در قالب طنز بیان کرده است. متن این نوشته طنر بدین شرح است:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک هشترود, پیک هشترود,

 

,

اندر حکایت خواب مش نصرت

,

اون روز وقتی مش نصرت چشم باز کرد خود را در هیاهوی بازار یافت شهر همان شهر بود اما انگار در سالهای قبل ، مردم با عرق جبین و دامن چین، در بازار شهر در رفت و آمد بودند هیاهو بسیار بود خدم و هشم بسیار در بازار بود انگار بازار در قرق بود.

,

از حجره کوچکی در بازار صدای خنده و تعارف به گوش می رسید در آن حجره کوچک مردان ،چاکران و ملازمان بسیار دست به سینه بودند و نوکران سینی سینی خوردنی و نوشیدنی بر حجره می بردند مش نصرت در تعجب بود در این حجره کوچک چه می گذرد که همه رجال شهر در آن حضور دارند ؟!!! خود را با عجله به در حجره رساند روبانی قرمز جهت افتتاح و قیچی در طبق جهت بریدن روبان ، رجال شهر برای افتتاح این حجره کوچک تعارف تیکه پاره می کردند مش نصرت با خود گفت:عجبا !! چگونه که این همه رجال شهر برای افتتاح یک حجره کوچک که گویا (( بیمه باشد )) جمع شدند مگر قحطی پروژه است ؟! رجال که مش نصرت را دیدند او را نیز جهت افتتاح به حجره دعوت کردند مش نصرت وقتی خواست قدم به حجره بگذارد با فریاد زنش از خواب بلند شد که چه خوابیده ای دیر شده است ؟ مش نصرت که از خواب بلند شد آهی کشید و گفت : عجب خوابی عجب دورانی !! خدا رو شکر که در این زمانه آنقدر پروژه های مهم است که رجال شهر برای افتتاح یک حجره کوچک صف نکشند.
راستس نظر شما چیه ؟!

,
, راستس نظر شما چیه ؟!, راستس نظر شما چیه ؟!,

 

,

پایان پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه