به بهانه سالروز شهادت سردار شهید حاج یادگار امیدی

فرمانده شهیدی که در عمق خاک دشمن فرمانده بعثی را به هلاکت رساند

فرمانده شهیدی که در عمق خاک دشمن فرمانده بعثی را به هلاکت رساند
شهید یادگار امیدی همچون مولایش امام حسین(ع) با لب تشنه و پیشانی شکافته توسط گلوله‌های آتشین دشمنان به شهادت رسید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سیروان نوین، شهید یادگار امیدی فرمانده واحداطلاعات وعملیات تیپ یکم امیرالمومنین(ع) لشکر4 بعثت (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) سال 1333 (ه .ش) در روستای چشمه رشید کارزان از توابع شهرستان سیروان در استان ایلام و در خانواده‌ای روستایی دیده به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدایی را به صورت متفرقه به پایان رساند و پس از آن به کار‌های فنی روی آورد ودر آنها مهارت کسب کرد. در زمان اوج‌گیری انقلاب، به صفوف انقلابیون پیوست و پس از آن همزمان با تشکیل کمیته انقلاب اسلامی به عضویت در این نهاد در آمد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سیروان نوین,

چندی بعد هنگام بروز آشوب ازسوی ضدانقلاب در کردستان، وی به منظور شرکت در سر کوب فتنه گران راهی آنجا شد و در حین در‌گیری مجروح گشت. پس از بهبودی حاصل از جراحات، با توجه به مهارتش در کار‌های فنی، به دعوت جهاد سازندگی استان ایلام، در آن ارگان مشغول خدمت شد در پروژه‌های آبرسانی به روستا‌ها فعالیت کرد. جنگ تحمیلی که آغاز شد وی داوطلبانه به جبهه میمک شتافت و به همراه تعداد زیادی از نیروهای سپاه، به عملیات شنا سایی، مین‌گذاری و جنگ‌های پارتیزانی با نیروهای بعثی پرداخت که برای بار دوم مجروح شد. چندی بعد در تاریخ 1359/7/13 به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایلام در آمد. پس از بهبودی دوباره راهی مناطق عملیاتی شد که در حین شرکت در عملیات برای بار سوم مجروح گشت.

,
, , ,

یادگار امیدی چندی پس از عملیات والفجر سه، با وجود شجاعت و صلابت کم نظیری که داشت به عنوان معاونت اطلاعات و عملیات تیپ امیر المومنین(ع) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد و یکی از پایه گذاران این واحد پس از تشکیل یگان رزم در استان به شمار می‌رود. وی در سال 1362 با تشرف به حج و تزکیه نفس خود را آماده دیدار معبود کرد. در تاریخ 1362/6/16 این رزمنده و فرمانده شجاع پس از باز گشت از مکه در عملیات والفجر 5 از خود رشادتهای زیادی نشان داد و با وجودی که در شب اول عملیات مجروح شده بود اما تا پایان موفقیت‌آمیز آن در خط مقدم ماند و حاضر نشد او را به بیمارستان انتقال دهند

,

این مرد بزرگ و دلیر بار‌ها در عملیات پارتیزانی شرکت کرد و از خود رشادتهای زیادی نشان داد. مقاومتها و جنگ‌های او با دشمن مثال زدنی است. در 1364/3/25طی یک عملیات پارتیزانی در عمق چهار کیلومتری مواضع دشمن، تعدادی از مزدوران بعثی را به هلاکت رساند و دو تن از آنان را از جمله یک افسر عراقی به اسارت گرفت. اودر این نفوذها از خود رشادتهای بی‌شماری به یادگار گذاشت. در عملیات نفوذی دیگری، فرمانده مزدوران بعثی در منطقه را د رخاک عراق شخصاً به هلاکت رساند.

, این مرد بزرگ و دلیر بار‌ها در عملیات پارتیزانی شرکت کرد و از خود رشادتهای زیادی نشان داد. مقاومتها و جنگ‌های او با دشمن مثال زدنی است. در 1364/3/25طی یک عملیات پارتیزانی در عمق چهار کیلومتری مواضع دشمن، تعدادی از مزدوران بعثی را به هلاکت رساند و دو تن از آنان را از جمله یک افسر عراقی به اسارت گرفت. اودر این نفوذها از خود رشادتهای بی‌شماری به یادگار گذاشت. در عملیات نفوذی دیگری، فرمانده مزدوران بعثی در منطقه را د رخاک عراق شخصاً به هلاکت رساند., این مرد بزرگ و دلیر بار‌ها در عملیات پارتیزانی شرکت کرد و از خود رشادتهای زیادی نشان داد. مقاومتها و جنگ‌های او با دشمن مثال زدنی است. در 1364/3/25طی یک عملیات پارتیزانی در عمق چهار کیلومتری مواضع دشمن، تعدادی از مزدوران بعثی را به هلاکت رساند و دو تن از آنان را از جمله یک افسر عراقی به اسارت گرفت. اودر این نفوذها از خود رشادتهای بی‌شماری به یادگار گذاشت. در عملیات نفوذی دیگری، فرمانده مزدوران بعثی در منطقه را د رخاک عراق شخصاً به هلاکت رساند.,

یادگار امیدی یکی از تشکیل‌دهندگان گروه ضربت که در تعقیب مزدوران موسوم به (فرصان) بودند است. این گروه که در منطقه عمومی مهران و دهلران فعال بود، باکمین کردن در مقابل رزمندگان اسلام وبریدن گوش یا سر آنها وانتقال به خاک عراق از افسران وفرماندهان ارتش عراق پولهای زیادی را می‌گرفتند.

, .,

حضور این نیروها در منطقه، باعث نا امنی برای عقبه نیروهای رزمنده شده بود و به همین منظور یادگار امیدی اقدام به تشکیل گروه ضربت به منظور تعقیب و از بین بردن آنان کرد. وی بارها به همراه گروه ویژه با این نیروها در گیر شد و عده‌ای از آنان را به هلاکت رساند، تا این‌که در هشتم آذر ماه سال هزار و سیصد و شصت و چهار در حین در‌گیری با آنان به شهادت رسید و به ملکوت اعلا پیوست.

, .,

یدالله مظلومی همرزم شهید امیدی، ضمن بیان خاطره ای از رشادت های شهید یادگار امیدی می گوید:

, یدالله مظلومی همرزم شهید امیدی، ضمن بیان خاطره ای از رشادت های شهید یادگار امیدی می گوید:, یدالله مظلومی همرزم شهید امیدی، ضمن بیان خاطره ای از رشادت های شهید یادگار امیدی می گوید, :, :,

شهید یادگار امیدی با این‌که فرمانده بود، همیشه نخستین نفر در بطن ماموریت‌ها بود. در سال 1364 در شناسایی یک پایگاه مورد نظر در منطقه زعفرانی در عمق 14 کیلومتری خاک عراق در حین شناسایی متوجه شدیم که یک گروه 15 نفره از نیروهای عراقی رد ما را گرفته و دنبال ما می‌آیند، ما متوجه شدیم و با راهنمایی و تدبیر شهید حاج یادگار با استقرار و موضع‌گیری در یک محل مناسب، عراقی‌ها را محاصره کردیم و در پی درگیری با آنها پس از متلاشی کردن دشمن در آن محل دو نفر از آنها را اسیر کردیم که یکی از آنها افسر بود و آنان را به مقر خود آوردیم که این پیروزی آن هم در عمق خاک عراق نشان از کارآیی و زیرکی فرمانده ما یعنی شهید حاج یادگار امیدی داشت.

, .,

 

,

چهارم آبان سال 1364 پس از سه سال، گردان همیشه پیروز والفجر 5، یکی از گردانهای حماسه آفرین و خط شکن تیپ 114 حضرت امیر(ع) بود و بعد از عملیات مسئولیت پدافند جناح چپ ار تفاعات 230 را بر عهده داشت، برای استراحت و سازماندهی به پشت جبهه منتقل و در روز 4/9/1364 در اردوگاه بانروشان مستقر شد. ابتدا تصمیم بر آن بود به نیرو‌های گردان مرخصی داده شود، اما از طرف فرماندهی گردان اعلام شد که در جلسه فرماندهی تیپ حضور داشته باشیم.

, 1364 , .,

در جلسه حرف مسئولان این بود که ما می‌خواهیم قلب امام و فرماندهی کل قوا را شاد کنیم و این شادی به ایثار و جان فشانی شما نیاز دارد. ما قصد یک عملیات انهدامی داریم و این عملیات باید به دست رزمندگان پر توان انجام گیرد.پس از سخنان جانشین تیپ، فرماندهان حاضر در جلسه شور و حال دیگری پیدا کردند، چون مدتی در جبهه‌ها عملیات صورت نگرفته بود. در سطح جهانی هم صاحب نظران نظامی اظهار می‌کردند که ایران دیگر توان عملیات تهاجمی را علیه عراق ندارد و کار جنگ به نفع عراق تمام می‌شود.

, .,

برای مقدمات عملیات و شناسایی موقعیت، به اتفاق برادران عازم منطقه شور شیرین شدیم تا استحکامات و مواضع دشمن را بررسی نماییم. ورود ما به منطقه، مقارن با اذان ظهر بود. وضو گرفتیم تا برای نماز ظهر آماده شویم. از طرف برادران اطلاعات عملیات به ما اطلاع داده شد که گروهی از مزدوران در نزدیکی مواضع نیروهای خودی مشغول شناسایی و کمین هستند.

,

بلافاصله بدون خواندن نماز به اتفاق برادران به تعقیب آنان شتافتیم. در این ماموریت فرماندهی ما بر عهده شهید حاج یادگار امیدی بود که فرماندهی اطلاعات و عملیات تیپ نیز بودند. نیروهای دشمن متوجه حضور ما شده و فرار کردند و ما تا ساعت 7 غروب در تعقیب آنها بودیم. به نزدیکی پایگاه‌های دشمن رسیده بودیم. بر گشتن به پایگاه‌های خودی به علت بعد مسافت مشکل بود. تصمیم گرفتیم نماز مغرب و عشا را همان جا بخوانیم. بعد از نماز، به شناسایی منطقه مورد نظر پرداختیم.

, .,
, , ,

ناگهان متوجه ستون نیرویی شدیم که به طرف ما می‌آمدند. شاید امداد غیبی الهی بود که نیروهای عراقی از چند قدمی ما رد شده و در هوای مهتابی متوجه حضور ما نشدند. به طرف ارتفاعات بادام سفید راه افتادیم. هوا تاریک شده بود. با زحمت زیاد تقریبا 3 کیلومتر از مواضع دشمن دور شدیم. ساعت 4 صبح بود. دو ساعت آنجا استراحت کردیم. هوا خیلی سرد بود. همان جا نماز صبح را خواندیم. قصد داشتیم قبل از روشن شدن هوا از منطقه دشمن خارج شویم اما باید با احتیاط حرکت می‌کردیم تا در کمین گوش برها (یکی از وحشی‌ترین گروه‌های ضد انقلاب که برای ارتش عراق فعالیت می‌کردند) گرفتار نشویم.

, . ,

حاج یادگار جلوتر از همه حرکت می‌کرد. شیب ار تفاعات خیلی تند بود. زمان به کندی می‌گذشت، حاج یادگار با دست اشاره کرد گوش برها جلوتر از ما در بلندترین ارتفاعات مستقر شده‌اند. هیچ راهی برای نزدیک شدن به آن جا وجود نداشت. ولی ما باید ضربه‌های نهایی را به دشمن وارد می‌کردیم تا قلب امام را شاد کرده باشیم.

, .,

به طرف دشمن حرکت کردیم اما راه نزدیک شدن بسیار مشکل بود چون دشمن بلندترین قله منطقه را گرفته بود. با زحمت فراوان در ساعت 10 صبح خود را به دشمن رساندیم. با نخستین شلیک تیر حاج یادگار، در‌گیری آغاز شد. 45 دقیقه در‌گیری روی ارتفاعات بادام سفید ادامه داشت. حاج یادگار مثل شیر بر دشمن می‌تاخت. همچون مالک اشتر یک جناح منطقه عملیات را پوشش داده بود. در 24 ساعت گذشته هیچ غذایی نخورده بود و عاقبت همچون مولایش امام حسین(ع) با لب تشنه و پیشانی شکافته توسط گلوله‌های آتشین دشمنان به شهادت رسید.

, . , .,
 
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه